مشاوره در عرصه نبرد
۱۴۰۴/۰۷/۰۱
«آرامش و تعادل» آرزوی همگانی در حیات انسانهاست و بیتردید بهای آن بسیار است. انتهای آرامش در زندگی را کسانی می فهمند که تناسب بین امور گوناگون را درک کرده باشند. خیلی از چیزها ریشهای و بیبدیل هستند، لکن به دلیل هیمنه و سیطرهای که دارند به چشم نمیآیند. بدون شک توازن در امور و آرامش در اضلاع و ابعاد زندگی از جمله آنهاست. ضمن تقدیر و تمجید این نعمت عظما تصدیق میکنیم که گاهی نداشتن آرامش و بهم ریختن تعادل هم ممکن و هم گریز ناپذیر است. مشاور و خدمات مشاورهای برای چنین وضع احتمالی نیز باید پیشبینیهایی داشته باشد. با یک تقسیم بندی کلی میتوان دو نوع مشاوره قائل شد مشاوره در عرصه بدون تنش و مشاوره در عرصه نبرد در مشاوره نوع دوم نیز باید خود را در حال نبرد محاسبه کند. نبرد نه به این معنا که سلاح به دست گیرد، بلکه به این معنا که به سلاح به دستان یاری رساند. عرصه نبرد محل بروز و ظهور نقش های متکثر است. پیروزی در نبرد وقتی حاصل می آید که همه در حال نبرد باشند؛ مخصوصاً زمانی که بی رحمی و بی دینی دشمن محرز شده باشد.
ای همه مشاوران عزیز و مراجعان احتمالی
این حقیقت را بدانید که اکنون ایران اسلامی در حال نبرد با بیرحمیها، بیدینیها و حیوان صفتی است. از سوی این اردوی ظلم گستر صهیونی جنگ دیگری بر ما تحمیل شد. جنگ تحمیلی اول را بعثیون عراق به وجود آوردند و دومی را شیطان بزرگ با نیروهای نیابتی خاورمیانهایاش به زور ایجاد کرده است. به خاطر داریم که در نخستین جنگ تحمیلی مشاوران دلسوز و وطن دوست همراه رزمندههای عزیز حامی جامعه جنگ زده و مردم غم زده بودند و نیروی ایمان و آرامش روحی را با بهره گیری در قواعد مشاوره زنده نگه میداشتند. فراموش نکنیم که گاهی یک مشاوره همراه با ایمان مزههایی را در وجود انسانهای ملول و غمگین احیا میکند که هیچ طبیبی نمیتواند.
گاهی عناصر در حال احتضار وجود یک مراجع زخمی و غمین جز با فهم متقابل با محتضران روحی و فکری زنده نمیشوند؛ زیرا که این عرصه میدان تفاهمها و تضادهاست نه میدان طبابتهای مرسوم. زخم جسم صراحت آشکار دارد لکن زخم روح و روان رنجوری مجهول. مشاور آگاه و متعهد میتواند کاشف زخمهای مجهول باشد و فرد یا افرادی را از مرگ شخصیت نجات دهد. ما اکنون به دلیل تحمیل شرایط خاص از سوی دشمن در وضع خرد طلبانه مهیا قرار داریم عقل و خرد ما را به آمادگی دائمی فرا میخواند و احساس و عواطف نیز دعوت نامه آمادگی امضا میکند؛ دعوتهای مدام و امضاهای مستمر؛ دعوت به حکم عقل و امضا به تایید احساس و عواطف پاک.
اکنون در شرایطی هستیم که به دلیل مواضع غیر قابل تغییر به سبب باورها اعتقادات و مواضع متغیر با عنایت به موقعیتها و عرصه دیپلماسی به آمادگی و هوشمندی عمومی نیاز داریم.
لازم است مشاور بادانش تعهد و مهارتش، معلم با شایستگیهای اصلی و اصیلش، مدیر با اداره امور دلسوزانه و عالمانهاش و استاد دانشگاه با درایت علمی و مربیگری دائمیاش و هر کس دیگری با حرفه و شغلی که در اختیار دارد، همه و همه یار یکدیگر و معین کشور باشند و به عبور از شرایط حاضر یاری رسانند.
اکنون این پرسش قابل طرح است که مشاوران در مدرسههای کشور چه رسالتی بر دوش دارند؟ رسالت همیشگی آنان کمک به مراجعانی است که برای استمداد روحی روانی و تربیتی به آنان مراجعه میکنند. معلمان و دانشآموزان و حتی والدین آنان را باید اقشار خاص به حساب آورد که نقش تربیتی تعادلی و تکمیلی دارند. اگر این سه گروه از جایگاه خود آگاه باشند و به اهمیت ارتباطات بین گروهی خود پی ببرند. رویدادهای زیبای تربیتی رخ میدهند. مشاور مدرسه صرفا با نگاه فردگرایانه و موردی نمیتواند به سلامت ساختاری مدرسه کمک کند بلکه با رویکرد جامعه گرایانه و شبکهای قادر خواهد بود به تقویت و تکمیل سلامت و سرور در مدرسه یاری رساند.
نقش دیگر مشاور رصد کردن مسئلهها و آسیبهاست. ممکن است افراد غیر متخصص به عنوان تماشاچی به جزرومد دریای اجتماع بنگرند و با تحیر بپرسند چه خبر است؟ لیکن متخصص و مشاور صاحب بصیرت حقایقی در بطن تکاپوهای امواج دریای جامعه دانشآموزی دریافت میدارد و خود را با عنایت به آنها تنظیم میکند. لازمه این بصیرت آگاهی از مسئلهها و مصائب است. به نظر میرسد مشاور به طور خاص در شرایط نبرد نباید خود را آسوده و بدون تکلیف به حساب آورد. او در برابر مسئلههای روحی و روانی عقل و خرد ما را به آمادگی دائمی فرا میخواند و احساس و عواطف نیز دعوتنامه آمادگی امضا میکند؛ دعوتهای مدام و امضاهای مستمر دعوت به حکم عقل و امضا به تایید احساس و عواطف پاک جامعه و به طور ویژه جامعه نظام آموزشی تکلیف دائمی دارد. این تکلیف دائمی مستلزم فهم دقیق علل و عوامل مسئله است.
ارتباط بین مشاوران را نیز نباید فراموش کرد. حقیقتا ضرب المثل معروف و حکیمانه «یک دست صدا ندارد» پر مغز و پر معناست. در جامعه مشاوران نیز یک مشاور جدا از جامعه مشاوران کار تاثیر گذاری نمیتواند باقی بگذارد؛ زیرا هر مسئله روحی و روانی و تحصیلی تربیتی، علاوه بر جنبههای فردی، صبغه اجتماعی دارد و برای مواجهه با آن نیز باید با مشارکت اجتماعی و با جامعه شناسان چاره اندیشی کرد. گاهی شور و مشورت مشاوران گرهها را باز میکند و امید را در دل جامعه زنده نگه میدارد. لذا باید ضمن درود و سلام به تک تک مشاوران عزیز به آنان گفت که مشاوره علاوه بر بعد تخصصی به مشارکت اجتماعی و درایت گروهی نیز احتیاج دارد.
۷۲
کلیدواژه (keyword):
رشد آموزش مشاور مدرسه،مشاوره،