نقش فناوری آموزشی در تداوم جریان تعلیم و تربیت
یکی از واقعیتهای تلخ ولی
ملموس در نظام آموزشی ایران، تعطیلیهای برنامهریزینشده و ناخواسته
مدرسهها در فصلهای پاییز و زمستان است. دلایل این تعطیلیها، که بهطور
عمده از چالشهای محیطی مانند آلودگی هوا، ناترازی انرژی، سرمای شدید و گاه
شرایط غیرمترقبه جوی ناشی میشوند، نه تنها برنامهریزی آموزشی را دچار
اختلال میکند، بلکه پیامدهای عمیقی بر تداوم و کیفیت جریان تعلیم و تربیت
دارد.
این وقفههای اجباری، فشار
مضاعفی بر معلمان، دانشآموزان و خانوادهها وارد میکند و در نهایت ممکن
است به فشردگی غیرمنطقی درسها در فصل بهار، تداخل با زمان ارزشیابیهای
پایانی و کاهش عمق یادگیری منجر شود.
در چنین شرایطی، این پرسش
حیاتی مطرح میشود: نقش معلمان و نظام آموزشی در کاهش آسیبهای ناشی از این
وقفهها چیست؟ پاسخ این چالش، در گرو بهکارگیری هوشمندانه «فناوری
آموزشی» بهعنوان یک راهبرد کلیدی و تغییرناپذیر است. این مطلب، با نگاهی
عملیاتی، این راهکار را بررسی میکند و به معلمان و سیاستگذاران آموزشی
توصیههایی پیشنهاد میدهد.
چالشها و پیامدهای تعطیلیهای برنامهریزینشده تعطیلیهای ناخواسته صرفاً
روزهایی خالی در تقویم آموزشی نیستند. این وقفهها میتوانند به موارد زیر
منجر شوند:
• شکاف یادگیری: وقفه در تدریس مستقیم، بهویژه برای درسهای زنجیرهای مانند ریاضی و علوم، باعث ایجاد شکاف در درک مفاهیم میشود.
• فشردگی برنامهها:
معلمان مجبور میشوند محتوای تعیینشده را در زمان کوتاهتری ارائه دهند و
این خود سطحیشدن آموزش و افزایش فشار روانی دانشآموزان را در پی دارد.
• نابرابری آموزشی: دانشآموزانی که به منابع آموزشی مکمل دسترسی کمتری دارند، بیشترین آسیب را میبینند و شکاف تحصیلی عمیقتر میشود.
• خستگی و فرسودگی معلمان: تلاش برای جبران زمان ازدسترفته، بر فشار کاری معلمان میافزاید و ممکن است بر کیفیت تدریس اثر بگذارد.
در مواجهه با چنین
پیامدهایی، این انتظار سادهانگارانه است که تنها به «جبران ساعت» در
روزهای اضافه فکر کنیم. راه حل پایدار، تغییر رویکرد از آموزش مبتنی بر
مکان و زمان ثابت به سوی یادگیری تداومی و انعطافپذیر است. در این راستا،
فناوری آموزشی میتواند نقش بسیار مهمی ایفا کند. فناوری آموزشی تنها به
معنای استفاده از ابزار دیجیتال نیست، بلکه به معنای طراحی دوباره فرایند
یاددهییادگیری برای ایجاد انعطاف، تداوم و تعامل است. در شرایط تعطیلیهای
ناخواسته، این فناوری میتواند در چند موقعیت نقشی محوری ایفا کند:
• حضور مجازی: ایجاد کلاسهای برخط همزمان، برای تداوم جلسههای تدریس.
• دسترسی نامحدود:
ارائه محتوای آموزشی در قالب ویدئو، پادپخش، اطلاعنگاشت (اینفوگرافی) و
درسنامههایی تعاملی که دانشآموز در هر زمان میتواند به آنها مراجعه
کند (یادگیری ناهمزمان).
• تعامل و پشتیبانی: استفاده از پیامرسانهای آموزشی، اتاق (فروم)های بحث و گفتوگو و سامانههای مدیریت یادگیری برای رفع اشکال و حفظ ارتباط.
• ارزشیابی مستمر: برگزاری آزمونهای کوتاه برخط، دریافت تکلیفهای دیجیتال و نظارت بر پیشرفت دانشآموزان.
توصیههای عملیاتی به
معلمان همکاران فرهیخته، در شرایطی که حضور فیزیکی ممکن نیست، با چند اقدام
عملی میتوانید جریان یادگیری را زنده نگه دارید:
• برنامهریزی پیشگیرانه:
از ابتدای سال تحصیلی، بخشی از محتوای درسی را بهصورت دیجیتال (ویدئوهای
ضبطشده، محتوای تعاملی) آماده کنید و در فضای ابری، کانال کلاس یا شبکه
شاد یا سامانه آموزش مجازی مدرسه قرار دهید. این محتوا در روزهای تعطیلی
ناخواسته میتواند بهعنوان منبع در دسترس باشد.
• طراحی فعالیتهای یادگیری پروژهمحور و خودهدایتشده:
در روزهای تعطیل، به جای تمرکز صرف بر آموزش مفاهیم جدید، میتوانید
پروژههای تحقیقاتی کوچک، تمرینهای حلمسئله یا فعالیتهای خلاق مرتبط با
درسی را تعریف کنید که دانشآموز بهطور مستقل یا گروهی (بهصورت مجازی)
انجام دهد.
• ایجاد کانال ارتباطی دائمی: یک
کانال ارتباطی رسمی (مثلاً در پیامرسانهای امن آموزشی و گروههای درسی)
ایجاد کنید و زمانهای مشخصی را برای پاسخگویی به سؤالها و رفع اشکال در
نظر بگیرید.
• استفاده از سکوهای موجود:
از سکوهای داخلی مانند شاد، سامانه مدیریت یادگیری وزارت آموزشوپرورش
یا ابزارهای بینالمللی رایگان مانند گوگل کلاسروم و پدلت برای انتشار
محتوا و مدیریت کلاس بهره ببرید.
• آموزش مهارتهای خودرهبری یادگیری به دانشآموزان: به دانشآموزان بیاموزیم چگونه در فضای مجازی برنامهریزی کنند، از منابع استفاده و سؤالهای خود را مطرح کنند.
• ارزشیابی فرایندمحور: در روزهای تعطیل، بر ارزشیابی تکوینی و کیفیت مشارکت دانشآموزان در فعالیتهای برخط تأکید کنید تا نگرانی نمرهای کاهش یابد.
توصیههایی به نظام
آموزشوپرورش و سیاستگذاران از آنجا که موضوع این مدل از تعطیلیها مقطعی و
یکباره نیست و با شرایطی که دیده میشود، در سالهای پیش رو هم با کمال
تأسف (!) تداوم خواهد داشت، نظام آموزشی (به معنای سیاستگذاران و مدیریت
کلان آموزشوپرورش کشور) نیز باید اقداماتی انجام دهد و بسترهای لازم را
فراهم کند. از جمله:
• تدوین سند راهبردی آموزش تلفیقی (حضوری-مجازی): باید یک برنامه مدون ملی برای ادغام فناوری در فرآیند آموزش ارائه شود تا مدارس و معلمان در شرایط بحرانی، دچار سردرگمی نشوند.
• تأمین زیرساخت عدالتمحور:
اطمینان از دسترسی تمام دانشآموزان به ابزار دیجیتال (رایانک، رایانه
کیفی) و اینترنت با قیمت مناسب یا رایگان. میتوان از مشارکت بخش خصوصی و
خیرین در این زمینه بهره گرفت.
• توانمندسازی معلمان: برگزاری دورههای مستمر و کاربردی آموزش فناوری آموزشی با محوریت تولید محتوای دیجیتال، مدیریت کلاس برخط و روشهای تعاملی.
• توسعه بانک محتوای آموزشی دیجیتال ملی: ایجاد کتابخانه جامع محتوای استاندارد دیجیتال (تدریس بهترین معلمان کشور)؛ طوری که در دسترس همه مدرسهها قرار گیرد.
• انعطاف در برنامه درسی و ارزشیابی:
بازنگری در حجم محتوای درسی و زمانبندی تدریس، بهگونهای که قابلیت
اجرای ترکیبی (حضوری و مجازی) را داشته باشد. همچنین، تجدیدنظر در شیوههای
ارزشیابی پایانی، با توجه به شرایط جدید.
• حمایت روانشناختی و فنی: ایجاد خطهای پشتیبانی فنی و مشاوره آموزشی برای معلمان و دانشآموزان در طول دورههای آموزش مجازی.
در نهایت تعطیلیهای ناخواسته مدرسهها، اگرچه چالشی جدی است، اما
میتواند فرصتی برای «تحول در الگوهای سنتی آموزش» باشد. ما بهعنوان
معلمان و متولیان آموزشی باید بپذیریم که آموزش در قرن بیستویکم دیگر به
چهاردیواری کلاس و ساعت رسمی محدود نیست. با بهکارگیری هوشمندانه فناوری
میتوانیم جریان یادگیری را به فرایندی مستمر، منعطف و مقاوم در برابر
بحران تبدیل کنیم.
این مسئولیت، هم بر عهده
معلمان است که با خلاقیت و دانش حرفهای خود کلاسهای درس را توسعه دهند، و
هم بر عهده سیاستگذاران که بسترهای حقوقی، زیرساختی و حمایتی لازم را
فراهم آورند.
بیایید این چالش را به نقطه آغاز تحولی مثبت در نظام تعلیم و تربیت کشور تبدیل کنیم. یادگیری هیچگاه تعطیلبردار نیست.