مقدمه
تلاش مسئولان برای گسترش آموزش فنیوحرفهای در سطح متوسطه همیشه موفقیتآمیز نبوده است. بسیاری از کشورها که هنوز آموزش فنیوحرفهای را بهعنوان آموزش درجه دوم در نظر میگیرند، تنها دانشآموزانی را تحت پوشش این آموزشها قرار میدهند که از لحاظ علمی صلاحیت کمتری دارند. بنابراین همواره در جذب دانشآموزان به برنامههای آموزش فنیوحرفهای در سطح متوسطه با شکست مواجه بودهاند. این موضوع میتواند به کاهش ثبتنام در آموزش فنیوحرفهای سطح متوسطه منجر شود. ریشه چنین درکی ممکن است تا اندازهای در تعصب سنتی یا فرهنگی نسبت به آموزش نظری باشد. با این حال، باید اذعان داشت که چنین دیدگاههای منفیای تا حدی منعکسکننده واقعیت، مانند فرصتهای محدود فارغالتحصیلان آموزش فنیوحرفهای در بهدستآوردن مشاغل شایسته، هستند. بنابراین، تنها با تغییر تصویر ذهنی عموم مردم نسبت به آموزشهای فنیوحرفهای نمیتوان بر این دیدگاههای منفی غلبه کرد، بلکه موضوع اساسی بهبود فرصتهای شغلی برای دانشآموزان آموزشهای فنیوحرفهای است (خسروی و همکاران، 1393: 56-37).
مسائل مرتبط با تدارک آموزش فنیوحرفهای ممکن است بهعنوان موانع گسترش ثبتنام در برنامه آموزش فنیوحرفهای دیده شوند. بهطور آشکار، آموزشهای فنیوحرفهای در اثر نیاز به امکانات تخصصی، تجهیزات و مواد آموزش عملی، نسبت به آموزش عمومی به سرمایهگذاری بیشتری نیاز دارد. با توجه به هزینه بالای تدوین و اجرای دورههای آموزش فنیوحرفهای، مؤسسههای آموزش فنیوحرفهای در جاهایی متمرکز میشوند که انتظار دارند ثبتنام متقاضیان تأمین شده باشد. این شرایط موجب دسترسی محدود به آموزش فنیوحرفهای برای کسانی میشود که در مناطق دوردست یا پراکنده زندگی میکنند یا با مشکل دسترسی به وسایل حملونقل مواجه هستند. در چنین مناطقی، معمولاً اولویت دولتها ساختن مدرسههای ابتدایی (و در صورت وجود منابع، دایرکردن مدرسههای متوسطه سطح پایینتر) است، زیرا گسترش آموزشوپرورش پایه برای تعداد زیادی از دانشآموزان ممکن است. در چنین مناطقی، تأسیس مدرسههای تخصصی آموزش فنیوحرفهای محدود میشود و معمولاً عرضه این آموزشها در مقابل تقاضای بالقوه بزرگ جوانانی که انتظار میرود بهجای ادامه تحصیل وارد بازار کار بشوند، کم و ناکافی است (رادفر و حمیدی، 1386).
یافتههای پژوهش
در این پژوهش چهار سؤال اساسی را تحلیل و بررسی کردهایم.
1. نقش پروژههای کار و فناوری در کسب مهارتهای علمی دانشآموزان متوسطه اول به چه میزان اثربخش بوده است؟
2. امکانات و زمینههای لازم برای ارتقای سطح مهارت دانشآموزان در راستای سند تحول بنیادین در مدرسههای متوسطه اول کدماند؟
3. میزان تناسب پروژههای کار و فناوری با اهداف سند تحول بنیادین آموزشوپرورش چقدر است؟
4. دلایل استفادهنکردن دبیران کار و فناوری از کتاب بهطور کامل و انجامندادن بعضی از پروژههای مهم چیست؟
در خصوص پرسش اول، نتایج نشان داد، بهطورکلی دو دیدگاه در مورد اثربخشی نقش پروژههای کار و فناوری در کسب مهارتهای علمی فراگیرندگان وجود دارد. در تبیین دیدگاه اول میتوان گفت، این پروژهها اثربخش واقع شدهاند، اما مطرحکنندگان این دیدگاه در جریان این پژوهش یک شرط را برای این اثربخشی بیان کردهاند و آن این است که چنانچه تمام پروژههای کتاب با بهرهگیری از امکانات لازم و کافی به انجام رسد، این پروژهها در رشد مهارتهای دانشآموزی مؤثر میافتند.
آنچه از جریان پژوهش استنباط میشود، تحقق این شرط در شرایط فعلی نظام تعلیم و تربیت امری آرمانی است. از این رو دیدگاه دوم به واقعیت نزدیکتر است. دیدگاه دوم بیانگر این مطلب است که آنچه در شرایط فعلی مدرسهها شاهد هستیم، عدم تحقق کامل اهداف این درس و درنتیجه ناکاملماندن فرایند شکلگیری مهارتها در فراگیرندگان است.
نتایج پرسش دوم نشان داد، برای بهبود کیفیت پروژهها، پنج زمینه علمی فناوری، مالی، اخلاقی، انگیزشی و هنری موردنیاز است و نظام تعلیم و تربیت و مجریان آن باید زمینه تحقق این حوزهها را فراهم کنند تا سطح مهارت فراگیرندگان افزایش یابد. در این بین، بیشترین بسامد و اهمیت به زمینه علمی فناوری مربوط است و زمینههای مالی، اخلاقی، انگیزشی و هنری در درجههای بعدی قرار میگیرند. مجهزکردن مدرسهها به فناوریهای روز از جمله رایانه، فراتاب (پروژکتور)، وسایل کار و امکانات کارگاهی، آموزش دبیران مربوط در زمینههای علمی و آشنایی با سند تحول بنیادین، شرکت در دورهها و تعامل با سایر همکاران، محتوای نوین آموزشی از جمله بستههای آموزشی و کتابهای راهنمای معلم، جایگزینسازی پروژهها و وسایل متناسب با ظرفیتهای بومی، برقراری تناسب بین تعداد فراگیرنده با امکانات و همچنین کلاسها، توانمندسازی مدیران در حوزههای مدیریت کلاس و بهکارگیری معلمان متخصص، علاقهمند، توانمند و هنرجو در این حوزه، بهرهگیری از امکانات محلی و فراهمکردن زمینههای مالی و ایجاد ظرفیتهای فیزیکی و علمی و تخصصی، تقویت ابعاد اخلاقی، تعهدورزی و سعهصدر و برقراری روابط مثبت اجتماعی، همچنین ایجاد انگیزه، زمینه مناسب رشد پروژههای علمی کار و فناوری را موجب میشوند.
نتایج پرسش سوم بیانگر این بود که چهار ساحت اقتصادی حرفهای، علمی، زیباشناختی و زیستبدنی در سند تحول بنیادین به پروژههای کار و فناوری مربوط میشوند که بیانگر اهمیت این موضوع در این سند بالادستی است. در این بین، بیشترین توجه به حوزه اقتصادی حرفهای است. به این معنا که درس کار و فناوری باید زمینه اشتغال و رونق اقتصادی در جامعه را فراهم کند. از آنجا که پروژهها بر پرورش افراد هنرمند تأکید دارند، بر بعد زیباشناختی در سند تحول تأکید شده است. ساحت علمی، به این معنا که افرادی که این درس را میگذرانند، در زمینه علم و فناوری نوین دنیا تبحر یابند، در درجه بعدی اهمیت قرار دارد. همچنین ساحت زیستبدنی با تأکید بر مسائل بهداشتی نیز از تأکیدهای سند تحول در این خصوص است.
نتایج پرسش چهارم نشان داد، چهار مقوله کمبود امکانات، نبود مناسبتسازی، ضعف علمی و بیانگیزگی، موجب شدهاند دبیران کار و فناوری بهطور کامل از کتاب موردنظر استفاده نکنند. در این میان، کمبود امکانات بیشترین بسامد را دارد و مؤلفههای نبود مناسبتسازی، ضعف علمی و بیانگیزگی در درجههای بعدی قرار دارند. نتایج بیانگر این هستند که کمبود امکانات اجرایی، نداشتن استطاعت مالی خانوادهها به دلیل هزینههای زیاد این درس، دستیابی دشوار به وسایل موردنیاز این واحد کاری، ناهمخوانی محتوا با نیازهای فراگیرندگان و جامعه، همچنین اهداف درس و تعداد زیاد فراگیرندگان به نسبت امکانات و فضاهای موجود، تسلطنداشتن دبیران مربوطه و ابهامهای موجود در متن و فعالیتهای کتاب، همچنین نبود انگیزه کافی در فراگیرندگان و معلمان در این خصوص از دلایل اجرای ناقص این درس هستند.
پیشنهادهای کاربردی
در خصوص سؤال اول پژوهش پیشنهاد میشود، ضمن آگاهسازی مسئولان اجرایی از اثربخشی کم کتاب کار و فناوری در شرایط کنونی، امکانات لازم برای پیادهسازی تمامی پروژههای کار و فناوری با تأمین امکانات لازم و فضاهای کارگاهی، مناسبتسازی نسبت دبیر، دانشآموز و امکانات لازم و مکان آموزشی صورت پذیرد.
در خصوص سؤال دوم پیشنهاد میشود کارگاههای متعددی برای آموزش مهارتهای کار و فناوری و بهروزرسانی اطلاعات با توجه به شرایط بومی و منطقهای برای دبیران مربوط برگزار شود. همچنین، زمان آموزش این درس زیاد شود و در گزینش دبیران، معیارهای اخلاقی، انگیزشی، هنری، علمی و مهارتی لحاظ شوند.
در خصوص سؤال سوم پیشنهاد میشود، آگاهسازی لازم در خصوص اهمیت و توجه به مقوله کار و فناوری در سند تحول برای دستاندراران صورت پذیرد و حتی دورههایی آموزشی برای این منظور طراحی شوند و در پایان دورهها از شرکتکنندگان ارزشیابی به عمل آید.
در ارتباط با سؤال چهارم پیشنهاد میشود با تهیه تجهیزات لازم و فراهمکردن زمینههای لازم فعالیت، همچنین کاهش نسبت فراگیرنده به معلم و مناسبسازیهای لازم در خصوص ارتباط پروژهها با شرایط منطقهای، نیازهای فراگیرندگان و جامعه، همچنین تأمین بودجه لازم برای این درس و آگاهسازی دبیران مربوطه و کاربست راههای انگیزشی برای ایشان در کیفیتبخشی به برنامههای موردنظر این درس، که بهویژه در دوره جدید به آن نیاز است، اقدام لازم به عمل آید.