هنگام نگارش این پیشگفتار
در اوایل اسفندماه، کشورعزیزمان ایران با جنگی ناخواسته مواجه شد که در آن
عزیزان بسیاری را از دست دادیم. ضمن عرض تسلیت، مایلم با توجه به آسیبهای
گستردهای که چنین رویدادهایی بر پهنه طبیعت وارد میکنند، توجه شما را به
موضوع حیاتی محیطزیست جلب کنم.
تحولات محیطزیستی دهههای اخیر، از کمآبی و خشکسالیهای گسترده گرفته تا
فرسایش خاک، آلودگی هوا، جنگ، کاهش تنوع زیستی و پیامدهای تغییرات اقلیمی،
آینده محیط زیست را به چالشی اساسی تبدیل کرده است. این شرایط، ضرورت
توجهی نظاممند، علمی و بلندمدت به آموزش محیط زیست در همه سطوح تحصیلی را
بیشازپیش آشکار میسازد. آموزش میتواند نقشی تعیینکننده در ارتقای
آگاهی، شکلگیری ارزشها، تقویت مسئولیتپذیری و ایجاد رفتارهای پایدار در
نسلهای امروز و آینده ایفا کند و جامعه را برای مواجهه آگاهانه با
بحرانهای محیط زیستی توانمند سازد.
مفاهیم و شایستگیهای محیط زیستی نه بهصورت یک درس مجزا، بلکه بهعنوان
بخشی جداییناپذیر از کل نظام یادگیری کشور قابلطرح و اجرا هستند. این
مفاهیم میتوانند در حوزههایی مانند علوم تجربی، علوم انسانی و مطالعات
اجتماعی، زبان و ادبیات فارسی، فرهنگ و هنر، کار و فناوری، سلامت و
تربیتبدنی و نیز مهارتهای فنیوحرفهای ادغام شوند و نگاهی میانرشتهای
به آموزش محیطزیست شکل دهند.
یادگیری محیط زیست صرفاً انتقال دانش علمی نیست، بلکه باید به شکلگیری
نگرشها، ارزشها، مهارتهای عملی، مشارکت اجتماعی و کنشگری آگاهانه منجر
شود. ازاینرو، بهرهگیری از روشهای یادگیری فعال، پروژهمحور،
میانرشتهای، طبیعتمحور و مبتنی بر زندگی واقعی و بومی ضروری است. هدف
نهایی، پرورش نسلهایی آگاه، مسئول، منتقد، مشارکتجو و توانمند است که
بتوانند در حفاظت از محیط زیست و تحقق پایداری و تابآوری ایران نقشی مؤثر
ایفا کنند.
درک چالشهای محیطزیستی و شیوههای مقابله با آنها ضروری است، اما صرفِ
برخورداری از دانش علمی کافی نیست. دانشآموزان برای تبدیلشدن به عاملان
تغییر، علاوه بر آگاهی، به ارزشها، تعهد و احساس مسئولیت نیاز دارند.
بااینحال، بسیاری از برنامههای آموزشی موجود بیشتر بر انتقال دانش نظری
تمرکز دارند و کمتر به پرورش مهارتهای عملی و اجتماعی لازم برای اقدام
محیط زیستی میپردازند.
در «محیط زیستیکردن» آموزشها، تأکید بر تقویت مهارتهای اجتماعی و
روانشناختی دانشآموزان اهمیت ویژهای دارد. همدلی، تفکر و استدلال
انتقادی، تصمیمگیری مبتنی بر شواهد و مهارتهای ارتباطی، نقش کلیدی در
ایجاد انگیزه و تعهد نسبت به اقدامات محیط زیستی ایفا میکنند. همچنین،
درک نظامهای اجتماعی و اقتصادی به فهم عمیقتر چالشهای محیط زیستی و
طراحی راهکارهای پایدار کمک میکند. این رویکرد یکپارچه میتواند آموزش
محیط زیست را از سطح دانش نظری فراتر برده و آن را بهسمت اقدام عملی سوق
دهد.
ضرورت ایجاد تغییر در نظامهای آموزشی برای مواجهه با چالشهای جهانی،
مانند تغییرات اقلیمی و بحرانهای محیط زیستی، به کشورها کمک میکند تا
آموزش را به ابزاری مؤثر برای تحقق پایداری و تابآوری تبدیل کنند. کشور ما
نیز، با توجه به موقعیت جغرافیایی و شرایط اقلیمی خاص خود، نیازمند
برنامههای آموزشیای است که نهتنها دانشآموزان را با مفاهیم محیط زیستی
آشنا سازد، بلکه آنان را برای مواجهه با بحرانها و اتخاذ تصمیمهای
هوشمندانه در مسیر حفظ منابع طبیعی آماده کند.
در این چارچوب، «سواد محیط زیستی» بهعنوان یک مهارت جامع در نظر گرفته
میشود؛ مهارتی که شامل توانایی درک و تحلیل چالشهای محیط زیستی، مشارکت
در فعالیتهای اجتماعی و اقتصادیِ مرتبط با پایداری و اتخاذ تصمیمهای
آگاهانه و مسئولانه در زندگی روزمره است. هدف چنین برنامهای تنها آموزش
اطلاعات علمی و فنی نیست، بلکه تقویت پیوند عاطفی دانشآموزان با طبیعت و
ترغیب آنان به مشارکت فعال در حفاظت و بهبود محیط زیست را نیز دنبال
میکند.
راهکارهایی مانند صرفهجویی در مصرف آب و انرژی، استفاده از انرژیهای
تجدیدپذیر، کشاورزی سازگار با اقلیم و ترویج فرهنگ کاهش مصرف، استفاده
دوباره، تعمیر و بازیافت میتوانند بهعنوان تمرینهای عملی در برنامه درسی
مطرح شوند. همچنین، موضوعاتی مانند آلودگی هوا و پسماند باید جایگاه
مناسبی در آموزشهای علمی داشته باشند؛ چراکه هم بر سلامت انسان اثر
میگذارند و هم در تشدید گرمایش جهانی نقش دارند. حتی در کلاسهایی ساده و
بدون دسترسی به اینترنت یا تجهیزات خاص نیز میتوان درباره آب، باد، خاک،
مصرف برق یا تغییرات طبیعت محلی گفتوگو کرد. مهم آن است که دانشآموز
بتواند پیوند میان دانستههای علمی خود و مسئولیت فردی و اجتماعیاش در
قبال زمین را درک کند.
یکی از ایدههای محوری در آموزش محیط زیست چنین بیان میشود:
میانگین دمای جهانی در حال افزایش است و رویدادهای شدید آبوهوایی با فراوانی بیشتری رخ میدهند.
برای این ایده و دیگر ایدههای کلیدی، میتوان انتظارات یادگیری در سه بُعد
شناختی (دانشی)، اجتماعی-عاطفی (نگرشی) و رفتاری (مهارتی) تعریف کرد. از
جمله ایدههای اصلی قابلطرح در آموزش محیط زیست میتوان به موارد زیر
اشاره کرد:
- پیشبینیهای اقلیمی نشان میدهد که گرمایش جهانی در این قرن ممکن است
بیش از 5/1 یا ۲ درجه سلسیوس افزایش یابد؛ امری که به اقدامات انسانی و
فناوریهای مورد استفاده وابسته است. افزایش فراوانی و شدت رویدادهای شدید
آبوهوایی میتواند به بالا آمدن سطح دریاها و آسیب به بومسازگانها و
تنوع زیستی منجر شود.
- شیوههای پایدار مدیریت پسماند بر استفاده مجدد از اجزای زباله تأکید
دارند؛ اجزایی که همچنان دارای ارزشهای محیط زیستی، اقتصادی یا حتی هنری
هستند.
- نور خورشید سطح زمین را گرم میکند و گازهای گلخانهای، مانند CO2، مانع
بازگشت کامل این گرما به فضا میشوند و باعث باقیماندن آن در جو زمین
میگردند.
- منابع مختلف انرژی در نقاط گوناگون جهان، متناسب با شرایط جغرافیایی و نیازها، برای اهداف متفاوتی مورد استفاده قرار میگیرند.
- گسترش استفاده از انرژیهای تجدیدپذیر میتواند به کاهش هزینه انرژی و کاهش وابستگی به سوختهای فسیلی کمک کند.
پیشرفت در بهرهگیری از انرژیهای تجدیدپذیر، در شرایطی که گرمایش جهانی
زندگی بسیاری از انسانها را دشوار کرده و به بومسازگانها و تنوع زیستی
آسیب رسانده است، میتواند منبعی برای ایجاد امید باشد. سبک زندگی مدرن
بهشدت به انرژی حاصل از سوختهای فسیلی وابسته است؛ انرژیای که با سوختن
خود، گازهای گلخانهای تولید کرده و عامل اصلی تغییرات اقلیمی بهشمار
میآید. انرژیهای تجدیدپذیر شامل منابع خورشیدی، بادی، آبی، زمینگرمایی و
زیستتوده هستند. استفاده از زیستتوده، مانند چوب یا بقایای محصولات
کشاورزی، تنها زمانی پایدار محسوب میشود که به همان میزان زیستتوده جدید
تولید شود تا انتشار CO2 ناشی از احتراق جبران گردد.
انرژی هستهای، اگرچه بهطور مستقیم گازهای گلخانهای تولید نمیکند، در
دسته انرژیهای تجدیدپذیر قرار نمیگیرد؛ زیرا سوخت هستهای منبعی محدود
است. افزون بر این، نیروگاههای هستهای پسماندهای پرتوزاد (رادیواکتیوی)
تولید میکنند که سالها در محیط باقی میمانند و نیازمند نگهداری ایمن و
بلندمدت هستند.
بخشهایی از این نوشتار برگرفته از پژوهش انجامشده در پژوهشکده محیط زیست
و توسعه پایدار با عنوان راهنمای برنامه درسی ملی محیط زیست در سال 1404
است.