معلم تمام عیار در چشمانداز سند تحول بنیادین آموزش و پرورش
۱۴۰۴/۰۸/۰۱
بیشک آموزشوپرورش عامل توسعه و پیشرفت کشورها محسوب میشود و در ارتقای سطح فرهنگ جامعه تأثیرگذاری شگرفی دارد. مدرسه پویا، کارآمد و تراز سند تحول بینادین، به معلمی نیاز دارد که پویا، کارآمد و تراز سند تحول بنیادین باشد. از برنامهها و فعالیتهای وزارت آموزشوپرورش مشخص است که ازا بتدای دهه دوم تصویب اسناد تحولی، تأکید بسیاری بر «مدرسه تراز سند تحول بنیادین» میشود، چرا که در اسناد تحولی، مدرسه «کانون» اصلی تحول در آموزشوپرورش است. پرسش اصلی این است که نقطه شروع و کانون اصلی تحول در مدرسه کجاست؟ تحولات عصری و لزوم هماهنگی نظامهای آموزشی با تحولات آینده سبب شده است که کشورهای جهان در برنامههای تربیت معلم کشورشان تغییراتی ایجاد و نقصهای موجود را برطرف کنند.
رهبر فرزانه انقلاب اسلامی در تکریم شخصیت و جایگاه معلم تراز انقلاب اسلامی میفرمایند: «یک کشور اگر بخواهد به سرافرازی برسد، به رفاه و غنا برسد، به علم و تفقه علمی منتهی شود، اگر بخواهد مردم شجاع، آزاده، فهمیده، عاقل، خردمند و متفکر تحویل جامعه بشری دهد، باید این زیرساخت اصلی را درست کند؛ زیرساخت تعلیم دوران کودکی و نوجوانی. این، شأن معلم است» (مقام معظم رهبری، 1393/3/15).
«کارآمد» به معنای کسی یا چیزی است که کارها را بهخوبی و با اثربخشی انجام میدهد. به عبارت دیگر، فرد یا وسیلهای که توانایی انجام وظیفههای خود را به بهترین شکل ممکن دارد و نتایج مطلوبی به بار میآورد، معلمی که عملکرد امروزش بهتر از دیروز باشد و همواره در عرصه پیچیده تعلیموتربیت و در صحنه کلاس باانگیزه، پرانرژی، فعال و خلاق ظاهر شود، میتواند کارآمد نیز باشد. معلم در تحقق هدفهای مورد نظر نقش تعیینکنندهای دارد و میتواند نیازهای اساسی دانشآموزان را در عصر حاضر بهخوبی بشناسد و عملکرد خود را برای تأمین این نیازها روزبهروز ارتقا بخشد. معلمی که هیچگاه وضع موجود را وضع مطلوب تلقی نمیکند و در هیچ زمانی به وضع موجود قانع و راضی نیست، میتواند نواندیش و تحولخواه باشد و آمادگی و صلاحیت لازم را برای اعمال تغییرات ضروری داشته باشد.
در همه جوامع معلم به عنوان یکی از ارکان مهم تعلیموتربیت شناخته میشود. طبق آیات و روایات متعدد، جایگاه بسیار رفیعی برای معلم ذکر شده و مسئولیت خطیری برای او در نظر گرفته شده است. پایه اصلی تمدن نوین اسلامی نیز، در نگاه رهبری معظم انقلاب، تربیت انسانهایی با ویژگیهایی همچون خردورزی، ابتکار و شجاعت است که معلم باید آنها را تربیت کند. بنابراین راه رسیدن به تمدن نوین اسلامی تربیت معلم کارآمد و تراز سند تحول است (مقیمی، ۱۴٠٠).
یکی از زیرنظامهای مهم سند تحول بنیادین، زیرنظام تربیت معلم و تأمین منابع انسانی است که بهواسطه اهمیت آن میتوان گفت صدر زیرنظامهاست. آنچنان که لو (۲٠۱۳) معتقد است، مراکز تربیت معلم، از عهده تربیت معلمانی که دارای توانایی علمی و آمادگی لازم برای تدریس و مدیریت کلاس درس و آگاهی نسبت به مواد درسی و اوضاع و احوال دانشآموزان باشند، بر نمیآیند (مرعشی، ۱۳۹۷).
در اسناد تحولی، بر کارآمدی نقش معلم در مدرسه و جامعه تأکید شده است. معلم کارآمد میباید چنین چرخشهایی را تجربه کند: «از معلم به عنوان انتقالدهنده دانش» به «معلم به عنوان مربی و اسوه تربیتی و سازماندهنده فرصتهای تربیتی متنوع»، یا: از «معلم به عنوان مجری تصمیمهای اداری» به «معلم بهعنوان شخصیتی علمی و تربیتی». این تغییر نگاه میطلبد که مراجع ذیربط در سیاستگذاریها و برنامههای کلان منابع انسانی تحولات عمیقی به وجود آوردند.
مربیان و معلمان مجموعهای از افراد نسبتاً رشدیافته، دلسوز و خیرخواه هستند که به لحاظ کسب شایستگیهای فردی و جمعی، و تحقق مراتب قابل توجهی از حیات طیبه در وجود خویش، مسئولیت سنگین کمک به هدایت دیگران و زمینهسازی برای رشد و تحول وجودی افراد دیگر را، در راستای شکلگیری و پیشرفت مداوم جامعه صالح بر عهده گرفتهاند (شورای عالی انقلاب فرهنگی ، ۱۳۹٠).
با این حال، برای معلم کارآمد یا همان معلم تراز سند تحول بنیادین میتوان فهرستی از شاخصها تهیه کرد که در ادامه به پنج مورد از آنها اشاره میکنیم:
- مهمترین شاخص برای معلم کارآمد نقش هدایتگری و الگوی معلم به عنوان اسوهای امین و بصیر در فرایند تعلیموتربیت و تحقق مأموریتهای نظام تعلیم و تربیت رسمی کشور است. معلم برای تحقق و عملیاتیکردن آنچه که از دانشآموزان انتظار دارند، اولاً خود باید از نظر رفتاری الگوی مناسبی برای دانشآموزان باشد و ثانیاً در حین تدریس درسهایی مانند فارسی، علوم، ریاضی، مطالعات اجتماعی و... با اتخاذ رویکرد برنامه درسی تلفیقی، همسو با معلمان قرآن و مربیان تربیتی، در راستای توسعه فرهنگ و معارف اسلامی گامهای ارزشمندی بردارد.
- معلم تراز سند تحول بنیادین صرفاً معلم ریاضی و علوم نیست، بلکه در یک نگاه جامع، در حوزههای متفاوتی مربی است. برای مثال معلم ریاضی، معلم اخلاق و رفتار دانشآموزان نیز هست و معلم علوم هم میتواند انگیزه دانشآموزان را از طریق کاوشگری و تلاش مداوم برای یافتن پاسخ پرسشهایی درباره پدیدههای علمی مرتبط با جهان هستی، و وقایع و روابط میان آنها شکوفا سازد و از این طریق اعتقادات مذهبی دانشآموزان را تقویت کند.
- شاخص دیگر ایجاد پیوندبین فرصتهای تربیتی با تجربههای واقعی است. تجربهها و فرصتهای یادگیری تربیتی که در مدرسه توسط معلمان فراهم میشوند، میباید بر ادراکات و مواجهههای دانشآموزان با محیط واقعی زیست آنها منطبق باشد. بنابراین لازم است معلم و مربی تا جایی که امکان دارد، فرصتها را منطبق با زندگی واقعی و شرایط رشدی دانشآموزان فراهم کنند. همچنین انعطافپذیری برنامهای باید بر اساس تفاوتهای فردی تنظیم شود. توجه به الگوهای رشد متربیان و تدریجیبودن تغییرات، همراه با توجه به ویژگیهای مشترک و متفاوت متربیان، امکانی برای برقراری عدالت تربیتی است. با این همه عدالت تربیتی ممکن است در مورد خصیصههای مشترک یا در مورد الگوهای مشابه تغییرات با تساوی و تشابه فرصتهای تربیتی فراهم باشد. تمامی این اقدامات توسط مربیان و همیاران صورت میپذیرند.
- شاخص دیگر برای معلمان تراز سند تحول (یا کارآمد) فراهمآوردن زمینههایی برای مشارکت دانشآموزان در ارزشیابی است که در یادگیری آنها تأثیر مثبت دارد. معلمان کارآمد در افزایش مهارتهای تفکر و استدلال شاگردان خود میکوشند و آنها را به مرحله تفکر سوق میدهند؛ به طوری که دانشآموزان به مدرسه محدود نخواهند شد. معلمان کارآمد بعد از ارزشیابی عملکرد تحصیلی دانشآموزان، به آنان بازخوردهای اصلاحی و سازنده ارائه میکنند؛ یعنی در مرحله اول نقاط قوت دانشآموز منعکس میشوند و در مرحله دوم نقاط ضعف دانشآموز مورد شناسایی و بررسی قرار میگیرد. در مرحله سوم نیز توصیهها و راهکارهای لازم برای افزایش نقاط قوت و کاهش یا رفع نقاط ضعف به وی ارائه میشود.
بدیهی است معلم کارآمد و محبوب «برای حفظ شأن و کرامت انسانی دانشآموزان و تقویت خودپنداره مثبت آنان، از بهکارگیری روشها و ابزارهای ارزشیابی اضطرابآور و مأیوسکننده، پرهیز میکند (شورای عالی آموزش و پرورش، 1391).
- معلم کارآمد فراگیرندگان را با مسئلههای تفکربرانگیز مواجه و به اندیشیدن ترغیب میکند. برای چنین معلمی فرایند تفکر و اندیشهورزی اهمیت دارد، نه محصول تفکر. اینکه دانشآموز بیندیشد مهم است، نه آنکه اندیشیدن دانشآموز الزاماً به ارائه پاسخ درست یک سؤال درسی بینجامد. اصرار بر ارائه پاسخهای درست، مانع تفکر دانشآموز است و لذا رساندن دانشآموز به مرز خودباوری و خودیادگیری و کمک به اینکه دانشآموز خود سازنده یادگیری خویش باشد، او را وادار میکند که تجربه کند، بیندیشد، به جستوجو دست بزند، پرسشگری کند و...؛ آنهم بدون هیچگونه اضطراب و نگرانی از نتیجه آن.
- محیط یادگیری دانشآموز باید بهگونهای باشد که او را به خطاپذیری تشویق کند نه خطا گریزی. ترس از خطاکردن مانع خلاقیت دانشآموز است. دانشآموز در کلاسی که احساس امنیت و آرامش میکند، بهتر میاندیشد تا در فضایی که در آن احساس خفقان و ناامنی میکند. معلم محبوب به دانشآموزان فرصت تفکر، تحقیق و پرسشگری میدهد؛ بدون آنکه درباره نتیجه و پیامد این امور به قضاوت بنشیند. معلم کارآمد شرایطی را مهیا میکند که دانشآموز در موقعیت یادگیری قرار گیرد. تدریس او «رادیویی» نیست که دانشآموز مجبور باشد فقط از راه گوش یاد بگیرد. تدریس او «تلویزیونی» هم نیست که دانشآموز فقط از راه چشم بخواهد یاد بگیرد. در صحنه کلاس معلم بازیگر نیست و دانشآموزان صرفاً تماشاکننده این صحنه. معلم کارگردان و پشت صحنه از نظرها پنهان است. کسی که روی صحنه نقش ایفا میکند، دانشآموز است.
۴۸
کلیدواژه (keyword):
رشد معلم، بهداشت روانی، معلم تمام عیار، در چشم انداز سند تحول بنیادین آموزش و پرورش، مونس پازوکی