مروری بر دنیای علم و پژوهش
در سالهای گذشته، درباره اثربخشی فناوریهای اطلاعات و ارتباطات در بهبود یادگیری دانشآموزان دیدگاههای متفاوتی مطرح بوده است. یکی از شناختهشدهترین مباحث در این زمینه، دیدگاه کلارک (1994) و کوزما (1994) است. کلارک در مقاله معروف خود با عنوان «رسانهها هرگز بر یادگیری تأثیر نخواهند گذاشت»1 استدلال میکند که رسانهها بهتنهایی بر یادگیری تأثیری ندارند. او معتقد است، رسانهها صرفاً وسیله انتقال محتوا هستند و این روشهای آموزشی2 هستند که بر یادگیری تأثیر میگذارند، نه خود رسانهها. او این موضوع را با مثالی توضیح میدهد که رسانهها مانند کامیونی هستند که مواد غذایی را منتقل میکنند، اما خودشان بر کیفیت تغذیه تأثیر ندارند (Clark, 1994).
در مقابل، کوزما در مقاله خود با عنوان «آیا رسانهها بر یادگیری تأثیر خواهند گذاشت؟ بازنگری در بحث»3 استدلال میکند که رسانهها میتوانند بر یادگیری تأثیر بگذارند، بهویژه زمانی که با فرایندهای شناختی و اجتماعی یادگیری همراستا شوند (Kozma, 1994). او یادگیری را فرایندی فعال، سازنده و اجتماعی میداند که در آن یادگیرنده از طریق تعامل با اطلاعات و ترکیب آنها با دانش پیشین، دانش جدیدی میسازد. کوزما تأکید میکند که باید به قابلیتهای رسانهها و روشهایی که از آنها استفاده میکنند توجه کرد، زیرا این تعامل میتواند بر یادگیری تأثیر بگذارد.
در پژوهشی با عنوان «فناوری آموزشی و عملکرد دانشآموزان: یک مرور نظاممند»، این موضوع از زاویههای گوناگون بررسی شده و 10 سؤال در سه بُعد اصلی طراحی شده است. در این مطالعه، ما بهطور خاص قصد داریم به یکی از این سؤالها بپردازیم و آن را با دقت بیشتری بررسی کنیم: «تأثیر استفاده از فناوریهای اطلاعات و ارتباطات بر عملکرد تحصیلی دانشآموزان چگونه است؟»
این مطالعه یک مرور نظاممند است. به همین دلیل، جامعه آماری آن شامل مطالعات قبلی منتشرشده است. در این مرور، 100 مطالعه پژوهشی مرتبط با استفاده از فناوری آموزشی و تأثیر آن بر عملکرد تحصیلی دانشآموزان، از سال 2010 تا 2021 بررسی شدهاند. این مطالعات در حوزههای آموزشی و در کشورهای متنوع انجام شدهاند و شامل نمونههای دانشآموزی از دورههای گوناگون تحصیلی، بهویژه دورههای ابتدایی و متوسطههای اول و دوم هستند.
پاسخ به سؤال؟
پژوهشگران این مطالعه، در پاسخ به این پرسش که تأثیر استفاده از فناوریهای اطلاعات و ارتباطات بر عملکرد تحصیلی دانشآموزان چگونه است، با بررسی پژوهشهای بینالمللی، به یافتههای زیر دست یافتهاند:
- استفاده از فناوریهای اطلاعات و ارتباطات در آموزش، در اکثر مطالعات بررسیشده در این مرور نظاممند، بر عملکرد تحصیلی دانشآموزان تأثیر مثبتی داشته است. طبق یافتههای مقاله، ۸۳درصد از پژوهشها گزارش دادهاند که مداخلههای آموزشی مبتنی بر فناوری، در درسهای ریاضی، علوم، خواندن و نوشتن عملکرد را بهبود بخشیدهاند. این تأثیر مثبت معمولاً ناشی از افزایش انگیزه، فراهمکردن فرصتهای یادگیری شخصیسازیشده، امکان تمرین و بازخورد مداوم و دسترسی به منابع چندرسانهای بوده است. همچنین استفاده از فناوری، به یادگیری فعال، تعامل بیشتر و توسعه مهارتهای شناختی عمیق مانند حلمسئله کمک کرده است.
- با این حال، مقاله تنها به جنبههای مثبت نمیپردازد و بهصورت متعادل نتایج منفی نیز گزارش شدهاند. حدود 15درصد از مطالعات بررسیشده اثر منفی استفاده از فناوری بر عملکرد تحصیلی را نشان دادهاند. دلایل اصلی این اثر منفی شامل نبود آمادگی یا دانش ناکافی معلمان در استفاده مؤثر از فناوری، تناسبنداشتن محتوا با سطح یادگیرندگان، نبود زیرساخت مناسب (مانند تجهیزات و اینترنت پایدار) و گاه تمرکز بیشازحد بر ابزار بهجای اهداف آموزشی بوده است. همچنین، در برخی موارد، حضور فناوری باعث حواسپرتی و کاهش تمرکز دانشآموزان در کلاس شده است.
- در تعداد اندکی از مطالعات (۲درصد)، تأثیر استفاده از فناوری نامشخص یا مبهم گزارش شده بود. این پژوهشها غالباً به محدودیتهای طراحی مداخله، کوتاهبودن مدتزمان اجرای برنامه، یا تفاوتهای فردی و نگرش دانشآموزان نسبت داده شدهاند. نویسندگان مقاله تأکید میکنند، برای مشاهده تأثیر واقعی فناوری، باید هم شرایط اجرایی مناسب فراهم شود و هم از طراحی آموزشی مبتنی بر نظریههای یادگیری بهره گرفته شود.
بحث و نتیجهگیری
اثربخشی فناوری در آموزش صرفاً به حضور آن در محیط یادگیری وابسته نیست، بلکه کیفیت استفاده از آن، یعنی نحوه ادغام فناوری با روش تدریس، نقش محوری دارد. فناوری زمانی بیشترین اثر را دارد که در قالب رویکردهای آموزشی فعال مانند یادگیری مشارکتی، پروژهمحور یا بازیمحور بهکار گرفته شود و معلمان نیز از نظر پداگوژیکی و فناورانه توانمند باشند. بنابراین، تأثیر مثبت فناوری، به تحقق اصول طراحی آموزشی، آمادهسازی معلمان و فراهمکردن زیرساختهای لازم مشروط است.
در نهایت، این فناوری نیست که سبب یادگیری شود، بلکه نگاه ما به آموزش و شیوهای که از این ابزارها استفاده میکنیم به یادگیری کمک میکند. آنچه یادگیری را متحول میکند، ابزار نیست، بلکه نحوه کاربست آن است.
پینوشتها
1. Media Will Never Influence Learning
2. Instructional Methods
3. Will Media Influence Learning? Reframing the Debate