باز هم بوی ماه خدا از راه رسید؛ بوی نانهای داغ، حلواهای رنگین و عطر نعناع و خرمای تازه. اما در میان همه این رایحههای آشنا، یک بوی خاصتر هم هست: بوی «اشتراک» و «همدلی».
نمیدانم شما تا حالا تجربه برگزاری یک سفره افطاری در مدرسهتان را داشتهاید یا نه، اما این روزها، حیاط خیلی از مدرسهها، پیش از غروب آفتاب، حال و هوای دیگری دارد. سفرههای افطاری، نه تنها با نان و پنیر و خرما، که با لبخندهای انتظار شنیدن صدای اذان، با دستهایی که ظرف آب را برای همکلاسیها میگیرند و با نگاههای مهربانی که خستگی یک روز روزهداری را از چهره یکدیگر میزدایند، گسترده میشوند.
این سفرهها درسهای عملیِ فراتر از کتابهای درسی هستند. درس مهمانیدادن، درس صبر و درس تقسیم آنچه داریم؛ حتی اگر فقط یک لبخند یا یک کلام دلگرمکننده باشد. اینجا مهارت «با هم بودن» را تمرین میکنیم. مهارت ایجاد صفا و گرمایی که از خوردن یک لیوان چای داغ، بهمراتب دلچسبتر است. همکاری و همدلی بچهها برای آمادهسازی و برقراری این سفره مهمانی، پر از لحظههای شیرین و بهیادماندنی و پر از عطر خداست.
رمضان تنها تمرین خودسازی نیست؛ تمرین «دیگرسازی» هم هست. اگر تا به حال تجربه این مهمانی با صفا را نداشتهاید، بیایید این افطاریهای ساده را در مدرسه خودتان راه بیندازید و آن را به زیباترین خاطرههای تبدیل جمعی کنید؛ سفرههایی بهشتی که خاطرههایش سالها بعد، وقتی به روزهای هنرستان فکر میکنیم، بوی نان گرم و صدای همهمه پر از شوق پیش از اذان مغرب، اولین چیزی باشد که به یاد میآوریم.
ماه مهمانی خدا مبارک! بیایید همه مهمانداران خوبی برای یکدیگر باشیم.