مناجات شعبانیه نیایشی است
که در منابع معتبر از امیرالمؤمنین حضرت امام علی بن ابیطالب،
علیهالسلام، روایت شده است. باری این زیارت عشقانگیز را که نوای پرمحتوای
دلپذیرش، جذبه و شورآفرین و نجاتبخش از زندان پیچاپیچ طبیعت است، این
بزرگوار از آل عصمت، علیهمالسلام، روایت کرده و گفته است که آن امامان (ع)
بر زمزمه به این راز و نیاز مداومت داشتهاند (محمدی گیلانی، 1375: 24).
این مناجات نمونهای از تضرع و توصیف حال برگزیدهترین بندگان صالح خداوند
به شمار میآید. اگرچه این مناجات بهصورت مرسل نقل شده است؛ اما علامه
مجلسی سند آن را معتبر شمرده است و راوی آن (حسین ابن خالویه) را نیز ثقه
دانسته است (ابن طاووس، 1367، ج2: 686؛ مجلسی، 1403ق، ج۹۱: ۹۷؛ مجلسی،
14۲۳ق:47).
تربیت اعتقادی مهمترین بخش نظام جامع تربیتی اسلام است که در آن اصول
اعتقادات اسلام، یعنی باور به خداوند، پیامبران، امامت، عدل و معاد، به
متربی منتقل میشود. در این بین، اعتقاد به وجود خداوند اصل و بنیاد دیگر
باورها بهشمار میرود. از آنجا که اسلام نظام تربیتی ویژه خود را ارائه
کرده، لازم است تا روشهای مناسب با اصول اعتقادی اسلام بر مبنای متون
اسلامی استخراج و تعیین شوند (موسوی، جواهری، اکرمی، 1396: 89-106). در
تربیت اعتقادی که برقراری ارتباط مؤثر بین مربی و متربی از لوازم تحقق آن
است، مربی باید باورهای مخاطب را سامان دهد تا بتواند بر متربی تأثیر
بگذارد. از آنجا که ظرف باور و اعتقاد دل و قلب انسان است «الایمان عقد
بالقلب1» (صدوق: 186، حدیث 2)، به همین جهت، بایسته است مربی
برنامه تربیتی خود را برای درونیکردن باورهای متربی و تثبیت اعتقادات قلبی
او پیش ببرد.
یکی از لذتبخشترین و دلنشینترین حالتهایی که انسان میتواند از آن
طریق باورهای خود را تقویت کند، رازونیاز با معبود یکتا و خداوندی است
که اعتقاد به وجود او اصل و بنیاد دیگر باورها به شمار میرود. در این
میان تلاش برای برقراری ارتباط با آن ذات لایزال میتواند متربی را در مسیر
سلوک به درک مراتب و حقایق هستی یاری کند. نجوا خصوصیترین نحوه ارتباط
میان عبد با معبود خود است که برای متربی لذیذترین لذات معنوی را در پی
دارد. با این حساب اگر نجواکننده به این مهم عنایت داشته باشد که
مناجاتشونده مبدأ و منتهای هستی و غایةالقصوی عالم وجود، بلکه اصل هستی
است، لذت ندا، تا چه رسد به نجوا، برای کسی غیر از او قابل درک و توصیف
نیست. در این بین یکی از بهترین ابزارهای معاشقه با معبود دعاهای مأثورهای
است که از اهلبیت عصمت و طهارت، علیهمالسلام، به همین سبب به ما رسیده
است. از میان این ادعیه نورانی که بیشک یکی از مهمترین فواید آن تسهیل
تربیت اعتقادی است، بهتحقیق میتوان ادعا کرد «مناجات شعبانیه» از جمله
دعاهای عارفانهای است که از هر حیث در اوج قرار دارد. مضامین شامخ و
محتوای قدسی و بینظیر این مناجات با فرازهای دلکش و بینهایت زیبای آن
نهتنها بستر تحکیم اعتقادات را در متربی پایدار میکند، بلکه او را وابسته
و مقیم کوی معبود میسازد. البته همه این نتیجهها زمانی حاصل میشوند که
متربی با آگاهی از مضامین عرفانیِ فرازهای نورانی این دعای مأثور و درک
عمیق از محتوای آن، مهمان محفل مناجات شعبانیه شده باشد. حال اگر متربی با
چنین معرفتی به محضر این مناجات نائل آید، لذت روحی و معنویای که برای او
رقم میخورد و آن مرتبهای از بهجت و انبساط روحی که درمییابد، قابل توصیف
نیست. بیتردید چنین حالات و لذات معنوی که متربی در اوج انبساط روحی
بهسبب نجوای با حق تعالی با تمام وجود خود احساس کرده است، در قالب کلمات و
الفاظ نمیگنجد و متربی حاضر نیست آن لحظات و حالات بینظیر نجوای با حق
را با هیچ چیز دیگر معاوضه کند.
«مناجات شعبانیه» آمیختهای از خوف و ترس و رجا و امید است. از یک طرف چنان
پیش میرود که خود را در خوف و یأس و در میان عذاب الهی احساس میکند و از
طرف دیگر و در همان حال، از متن و دل این خوف و یأس، امید و رجا برمیخیزد
و فریاد میزند: «الهی ان اخذتنی بجرمی اخذتک بعفوک و ان اخذتنی بذنوبی
اخذت بمغفرتک و ان ادخلتنی النار اعلمت اهلها انی احبک» (خدای من، اگر مرا
به جرم و تقصیرم موأخذه کنی، به دامان عفوت پناه میبرم و اگر به گناهانم
محاکمهام نمایی، به مغفرت و گذشتت روی میآورم و اگر به آتش غضبت مرا داخل
نمایی، به اهل آتش اعلام میکنم که تو را دوست دارم» (قادری، 1404، باتصرف
و تلخیص).
در این مناجات، متربی سه مرحله را پی میگیرد: اول دعاکننده است و انتظار
دارد حق تعالی دعای او را بشنود؛ لذا میگوید: «وَ اسْمَعْ دُعَائِی إِذَا
دَعَوْتُکَ». در مرحله دوم حق تعالی را منادای خود قرار میدهد و از حضرت
حق استماع ندا را میطلبد: «وَ اسْمَعْ نِدَائِی إِذَا نَادَیْتُکَ». سپس
به اوج میرسد و از حق تعالی درخواست میکند که به او توجه کند تا زمینه
نجوای با حق برای او فراهم شود: «وأَقْبِلْ عَلَیَّ إِذَا نَاجَیْتُکَ».
البته ورود به وادی دعا، ندا و مناجات با آن ذات بیهمتا برای هرکس ممکن
نیست و تا فرد آمادگی لازم را در خود ایجاد نکرده باشد و شرایط ورود به این
وادی را نداشته باشد، اذن دعا، ندا و نجوای با حق را نمییابد. صائب چه
زیبا بیان میکند: «تا که از جانب معشوق نباشد کششی/ کوشش عاشق بیچاره به
جایی نرسد»
یا در جایی دیگر میگوید: «بیکشش، کوشش عاشق به مقامی نرسد/ فارغ از سعی
بود سالک اگر مجذوب است» (صائب تبریزی 1404، غزل 1441، بیت 6)
در عین حال توجه به این نکته نیز حائز اهمیت است که هرکس در این وادی به
اندازه لیاقت و قابلیت ذاتی خود میتواند از این فیض بینظیر بهرهمند شود.
امام خمینی (ره) در معرفی جایگاه مناجات شعبانیه و اینکه این مناجات حاوی
عالیترین مضامین عرفانی است، سخنانی شگفتانگیز دارند که بهاختصار به ذکر
چهار مورد از آنها در این نوشتار بسنده میکنیم:
1. ایشان در یکی از سخنان خود مناجات شعبانیه را دلیلی بر اثبات حقانیت
امامان معصوم، علیهمالسلام، تلقی میکند و میفرماید: «اگر نبود در ادعیه
الا دعای مناجات شعبانیه، کافی بود برای اینکه امامان ما، امامان
بهحقاند؛ آنهایی که این دعا را انشا کردهاند و تعقیب کردند. تمام این
مسائلی که عرفا در کتابهای طولانی خودشان نوشتهاند یا خودشان میگویند،
در چند کلمه مناجات شعبانیه هست؛ بلکه عرفای اسلام از همین ادعیه و از همین
دعاهایی که در اسلام وارد شده است، استفاده کردهاند» (موسوی الخمینی،
1378، ج 13: 31 با اندکی تلخیص).
2. همچنین ایشان مناجات موردبحث را فراتر از ادراک افراد عادی میدانند و
میفرمایند: «مناجات شعبانیه از بزرگترین مناجات و از عظیمترین معارف
الهی و از بزرگترین اموری است که آنهایی که اهلش هستند، میتوانند تا حد
ادراک خودشان استفاده کنند» (موسوی الخمینی، 1378، ج 17: 456).
3. امام راحل عظیمالشأن در سخنانی دیگر درک مناجات شعبانیه را برای کسانی
که برای آنان ذوق عرفانی حاصل نشده است، ناممکن میدانند و میفرمایند: «چه
بسا مسائل عرفانی که در قرآن و این مناجاتهای ائمه اطهار(ع) و همین
مناجات شعبانیه هست که اشخاص، فلاسفه و عرفا ممکن است تا حدودی درک کنند،
عناوین را بفهمند؛ لکن آن ذوق عرفانی چون حاصل نشده است، نمیتوانند وجدان
کنند...» (موسوی الخمینی، 1378، ج 17: 457).
4. امام راحل عظیمالشأن این فراز مناجات شعبانیه را که در واقع نقطه اوج
آن است، موردعنایت ویژه خود قرار میدادند و میفرمودند: «الهی هَبْ لِی
کمالَ الْانْقِطاع الَیک وَ اَنِرْ اَبْصَارَ قُلُوبِنا بِضِیاء نَظَرِها
الَیک حَتّی تَخْرِقَ اَبْصارُ الْقُلُوبِ حُجُبَ النُّورِ فَتَصِلَ الَی
مَعْدِنِ الْعَظَمَه وَ تَصیرَ ارواحُنا مُعَلَّقَهً بِعِزّ قُدْسِک الهی
وَاجْعَلْنِی مِمَّنْ نادَیتَهُ فَاجابَک وَ ناجَیتَهُ فَصَعِقَ لِجَلالِک»
(الهی وارستگی از هر چیز و وابستگی کامل به آستانت را موهبتم فرما و
دیدگان دل ما را به فروغ نظر به خود، روشن ساز تا دیدگان دل ما حجابهای
نور را بِدَرَد و عریاناً به معدن عظمت واصل شود و جانهای ما همچون شعاع
بعزّ قدست، آویخته گردد. الهی مرا مظهر الهیّت خویش گردان و از آنم قرار ده
که ندایش فرمودی اجابتت نمود و اندک نظری که به او افکندی مدهوش جلالت
گردید) (محمدی گیلانی، 1375، ص 229 و 241). «این کمال انقطاع خروج از منزل
خود و خودی و هرچه و هرکس و پیوستن به اوست و گسستن از غیر هبهای الهی است
به اولیای خُلَّص. پس از صَعْق حاصل از جلال که دنبال گوشه چشم نشاندادن
اوست (وَ لاحَظْتَهُ)» (موسویالخمینی، 1378، ج 17: 457). در شرح این فراز
برخی از صاحبنظران مینویسند: «مسئله انقطاع الی الله که مدلول آیه تبتّل
إلیه تبتیلاً (سوره مزمل) است، غیر از مسئله مشهور خلوت و عزلت یا صحبت و
جمعیت است که در کتب اخلاق مطرح میباشد.... این مسئله مورد وصیت قرآن است،
در قوام آن نه عزلت و نه مخالطت مأخوذ است، بلکه مراد از انقطاع الی الله
تعالی، وارستگی ضمیر و سرّ انسان از غیر خدای تعالی در همه ابعاد
نیازمندیهاست، و بهعبارت دیگر انقطاع کامل الی الله سبحانه، وارستن از هر
نوع شرک ربوبی و وابستگی، بلکه پیوستگی به آستان اوست که در سوره مزّمل
چنانکه اشاره شد، رسول الله صلی الله علیه و آله به تحصیل این دولت عظمی
مأمور شده است» (محمدی گیلانی، 1375: 230).
نتیجهگیری
غرض از این نوشتار، گذشته
از معرفی و بیان اهمیت مناجات شعبانیه، ترغیب معلمان و مربیان عزیز به
استفاده از تمامی ظرفیتها برای تقویت باورهای دینی و تربیت اعتقادی
دانشآموزان و متربیان است. شایسته است عموم معلمان، بهویژه معلمان
درسهای حوزه دین و عقاید اسلامی، در طول سال تحصیلی فرصت را غنیمت بشمرند و
متربیان خود را بهویژه در فرصت ماه رجب و شعبان برای ورود شکوهمند به ماه
مبارک رمضان آماده مهمانی حق تعالی کنند. به نظر میرسد یکی از راهکارهای
مؤثر در این خصوص معرفی هنرمندانه ادعیه مأثوره از امامان علیهم السلام
است که مناجات شعبانیه یکی از زیباترین آنهاست.
نکته کلیدی که باید مورد عنایت معلمان عزیز باشد، این است که هدف از آموزش
دین چیزی جز ایجاد و تحکیم و تقویت باورهای دینی در متعلمان و متربیان
نیست. حاصل کار معلمان باید تربیت انسانهای مؤمن و معتقد به مبانی اسلامی
باشد و این ادعیه میتواند ابزاری مطمئن و عاری از هرگونه انحراف برای
رسیدن به این هدف مقدس، تحکیم و تقویت باورهای دینی، باشد. بنابراین هنر
معلمی باید خود را در چشاندن شیرینی خلوت، انس و مناجات با پروردگار نمایان
کند تا متربیان از این رهگذر به مقاصد عالی تربیت اعتقادی شرفیاب شوند.
پینوشت
1. معانی الأخبار عن أبی الصلت الهروی: سَأَلتُ الرِّضا علیه السلام
عَنِ الإِیمانِ؟ فَقالَ: الإِیمانُ عَقدٌ بِالقَلبِ و لَفظٌ بِاللِّسانِ و
عَمَلٌ بِالجَوارِحِ، لا یکونُ الإِیمانُ إلّا هکذا (شیخ صدوق، معانی
الأخبار، بی تا: 186 ح 2؛ مجلسی 1403 ق، بحارالأنوار: ج 69: 65، حدیث 13)