عکس رهبر جدید
۰
سبد خرید شما خالی است.

پرورش یا آموزش؟

  فایلهای مرتبط
پرورش یا آموزش؟
ملاحظه‌هایى در باب تربیت دینی

یکی از سؤالات اساسی انسان در برخورد با هر پدیده‌ی جزئی و گسترده‌ای، پس از علم به چیستی آن، در باب چرایی است. این سؤال که بدون نیاز به سواد تحصیلی خاصی، از ابتدایی‌ترین سال‌های زندگی انسان شکل می‌گیرد، نخست به پدیده‌های جزئی و ساده‌ی اطراف با پاسخ‌هایی مختصر محدود می‌شود. لیکن، با افزایش سن زیستی و عقلی، موضوعاتی اعم از چرایی آفرینش، اشرف مخلوقات را هدف می‌گیرد. آنچه در پاسخ به این سؤال عیان است، هدفمندی این آفرینش است که چه از باب آیات متقن الهی مبنی بر حکمت حق تعالی و چه از باب غور عمیق عقلی اثبات می‌‌شود. لیکن، واگرایی پاسخ این پرسش از نقطه‌نظر تفسیر این هدف ظهور می‌یابد و سوگیری‌های گوناگون جسمی، روانی، اجتماعی، عاطفی و... را به دنبال می‌آورد.

در استفاده از تعلیم‌وتربیت نیز بسته به اینکه از چه دیدگاهی به انسان و هدف حیات وی نگریسته شود، سوگیری‌های متفاوتی وجود دارد. چنانچه در اسناد بالادستی نظام تعلیم‌وتربیت جمهوری اسلامی ایران، شش ساحت تربیتی اعم از اعتقادی، عبادی و اخلاقی، سیاسی و اجتماعی، اقتصادی و حرفه‌ای، علمی و فناوری، هنری و زیبایی‌شناختی، و زیستی و بدنی مدنظر است. با توجه به چندبعدی‌بودن انسان، بهترین نوع تربیت، تربیت منتهی به کسب شایستگی‌های لازم در همه‌ی ابعاد و مراتب وجودی انسان است. لازمه‌ی چنین تربیتی توجه به تمامی ساحت‌های تربیتی است؛ اما تقدم و تأخر این ساحت‌ها در نظام‌های حکومتی گوناگون متفاوت است.

این تربیت در نظام‌های آموزشی مبتنی بر حکومت سکولار، لیبرال و... با فرض جدایی دین از سایر جنبه‌های حیات بشری و تنزل آن در حد یک امر فردی و گاهی متضاد با سایر علوم، در پایین‌ترین مرتبه‌ قرار می‌گیرد. این در حالی است که دین، اگر الهی و مبرا از تحریف باشد، به‌عنوان نعمتی کامل و گسترده تجلی می‌یابد که آثار مثبت و گسترده‌ی فردی و اجتماعی دارد. از منظر علامه طباطبایی، دین اصول علمی، سنن و قوانین عملی و روش ویژه‌ای است که سعادت و صلاح دنیوی انسان را هماهنگ و همراه با کمال اخروی و حیات جاودانه حقیقی تأمین می‌کند؛ لذا دین و شریعت مسئله‌ای نافی حیات و نیازهای دنیوی نیست که تربیت دینی، مورد آماج وسیع نفی و نقد و در نهایت کناره‌گیری از آن قرار گیرد. تربیت دینی آن هم با منشأ الهی و اسلامی، به‌عنوان فرایندی تعاملی بین مربی و متربی، با هدف تکوین و تعالی فطرت انسان و قرب الهی، از طریق کسب شایستگی‌های لازم، در همه‌ی مراتب حیات، کامل‌ترین نوع تربیت است و تمامی ابعاد وجود آدمی را در بر می‌گیرد؛ چراکه بنا به قاعده‌ای عقلی، خالق هر وجودی بیش از سایرین، بر مخلوق و ملزومات کمالش اشراف دارد و چه خالقی وارسته‌تر از حق تعالی که علم و رأفت اعلی است.

چنین تربیتی نه‌تنها کمال فرد که در مسیری تدریجی، کمال جامعه را هم محقق می‌کند. در تربیت دینی، گرچه هدف عالی تخلق دانش‌آموز به قرب الهی است، لیکن در پرتو آن، هدف‌های دیگری اعم از تربیت انسان متفکر و متعقل، خلاق، مسئول، متعهد و... نیز دنبال می‌شود. از این رو، توجه به جمیع ابعاد شخصیت متربی در طراحی برنامه‌های تربیت دینی حائز اهمیت است. این مسئله در ساختار تربیت رسمی، یعنی مدرسه و کلاس‌های درس، اهمیتی دوچندان می‌یابد؛ چراکه این ساختار، پس از خانواده، بیشترین نقش تربیتی را برعهده دارد. مدرسه با توجه به ویژگی الگوپذیری فراگیرندگان و گستردگی جامعه‌ی هدف می‌تواند نقص‌های احتمالی تربیت قبلی را رفع یا مسیر درست تربیت خانواده را به بیراهه بکشانند. لذا برنامه‌ی درسی موفق در زمینه‌ی تربیت دینی، بایستی ناظر بر ویژگی‌ها و مؤلفه‌های چنین تربیتی اعم از الهی‌بودن، شمولیت، اولویت حمایت اخروی در عین تأمین حیات دنیوی، خردپروری، حریت و آزادگی، اعتدال، عمل‌گرایی و... باشد.

برای برخورداری از چنین نظام تربیتی، نخست لازم است مجریان برنامه‌های آموزشی که بیشترین ارتباط با جامعه‌ی هدف را دارند، آشنایی لازم با روان و شخصیت فراگیرندگان و اصول و مبانی تعلیم‌وتربیت دینی را داشته باشند و خودشان متخلق به چنین تربیتی شده باشند. این امر محقق نمی‌شود مگر با جذب نیروهای وارسته و تقویت بنیه‌های معنوی، بصیرتی و عملکردی ایشان. این مسئله با اینکه در استقرار نظام تربیتی دینی مؤثر حیاتی بوده است، اما کافی نیست. چراکه مربیان کارآمد به استفاده از روش‌های تربیتی مناسب در درونی‌سازی آموزش‌ها و ماندگاری آن‌ها نیاز دارند.

در این راستا می‌توان سه روش «متابعت»، «همانندسازی» و «درونی‌کردن» را نام برد. متابعت به روشی اشاره دارد که برانگیختگی فراگیرنده، فقط به‌منظور کسب پاداش یا اجتناب از تنبیه صورت می‌گیرد، در حالی که در همانندسازی، نقش الگویی مربی منشأ عمل و اقدام متربی است و نسبت به روش اول اولا‌تر است. این دو روش هر چند در جای خود، قابل استفاده‌اند، اما از آن نظر که نیازمند نظارت دائم عاملان تشویق و تنبیه یا مشروط به احترام همیشگی برای شخص یا گروه الگو و تجانس میان ایشان هستند، پایداری کمتری نسبت به روش سوم یعنی درونی‌کردن دارند. چراکه درونی‌کردن، شیوه‌ای است که در آن انگیزه‌‌ی عمل، فقط تعهد و وجدان شخص است و نه چیز دیگری. لذا لازم است مربی کارآمد نظام آموزشی در کنار استفاده از دو روش نخست، بیشتر متکی به روش سوم باشد. بدین منظور، لازم است مربی به نکاتی نظیر پرورش روح حقیقت‌جویی، ارائه‌ی تمثیل و تشبیه، مسئله‌مداری، زمان‌شناسی و مخاطب‌شناسی در کار تربیتی خود توجه کند. در بحث زمان‌شناسی، به‌دلیل حضور فناوری‌های نوین در عصر حاضر، می‌توان از این ظرفیت به نحو مثبت استفاده کرد و در آموزش‌ها از فناوری‌های آموزشی در راستای عینیت‌بخشی به مفاهیم و فعال‌کردن متربی بهره برد. بدین ترتیب، چگونه‌‌آموزی نسبت به چه‌آموزی اهمیت مضاعف می‌یابد. این مسئله در بحث ارزشیابی، منتهی به رویکرد فرایندمداری و توجه به کیفیت به‌جای کمیت‌گرایی و نمره‌دهی می‌شود که ابزارهای خاص خود را می‌طلبد. بدین معنی که ابزارهایی مثل سنجش مشاهده‌ای یا آزمون‌های عملکردی، بسیار مؤثرتر از آزمون تراکمی پایانی می‌توانند میزان تحقق هدف‌های تربیت دینی را در دانش‌آموزان نمایش دهند. تحقق چنین تربیتی در کنار تمام آثار مثبت و فراگیر خود، با تقویت ارزش‌های اخلاقی، پشتکار و مسئولیت‌پذیری، ایجاد حس هدفمندی، تعهد و اعتماد‌به‌نفس نقش مهمی در کاهش اضطراب و پیشرفت در عملکرد تحصیلی نیز خواهد داشت.

در جمع‌بندی می‌توان اظهار داشت که با توجه به چندبعدی‌بودن انسان، کامل‌ترین نوع تربیت، تربیتی است که به همه‌ی این ابعاد وجودی توجه داشته باشد. چنین خصیصه‌ای تنها در تربیت دینی نهفته است؛ تربیتی که  امروزه با توجه به چالش‌های زندگی بشر از پیش اهمیت یافته است و در صورتی که به‌درستی تحقق یابد، می‌تواند کمالات نهایی فرد و جامعه را محقق کند.

 

 


۲۶
کلیدواژه (keyword): رشد آموزش ابتدایی، مقاله، پرورش یا آموزش،تربیت دینی، زینب عالیشان زواره
نام را وارد کنید
ایمیل را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید

۳۰۸ نفر
۳۴,۰۹۲,۳۶۶ نفر
۲,۱۰۲ نفر
۱۸,۸۲۷ نفر
۲۳,۷۴۵,۵۱۶ نفر