شیمی بهعنوان یک علم
پایه، در توسعه فناوری، پزشکی، صنعت و حل چالشهای جهانی مانند انرژی پاک،
تغییرات اقلیمی و امنیت غذایی نقشی کلیدی ایفا میکند. با این حال، روشهای
سنتی آموزش شیمی غالباً با چالشهایی مانند درک مفاهیم انتزاعی، کمبود
امکانات آزمایشگاهی، کمبود زمان، تحققنیافتن برنامه درسی، علاقهنداشتن و
بیانگیزگی دانشآموزان روبهرو بوده است. درک مفاهیمی مانند ساختار اتم،
اوربیتال اتمی، پیوندهای شیمیایی یا سینتیک و ترمودینامیک واکنشها برای
دانشآموزان دشوار است.
توجهناکافی دولتها به علم شیمی در حل مسائل جامعه، نظیر آلودگی آب و هوا،
تأمین انرژی پاک، مدیریت مصرف سوختهای فسیلی آلاینده آب و هوا نظیر مازوت
و گازوئیل، مدیریت بهینه مصرف کودها و سمهای کشاورزی، چگونگی مصرف
افزودنیهای مواد غذایی، سرمایهگذارینشدن در تولید و مصرف انرژیهای
تجدیدپذیر، تولید خودروها و صنایع شیمیایی نسل های اول و دوم، و بیتوجهی
به صنایع فناوری پیشرفته1 نسلهای چهارم و پنجم باعث شده است
عموم مردم و دانشآموزان کاربرد عملی شیمی را در زندگی درک نکنند. در وزارت
آموزشوپرورش، انجمن شیمی و فرهنگستان علوم جمهوری اسلامی ایران، در زمینه
سیاستگذاری و آموزش علم شیمی در مدرسهها، کمتوجهیهای مشهودی دیده شده
است. در بسیاری از مدرسهها، امکانات آزمایشهای عملی محدودند و بودجه یا
برنامه حمایتی ویژهای از سوی مسئولان نیز دیده نمیشود. آموزش شیمی فقط در
قالب مفاهیم نظری و بدون توجه به تجربههای آزمایشگاهی، همچنان ادامه دارد
و تمرکز بر حفظ فرمولها و معادلهها، بدون درک عمیق مفاهیم، حرف اول را
میزند.
دانشگاههای مسئول تربیت معلم شیمی (دانشگاه فرهنگیان) را فراموش نکنیم که
به مدرسههایی معلمپرور، بدون تجربههای آموزشی عملی و آزمایشگاهی، تبدیل
شدهاند. معلمان آموزشدیده آنها در عمل هیچ قرابتی با روشهای نوین
آموزش شیمی ندارند و همچنان به روش سنتی و سخنرانی مستقیم شیمی را آموزش
میدهند. چنین معلمانی دستپرورده همان معلمانی هستند که تلاش کردند با
ارتقای رتبه تحصیلی، خود را از کلاس درس سنتی مدرسه برهانند و به دانشگاه
فرهنگیان منتقل شوند. این استادان، هیچ تجربه آموزشی جدید و نوآورانهای
نداشتند و همان کار را کردند که تا دیروز در مدرسهها انجام میدادند. به
بیان دیگر، هیچ تحولی در آموزش معلمان جدید و امروزی اتاق نیفتاد و در بر
همان پاشنه چرخید.
کشورمان ذخایر نفت و گاز و مواد معدنی عظیمی دارد. اقتصاد کشورمان نیز بر
صنایع تبدیلی مبتنی بر ذخایر ذکرشده، یعنی بر خامفروشی یا تولید
فراوردههای نفتی، پتروشیمی، انواع فلزات و مواد اولیه دارویی و مصرف یا
صادرات آنها به کشورهای نیازمند متکی است. پیشنیاز تحول در اقتصاد
شیمیمحور کشورمان، تربیت شیمیدانهای مبتکر، خلاق و نوآور است که بتوانند
این مسیر دشوار را با جانفشانی در راه کشورمان طی کنند. تربیت کارشناس
شیمی، مهندس شیمی یا پژوهشگر شیمی کاربلد، باتجربه و متعهد به حل این
بحرانها، راهحل این مشکل است. بنابراین، ضروری است بهصورت دقیقتر و
گستردهتری به دلایل ضرورت نوآوری در آموزش شیمی پرداخته شود.
استفاده از فناوریهای نوظهور و جذاب (مانند واقعیت مجازی، واقعیت افزوده،
چاپ سهبعدی و شبیهسازها) میتواند شیمی را به درسی پویا تبدیل کند. برای
مثال، استفاده از برنامههای تعاملی برای نمایش سهبعدی مولکولها بر درک
مفهومی و علاقه و انگیزه دانشآموزان به علم شیمی میافزاید. نوآوریهایی
مانند یادگیری پروژهمحور یا یادگیری مبتنی بر پروژه2
(پیبیال) به دانشآموزان اجازه میدهد مفاهیم را در قالب حلمسئله
بیاموزند. برای مثال، طراحی یک پروژه برای تولید سوخت پاک از مواد
بازیافتی، به درک عمیقتر مفاهیم کمک و مهارتهای اجتماعی و ارتباطی را
تقویت میکند. از طرف دیگر، نوآوری در آموزش شیمی میتواند مهارتهایی
مانند تفکر انتقادی، خلاقیت و همکاری را که به مهارتهای قرن ۲۱ معروف
هستند، تقویت کند.
نوآوری در آموزش شیمی نهتنها یک ضرورت آموزشی، بلکه یک سرمایهگذاری برای
آینده علمی و اقتصادی جامعه است. با ترکیب فناوری، خلاقیت و روشهای فعال
تدریس، میتوان شیمی را از یک درس خشک و نظری به یک تجربه جذاب و کاربردی
تبدیل کرد. با بهکارگیری روشهای تعاملی آموزش و یادگیری، علاقه و میزان
مشارکت دانشآموزان در یادگیری شیمی افزایش مییابد. بهکارگیری فناوریهای
جدید و انجام آزمایشهای مجازی یا عملی به درک بهتر و ملموس مفاهیم منجر
میشوند. سیاستگذاران آموزشی باید علاوه بر توجه به تربیت نیروی متخصص
برای آینده، به فکر تربیت دانشآموزانی با مهارتهای عملی و تفکر علمی
آماده بازار کار باشند. از طرف دیگر، محتوای آموزشی باید در خدمت جامعه و
با مسائل واقعی زندگی دانشآموزان مرتبط باشد تا بتواند به حل چالشهای
زیستمحیطی کمک کند.
شایان ذکر است، در بحث بهکارگیری نوآوریهای آموزشی باید به مانعها و
راهکارها نیز توجه کرد. محدودیت منابع، مقاومت در برابر تغییر، آموزش
معلمان و برگزاری دورههای تخصصی بهروزرسانی روشهای تدریس و ارزیابی
اثربخشی نوآوریهای آموزشی، از جمله چالشهایی هستند که به بررسی دقیقتر
نیاز دارند.
پینوشتها
1. High Technology (Hi-Teck)
2. Project-Based Learning