سال دلتنگی و سربلندی
۱۴۰۵/۰۱/۱۵
یا مقلب القلوب و الاحوال... یا مدبراللیل و النهار... بغضها ترکید!
صدا صدای آشنایی بود که هر سال شنیدن دعای تحویل سال از زبانش، همان اول سالی، حال آدم را بهتر میکرد؛ با لحنی ملایم، با بیانی صمیمی، با ایمانی از اعماق جان که بر لبانش جاری میشد.
اما این بار فرق داشت. صدایش ولولهای بین جماعت انداخت. راستش، از ابتدای کار، همه انتظار این لحظه را میکشیدند. حس عجیبی داشتند؛ اشتیاق و ترس! مشتاق رسیدن آن ثانیهها و نگران و مضطرب از آنچه آن صدا ممکن است بر سرشان بیاورد. میدانستند احتمالاً آن صدا پخش خواهد شد، اما از شنیدنش واهمه داشتند؛ واهمه کوبیدن واقعیت بر صورت حاضران.
واقعیت این است که صاحب آن صدا دیگر بین ما نیست؛ صدای کشیدهای که بر صورت همه زده شد، همان انفجار بغضها بود.
آن صدا صدای آقا بود و آنجا میدان انقلاب تهران و آن لحظه لحظه تحویل سال 1405.
1405 سال دلتنگی است؛ دلتنگی برای کسی که ایران مقتدر را ساخت، جبهه حق خواهان و آزادیخواهان جهان را مقابل اهل شیطان تشکیل داد و رهبری کرد، برای مردم ایران عزت ساخت و حالا دنیا به ایران و مردمش احترام میگذارد. با شجاعت و مقاومت برای مردمش در دنیا آبرو خرید و سربلندشان کرد. هم او که در خطر گریزان نشد و با خانواده به آغوش خطر رفت تا دنیا ایران و ایرانی را پیروزتر و مستحکمتر از همه تاریخ و تمدن چندهزار سالهاش بشناسد.
سالها قبل کسی میگفت، اگر او رهبر ایران نبود، برای شناخت شخصیت بزرگ و تاریخیاش میشد خیلی حرفها زد. حالا با شهادت بزرگ و تاریخیاش، پردهها کنار میروند. درباره آقا خوب بخوانید و مطالعه کنید. تا به حال حتماً پیش آمده که در زندگیتان دنبال الگو بگردید. حالا یکی از بهترین الگوهای شخصیتی تاریخ ایران در مقابل شماست که سالها باید از او آموخت و درس گرفت. شک نکنید! سال دلتنگی و سربلندی مبارک!
۳۸
کلیدواژه (keyword):
رشد هنرجو، یادداشت سردبیر، سال دل تنگی و سربلندی،رهبر شهید،جنگ رمضان، مهدی عبدالملکی