اسناد محرمانه وزارت خارجه آمریکا
- سند شماره یک – ۶ آبان ۱۳۵۷
در کتاب «اسناد لانه جاسوسی آمریکا» آمده است که وزارت خارجه آمریکا در تاریخ ۶ آبان ۱۳۵۷ توصیههایی را به سفارت این کشور در تهران مخابره کرد. در این سند بر سه محور تأکید شده بود:
۱. بهکارگیری سیاست مبتنی بر زور علیه اعتصابیون.
۲. کنترل شدید دانشگاهها و مطبوعات.
۳. بازداشت رهبران مذهبی و سیاسی مخالف.
این سند نشان میدهد سیاست رسمی آمریکا، تشویق رژیم پهلوی به سرکوب خونین معترضان بود (مرکز نشر اسناد لانه جاسوسی آمریکا، ۱۳۶۱، ج ۲: ۳۴).
- سند شماره دو – ۱۱ آبان ۱۳۵۷
در مجموعه «ایران در آستانه انقلاب» نیز سندی از اداره اطلاعات و تحقیقات وزارت خارجه آمریکا منتشر شده است. در این سند، راهکارهایی چون «درگیری سخت با تظاهرکنندگان»، «بازداشتهای گسترده» و «ایجاد فضای پلیسی شدید همراه با خونریزی گسترده» مطرح شده است (وزارت امور خارجه آمریکا، ترجمه مرکز بررسی اسناد تاریخی، ۱۳۸٠: ۱۸۹). این سند حتی به شباهت این روش با سرکوبهای شیلی اشاره دارد که آمریکا در آن نقش داشته است.
تطابق اسناد با اقدامات عملی
وقایع ۱۳ آبان ۱۳۵۷، یعنی تیراندازی مستقیم به دانشآموزان، تعطیلی دانشگاه و بازداشت گسترده، کاملاً با توصیههای اسناد آمریکایی همخوانی داشت (شریفزاده، ۱۳۸۴: ۹۸). این همخوانی نشان میدهد آمریکا نهتنها از وقایع مطلع بود، بلکه در طراحی و جهتدهی به سرکوب نقش مستقیم ایفا کرد.
مهمترین اقدامات استکبار جهانی به سرکردگی آمریکا در ایران
اصطلاح «استکبار جهانی» در ادبیات انقلاب اسلامی بهویژه از سوی امام خمینی (ره) بارها بهکاررفته است. منظور از استکبار جهانی، قدرتهای سلطهطلبی است که با هدف تسلط سیاسی، اقتصادی و فرهنگی بر ملتها اقدام میکنند و در رأس آنها ایالاتمتحده آمریکا قرار دارد (امام خمینی، ۱۳۷۸: ۲۱۱). بررسی اقدامات آمریکا در ایران نشان میدهد، این کشور در طول دهههای گذشته با ابزارهای مختلف از کودتا و سرکوب نظامی گرفته تا تحریم و حمایت، از جنگ بهعنوان مصداق روشن «استکبار جهانی» عمل کرده است. مجموعهای از اقدامات مستقیم و غیرمستقیم این کشور در تاریخ معاصر ایران عبارت است از:
- کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲
یکی از برجستهترین اقدامات آمریکا در ایران، طراحی و اجرای کودتای ۲۸ مرداد علیه دولت ملی دکتر محمد مصدق بود. این کودتا با همکاری سازمان سیا و سرویس اطلاعاتی بریتانیا (MI6) انجام شد و موجب سقوط دولت ملی و بازگشت محمدرضا پهلوی به قدرت شد (همایون کاتوزیان، ۱۳۸٠: ۴۲۱). اسناد منتشرشده از سازمان سیا نشان میدهد عملیات «آژاکس» بهطور مستقیم توسط کرمیت روزولت و با حمایت مالی آمریکا هدایت شد (گازیوروفسکی، ۱۳۷۷: ۱۶۵).
- حمایت همهجانبه از رژیم پهلوی
پس از کودتا، آمریکا به اصلیترین حامی رژیم پهلوی تبدیل شد. کمکهای نظامی و امنیتی، تجهیز ساواک با کمک مستقیم سازمان سیا، و حمایت سیاسی در سطح بینالمللی از جمله اقدامات استکبار جهانی برای حفظ این رژیم بود (سجادی، ۱۳۷۹: ۲۸۴).
- نقش آمریکا در کشتارهای انقلابیون (1357- 1356)
در جریان انقلاب اسلامی، آمریکا همواره رژیم پهلوی را به سرکوب تظاهرات مردمی تشویق میکرد. اسناد وزارت خارجه آمریکا نشان میدهد سیاست رسمی واشنگتن، «استفاده از خشونت برای کنترل مخالفان» بوده است (وزارت امور خارجه آمریکا، ترجمه مرکز بررسی اسناد تاریخی؛ ۱۳۸٠: ۱۸۹). واقعه ۱۷ شهریور ۱۳۵۷ (جمعه سیاه) و نیز کشتار دانشآموزان در ۱۳ آبان ۱۳۵۷ نمونههای آشکار این سیاست هستند (روحانی، ۱۳۷۲؛ ج ۵: ۲۴۳).
- تسخیر لانه جاسوسی و افشای اسناد آمریکا (1358)
با تسخیر سفارت آمریکا در تهران، هزاران صفحه سند از دخالتهای سیاسی، امنیتی و فرهنگی آمریکا در ایران افشا شد. این اسناد نشان داد، سفارتخانه به پایگاه جاسوسی و طراحی عملیات ضدانقلابی تبدیل شده بود (مرکز نشر اسناد لانه جاسوسی آمریکا، ۱۳۶۱؛ ج ۱: ۱۵). امام خمینی (ره) این اقدام را «انقلاب دوم» نامیدند که اهمیت آن کمتر از انقلاب اسلامی نبود (امام خمینی، ۱۳۷۸: ۲۳۵).
- تحریمها و فشارهای اقتصادی پس از انقلاب
پس از پیروزی انقلاب اسلامی، آمریکا سیاست فشار حداکثری از طریق تحریمهای اقتصادی و بلوکهکردن داراییهای ایران را در پیش گرفت (شریفزاده، ۱۳۸۴: ۱۴۵). این تحریمها که از همان سالهای ابتدایی شروع شد، بهمرور به ابزار اصلی آمریکا برای خدشهدار کردن انقلاب اسلامی تبدیل شد.
- نقش آمریکا در جنگ تحمیلی عراق علیه ایران
شواهد تاریخی نشان میدهد که آمریکا و همپیمانانش از آغاز جنگ تحمیلی (1367–1359) حمایت گستردهای از رژیم صدام حسین کردند. این حمایت شامل فروش سلاح، ارائه اطلاعات ماهوارهای، و حمایت سیاسی در سازمان ملل بود (هیلد، ۱۳۷٠: ۲۵۷). حتی پس از استفاده عراق از سلاح شیمیایی علیه مردم ایران، آمریکا مانع محکومیت بغداد شد (ابراهامیان، ۱۳۸۴: ۴۹۲).
آمریکا و جنگ ۱۲ روزه اخیر ایران و رژیم صهیونیستی
جنگ ۱۲ روزه میان ایران و رژیم صهیونیستی (خرداد ۱۴٠۴) یکی از مهمترین تحولات منطقهای اخیر بود. اگرچه رژیم صهیونیستی آغازگر حملهها بود، اما تحلیلها نشان میدهند که آمریکا نقشی راهبردی در حمایت و هدایت این واقعه ایفا کرد. تحلیلگران در رسانههای فارسی بیان کردهاند که آغاز جنگ با هماهنگی واشنگتن بوده و تلآویو تنها بازیگر بود (مسیر اقتصاد، ۱۴٠۴).
آغاز جنگ با هماهنگی آمریکا
مدیر اندیشکده اقتصاد مقاومتی گفته است: «جنگ با تجاوز رژیم صهیونیستی آغاز شد؛ آن هم زمانی که ایران مشغول مذاکره بود... ترامپ نوشت ما ٦٠ روز فرصت دادهایم، حالا بعد از آن حمله کردند. این نشان داد که جنگ کاملاً با هماهنگی و راهبری آمریکا آغاز شد و اسرائیل تنها بازیگر آن بود.»
وابستگی رژیم صهیونیستی به پشتیبانی آمریکا
روزنامه دنیای اقتصاد در تحلیلی نوشت: «برملاشدن واقعیت نظامی و راهبردی رژیم صهیونیستی بدون تکیه بر حمایت بیقیدوشرط آمریکا» یکی از مهمترین درسهای جنگ است. بدین معنا که اسرائیل حتی در دفاع از عمق راهبردی خود، بهشدت به کمکهای اطلاعاتی و فنی واشنگتن وابسته بود.
اشتباه محاسباتی رژیم صهیونیستی و آمریکا
خبرگزاری میزان با اشاره به نتایج غافلگیرکننده رقبا نوشت: «نتایج جنگ بر خلاف محاسبات آمریکا و رژیم صهیونیستی بود... مقاومت مردمی گستردهای شکل گرفت و توانمندی نظامی افزایش یافت. این نشان میدهد که آمریکا و رژیم صهیونیستی در حمله نظامی به ایران دچار اشتباه شدند.»
نقش انسجام ملی و آگاهیدهی فرهنگی در ارتباط با جنگ ۱۲ روزه ایران و رژیم صهیونیستی
آگاهیدهی به دانشآموزان و والدین در خصوص جنگها و تهدیدهای خارجی، همراه با انسجام ملی، نقش بسزایی در مقاومت ملت ایران دارد. همبستگی اجتماعی و ملی نهتنها مقابله با دشمن را ممکن میکند، بلکه هویت ملی را نیز تقویت میکند. تجربه جنگ ۱۲ روزه نشان داد که وحدت ملت ایران و آموزش صحیح به نسل جوان، دو عنصر کلیدی حفظ امنیت و استقلال کشور هستند.
نقش مدرسهها و فرهنگیان در آگاهیدهی
مدرسهها و معلمان بهعنوان نهادهایی آموزشی، وظیفه دارند دانشآموزان و والدین را از رخدادهای مهم تاریخی و تهدیدهای خارجی مطلع کنند. آگاهیدهی صحیح به نسل جوان، هویت ملی و آمادگی آنان را در برابر تهاجم فرهنگی و نظامی دشمن تقویت میکند. مطالعات نشان داده است، برنامههای آموزشی مرتبط با تاریخ جنگ و مقاومت ملت ایران بر احساس مسئولیت و مشارکت اجتماعی دانشآموزان میافزاید (صفایی، ۱۳۹۹).
نقش انسجام ملی در جنگ ۱۲ روزه
جنگ ۱۲ روزه فرصتی برای ملت ایران بود تا با نمایش همبستگی و وحدت، قدرت ملی خود را به نمایش بگذارند. انسجام ملی مهمترین ابزار مقابله با تهدید دشمنان خارجی است. حجتالاسلام جعفری میگوید: «انسجام و وحدت ملی ملت ایران مهمترین ابزار مقابله با دشمن است (hawzahnews.com). این جنگ نشان داد که ملت ایران با وجود تنوع فرهنگی و مذهبی، در برابر تهدیدهای خارجی متحد و یکپارچه هستند و این همبستگی باعث افزایش تابآوری اجتماعی و سیاسی کشور شد.
تأثیر انسجام ملی بر هویت ملی
انسجام ملی نهتنها به مقابله با دشمن کمک میکند، بلکه هویت ملی ایرانیان را نیز تقویت میکند. زینب صفایی در مقالهای اشاره کرده است که جنگ ۱۲ روزه «یک آزمون بزرگ برای ملت ایران بود» و نشان داد «ملت همچنان به آرمانهای انقلاب اسلامی پایبند هستند (hawzahnews.com) این همبستگی ملی باعث تقویت روحیه مقاومت، همدلی و اعتماد اجتماعی شد و الگویی موفق برای مقابله با بحرانها و جنگهای نرم یا ترکیبی آینده به حساب میآید.
ریشهیابی تلاشهای استکبار جهانی
با مروری گذرا بر بعضی از مهمترین اقدامات استکبار جهانی به رهبری آمریکا در مواجهه با جمهوری اسلامی ایران چنین برداشت میشود که استکبار تمامی اقدامات ممکن را در به زانو درآوردن کشور ایران انجام داده است که به بخشی از آنها اشاره میشود:
- کودتای 28 مرداد و سرنگونی دولت دکتر محمد مصدق؛
- حمله نظامی با هواپیماهای پیشرفته که با طوفان شن در صحرای طبس، با تلفات سنگین و تحمل شکست، ناکام ماند؛
- تحمیل جنگ هشتساله و پشتیبانی همهجانبه از صدام که شهرهای زیادی را ویران کرد. قریب به 2٠٠ هزار نفر از جوانان عزیزمان در دفاع از آرمان ها و خاک کشور عزیزمان به شهادت رسیدند؛
- شلیک به هواپیمای مسافربری جمهوری اسلامی ایران در آسمان نیلگون خلیجفارس و به شهادت رساندن تمامی مسافران؛
- اعمال تحریمهای سنگین و جلوگیری از فروش نفت و گاز، و همچنین جلوگیری از واردات اقلام ضروری مردم عزیز ایران؛
- کارشکنی فراوان در سازمانهای بینالمللی و تلاش برای بروز حداکثر مشکلات برای ایران عزیز، به بهانههای واهی؛
- همراهی و همکاری اطلاعاتی، امنیتی و نظامی با رژیم صهیونیستی در جنگ 12 روزه علیه جمهوری اسلامی ایران که به شهادت سرداران، دانشمندان هستهای و جمع کثیری از مردم عادی ایران منجر شد.
با اندکی تأمل میتوان چنین نتیجه گرفت: «علاوه بر اینکه مبارزه حق و باطل همواره و در طول تاریخ وجود داشته و نیز ادامه خواهد داشت، اسرار دیگری وجود دارد که میتوان آنها را در دیدگاههای بعضی از سیاستمداران و اندیشمندان جهان غرب جستوجو کرد.
برای نمونه، مواضع خصمانه استکبار جهانی به سرکردگی آمریکا، در مواجهه با انقلاب نوظهور اسلامی و به عبارت دقیقتر ترس و وحشت از «ظهور تمدن اسلامی»، از نظریههایی همچون نظریه «برخورد تمدنها» که پایهگذار و مطرح کننده آن ساموئل هانتینگتون، عضو اصلیترین نهاد رهبری سیاست خارجی آمریکا الهام گرفته است. او را میتوان آغازکننده ابرانگارهای (پارادایمی) جدید در مطالعات بینالمللی دانست. نظریه وی نگاه تقابل فرهنگی در عرصه جهانی است. او مدعی است که تمدنهای مختلف امکان نزدیکشدن و گفتوگو را ندارند، به همین دلیل دنیا باید میان تمدنهای بزرگ تقسیم شود... او معتقد است، هماکنون جنگ میان ملتها در حال پایان است و جنگ میان تمدنها در حال آغاز است (صالحیامیری، ص 226).
از نظر هانتینگتون، از این پس امور جهانی بر اثر کنش و واکنش هفت یا هشت تمدن بزرگ غربی، کنفوسیوس، ژاپنی، اسلامی، هندو، اسلاو، ارتدکس آمریکای لاتین و در حاشیه نیز تمدن آفریقایی شکل خواهد گرفت.
آنچه در دنیای کنونی شاهد هستیم، گذر از دنیای تکقطبی به جهان چندقطبی است که زمینههای آن فراهمشده و همه کشورهای مسلمان برای رسیدن به تمدن بزرگ اسلامی، در پیچ تاریخی مهمی قرار دارند.
بنابراین معلمان و استادان در تمامی مدرسهها و دانشگاهها «با انتقال اطلاعات و دانش تاریخ انقلاب اسلامی، زمینهسازی درک و فهم عمیق دانش و رویدادهای تاریخی، تبیین و تحلیل وقایع، نقد علمی حوادث و رخدادها و همچنین با پرداختن به عبرتهای تاریخی»، در راستای استقلال و پیشرفت ایران عزیز و نقشآفرینی در استقرار تمدن بزرگ اسلامی، اختلافها را به حداقل برسانند و با دوراندیشی و تنویر افکار عمومی جامعه در این دوران مهم گذار، جامعه را با تکیه بر مشترکات خود، همچون اعتقاد به پروردگار مهربان، قرآن کریم، پیامبر (ص) و اهلبیت عصمت و طهارت (ع)، زبان ارزشمند فارسی، نمادهای جمهوری اسلامی ایران همچون پرچم، سرود و ... از این پیچ خطرناک تاریخی بهسلامت عبور دهند.