خانم دکتر! بهعنوان پرسش اول بفرمایید منظور از اضطراب در کودکان چیست و چه تفاوتی با ترس دارد؟
ترس با اضطراب فرق دارد. در هراس (فوبیا) فرد از یک محرک خارجی میترسد. مثلاً فردی که از گربه میترسد، اگر جایی صدای گربه را بشنود پناه میگیرد یا فرار میکند. دفعه بعد هم از آن مسیر رد نمیشود. اما در اضطراب فرد در اثر یک عامل نامشخص حال بدی دارد. علامتهای جسمی ترس و اضطراب میتوانند شبیه هم و شامل تپش قلب، لرزش صدا، تنگی نفس و پریشانی فکر باشند.
در مورد کودکان شرایط متفاوت است. گاهی امکان دارد کودک در رسانه چیزی شبیه روح دیده باشد. از طرف دیگر دوستش هم به او گفته باشد، اگر جایی پرده تکان بخورد، آنجا روح وجود دارد. همین سبب میشود کودک علامتهای اضطراب را بهشکل رفتارهایی مانند «ترس از تنها ماندن» و «ترس از تاریکی» نشان دهد، فکرش پریشان باشد و گریه کند. اما چون کوچک است، به احتمال زیاد نمیتواند دراینباره توضیح دهد و از کلمهها استفاده کند.
چرا باید اضطراب در کودکان را جدی گرفت؟
در مورد کودکان نباید فکر کنیم آسمان دنیای کودکان همیشه آبی و آفتابی است. اتفاقاً بچهها بیشتر فشار روانی و تنش پیدا میکنند و بیماریهای اضطرابی در کودکان شیوع خیلی بالایی دارد. اقدام و مداخله درمانی بهموقع خیلی مهم است، زیرا بچهها در حال رشد هستند و اگر مشکلشان رفع نشود، ممکن است سالها با آنها باقی بماند و بعدها در جای دیگر و بهشکل دیگری ادامه پیدا کند.
متأسفانه برخی والدین اضطراب کودکان را جدی نمیگیرند و میگویند ما هم بچه بودیم، همین مشکلات را داشتیم و بزرگ شدیم. به این والدین باید گفت: بله، درست است که بزرگ شدیم، اما خیلی هم اذیت شدیم. الان امکانات هست و کودکان میتوانند از خدمات درمانی روانپزشکی استفاده کنند.
نشانههای اضطراب در کودکان بیشتر به چه شکل بروز پیدا میکند: جسمی یا روانی؟
جسم و روان از هم جدا نیستند. احساسها و هیجانها با هورمونها و ترکیبات شیمیایی در بدن ارتباط دارند. هنگام فشار روانی هورمون کورتیزول بالا میرود. عصبهای میانجی (نوروترنسمیترها) بالا و پایین میشوند. مغز بخش مهمی از بدن است و همه علامتهایی که تحت تأثیر مغز و اعصاب در بدن ایجاد میشوند، علامتهای جسمی هستند.
بیماریهای اضطرابی انواع متفاوتی دارند. یکی از آنها «اضطراب منتشر» است. در این حالت فکر فرد دائم پریشان است و اگر کسی چند دقیقه دیر کند، فکر میکند تصادف کرده است. اما کودکان نوع دیگری واکنش نشان میدهند. ممکن است حساس و زودرنج شوند و زود گریه کنند. بهشان بربخورد و یا احساس کنند دیگران آنها را به حساب نمیآورند.
همچنین مشکلات اضطرابی در کودک ممکن است با مشکلات دیگری مانند نقص توجه همراه باشد. از طرف دیگر اضطراب ممکن است علامتهایی مانند نقص توجه ایجاد کند. به همین خاطر مهم است که اول به درمان اضطراب بپردازیم و در صورت ماندن علامتها برای درمان نقص توجه اقدام کنیم.
والدین چطور میتوانند اضطراب مشکلزا را در کودکان تشخیص دهند؟
تغییر عامل خیلی مهمی است. مثلاً اگر کودک قبلاً راحت میخوابیده است و الان مدتی است به والدین میچسبد، به صداهای ناگهانی واکنش نشان میدهد، رفتارهایی مانند ناخن جویدن، شبادراری و افت تحصیلی در او بروز یافته، ممکن است عامل آن اضطراب باشد. علاوه بر تغییر، گاهی ممکن است اضطراب در کودکان بهشکل رفتارهایی مانند پرخاشگری و گوشهگیری بروز پیدا کند.
شایعترین علتهای ایجاد اضطراب در کودکان کداماند؟
بسته به شرایط، عواملی مانند محیط، مدرسه، ژنتیک، اخبار و رسانهها و یا همه این عوامل در کنار هم میتوانند باعث ایجاد فشار روانی در کودکان شوند.
جنسیت چقدر در شیوع اضطراب نقش دارد. آیا بین دختران و پسران تفاوتی وجود دارد؟
بهجز هراسهایی که در دختران بیشتر دیده میشوند، اغلب بیماریهای روانپزشکی تا پیش از بلوغ در پسران شایعتر هستند. شاید هم یک علت این باشد که دختران سختتر علامتها را بروز میدهند و اصطلاحاً در خودشان میریزند و علامتها سختتر تشخیص داده میشوند. شیوع «اضطراب جدایی» نیز در پسران و دختران برابر است.
یکی از مشکلات شایع در کودکان اضطراب هنگام مراجعه به پزشک و دندانپزشک است. در این مورد چه راه حلی پیشنهاد میکنید؟
گاهی ترس ناشی از هراس و عامل خارجی، و علتش رفتار والدین، مثل «بهزوردکتربردن» است. یا اینکه کودک تجربه ناخوشایندی دراینباره دارد. مثلاً چند نفر برای گرفتن خون دور کودک جمع شدهاند و این کار را با زور و خشونت انجام دادهاند. درحالیکه اگر والدین وقت بگذارند و از قبل از طریق خواندن کتاب داستان، گفتن قصه و بازی با عروسک این مرحلهها را تمرین کنند و توضیح دهند که این اقدامات برای سلامت و حال خوب کودک لازماند، تا حد زیادی از این مشکلات پیشگیری میشود. مثلاً از چند روز قبل با وسایل و اسباببازیهای پزشکی با کودک بازی کنند و بگویند: «من عروسک را معاینه میکنم، تو مرا معاینه کن!» از طرف دیگر پزشکان و کارکنان درمان هم باید با کودکان صبر و حوصله به خرج دهند و در این مورد آمادگی لازم را داشته باشند. با کودک با خشونت برخورد نکنند، وقت بگذارند و با زبان کودکانه با او ارتباط برقرار کنند.
کدام رفتار والدین سبب تشدید اضطراب کودکان میشود؟
اینکه اضطراب خودشان را قبول نمیکنند. به علامتهایی مانند ازجاپریدن و تپش قلب با بهصدا درآمدن زنگ خانه یا تلفن توجه نمیکنند و درمان خودشان را جدی نمیگیرند.
برخی والدین تصور میکنند پسرها نباید بترسند. حتی وقتی به مطب میآیند هم نمیخواهند مشکل را بپذیرند. مثلاً کودک ناخنش را میجود و به همین خاطر همراه والدین به مطب آمده است، اما والدین میگویند بچه همسایه این مشکل را دارد. این کار باعث گیجشدن کودک میشود و او فکر نمیکند مشکل خودش است. بارها این موضوع را در مطب دیدهام. این نپذیرفتن سبب میشود رابطه بههم بخورد و شرایط مبهم و کودک گیج و سردرگم شود.
چه زمان باید به روانپزشک مراجعه کرد؟
اگر کودک با هر صدایی از خواب میپرد، خوابش سبک شده است، و در بازی، نقاشی و صحبتهایش نشانههایی از ترس، اضطراب و خشونت به چشم میخورد، ممکن است دچار اختلال اضطراب یا اختلال فشار روانی پس از سانحه شده باشد و لازم است والدین برای ارزیابی و درمان او اقدام کنند.
برخی والدین بهخاطر ترس از عوارض دارو سراغ درمان نمیروند. چه روشهای درمانی دیگری وجود دارد؟
از وابستگی و اعتیاد به دارو نباید ترسید، چون این اعتیاد نیست بلکه نیاز کودک است. نیاز به دارو با اعتیاد به مواد مضر فرق دارد. مثلاً من عینکم را نیاز دارم و اگر نزنم نمیتوانم خوب ببینم، اما اعتیاد بحث مصرف مواد مضر و ناسالم است. روشهای دیگر مانند رواندرمانی، روانکاوی و بازیدرمانی هم وجود دارند که البته همه باید توسط درمانگر متبحر انجام شوند.
آیا اضطراب در کودکان قابل درمان است؟ درمان چهمقدار زمان میبرد؟
بله، اضطراب در کودکان به بررسی و درمان نیاز دارد. بسته به زمانیکه از ایجاد آن گذشته، لازم است برای درمان وقت گذاشته شود. بههرحال درمان مشکلات به زمان نیاز دارد. مثلاً مشکلی که چند سال همراه فرد بوده است، حداقل چند ماه نیاز به درمان دارد. اما متأسفانه والدین توقع دارند مشکلشان در یکی دو جلسه رفع شود. طول درمان به عوامل متفاوتی بستگی دارد. ارتباط و شیوه رفتار پدر و مادر، شرایط اقتصادی و اجتماعی خانواده، سابقه خانوادگی بیماریها و اختلالات روانی و اینکه آیا اختلال اضطراب با بیماریهای دیگر همراه است یا نه، همه در طول زمان درمان نقش دارند. قطع درمان هم تدریجی است.
چطور تابآوری را در کودکان افزایش دهیم؟
متأسفانه مهارت شناخت هیجانها در کودکان و حتی بزرگسالان خیلی ضعیف است. یکی از مسئولیتهای والدین آموزش این مهارت به فرزندان است، زیرا شناخت و کنترل هیجانها نقش مهمی در سلامت روان دارد. همچنین این روزها رسانهها و شبکههای اجتماعی از عوامل مؤثر بر اضطراب کودکان هستند. برای مدیریت این موضوع و برای افزایش تابآوری باید سواد رسانهای والدین و فرزندان بیشتر شود.
مهمترین نکته و توصیه شما به والدین چیست؟
دور ماندن از خبر برای سلامت روان بچهها خیلی مهم است. اخبار بد کمکی به ما نمیکنند و به سلامت بچهها آسیب میزنند. اوضاع نابسامان اقتصادی و اجتماعی و اینکه والدین دائم اخبار بد و پرتنش را منتقل میکنند، حس ناامنی و اضطراب ایجاد میکند. ترس و تهدید از وقوع اتفاق از خود اتفاق بدتر است. جمله معروفی هست که میگوید ترس از رنج از خود رنج بدتر است. الان هم برخی خانوادهها نگراناند و آرامش و ثبات ندارند و این سلامت روان کودکان را بهشدت تهدید میکند.
تأثیر دسترسی آزاد کودکان به رسانه و شبکههای اجتماعی و خطرهای احتمالی آن را باید جدی گرفت. بسیاری از کودکان بازیهای برخط انجام میدهند. والدین باید خطرهای فضای مجازی را جدی بگیرند.
و نکته آخر؟
پیشگیری مقدم بر درمان است. در روانپزشکی قبل از رسیدن بهجای باریک باید به تغییرات توجه کنیم، از افراد متخصص مشورت بگیریم و دنبال راهحل مناسب باشیم. متأسفانه والدین این کار را انجام نمیدهند و گاهی با اقدامات نادرست، مانند مراجعه به مشاور و گرفتن مشاورههای برخط با افراد غیرمتخصص، زمان طلایی درمان را از دست میدهند. این کار درمان را سختتر و زمان درمان را طولانیتر میکند.
والدین باید توجه داشته باشند و در صورت دیدن مشکل در کودک نترسند و با اختصاص وقت و هزینه، از افراد متخصص مشورت و کمک بگیرند. این کار سبب میشود آسیبها از بین بروند و طولانیمدت باقی نمانند. نادیدهگرفتن علامتهای اضطراب سبب میشود کودکان بار این مشکلات را سالها به دوش بکشند یا به کارهای دیگری دست بزنند و خجالتی و گوشهگیر شوند. در سالهای بعد هم در مدرسه کاری کنند که معلم آنها را نبیند و کمکم به خاطر ترس از دیگران، در جمع حرف نزنند.