طرح درس: گام اول معلم توانمند
۱۴۰۴/۰۸/۰۱
نکتههای کلیدی درباره طراحی آموزشی و طرح درس
مقدمه
طراحی آموزشی و تدوین، نگارش و اجرای طرح درسهای سالانه و روزانه در کلاسهای درس از وظایف اصلی همه معلمان در همه دورههای تحصیلی هستند. عدهای معتقدند، حرفهایگری معلمان، از مسلطبودن آنها به مهارت طراحی آموزشی نمایان میشود و توجه به این مقوله، نوعی فرصتسازی توأم با برنامهریزی است که میتواند معلمان را کارآمدتر و مسلطتر کند.
از نخستین روزهایی که تدریس را شروع کردم، همواره مورد تمسخر برخی، از جمله معلمان باسابقه، قرار گرفتهام که: «بابا ول کن این قرتیبازیها را! معلم قوی و باسابقه که طرح درس نمیخواهد... طرح درس معلم باتجربه در ذهن اوست، نه روی کاغذ!» و من در جواب میگفتم: «اگر شما مهندس معمار برجهای بزرگ و شیک باشی و در شمال شهر تهران، بناهایت را با دست نشان بدهند، و بخواهی یک برج دیگر بسازی، نمیتوانی با شهرداری وارد جر و بحث بشوی و با دعوا بگویی خجالت نمیکشید از من که چنین برجهایی ساختهام، طلب نقشه میکنید؟ در هر صورت، قطعاً به رفتارت خواهند خندید و باز از تو نقشه خواهند خواست. منتها این نقشه میتواند خیلی جزئی نباشد و فقط به کلیات اشاره کند. معلمی هم چنین است و هر چه سابقه ما افزایش مییابد، طرح درسهایمان کمحجمتر و کوتاهتر خواهد شد.»
هر چند رفتار خیلی از معلمان تغییر نکرده است، ولی در طی 4٠ و اندی سال، درباره طراحی آموزشی و طرح درس به 12 نکته رسیدهام که دوست دارم آنها را با همه معلمان به اشتراک بگذارم.
طراحی آموزشی چیست؟
طراحی آموزشی عبارت از فرایند پیشبینی روشهای آموزشی برای رسیدن به اهداف خاص، برای فراگیرندگان خاص و در شرایط خاص است. وقتی گفته میشود پیشبینی، یعنی معلم باید این توانمندی را داشته باشد که در پلههای روزهای پایانی شهریورماه بایستد و چشمانداز کلاس خود تا انتهای سال تحصیلی را نظاره کند. به عبارت دیگر، طراحی آموزشی، فکرکردن و برنامهریزی در مورد کاری است که هنوز شروع نکردهایم.
وقتی از چشمانداز کلاس سخن گفته میشود، منظور چیست؟
چشمانداز کلاس براساس پیشبینی و نه پیشگویی، به دنبال تحلیل مأموریت است که باید به عملکرد و سپس وظیفه تبدیل شود. برای وظیفه، «وسایل یا رسانه» و «روش و ابزار» را بهکار میگیریم. انتخاب روش بر مبنای اهداف عملکردی صورت میپذیرد و روشها و فنون تدریس ابزار کار قرار میگیرند. در این تحلیل مأموریت، مدتها صرفاً «محتوای تدریس»1 مطرح بود که بعدها به «چگونگی یا روش تدریس»2 و در نهایت، در تعریفهای جدید طراحی آموزشی، به تدریس «چه چیزی و برای چه کسی»3 تبدیل شد.
به این ترتیب، در طراحی آموزشی جدید، یادگیرنده است که روش تحلیل آموزشی و بالتبع، روش تدریس ما را تعیین خواهد کرد. بنابراین، در طراحی آموزشی، نگاهی کلگرایانه (هولستیک) داریم و بهصورت ریز و جزئی وارد ماهها، هفتهها و روزها نمیشویم. ولی میدانیم که در طی سال تحصیلی پیشرو چه خواهیم کرد؛ با چه دانشآموزانی و با چه ویژگیهایی روبهرو میشویم؛ از چه روشهایی در تدریس بهره خواهیم برد؛ علاوه بر فضاهای آموزشی کلاسیک و ثابت و سایر فضاهای موجود در مدرسه، چه اردوها و بازدیدهایی خواهیم داشت؛ چه پژوهشها و تکلیفی را به دانشآموزانمان واگذار خواهیم کرد؛ نقش دانشآموزانمان بهصورت انفرادی و گروههای دانشآموزی در اداره کلاس چگونه خواهد بود؛ آزمونهای ما چه ویژگیهایی خواهد داشت؛ چه فیلمها و ابزارهای آموزشی دیگری را به کار خواهیم گرفت؛ جایگاه فضاهای مجازی و ابزارهای نوین ارتباطی در تدریس ما چه خواهد بود و کتابهای کمکدرسی، مکمل، کاربرگها و مواد آموزشی همراه و تکمیلی ما در طی سال چه چیزهایی خواهد بود. همچنین باید از استاندارد و مفیدبودن آنچه پیشبینی کردهایم، مطمئن باشیم و بدانیم آیا برنامهای عملیاتی برای مدیریت زمان در طی سال تحصیلی تهیه کردهایم؛ در چه شرایطی و با چه سطحی از نمرهها و نتیجه بهدستآمده، دانشآموزان ما در وضع مناسب یا روبهپیشرفت قرار دارند؛ آیا برای ارزیابی از تدریسمان تحلیلهایی دورهای پیشبینی کردهایم؛ آیا قرار است در یک فعالیت مشارکتی دستهجمعی با همکاران مدرسهای و دیگر معلمان، به بهسازی تدریس خودمان بپردازیم و پرسشهایی از این دست.
آیا طراحی آموزشی همان تدوین و نگارش طرح درس است؟
طراحی آموزشی مجموعه است، ولی تدوین و نگارش طرح درس سالانه و روزانه، یکی از زیرمجموعههای آن. گفته شد که طراحی آموزشی بیشتر پیشبینی، دست به فکر شدن و تفکر درباره آن چیزهایی است که قرار است در کلاس اتفاق بیفتند، در حالی که طرح درس دست به قلم شدن توأم با تفکر است. یعنی باید ابتدا تحلیل آموزشی انجام دهیم، هدف را تعیین، تحلیل و اهداف عملکردی و آموزشی را مشخص و اولویتبندیها را تعیین و سپس بر اساس اولویتها، برای آن محتوا روش و رسانه تعیین کنیم. البته در نظام برنامهریزی درسی ایران که تولید محتوا تقریباً متمرکز است، تحلیل محتوا، محاطشدن به آن و نیز تعیین محتواهای تکمیلی بر اساس توانمندیها و تفاوتهای فردی، فرهنگی و اقلیمی دانشآموزان، از وظایف معلم در طراحی آموزشی و سپس تدوین، نگارش و اجرای طرح درس است.
البته بسیاری از پرسشهایی که در طراحی آموزشی و تدوین، نگارش و اجرای طرح درس مطرح میشوند، مشابهت زیادی با یکدیگر دارند. اگر هر یک از این پرسشها و ایدهها را بهصورت کلی و در شکل پیشبینیگونه پاسخ دهیم، پای در وادی طراحی آموزشی گذاشتهایم، ولی اگر هر یک از این پرسشها و ایدهها را (که نمونهای از آنها در فراز قبلی مطرح شد) به یک جلسه محدود و پاسخ آنها را در جلسههای تدریسی خود در طی سال جستوجو کنیم، دیگر از طراحی آموزشی فاصله گرفتهایم و پا در نگارش طرح درس و تعیین تکلیف برای جلسههایی با تاریخ معین میگذاریم.
با این توضیحات، آیا طراحی آموزشی اقدامی تحلیلیفلسفی است و تدوین و نگارش طرح درس، اقدامی عملیاتی؟
اساس هر دوی اینها رخداد یادگیری است که در هسته مرکزی تمام مباحث روانشناسی یادگیری، فناوری آموزشی، برنامهریزی درسی و بالتبع طراحی آموزشی قرار میگیرد. اگر معلمی صرفاً و بهصورت مکانیکی و بدون آگاهی از مبانی فلسفی یادگیری، که برونداد اصلی تدریس وی در کلاس درس است، به طراحی آموزشی و تدریس روی بیاورد، حاصل چیزی نخواهد بود که مطلوب ماست. شاید مثالی در این زمینه رهگشا باشد و آن تعریفی است که معلمان باید از یادگیری، بهعنوان بنمایه و ملات پیونددهنده عناصر طراحی آموزشی، در ذهن خود داشته باشند.
اگر همین الان با مراجعه به یک جامعه آماری تصادفی از معلمان، از آنها بخواهیم «یادگیری» را تعریف کنند، در کنار تعریفهای بهطور عمده نادرست، سه تعریف قابلقبول هم خواهیم شنید:
- یادگیری عبارت است از تغییر رفتاری که قابلمشاهده و اندازهگیری باشد.
- یادگیری عبارت است از ایجاد تغییر در ساختارهای ذهنی.
- یادگیری عبارت است از خلق معنا در ذهن.
هر یک از این سه تعریف برگرفته از نوعی نگاه معرفتشناسی، نظری و فلسفی به یادگیری و بر اساس آن به فرایند تدریس و به ترتیب شامل سه رویکرد تاریخی و بهتدریج تکمیلشونده، یعنی «رفتارگرایی»، «شناختگرایی و مطالعه فرایندهای ذهنی» و در نهایت «ساختنگرایی» در روانشناسی یادگیری است. اگر هر کدام از این سه تعریف را بپذیریم، روشها، ابزارها، محیطهای یادگیری و روشهای ارزشیابی تغییر خواهد کرد. لذا ناگزیر در طراحی آموزشی به فهم و دریافت یک مجموعه رویکردها و نگاههای فلسفی به فرایند تدریس و رویدادهای کلاس درس مجبور هستیم و تا همه این مرحلهها را حس نکنیم، به آنها اشراف نداشته باشیم و ریشههای فلسفی تحولهای یادگیری را بازنمایی نکنیم، طراحی آموزشی و تدوین، نگارش و اجرای طرح درس، نه فلسفی خواهد بود، نه عملیاتی، و تنها به شکل یک اقدام صوری خود را نشان خواهد داد؛ چیزی که متأسفانه در برخی یا بهتر است بگوییم در اغلب واحدهای آموزشی دیده میشود.
از لحاظ زمانی، طراحی آموزشی چه هنگام باید انجام شود؟
طراحی آموزشی یک فعالیت فرایندی است و میتواند در همه ماههای سال تحصیلی صورت پذیرد. ولی بهترین زمان برای طراحی آموزشی هر یک از مواد درسیای که تدریس میکنیم، تابستان منتهی به شروع همان سال تحصیلی و در نهایت پایان هفته اول آغازین سال تحصیلی است. به عبارت دیگر، معلمی که بر اساس تعریف طراحی آموزشی، برای تدریس خود در طی سال تحصیلی روشهایی را پیشبینی نکند، تدریس هدفمندی را آغاز نخواهد کرد. معلمی که با طراحی آموزشی وارد سال تحصیلی جدید میشود، صاحب فکر است، از کلاس خود تحلیل دارد، به آنچه تدریس خواهد کرد، آشنا و آگاه است و مخاطبانی را که با آنها کار خواهد کرد، میشناسد. اگر یاددهییادگیری، حرفه 9 ماهه معلمان در طی سال تحصیلی است، طراحی آموزشی هوشمندانه در فصل تابستان، مکملی بر این فعالیتها و سرآغاز ورود قدرتمند به سال تحصیلی جدید است.
آیا میتوان برای طراحی آموزشی مرحلههایی متصور شد؟
در کتابهای طراحی آموزشی در دسترس، الگوهای متعددی برای طراحی آموزشی مطرح شدهاند که هر یک گامها یا به عبارتی مرحلههای گوناگونی دارد. برای مثال، در الگوی معروف هیلدا تابا (برنامهریز درسی ژاپنی ـ آمریکایی) که به «الگوی 4 مرحلهای، 1٠ فعالیتی» معروف است، بهطور مشخص چهار گام «قبل از تدریس، بیرون از کلاس درس»، «قبل از تدریس، داخل مدرسه»، «حین تدریس» و «بعد از تدریس» به چشم میخورد. در سایر الگوها هم چنین تقسیمبندیهایی وجود دارند. ولی در همه الگوهای طراحی آموزشی، بهطور مشخص دو گام یا فصل اصلی و قابلتفکیک به چشم میخورد: فصل درنگ، فصل برنامهریزی و طراحی.
در فصل درنگ، به مقدمات طراحی آموزشی میپردازیم. درنگ بهترین روش تحلیل آموزشی برای معلم و درسآموزی از تجربههای پشت سر گذاشتهشده است. میگویند، اگر معلمی یک سال به یک روش نادرست تدریس کند و برای مثال 2٠ سال این روش خود را تکرار کند و انتظار داشته باشد به او بگویند معلمی با 2٠ سال سابقه کار، ره به خطا رفته است.
فصل درنگ با تعمق آغاز میشود. یک سال فعالیت پرشور و شر و فعالانه با بچهها، استفاده از انواع و اقسام کاربرگها، آزمونها، نمونهسؤالها، فیلمهای آموزشی، پردهنگارها (پاورپوینتها)، روشهای گوناگون یاددهییادگیری، پژوهشهای دانشآموزی، تکلیفهای انفرادی و گروهی که در طول سال برای فراگیرندگانمان تعیین کردهایم و دهها مورد دیگر، از جمله مواردی هستند که میتوان در فصل درنگ به تحلیل آنها پرداخت و با طرح پرسش درباره کارآمدی یا ناکارآمدی و تأیید، تغییر و اصلاح آنها در طی سالی که پشت سر گذاشته شد، تصمیم گرفت. معلمان موفق، در همین فصل، بسیاری از نمونهسؤالها، کاربرگها، فیلمهای آموزشی و پردهنگارها را دور میریزند. اینها غالبا نمونههایی هستند که در کلاس از آنها بازخوردهای مناسبی نگرفتهایم و فراگیرندگانمان ارتباط خوبی با آنها برقرار نکردهاند. یعنی یا بسیار آسان بودهاند یا بسیار سخت؛ یا جذابیت نداشتهاند یا فراتر از سطح مخاطبانمان بودهاند. اینجا یکی از مهمترین نکات طراحی آموزشی، یعنی مخاطبشناسی، به کمکمان میآید. این ابزارها و روشها مانند علفهای هرزی هستند که باید وجین شوند. ولی برخی از ابزارها و روشها به دورانداختهشدن نیاز ندارند. کافی است تنها آنها را هرس کنیم تا یک سال دیگر نیز در کلاسهای درسمان باقی بمانند. حتی برخی از ابزارها و روشها، مانند گلها و گیاهانی که سالها باغچه ما را میآرایند، با رسیدگی درست، میتوانند سالهای سال یاور ما در هنگامه تدریس باشند.
همین ایام فرصت مناسبی برای مطالعه و بهروزآوری دانش، توانش و بینشهای معلمان نیز هست. شاید قبول این موضوع برای بسیاری از معلمان سخت باشد، ولی با توجه به تغییرات گستردهای که مرتب در حوزه کار معلمی و روشهای تعلیموتربیت رخ میدهد، واردشدن به مهرماه، بدون روزآمدی، نامهربانی در حق خود و دانشآموزانمان است.
فصل برنامهریزی و طراحی، وقت هدفگذاری و پیشبینی همه آن چیزهایی است که قرار است در طی سال در کلاس به اجرا در آیند. معلم هوشمند همه بار سفر طی سال خود را با درنگ بر گذشته، گشتوگذار در فصل تابستان و بازار تازههای آموزشی، همچون توشهای برای طی مسیر سالانه خود، به همراه برمیدارد. البته ممکن است پرسیده شود آیا واقعاً میتوان از پله آخر شهریورماه و برای دیرکردهها از پله روزهای پایانی هفته اول مهرماه، همهچیز را تا پایان سال تحصیلی پیشرو دید؟ پاسخ مشخص است. گفتیم که این دیدن، دیدنی از نوع چشمانداز و دوردستبینی است. ممکن است نتوانسته باشیم تمامی جزئیات مسیر را درست تشخیص دهیم. ممکن است دانشآموزان سال جدیدمان متفاوتتر از فراگیرندگان سال قبل باشند، ممکن است در طی سال، از لحاظ جسمی و روحی، با فراز و نشیبها و حتی چالشهایی روبهرو شویم، ممکن است مدیر و مجموعه کارکنان مدیریتی مدرسه محل خدمتمان، امسال پرشورتر و علاقهمندتر از قبل باشند یا برعکس، و دهها امکان پیشبینینشده دیگر. اینها مواردی هستند که فرایندیبودن طراحی آموزشی را به ما دیکته میکنند و در طول راه باید همواره به آنها بیندیشیم؛ درست مانند مسافری که در عید نوروز قصد سفر به بندرعباس میکند و تازه در مقصد متوجه میشود برخلاف پیشبینی او، هوا سرد است و بهاجبار به تهیه پوشاک زمستانی اقدام میکند.
تدوین و نگارش طرح درس چه موقع از سال تحصیلی باید صورت پذیرد؟
تدوین و نگارش طرح درس سالانه توسط معلمان، حداکثر باید تا پایان هفته اول آغازین سال تحصیلی صورت پذیرد. البته در مدرسههایی که برنامه کار، روزهای تدریس، کلاس یا کلاسها و مواد درسی معلمان مشخص است و تحت هیچ عنوانی تغییر نمیکند، حتی میتوان انتظار داشت طرح درس سالانه زودتر هم تدوین شود. ولی تدوین و نگارش طرح درس روزانه (یا هفتگی) به دلیل ضرورت بازخوردگیری از روند تدریس و فرایندیبودن این رویداد در طی سال تحصیلی، بهتر است تدریجی و حداکثر یک هفته زودتر از فرارسیدن زمان اجرای همان طرح درس تدوین شود.
آیا بهتر نیست مدرسهها همان اول مهرماه از معلمان خود طرح درسهای تمام هفتهها و ماههای سال را طلب کنند؟
این کار بیتوجهی به بازخوردگیری از روند تدریس است. در تعریف طراحی آموزشی و بالتبع در تشریح ضرورت تدوین و نگارش طرح درس، از عبارت «پیشبینی» استفاده کردیم. هر گاه این عبارت به «پیشگویی» تغییر یافت، آنگاه میتوان از مدیران و مسئولان امور آموزشی مدرسهها و راهبران آموزشی ادارههای آموزشوپرورش انتظار داشت همه طرح درسهای یک سال یک ماده درسی را از معلمان طلب کنند.
با توجه به تأکیدی که آموزشوپرورش به انجام طراحی آموزشی و تدوین و نگارش طرح درس دارد، چرا مرکز یا مراکزی تأسیس نمیشوند که طراحی آموزشی همه برنامههای درسی را انجام دهند و مجموعهای از طرح درسها را برای اجرا تدوین کنند و به همه معلمان ابلاغ کنند؟
تدریس یک رویداد «منحصربهفرد» و به قول برخی از کارشناسان آموزشی معاصر، بر «دنای» (دیانای) معلمی که تدریس میکند متکی است. یعنی در آغاز، حین و پایان تدریس هر معلمی، امضای ویژه یا اثرانگشت او با کمی دقت مشاهده میشود. از این گذشته، تفاوتهای فردی دانشآموزان، اختلافهای فرهنگی، اقلیمی، زبانی و قومی دانشآموزان در مناطق گوناگون، اختلاف اندازه و نوع مدرسهها و کلاسهای درس، سطح متفاوت خانوادههایی که فرزندان آنها در کلاسهای درس مناطق گوناگون کشور حضور پیدا میکنند و بسیاری دلایل دیگر، مانع از این میشود که بتوان طراحی آموزشی یکسان و طرح درسهای مشابهی را برای همه معلمان در همه جای کشور ارائه داد. ولی چند سالی است در برخی از کشورها، سازمانها و مراکزی در آموزشوپرورش رسمی یا بخش خصوصی تشکیل شدهاند که بخشهایی از طراحی آموزشی هر ماده درسی را به همراه یک طرح درس سالانه پیشنهادی و قسمتهایی از طرح درسهای روزانه یا هفتگی منتشر میکنند و در اختیار مدرسهها و معلمان قرار میدهند. این کار بهویژه در کشور ما که نظام برنامهریزی درسی متمرکز دارد، مناسبتر است. برای مثال، چون تدوین محتوا بهصورت متمرکز صورت میپذیرد، لاجرم استخراج هدفها، شناسایی و ترسیم ارتباطهای عمودی و افقی درسها در هر پایه و با پایههای دیگر، توالی هدفها و برخی نکتههای دیگر میتواند بهصورت متمرکز صورت پذیرد. این کار حتی برای بخشهایی از طرح درسها هم امکانپذیر است، ولی وقتی کار به جزئیات و آنجایی میرسد که با ویژگیهای اختصاصی معلمان و دانشآموزان مرتبط است، نسخهپیچی متمرکز جوابگو نخواهد بود.
کارشناسان آموزشی، این روزها این قبیل طراحیهای آموزشی و طرح درسهای نیمهآماده را با بهرهگیری از چرخه توزیع غذاهای نیمهآماده امروزی مانند لازانیا و سیبزمینی نیمپخت، بهصورت تمثیلی «طراحی آموزشی و طرح درس نیمهپخت» مینامند و میگویند ما تا نیمههای راه و در حد ترسیم خطهای کلی پیش میرویم، بقیه کارها صرفاً از آن معلم و وظیفه معلمان و براساس امضا و اثرانگشت اختصاصی آنان است.
چه کسی باید لازانیای نیمپز یا طراحیهای آموزشی و طرح درسهای نیمهپز را آماده کند؟
اکنون این کار در مدرسههایی که بخشهای آموزشی معتبر دارند، توسط همین بخشها صورت میپذیرد. این کار، با توجه به خردبودن نظام آموزشی تا حد مدرسه، بسیار مطلوب و مناسب به نظر میرسد. در وهله بعد، گروههای آموزشی مناطق، شهرستانها و نواحی آموزشوپرورش و آنگاه استانها، به دلیل امکان لحاظکردن ویژگیهای منطقهای در طراحیهای آموزشی و طرح درسهای معلمان، باصلاحیتترین نهادها برای نیمپزکردن نظام طراحی آموزشی و طرحدرسنویسی هستند. ضمن اینکه بهصورت موردی، هماکنون در کشورمان، مؤسسههایی به تعداد کمتر از نصف انگشتان یک دست، در این زمینه فعال هستند. لازم است آموزشوپرورش از توانمندیهای آنان در توسعه نظام طراحی آموزشی بهره ببرد.
البته شکل مطلوب این کار، تأسیس یک مرکز یادگیری متمرکز در هر منطقه است تا بتواند تمام نیازهای مربوط به طراحی آموزشی و تدوین و نگارش طرح درس در هر ناحیه همگن را بهصورت نظاممند در یک جا متمرکز کند و ارائه دهد.
بسیاری از معلمان، از نوشتن طرح درس سرباز میزنند. آیا به دلیل وقتگیربودن نگارش طرح درس چنین اتفاقی میافتد؟
طرح درسهای کلاسیک، بهویژه طرح درسهایی که بر اساس روانشناسی یادگیری رفتارگرا تدوین میشدند، بسیار پرحجم و پرنوشتار، جزئی، پیچیده و حتی در برخی موارد پیشگویانه بودند. برای مثال، اگر اکنون معلمی در طی سال در پایه دهم عهدهدار تدریس دو ماده درسی باشد و هر کدام از درسها هم 25 درس، گفتار یا بخش داشته باشد، او باید حداقل 5٠ طرح درس بنویسد. بر اساس الگوهای کلاسیک، که هر طرح درسی بهطور میانگین حجمی معادل 1٠ صفحه آ4 را به خود اختصاص میداد، این معلم باید حدود 5٠٠ صفحه طرح درس بنویسد. بنابراین، این معلم چاره کار را در چه میبیند: ننوشتن. در حالی که امروزه نوشتن طرح درس متحول و متنوع شده است، تغییرات زیادی پیدا کرده و بهسرعت به سمت سادگی پیش رفته است. در این روش، دادن برگه یکسان برای نگارش طرح درس توسط معلمان، از سوی مدرسه و اداره بهشدت زیر سؤال رفته و تأکید بر این است که اجازه بدهید هر معلمی با رعایت اصول کلی، هر طور و به هر شکلی که خود میخواهد، طرح درس بنویسد. در این نگرش، تقسیم لحظههای 9٠ دقیقهای وقت کلاس به شکل مثقالی، توضیح و شرح و بسط هر اتفاق، و پرسش و پاسخی که قرار است در کلاس رخ دهد و در یک کلام شرح جزئیات، کنار رفته است و طرح درسهای مبتنی بر جدول، کارت، نقشه مفهومی و اطلاعنگاشت (اینفوگراف) در دستور کار قرار گرفتهاند. در دو نشانی زیر میتوانید طرح درسهای فراوانی را با مدلهای گوناگون مشاهده کنید:
www.lessonplanz.com
www.lessonplanpages.com
علاوه بر این، باید در نظر گرفت، طرح درس روزانه، برخلاف طرح درس سالانه که به دلیل مبتنیبودن بر تقویم سال شمسی، یکبارمصرف است، صرفاً برای یکبار استفاده در کلاس نوشته نمیشود و طرح درسهای سال قبل را میتوان در فصل درنگ بازبینی کرد و با اصلاح مبتنی بر بهبود، دوباره از آنها بهره برد. البته معلمان پایه دوازدهم، به دلیل نونگاشتبودن کتابهای خود، امسال نخستین طرح درسهای این پایه را خواهند نوشت.
نتیجه طراحی آموزشی درست و اجرای طرح درس سالانه و روزانهای که برگرفته از همان طراحی آموزشی اصولی است، به چه اقدامی باید رهنمون شود؟
کارشناسان آموزشی معتقدند، طراحی آموزشی آغاز یک چرخه چهار مرحلهای است؛ چرخهای که پس از گذر از سه مرحله، دوباره به طراحی آموزشی بازگشت میکند.
ما فرایند تدریس را با طراحی آموزشی آغاز میکنیم؛ آنگاه به تدوین طرح درس سالانه میپردازیم و سپس با نگارش و اجرای طرح درس روزانه یا هفتگی، درصدد پیشبرد فعالیت یاددهییادگیری خودمان برمیآییم. تا اینجا سه مرحله پشت سر گذاشته شده است، ولی برای رسیدن به طراحی آموزشی دگرباره، یک بخش دیگر باقی مانده و آن ارزیابی از تدریس است که در کلهای گوناگون مانند «خودسنجی»، «همتاسنجی» و «دگرسنجی» نمود پیدا میکند و «تدریسپژوهی» یا همان «درسپژوهی» نیز یکی از روشهای اجرایی آن است. به عبارت دیگر، نتیجه طراحی آموزشی درست و اجرای طرح درس سالانه و روزانهای که برگرفته از همان طراحی آموزشی اصولی است (یک سال تدریس) و حرکت بهسوی یک طراحی آموزشی دیگر برای سالی جدیدتر، بدون وجود حلقه چهارم و دخالت یافتههای حاصل از شکلهای گوناگونی که هر معلم به «ارزیابی از تدریس» خود اقدام میکند، بیمعنی خواهد بود.
پینوشتها
1. What to teach
2. How to Teach
3. What to whom to teach
خواندنیهای بیشتر
در 12 پرسش و پاسخهایی که برای هر کدام مطرح شد، امکان پرداختن به جزئیاتی بیشتر از طراحی آموزشی و طرح درس میسر نشد. از این رو، خواندنیهایی را برای مطالعه توصیه میکنم:
1. مبانی طراحی آموزشی. دکتر داریوش نوروزی و دکتر سید عباس رضوی. انتشارات سمت.
2. طراحی آموزشی (مبانی، رویکردها و کاربردها). دکتر هاشم فردانش. انتشارات سمت.
3. طراحی پیامهای آموزشی. دکتر محمدحسن امیر تیموری. انتشارات سمت.
رسانهها و محیطهای آموزشییادگیری. دکتر محمدحسن امیر تیموری. انتشارات سمت.
4. بار شناختی و چندرسانهایهای آموزشی. دکتر محمدحسن امیر تیموری و محمد زارع. انتشارات دانشگاه علامه طباطبایی.
5. طراحی آموزشی. دکتر عادل یغما. انتشارات مدرسه برهان.
6. درسپژوهی. دکتر محمدرضا سرکارآرانی. انتشارات مرکز نوآوریهای آموزشی مرآت.
7. هفت مهارت اساسی برای معلمان: مهارت بهرهمندی از طراحی آموزشی و نگارش طرح درس. دکتر مرتضی مجدفر. انتشارات پیشگامان پژوهشمدار.
8. طرح درس، نرمافزاری مناسب. دکتر مرتضی مجدفر. انتشارات چاپارفرزانگان.
9. بار شناختی و طراحی آموزشی. نوشته اسلاوا کالیوگا، ترجمه دکتر محمدحسن امیر تیموری، سونیا موسی رمضانی و الهه ولایتی. انتشارات آوای نور.
1٠. راهنمای عملی نگارش طرح درس. دکتر محرم آقازاده و محرم نقیزاده. مرکز مدارس یادگیرنده مرآت.
۱۷
کلیدواژه (keyword):
رشد معلم، طراحی آموزشی، طرح درس، گام اول معلم توانمند، طراحی آموزشی دکتر مرتضی مجدفر