نشست «بازتعریف نقش معلم، دانشآموز و مدرسه در عصر هوش مصنوعی» با تأکید بر ضرورت تعریف عالمانه نسبت هوش مصنوعی با مأموریتهای سازمان پژوهش و برنامهریزی آموزشی و بازطراحی نقش معلم، دانشآموز و مدرسه در این پارادایم جدید برگزار شد.
به گزارش واحد خبر و رسانه دفتر انتشارات و فناوری آموزشی، سومین نشست از سلسله نشستهای دفتر انتشارات و فناوری آموزشی در سال 1404 با عنوان «بازتعریف نقش معلم، دانشآموز و مدرسه در عصر هوش مصنوعی» با محوریت مأموریتهای سازمان پژوهش و برنامهریزی آموزشی برگزار شد. در این نشست سه محور اصلی «معلم و هوش مصنوعی»، «دانشآموز و هوش مصنوعی» و «مدرسه و هوش مصنوعی» در کانون گفتوگو قرار گرفت. مهدی واحدی، عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی و سردبیر مجله رشد فناوری آموزشی، حمیدرضا مقامی، عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی، و محمدرضا یمقانی، رئیس کمیسیون هوش مصنوعی سازمان نظام صنفی رایانهای کشور و عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد واحد لاهیجان از نسبت نظام تعلیم و تربیت ایران با تحولات شتابان هوش مصنوعی را از منظر نقشها، فرصتها و تهدیدها به بحث و بررسی گذاشتند.
هوش مصنوعی به مثابه یک محیط یادگیری
در ابتدای این جلسه مهدی واحدی با تأکید بر اینکه نباید هوش مصنوعی در تعلیم و تربیت صرفاً در قالب «چتبات» یا ابزار گفتوگومحور تقلیل یابد، این فناوری را یک «محیط یادگیری جدید» توصیف کرد. وی گفت: در محیط متأثر از هوش مصنوعی، تقریباً همه کنشهای کلان تعلیم و تربیت، از نقش معلم و دانشآموز تا محتوا و سایر عناصر برنامه درسی، نیازمند بازتعریف است. سازمان پژوهش چگونه باید خود را برای جبران عقبماندگی و مقاومتهای موجود در پیوند هوش مصنوعی و آموزش و پرورش آماده کند؟
واحدی با اشاره به جایگاه کتاب درسی و معلم در نظام آموزشی ایران یادآور شد که براساس سند تحول بنیادین و سند برنامه درسی ملی، محوریت معلم بهصراحت مورد تأکید قرار گرفته است. وی توضیح داد کتاب درسی و راهنمای معلم همچنان نقش مرجع و راهنمای عملی را برای بسیاری از معلمان ایفا میکند و معلم علاوه بر سطح محتوا، در سطح میدان عمل کلاس نیز باید بتواند فعالیتهای یادگیری، سنجش و اداره کلاس را طراحی و هدایت کند. استفاده فعلی معلمان از هوش مصنوعی، که عمدتاً محدود به تولید طرح درس، محتوا و تکلیف است، تا چه حد برای آینده حرفهای معلمی کفایت میکند و چه مهارتها و داناییهای جدیدی برای حفظ مرجعیت معلم در عصر هوش مصنوعی ضروری است.
هوش مصنوعی؛ از انکار تا افراط
محمدرضا یمقانی، رئیس کمیسیون هوش مصنوعی سازمان نظام صنفی رایانهای کشور، در سخنان خود با مروری انتقادی بر تاریخ مواجهه ایران با فناوریهای نو، این روند را ترکیبی از «تکذیب و مقاومت اولیه» و سپس «سرسپردگی و افراط» توصیف کرد. او معتقد بود هوش مصنوعی نیز از این قاعده مستثنا نیست و مقاومت شتابزده در برابر آن میتواند خطرناک باشد، زیرا ابزارهای هوش مصنوعی برای آموزش خود نیازمند حجم عظیمی از داده هستند و این وابستگی دادهای میتواند به تحریمها و وابستگیهای جدید منجر شود.
یمقانی با اشاره به اینکه نظامهای غربی بر پایه جامعهشناسی، روانشناسی، مدیریت و انسانشناسی طراحی شده و سپس نیروی انسانی باهوش کشورهایی مانند ایران را برای به حرکت درآوردن این سازوکارها به خدمت میگیرند، پرسید آموزش و پرورش ایران در کدام سطح از سیر تکاملی هوش مصنوعی میخواهد قرار بگیرد؟ او با برشمردن شش مرحله طیشده در هوش مصنوعی، از جستوجوی پاسخ تا استدلال درباره عقاید و عدم قطعیت، تأکید کرد که بدون گفتوگوی عمیق و مستمر و بدون طراحی عالمانه، هدفگذاریهایی مانند قرار گرفتن در جمع ده کشور برتر هوش مصنوعی بیش از آنکه واقعبینانه باشد، رنگی شعاری خواهد داشت.
این عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد واحد لاهیجان، ضمن تأکید بر ضرورت استفاده از هوش مصنوعی در آموزش، هشدار داد که سازمان پژوهش به عنوان مرکز سیاستگذاری باید با توجه به ابعاد فلسفی، اخلاقی، حقوقی و فرهنگی این پدیده عمل کند. وی با اشاره به تجربه کشورهایی مانند آمریکا، کانادا و عربستان در سرمایهگذاریهای کلان بر روی سیستمهای هوش مصنوعی، وضعیت ایران را از این منظر «صفر» توصیف کرد و گفت تا زمانی که برای این حوزه «سببها» و سازوکارهای واقعی مانند بودجه، برنامهریزی و ساختار فراهم نشود، شعارها به نتیجه ملموس تبدیل نخواهد شد.
یمقانی در بخش دیگری از سخنان خود با ذکر
نمونهای از تجربه یک دانشآموز ایرانی در مدرسهای در انگلستان، نشان داد
چگونه ساختار فیزیکی و سازمانی مدرسه میتواند با فناوری پیوند بخورد. در
این نمونه، هر معلم اتاق تخصصی خود را با تجهیزات مرتبط در اختیار داشت و
دانشآموزان به کلاس او میرفتند، در حالی که ابزارهای دیجیتال متناسب با
هر دانشآموز محتوای متفاوتی ارائه میکردند؛ امری که بهگفته او نمونهای
از «شخصیسازی یادگیری» است.
او با نقد نگاه «سریسازی» در نظام
آموزشی، از جمله توزیع یکنواخت کتابها و یارانهها، تأکید کرد دنیای هوش
مصنوعی، دنیای «شخصیسازی» است و ذهنیت «برابری شکلی» باید به ذهنیت
«عدالتمحور» تبدیل شود. به باور او، در این الگو فرصت تعالی برای همه
برابر است، اما مسیر و محتوا متناسب با ظرفیتها، نیازها و زمینه هر
دانشآموز طراحی میشود.
مدرسه نقطه آغاز تغییر
حمیدرضا مقامی، عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی، در آغاز سخنان خود با استناد به گزارش مجمع جهانی اقتصاد، به چشمانداز سال ۲۰۳۰ اشاره کرد که براساس آن ۹۲ میلیون شغل در معرض حذف و ۱۷۰ میلیون شغل جدید در حال شکلگیری است. وی تأکید کرد اگر قرار است این تحولات در بازار کار آینده مدیریت شود، تغییر باید از مدرسه آغاز شود و ساختار آموزش و پرورش بهگونهای بازطراحی گردد که مشاغل آینده تأثیر خود را بهطور مستقیم از مدارس دریافت کنند.
مقامی با یادآوری تجربههای دوران کرونا گفت نظام آموزشی ایران در بهرهگیری از فناوری از جهان عقب ماند و زمانی وارد فضای آموزش فناورانه شد که بسیاری از کشورها پیشتر فناوری را در فرایندهای یادگیری ادغام کرده بودند. او معتقد است که امروز طراحی کلاس درس دیگر به افزودن یک کیوآرکد در کتاب درسی محدود نیست و هوش مصنوعی شرایطی فراهم کرده که دسترسی آسان به همه فرایندهای آموزشی ممکن شده و در نتیجه، معلم جدید باید با مقتضیات جدید تعریف شود.
این استاد دانشگاه، یکی از مهمترین چالشهای هوش مصنوعی را «واگذاری شناختی» دانست؛ وضعیتی که در آن انسان بهتدریج بخش مهمی از مسئولیتهای ذهنی و عملکردی خود، از جمله نگارش مقاله، طراحی طرح درس و حتی اجرای پروژهها را به هوش مصنوعی میسپارد. او با اشاره به پژوهشهای اخیر در زمینه تأثیر هوش مصنوعی بر عملکرد مغز، پرسید این روند در درازمدت چه پیامدهایی برای استقلال شناختی و توان تفکر انسان خواهد داشت.
مقامی با ارجاع به مباحث مارتین هایدگر درباره «تجسدگرایی» توضیح داد که فناوری در طول زمان به بخشی از وجود انسان تبدیل میشود، همانگونه که فرد ممکن است حضور عینک روی چشم خود را فراموش کند. او با تأکید بر اینکه هیچکس نمیتواند تکنولوژی را ذاتاً خنثی بداند، گفت اگر فناوری کاملاً بیطرف بود، نیازی به فیلتر، محدودیت سنی و ممنوعیت برای دسترسی به برخی شبکهها و ابزارها وجود نداشت.
در بخش دیگری از سخنان خود، مقامی به بازتعریف نقش معلم در عصر هوش مصنوعی پرداخت و از ترکیب «انسان-معلم» استفاده کرد تا بر بعد انسانی، عاطفی و اخلاقی این نقش تأکید کند. او با مقایسه نقش معلم با نقش «مادر»، بر این نکته تأکید کرد که همدلی، مراقبت، اخلاق و الهامبخشی معلم در کلاس درس با هیچ ابزار هوشمندی قابل جایگزینی نیست و عاملیتهایی چون تفکر انتقادی، خلاقیت و هدایت فرایندهای یادگیری تنها در بستر رابطه انسانی معلم و دانشآموز شکل میگیرد.
مقامی سه نقش اصلی برای معلم در پارادایم جدید برشمرد: «معمار تجربیات جدید»، «مربی ابرمهارتها» و «تصمیمگیرنده دادهمحور». او توضیح داد که معلم آینده باید بخشی از وظایف خود را به هوش مصنوعی واگذار کند، اما در عین حال هسته انسانی نقش خود را حفظ کند و دانشآموزان را از سطح «حلکننده مسئله» به سطح «طراح راهحل» برساند؛ تغییری که در تحول مفاهیم از «حل مسئله» به «یادگیری مبتنی بر حل مسئله» و سپس «طراحی راهحل» نمایان است.
او در نقش دوم تأکید کرد معلم باید «مربی ابرمهارتها» باشد؛ مهارتهایی مانند خلاقیت، تفکر انتقادی، کار تیمی، هوش هیجانی و اخلاق فناوری که بدون حضور معلم انسانی بهسختی شکل میگیرند. مقامی با اشاره به اینکه هوش مصنوعی ممکن است بخشی از خلاقیت را بگیرد، گفت نقطه قوت جدید در توانایی طراحی «پرامپتهای خلاق» نهفته است و معلم باید دانشآموزان را به سطحی برساند که بتوانند از خود هوش مصنوعی خلاقتر بیندیشند و آن را در مسیر درست هدایت کنند.
در نقش سوم، او معلم را «تصمیمگیرنده دادهمحور» توصیف کرد که میتواند با استفاده از ابزارهایی مانند تحلیل یادگیری و دادهکاوی آموزشی، مسیر رشد هر دانشآموز را بهصورت دقیق رصد کند. او با اشاره به تجربه انجام تحلیل یادگیری (Learning Analytics) در دانشگاه، پیشنهاد داد سازمان پژوهش یافتههای اینگونه پژوهشها را در اختیار کارشناسان خود بگذارد تا نشان دهد چگونه میتوان فرایندهای یادگیری را بهصورت مستمر، مبتنی بر داده و با هدف تشخیص زودهنگام مشکلات آموزشی پیگیری کرد.
مقامی در ادامه، نقش دانشآموز را در پارادایم جدید تغییریافته دانست و از او بهعنوان «همکار هوشمند» یاد کرد که در کنار معلم باید به خلق ارزش، تولید دانش و کار گروهی بپردازد. او با اشاره به گسترش سیستمهای تطبیقی، بازخوردهای فوری و ماژولهای پویا، گفت هوش مصنوعی میتواند موقعیتهای شبیهسازیشده و تجربیات یادگیری متنوعی در اختیار دانشآموز قرار دهد و بدین ترتیب، یادگیری خودتنظیمی و خلق ارزش را در او تقویت کند.
به گفته او، دانشآموز امروز باید به «تولیدکننده دانش» و «شهروند دیجیتال» تبدیل شود و استانداردهای بینالمللی همچون شاخصهای ISTE نیز بر نقش فعال دانشآموز در انتخاب آگاهانه و اخلاقمدار فناوری تأکید میکنند. او توضیح داد این استانداردها از سالهای ابتدایی تحصیل تا پایان دبیرستان، معیارهایی مانند استفاده مناسب از فناوری، مشارکت در شبکههای یادگیری و تولید نمونهکارهای دیجیتال را برای دانشآموزان برمیشمارند.
برای مشاهده تصاویر نشست بازتعریف نقش معلم، دانشآموز و مدرسه در عصر هوش مصنوعی اینجا را انتخاب کنید.