از سکوت تا سرود
۱۴۰۵/۰۸/۱۷
روایتی از یک مدیر و مدرسهای که دوباره زنده شد
وقتی پا به محوطه مدرسه شهید سقا اصغرنیا پنجکتی گذاشتم، ناخودآگاه ایستادم. نه چون راه را گم کرده باشم؛ برای اینکه ذهنم هنوز دنبال تصویر قدیمیِ یک مدرسه روستاییِ متروکه میگشت که در عمق سکوت فرو رفته است. اما چشمهایم چیز دیگری میدید. اینجا زنده بود. نفس میکشید. پر از صدا، رنگ، حرکت و لبخند.
مدرسهای در دل طبیعت سبز روستاهای اطراف شهرستان آمل، با دورنمایی از کوه و جنگل، در زمینی به وسعت چهار هزار متر مربع. مدرسهای که پنج روستای آغوزکتی، مارکتی، سرهنگکتی، کردکتی و کاسبمحله را پوشش میدهد و به همین دلیل سالهاست آن را «مدرسه پنجکتی» مینامند. اما آنچه امروز این مدرسه را متفاوت کرده، نه وسعت زمین است و نه موقعیت جغرافیایی، بلکه انسانهایی هستند که به آن جان دوباره بخشیدهاند.
در مرکز این تحول، خانم صدیقه فلاح ایستاده است؛ مدیری با 26 سال سابقه در آموزشوپرورش، که بخش عمدهای از این سالها را در پایه اول سپری کرده است؛ معلمی که الفبای آموزش را با صبر و عشق آموخته و چهار سال است مسئولیت مدیریت را پذیرفته است. امسال نخستین سال حضور او در این مدرسه است، اما نشانههای تغییر آنقدر عمیق و ملموساند که گویی سالهاست برای اینجا برنامه داشته است.
خانم فلاح مدیری است صمیمی، خوشبیان، پرانرژی و در عین حال دقیق و پیگیر؛ مدیری که فاصلهای میان خود و دانشآموز، معلم یا ولی قائل نیست. وقتی صحبت میکند، بیشتر از آنکه از خودش بگوید، از بچهها میگوید؛ از دغدغهها، آینده و حق آنها برای داشتن مدرسهای در شأنشان.
پیش از حضور او، این مدرسه شرایط مطلوبی نداشت. فضای فیزیکی آن متروکه و کمروح بود و امکانات محدود، خانوادهها را دلسرد کرده بود؛ تا جایی که بسیاری از اولیا ترجیح میدادند فرزندانشان را برای تحصیل به شهر بفرستند. اما امروز، همان خانوادهها، با رضایت و اطمینان، دوباره بچههایشان را به این مدرسه بازگرداندهاند.
فضای مدرسه به شکلی چشمگیر متحول شده است. زیباسازی محیط، رنگآمیزی، طراحی حیاط پویا، ایجاد فضاهای شاد و امن برای بازی و تحرک دانشآموزان، و ساخت سرویسهای بهداشتی نوین، همه از نگاهی عمیق به کرامت کودک نشان دارند. دیگر مدرسه فقط محل درس خواندن نیست، جایی است که دانشآموز دوست دارد در آن بماند، بازی کند و رشد کند.
برای این تحول، دهها میلیون تومان هزینه شده است؛ هزینههایی که نه از مسیرهای اداری، بلکه با تکیه بر اعتماد مردم تأمین شده است. انجمن اولیا، شورای محل، معتمدان و خیران منطقه با تمام توان پای کار آمدهاند. اولیا بارها تأکید میکردند که خانم فلاح را مدیری صادق، شفاف و پاسخگو میدانند و همین صداقت، سرمایهای شده است برای جلب مشارکت مردمی.
تحول فقط بهظاهر مدرسه محدود نمانده است. فعالیتهای فرهنگی، تربیتی، هنری و علمی مدرسه رشد قابلتوجهی داشتهاند. تجهیزات ورزشی متنوعی خریداری شدهاند، در حالی که پیش از این، دانشآموزان برای انجام فعالیتهای ورزشی ناچار بودند از وسایل شخصی خود استفاده کنند. امروز، ورزش و تحرک به بخشی جدی از برنامه مدرسه تبدیل شده است.
نگاه خانم فلاح به آموزش، ریشهدار و بومی است. او توجه ویژهای به احیای فرهنگ محلی و هویت بومی دارد؛ تا جایی که امسال مراسم نمادین روز ملی مازندران، با حضور مسئولان، در همین مدرسه برگزار شد؛ اتفاقی که نهتنها برای دانشآموزان، بلکه برای کل منطقه، حس دیدهشدن و ارزشمندی به همراه داشت.
معلمان مدرسه با احترام از مدیرشان یاد میکنند. میگویند او مدیری فعال، صادق و همراه است. تیمی از بهترین معلمان را با خود به این مدرسه آورده و همین موضوع، رشد علمی و آموزشی چشمگیر دانشآموزان را در پی داشته است. نام خانم فلاح برای بسیاری از مردم منطقه آشناست؛ بهویژه از دوران کرونا که با آموزش حضوری دانشآموزان در منزل، بهعنوان معلم فداکار شهر شناخته شد.
در گفتوگوهای کوتاه، باور عمیق او به دعای خیر کودکان کاملاً محسوس است. میگوید هر کاری که برای بچهها انجام داده است، پشتوانه زندگی خودش و فرزندانش بوده و است. دغدغه اصلیاش آینده تحصیلی دانشآموزان است. آرزو دارد بتواند آموزشوپرورش استان را متقاعد کند تا یک مدرسه متوسطه در جوار این مدرسه ابتدایی ساخته شود؛ چرا که نگران است سختی مسیر و رفتوآمد به شهر، باعث ترک تحصیل بچهها شود.
در حیاط مدرسه که قدم میزنی، شادی و نشاط دانشآموزان بهوضوح دیده میشود؛ در سرودخوانیهای پرشور، بازیهای کودکانه، خندهها و هیجانهایی که بیواسطه جریان دارند. بچهها مدیرشان را دوست دارند؛ نه از سر اجبار، بلکه عاشقانه و صادقانه.
در پایان این بازدید، از این جمع گرم و صمیمی خداحافظی کردیم. خانم مدیر و اولیای مدرسه با نهایت احترام و محبت از ما پذیرایی کردند و ما مدرسهای را ترک کردیم که دیگر نمیشد آن را فقط یک مدرسه نامید، بلکه نمونهای زنده از این واقعیت بود که اگر مدیری با دل، صداقت و ایمان به آینده کودکان قدم بردارد، حتی یک مدرسه متروکه هم میتواند دوباره به کانون امید و زندگی تبدیل شود.
۱۴
کلیدواژه (keyword):
رشد مدیریت مدرسه، گزارش، از سکوت تا سرود، روایتی از یک مدیر و مدرسه ای که دوباره زنده شد، علی خانزاد