با تمام تحولات صورت گرفته اما به نظرم همچنان فرایند انتخاب رشته دانشگاه برای دانشآموزان رشتههای نظری، همچون ریاضیفیزیک، مانند یک گردونه شانس است که قرعه من در آن سالها به نام مهندسی رایانه دانشگاه تربیت معلم سابق و خوارزمی فعلی افتاد. البته که کسوت معلمی برای فردی که همواره در دوران مدرسه، چه در کنترل مشقهای دوران ابتدایی، چه در حل تمرینهای حسابان و دیفرانسیل دوران دبیرستان، یار غار معلمان و همکلاسیهای خود بوده، بیگانه نبود، اما این بار تنها به اندازه چهار سال با شغل معلمی به معنای واقعی کلمه فاصله داشتم و برای یادگیری فوت و فن معلمی کجا بهتر از کلاسهای مهیج و جذاب درس شبکه استاد احسان ملکیان1 ، این استاد محبوب برای برداشتن ره توشه!
بیمعطلی با سهمیه استعداد درخشان، بدون کنکور در دوره تحصیلی کارشناسی ارشد در گرایش «هوش مصنوعی» پذیرفته شدم، اما حالا باید در کنار تحصیل وارد دنیای هنرآموزی هم میشدم. با اندک تأملی از همان ابتدای راه فهمیدم که اگر عاشق پیشهام نباشم، مصائب و سختیهای بسیار آن، انگیزه ادامه راه را از من خواهد ربود. پس عاشقانه کار خود را در هنرستانی در منطقهای دور از محل زندگیام شروع کردم.
درسهای بهشدت کسلکننده سهم سال اول تدریس من شده بود، اما طرح سناریوهای آموزشی جذاب و متناسب با ذائقه هنرجویان، غول چراغ جادو! برای تدریس هر درسی، حتی برای این درسها بوده و البته که هست. کسب رتبههای برتر در جشنوارههای تدریس استان با همین شیوه، گواه همین ادعاست. به حسب تجربه و البته تحقیقات صورت گرفته بهجرئت میتوان گفت که بهرهمندی از سناریوهای آموزشی خلاق، جذاب و متناسب با ذائقه هنرجویان امروزی، نشاط و سرزندگی، این حلقه مفقوده را در کلاسهای درس، بیش از آنچه فکر میکنیم به ارمغان خواهد آورد.
در ادامه رصد مشکلات متعدد در منطقه، همچون تبحرنداشتن هنرآموزان در ارائه برخی درسها، یا کمبود تجهیزات سختافزاری لازم در منطقه، مرا به قبول سمت سرگروهی برای رفع برخی از این مشکلات وادار کرد. در همان ابتدا بانک اطلاعاتی از همکاران توانمندی تهیه کردم که بدون دریافت حقالزحمه حاضر به قبول زحمت تدریس دورههای ضمن خدمت مورد نیاز هنرآموزان بودند. سپس با نیازسنجی از هنرآموزان منطقه، دورههای ضمن خدمت پرتقاضا را به کمک همین همکاران توانمند و با همکاری برخی مدیران دلسوز هنرستانهای منطقه، بهطور کاملاً رایگان برگزار کردم. با همکاری تمام قد هنرآموزان رایانه استان، بانک اطلاعاتی از وسایل و تجهیزات سختافزاری هنرستانهای رایانه بهمنظور توزیع عادلانه تجهیزات جدید ارسالی از استان در اختیار مسئولان ذیربط قرار دادم. در ادامه نیز بهسبب خیل فعالیتهای صورت گرفته، بهعنوان سرگروه برتر استان مورد تقدیر قرار گرفتم که مسلماً برای عاشقان این مسیر هدف نبوده و نیست.
فعالیتهای متنوع پژوهشسرای منطقه- قطب برنامهنویسی استان- همچون برگزاری دورههای برنامهنویسی، داوری مسابقههای منطقهای و البته استانی، و... نیز انگیزه حضور و فعالیتم در پژوهشسرای منطقه شد.
نقد کتابهای جدیدالتألیف و روحیه بالای مسئولان وقت دفتر تألیف در انتقادپذیری، به عضویت بنده در دفتر تألیف کتب فنیوحرفهای و ورودم به عرصه تألیف انجامید. پس از آن تدریس در دورههای ضمن خدمت کتابهای جدیدالتألیف که بهصورت مجازی به شیوه نوین و در سطح کشوری برگزار شد، تجربههای بیبدیل با اثربخشی در سطح کشور و مورد پسند عاشقان این مسیر را برایم رقم زد؛ چرا که بازخوردهای مثبت هنرآموزان از فیلمهای تهیه شده، سوخت لازم برای ادامه مسیر مهیا میکرد.
در این سالها، تجربه استادی با ارائه درسها به دانشجومعلمان که زمینهساز انتقال تجربه را نیز برای آنان فراهم میکرد، خالی از لطف نبود، اما همچنان وزنه معلمی به استادی برایم میچربید، چرا که نوجوانان از جوانان تأثیرپذیرتر و پویاترند و همین برای من دلخواهتر بود. طی این سالها، بیش از هرچیز لبخند روی لب هنرجویان، هنرآموزان و همکاران آشنا هنگام اطلاع از کسب عنوان معلم نمونه استان، به لحظه خاطرهانگیزی برایم بدل شد؛ لبخندی عمیق و توأم با رضایت و تشویق که بهراستی برترین تقدیر آدمی است.
کرونا این شومترین بیماری قرن، به ما معلمان و دانشآموزان بیش از همه فهماند که بین کلمههای حضوری و مجازی فاصله بسیار است. اما نباید از پای مینشستیم و همه هنرآموزان متعهد در کشور، به فراخور موقعیت پیشآمده، شروع به تهیه فیلم برای هنرجویان خود کردند. من نیز به اقتضای شرایط پیشآمده در این دوران، حدود 3٠ فیلم از درسهای کارگاهی رشته شبکه و نرمافزار رایانه تولید و تدوین کردم و در اختیار هنرجویانم قرار دادم.
فرصت پیشآمده در دوران کرونا مرا به دنبال راه حلی برای اثربخشی بیشتر در حوزه آموزش در سطح کشور و به دور از دیوانسالاریهای دست و پاگیر حاکم بر نظام اداری آموزشوپرورش که مانع از تحولات عمیق و سریع در این حوزه است، کشاند و با تحقیق و بررسیهای بسیار، راه حل را در خلق یک نوآفرین (استارتاپ) آموزشی دیدم. بدین ترتیب شرکت نوآفرین «خونه دوم» (برای عرضه دورههای آموزشی جدید، بهروز، متنوع و با کیفیت برای پرکردن برخی از خلأهای آموزشوپرورش فعلی با هزینه مناسب و با بهرهگیری از آخرین روشهای یادگیری در سطح جهان، همچون یادگیری پروژهمحور، یادگیری مبتنی بر داستان، یادگیری خرد2 و ... و البته از همه مهمتر بازیوارسازی3) متولد شد. برای ایجاد تحول عمیق از پایینترین رده سنی شروع کردیم که حاصل آن تا این لحظه سه دوره برنامهنویسی برای کودکان پنج تا هشت ساله است که در بستر خونه دوم عرضه شده است.
خاطرم هست در یکی از رویدادهای نوآفرینی (استارتاپی) که در صندوق نوآوری و شکوفایی ریاست جمهوری با مشارکت دانشگاه آزاد اسلامی برگزار شد، شهید طهرانچی با حضور در غرفه خونه دوم ما را تحسین کرد و قول مساعدت و همکاری داد که رژیم غاصب جنایتکار فرصت بهرهمندی هرچه بیشتر از این استاد فرزانه را از ما گرفت. امید است به فضل و مدد الهی، من، فاطمه رحیمی، هنرآموز شبکه و نرمافزار رایانه شهرستان شهریار، شهرستانهای استان تهران، همراه با همه فعالان، دغدغهمندان و دلسوزان آموزشوپرورش گامهای بلند و استواری در راستای اعتلای آموزشوپرورش و برقراری عدالت آموزشی در کشور عزیزمان ایران برداریم تا پرچم پرافتخار این شهیدان فرزانه عرصه علم و دانش، بر قلههای موفقیت بیش از گذشته به اهتزاز درآید. به امید فتح قلههای پیش رو!
پینوشتها
1. استاد احسان ملکیان، خالق کتابهای پرفروش مهندسی اینترنت، نفوذگری در شبکه و... بودند که متأسفانه در سال 1401 به رحمت ایزدی پیوستند.
2. microlearning
3. Gamification