همکلاسیهای خوبم سلام! به سال تحصیلی جدید خوش آمدید.
سال جدید و مدرسه جدید بر شما مبارک باشد. راستش امسال برای من سال متفاوتی است؛ برای تو نمیدانم چگونه خواهد بود. همین ابتدای سالی دلم خیلی بیتاب است. قلبم تندتر از سالهای قبل میزند. گویی جریان و جوشش خونم بیشتر شده است.
دلم برای پدربزرگ مهربانمان حسابی تنگ شده است. آخر دیگر پدر دلسوز و مهربان را در کنارمان نداریم. دیگر لبخندهایش را نمیبینیم و صدای نرم و دلنشینش را که در آن مهربانی و صفا و صمیمیت موج میزد، نمیشنویم!
خدا به ما صبر بدهد! دوریاش خیلی برایمان سنگین است.
همکلاسیهای خوبم، یادتان هست پدربزرگ خوبمان حسابی ما نوجوانان را دوست داشت؟ همیشه حواسش به ما بود. در کلامش و سخنرانیهایش حرفهای قشنگی به ما میزد. آخر حساب ویژهای روی ما باز کرده بود. نوجوانان برایش خیلی مهم بودند.
پدربزرگ مهربان باور داشت نوجوانی پرشورترین دوران زندگی هر آدمی است. دوران محکزدن استعدادهاست؛ دوران آشناشدن با دنیا، با آدمهای دنیا، با طبیعت، با تاریخ، تا بهتر و بهتر بتوانیم جهان را بشناسیم و آنگاه به تواناییهای خودمان پی ببریم.
هنوز موسیقی نرم و مهربانش را که چون نسیم خنک بهاری میوزید، در روح خود احساس میکنم. پدربزرگ شهید مهربانمان میگفت: «عزیزان من شما مدیران فردا، فعالان فردا و شخصیتهای فردایید. فردای این کشور متعلق به شما نوجوانان است. شماها هستید که این کشور، این ملت، این حرکت و این تاریخ را اداره خواهید کرد. خودتان را برای آن روز آماده کنید.»
همکلاسیهای خوبم، شما را نمیدانم، ولی من میخواهم در همین اول سالی به خودم و به آقای خوبم قول بدهم با تمام توان و انرژی که در بدن دارم، در راه ساختن دانش و ایمان خود کوشا باشم و در درجه اول برای بالابردن پرچم کشورم ایران عزیز در جهان تلاش کنم. از خدای حکیم و توانا طلب یاری دارم.
۵۴
کلیدواژه (keyword):
رشد نوجوان، یادداشت سردبیر، قول می دهم،رهبر شهید،علی اصغر جعفریان