حضور مردم در میدان و حفظ خیابان از ابعاد متعددی اهمیت دارد: یکی از آنها بعد رسانهای و تبلیغاتی این حرکت و اثر روانی آن روی دشمن است. دشمن جنگ را با این ادعا آغاز کرد که به کمک آشوبگران و برهم زنندگان امنیت داخلی بیاید. درحالی که آن افراد نهتنها در خیابان حاضر نشدند، بلکه مردمی که پای کشور و باورهایشان ایستاده بودند، در میدان حاضر شدند. این حرکت، دشمنان را به خشم آورد. در صورت تکرار حمله به ایران، این تجربه درخشان باید در هر زمان دیگر هم تکرار شود.
در جنگ، ترامپ ادعا کرد تصویرهای حضور گسترده مردم در میدانهای جایجای کشور، ساخته هوش مصنوعی است. البته واقعیت نزد او و امثالش مانند نتانیاهو آشکار است و از سر استیصال چنین گفته شد. بنابراین، از جنگ آموختیم که این حضور مردم در میدان باید استمرار داشته باشد.
بُعد دیگر اهمیت حضور مردم در میدان و حفظ خیابان این است که شیوه جنگ در زمانه ما تغییر کرده است. در جنگ، دشمن بهجای استفاده از نیروی زمینی، به حملههای هوایی و موشکی بسنده کرد و چشم امید و طمع به فتنه و آشوب داخلی بست. لذا اگر ما میدان و خیابان را خالی کنیم، عوامل نفوذی و وطنفروشان از خیابان و میدان استفاده خواهند کرد و شهرهای ما را به سقوط تهدید خواهند کرد. امنیت روانی نیروی نظامی ما و آن کسی که پای پرتابگر (لانچر) و موشک است، نیروی دریایی ما، نیروی زمینی ما، پدافند ما و همه اینها بستگی به این دارد که زن و بچه و ناموس مردم که در شهرها هستند و خانوادههای خود نظامیها حفظ بشوند و این وظیفه بر دوش مردم است؛ با حفظ امنیت شهرها از طریق حضور در صحنه.
بنابراین با حضورمان، هم شهرها را از سقوط و آشوب و فتنه حفظ میکنیم و هم به نیروی نظامیمان، برای رودررویی با دشمنی که روبهرویش ایستاده است، قوت قلب میدهیم و کمک میرسانیم که به پشت سرت نگاه نکن، چون آن را ما نگه داشتهایم. پیام میدهیم که شما روبهرو را دریاب و در نبرد با دشمن تردید نکن.
حضور مردم در صحنه و حفظ میدان و خیابان به امروز مربوط نیست و در تاریخ سابقههای متعدد دارد؛ از جمله در تاریخ صدر اسلام؛ چنانکه در غزوه تبوک که آخرین غزوه رسول خدا(ص) است، بهخاطر خطر فتنه منافقان در مدینه، رسول خدا(ص) مهمترین سردار و پرچمدار، یعنی امیرالمؤمنین علی(ع)، را با خودش نبُرد و در مدینه باقی گذاشت، برای حفظ و صیانت از شهر. امیرالمؤمنین(ع) هم برخلاف سایر غزوهها که در میدان جنگ حاضر بود، در مدینه ماند و این وظیفه را بهخوبی انجام داد و مدینه را از خطر آشوب و فتنه، در زمانیکه سپاه اسلام درگیر جنگ خارجی است، حفظ کرد.
ممکن است سؤال شود چرا پیامبر اکرم(ص) خودشان در مدینه نماندند و امیرالمؤمنین(ع) را با آن سپاه نفرستادند؟ پاسخ این است که بهخاطر شأن و جایگاهی که پیامبر(ص) داشت، بزرگان قریش که در سپاه بودند، از پیامبر(ص) حرفشنوی داشتند، ولی ممکن بود از امیرالمؤمنین(ع)، بهدلیل جوانیشان، حرفشنوی نداشته باشند. لذا حضرت همین را هم تدبیر کرد و اینگونه دو خطر دشمن خارجی و فتنه داخلی را خنثا کرد. در زمان غزوه تبوک که امیرالمؤمنین(ع) به صیانت و حراست از مدینه میپرداخت، جریان نفاق هم فعال بود و جو سنگینی را علیه حافظ شهر، یعنی امیرالمؤمنین(ع)، ایجاد کردند. آنها این شایعه را مطرح کردند که حتماً بین پیامبر(ص) و علی(ع) اختلافی بوده که علی را با خودش نبرده است. حتی شاید القا میکردند که با شهادت برادر حضرت علی(ع)، یعنی جناب جعفر(ره) در سریه موته، علی ترسیده و در غزوه تبوک حضور پیدا نکرده است. تبلیغات سوء دیگری هم بود. لذا پیامبر اکرم(ص) این جو سنگین را هم با اعلام حمایت از امیرالمؤمنین(ع) خنثا کرد. آنجا که فرمود: «علی برای من بهمنزله هارون برای موسی است».1
در جنگ تحمیلی سوم هم، علیه حضور ما در خیابان جوسازی کردند. مثلاً آن را کماهمیت جلوه دادند یا اینگونه تبلیغ کردند که حضور در تجمعات خطرناک است و ممکن است افراد کشته بشوند. با انواع تبلیغات میخواستند این میدانها و خیابانها را از حضور مردم آگاه، بیدار و هوشیار خالی کنند. لذا همواره باید مراقب جریانهای نفوذی و منافقان باشیم.
از نمونههای دیگری که حضور در خیابان فتنه داخلی را خنثا کرد، نبرد احزاب است که وقتی 10 هزار سپاهی به فرموده قرآن (احزاب/10) از جنوب و شمال، یعنی قریش و قبیله بزرگ غطفان و قبایل بدویِ همراهش، مسلمانان و مدینه را محاصره کرده بودند، از پشت سر فتنه و توطئه شد و آن خیانت یهود بنیقریظه بود. در منابعی مانند مغازی واقدی و طبقات ابنسعد ذکر شده است که پیامبر اکرم(ص) با روش استفاده از حضور در خیابان این فتنه را خنثا کردند، بهنحوی که یک گروه احتمالاً 500 نفر در خیابانهای مدینه پخش میشدند و بلندبلند تکبیر میگفتند (آیتی، 1378: 389؛ جعفریان، 1383 : 558) و همین باعث خوف بنیقریظه و ناکامماندن فتنه آنها شد.
در غزوه خندق و در جریان خیانت بنیقریظه، شاهد حضور عمومی و نیروهای غیرنظامی هستیم؛ حتی زنان. چنانکه در منابع ذکر شده است، یکی از خائنین بنیقریظه که قصد فتنه داشت و به فضای درونی شهر مدینه نفوذ کرده بود، توسط صفیه، عمه پیامبر(ص)، کشته شد (پیشوایی، 1382:253).2 بنابراین، این حضور عمومی از زن و مرد در حفاظت از شهر، درسی است که ما از دوره صدر اسلام میتوانیم بگیریم و با شرایط امروزمان هم کاملاً منطبق است. در زمان جنگ نباید میدان و خیابان و فضای شهر را خالی کنیم.
پینوشتها
1. نک. مهدی پیشوایی، تاریخ اسلام، قم: معارف، 1382 : 296 - 293.
2. برای تفصیل این ماجرا نک. محمدابراهیم آیتی، تاریخ پیامبر اسلام(ص)، ص 397.