حوادث و
تجربههای تاریخی و تمدنی گواهی میدهند که در مواجهه و مقابله با بحرانها
و ناملایمتهای هر زمانه، جامعهها، نهادها، سازمانها و افرادی موفق و
سربلند بیرون آمدهاند و خواهند آمد که از قبل، برنامهها و اقدامهای
مناسبی را برای مقابله و فائقآمدن بر آنها آموخته، پیشبینی و طرحریزی
کرده و صاحب قابلیتها و شایستگیهای بالقوه و بالفعل شده باشند، چرا که در
غیر این صورت، مقابله با بحرانها یا ممکن نیست و یا بسیار پرهزینه است.
برای مثال، داشتن بنیه قوی و سلامت جسمی و روحی فرد پیش از هر آسیبی، به او
فرصت میدهد با مختصر هزینه، تلاش و هوشمندی، بر بیماریهای عفونی و حتی
ویروسی همهگیر فائق آید. یا سازههای مهندسی و مستحکم در برابر زلزله و
سیل و دیگر انواع بحرانها، با کمی مراقبت حفظ میشوند. همچنین،
سازمانهایی که از فرهنگ سازمانی مناسب و پویا برخوردارند و از حیث
خدماترسانی به مشتریان و کارکنان خویش زبانزد عام و خاص هستند، بهمراتب
بیشتر و بهتر از دیگر سازمانها میتوانند بر بحرانها و شرایط عدم قطعیت
فائق آیند و با کمترین هزینه از آنها عبور کنند. در غیر این صورت و چنانچه
از قبل تواناییهای لازم را نداشته باشند، حتی با صرف هزینههای بسیار
گران هم قادر نخواهند بود از بحرانها و مصیبتها موفق بیرون آیند یا جان
سالم بهدر ببرند.
اینکه کشور عزیز ما، ایران، در برهههای
سرنوشتساز تاریخی، بهویژه در دو جنگ ۱۲ روزه و رمضان، حضوری نمایان و
تماشایی و تحسینبرانگیز داشته است، به پشتوانه برخورداری از میراث و
استحکامات تمدنی، فرهنگی و اسطورهای قوی و رهبری الهامبخش و مقتدر و
تدبیر و تمهیدات نظامی و چندلایه فرماندهی و قدرت رزمی شایان و عرق ملی
مردان و زنان بیمثال و یکپارچه ایرانی بوده است؛ این روحیه باید حفظ و
تقویت شود، چرا که اگر نبود این آمادگیها و باورهای دینی و ولایی، و عرق
ملی و میهنی، انتظار هر گونه موفقیت سرابی بیش نبود.
من نمیگویم
داشتن آمادگیهای قبلی در ابعاد گوناگون و چندگانه، تنها راه مواجهه با
ابرچالشها و ابربحرانها و تنها مسیر عزیمت از شرایط بحرانی است، بلکه
میگویم از مهمترین و بنیادیترین آنهاست و اگر نباشد این توانمندیها و
قابلیتها و ظرفیتها، اقدامات پس از وقوع بحران چندان کارساز و راهگشا
نیستند و راه شکست همواره هموار خواهد بود.