تعلیم و تربیت و شوق انگیزی
۱۴۰۴/۱۲/۰۱
وقتی درباره مقوله شوقانگیزی و ایجاد اشتیاق تأمل میشود، کنشگر برنامهریز در عرصه تعلیم و تربیت با دو رویکرد جدا از هم روبهروست:
1. کشف اشتیاقهای موجود مخاطب (دانشآموز)؛
2. ایجاد اشتیاق و شوقانگیزی در مخاطب.
فعال عرصه مدرسه و تربیت، وقتی با کودک یا نوجوان روبهرو است، در مقام کشف تمایلات و ذوق و اشتیاق او به جستوجوی این امور میپردازد: الف) آیا مخاطب او اصلاً به چیزی مشتاق است؟
ب) آیا دانشآموز بنمایهای تربیتی یا زمینهای روانی یا اجتماعی برای پیداکردن شوق نسبت به امور موردتوجه ما دارد؟!
ج) در ظرف زمانی موردنظر کدام عنصر درونی در ذهن و فکر دانشآموز وجود دارد یا به وجود آمده است که میتواند او را نسبت به اهداف یا برنامههای نهاد تعلیم و تربیت مشتاق کند!
در مقام ایجاد اشتیاق و شوق، دو وجه بیشتر از سایر ضلعهای این بعد مسئله شوقانگیزی اهمیت دارد:
1. ایجاد اشتیاق و استعداد بهوسیله برنامهها و عناصر بیرونی. در این عرصه، عوامل متعددی به چشم میخورند: برنامهها و نظریههای کلان آموزشی و تربیتی، محتوای کتابهای درسی و دیگر بستههای آموزشی، وجود و تنوع روشهای مؤثر تدریس، تولید و تقویت و گسترش صنایع کمکآموزشی و وسایل کمکآموزشی، برنامهریزی و طراحی نوین و بخردانه کالبد فیزیکی کلاس درس و توانمندسازی آموزشکاران در بهرهگیری از انواع نوآوریهای آموزشی و موارد بسیار دیگری در این زمینه.
2. عوامل درونی ایجاد شوق و علاقه بسیار مهم و ارزشمند هستند. افرادی با نفوذ کلام زیاد و هوشمندی بسیار، قدرت اثرگذاری بر روح و روان مخاطبان نظام تعلیم و تربیت را دارند؛ مربیانی که با برخورداری از عنایت الهی یا توانمندی روحی، بر روح و باورهای دانشآموزان اثر میگذارند.
بهکارگیری و تربیت مربیان خودساختهای که میتوانند روح و مکنونات قلبی دانشآموزان را به سمت حق و ظلمستیزی و دیگر عناصر شاخص بشری متمایل کنند، از اصلیترین برنامههای مهم نظام تعلیم و تربیت برای ایجاد شوق و معناداری در ذهن و دل شاگردان مدرسهها میتواند باشد.
۱۳
کلیدواژه (keyword):
رشد مدرسه فردا، یادداشت سردبیر، تعلیم و تربیت و شوق انگیزی، دکتر فریدالدین حداد عادل