عکس رهبر جدید
۰
سبد خرید شما خالی است.

درس فلسفه از پشت بوفه مدرسه

  فایلهای مرتبط
درس فلسفه از پشت بوفه مدرسه

 

یک روز صبح رفتم بوفه مدرسه. بوفه‌دار گفت: «چای دارم، نون دارم، ساندویچ هم هست، ولی لیوان نیست!»

گفتم: «لیوان نیست یعنی چی؟ مگه هفته قبل جعبه‌ا‌ش رو نگرفته بودین؟ خودم دیدم جعبه لیوان یک‌بار مصرف آوردین!»

گفت: «گرفتم ولی بچه‌ها همه‌ش‌رو بردن؛ یکی برای کاردستی برد، یکی برای تزیین اتاق، یکی هم برای تمرین مسخره‌‌بازی‌‌هاش!»

من ماندم و چای بی‌لیوان، و فهمیدم اصلاح الگوی مصرف از همین‌جا شروع می‌شود؛ وقتی می‌فهمی همه لیوان‌هایت رفته‌اند، ولی هنوز تشنه‌ای!

نشستم کنار حیاط و نگاه کردم به لیوان‌های ولو‌شده کنار شیر آب. یکی تا نصفه پر بود، یکی ترک برداشته بود، یکی هم از ته سوراخ بود. به خودم گفتم: «دنیا هم همین‌طور چیده شده؛ یکی ظرفیتش زیاد، یکی کم، یکی هم اصلاً سوراخه! ولی ما همین‌طور پشت سر هم پرشون می‌کنیم!»

یادم آمد مامان صبح گفت: «وقتی برگشتی نون بخر، ولی زیاد نگیر که تا فردا بیات نشه.»

همان لحظه احساس کردم این جمله مادرانه، فلسفی‌ترین جمله قرن است؛ اصلاح الگوی مصرف یعنی بفهمی فردا هم هنوز باید نان بخوری.

ظهر که رسیدم خانه، خواستم آب بخورم، دست بردم یک لیوان یک‌بار مصرف برداشتم. بعد ایستادم و نگاهش کردم. یاد چای بی‌لیوان صبح افتادم.

لیوانی شیشه‌ای برداشتم و با آن آب خوردم. بعد لیوان را شستم و گذاشتم خشک شود تا دوباره از آن استفاده کنم.

حس عجیبی داشتم، شبیه حالتی که آدم تصمیم می‌گیرد دیگر خودش را بیهوده خرج نکند، بلکه نگه دارد برای کارهای مهم‌تری.

گاهی لازم نیست چیزی را نخری، فقط باید حالِ استفاده‌ات را عوض کنی.

جهان با همین تصمیم‌های کوچک، بزرگ می‌شود.


۱۰
کلیدواژه (keyword): رشد جوان، سخن سردبیر، درس فلسفه از پشت بوفه مدرسه، الهام مقیسه
نام را وارد کنید
ایمیل را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید

۱۴۸ نفر
۳۲,۵۱۸,۸۶۹ نفر
۴,۷۴۰ نفر
۶,۹۶۰ نفر
۲۲,۴۶۴,۳۵۹ نفر