با توجه به پیشرفتهای اخیر در هوش مصنوعی و اتکای روزافزون به آن در نظامهای آموزشی، اهمیت و ضرورت آموزش عمیق علوم پایه برای معلمان و دانشجومعلمان را چگونه ارزیابی میکنید؟
در خصوص علوم پایه، یک جمله معروف وجود دارد که به گمانم اهمیت این موضوع را بهخوبی بیان میکند. ریاضیدانان بر این باورند که هر آنچه بشر در صدسال آینده بدان نیاز خواهد داشت، ما ثابت کردهایم و مقالههای آن را به چاپ رساندهایم. اگر نگاهی به پیشرفتهای کنونی جهان بیندازید، در نهایت به همین علوم پایه خواهید رسید. حتی همین رایانهای که از آن استفاده میکنیم و برنامههایی که اکنون توسعه مییابند، در ریشههای خود به اصول الگوریتمها و پایهگذاری رشته کامپیوتر برمیگردند که همگی حاصل همان علوم پایهای هستند که ریاضیدانان و فیزیکدانان طی سالیان متمادی جمعآوری و تدوین کردهاند. این دانش تجمیع یافته، خود را در قالب رایانه بروز داده و حتی در دل خود رشته کامپیوتر نیز، اصل ماجرا به علوم پایه بازمیگردد.
مهندسی کامپیوتر در واقع بیشتر به حوزه سختافزار میپردازد و در دنیا نیز معمولاً بهعنوان یک گرایش در دانشکدههای برق مطرح است که به بحث سختافزاری میپردازد. اما خود رشته علوم کامپیوتر جزو علوم پایه محسوب میشود و مبنای آن در دانشکده ما نیز با درسهایی چون ریاضی گسسته و سایر درسهای پایه به دانشجویان ارائه میشود. واقعیت این است که این درسهای پایه و مبانی آنها، اساس و ریشه بسیاری از گرایشهای متنوعی هستند که امروزه از دل رشته کامپیوتر منشعب شدهاند.
کسی که بر علوم پایه تسلط نداشته باشد، شاید بتواند کارهای سطحی را بیاموزد و انجام دهد؛ مثلاً با استفاده از چتجیپیتی یک صفحه وب طراحی کند، اما در سطح کلان، دانش اولیه علوم پایه ضروری است. در طراحی الگوریتم، کارایی1 اهمیت فوقالعادهای دارد. میتوان الگوریتمی طراحی کرد که پیچیدگی زبان مورد پردازش آنها زیاد یا کم باشد. هر الگوریتمی که در طراحی آن دقت کافی به خرج داده نشود، ممکن است انرژی زیادی مصرف کند؛ این مسئله اهمیت ویژهای پیدا میکند، زیرا در جهان امروز با محدودیتها و مشکلات انرژی روبهرو هستیم.
افرادی که اکنون از چتجیپیتی استفاده میکنند، غالباً به این نکته نمیاندیشند که همین استفاده بیشازحد، مستلزم صرف هزینه انرژی عظیمی در سطح جهان است و به ازای آن، درختان و منابع بسیاری مصرف میشوند تا انرژی لازم برای پاسخگویی به یک سؤال ساده تأمین شود. هوش مصنوعی خوب است و بهطور طبیعی به امور سرعت میبخشد. کاری که پیشتر ده روز به طول میانجامید، با هوش مصنوعی ممکن است در چند ساعت یا چند دقیقه انجام شود. آمادهسازی یک اسلاید که قبلاً ساعتها زمان میبرد، اکنون تنها با یک درخواست به چتجیپیتی مهیاست. حتی در زمینه برنامهنویسی، بسیاری از برنامهنویسان، هوش مصنوعی را بهعنوان دستیار خود به کار میگیرند.
اما واقعیت این است که این پیشرفتها معایبی نیز در پی دارند. ممکن است در آینده نسلی از افراد بیمهارت تربیت شوند، چرا که تمام مهارتها به هوش مصنوعی واگذار شده است. و اگر زمانی، به هر دلیلی، این هوش مصنوعی از دسترس خارج شود، افراد در انجام کارهای خود دچار سردرگمی خواهند شد. تجربه شخصی بنده در جنگ ۱۲ روزه و وابستگی شدید به ابزارهای گوگل نظیر جیمیل و گوگل شیت، مثالی ملموس از این وابستگی بود. در آن دوره، وقتی ارتباط با این ابزارها قطع شد، نمیدانستیم چگونه با همکاران خود ارتباط برقرار کنیم، چرا که همه امور ما روی گوگل تنظیم شده بود و دچار مشکلات جدی شدیم.
وابستگی فزاینده بشر به هوش مصنوعی، هر چند که در تسریع و دقت کارها بهبود چشمگیری ایجاد میکند، اما باید مراقب بود که بشر فاقد مهارت نشود؛ یعنی همه امور را صرفاً به هوش مصنوعی وابسته نکنیم.
نقش معلمان در هدایت دانشآموزان و دانشجویان به سمت استفاده صحیح از ابزارهای هوش مصنوعی چیست و چه نگرانیهایی در این زمینه وجود دارد؟
جامعه بشری به سمت راههای میانبُر رفته است. دوست داریم کارها را سریع انجام دهیم و این، خب، کمی نگرانم میکند که در آینده ممکن است برای دانشآموزان چندان خوب نباشد. واقعیت این است که معلمان نباید دانشآموزان را تشویق کنند تمام کارهایشان را با هوش مصنوعی انجام دهند. طبیعی است، دانشآموز و دانشجو باید مهارتهای لازم را خودش کسب کند و داشته باشد. البته قبول دارم که گاهی به دلیل کمبود وقت، یا وقتی هدف افزایش دقت کار است، استفاده از این ابزارها خوب است، اما اینکه همه کارها با هوش مصنوعی انجام شود، دیگر درست نیست. الان بچههای ما با وجود ماشینحساب، در حساب و کتاب ضعف پیدا کردهاند؛ خودمان هم اگر بخواهیم حساب و کتابی انجام دهیم، اول سراغ ماشینحساب میرویم. این داستان کمکم به حوزههای دیگر هم تعمیم پیدا میکند و با وجود هوش مصنوعی، این نگرانی وجود دارد.
خود من، که به هر حال این مهارتها را کسب کردهام، اگر زمانی هوش مصنوعی نباشد، کارم را انجام میدهم. برای کسی مثل من که مهارتها را دارد و میداند چطور از اکسل، پاورپوینت و ابزارهای دیگر استفاده کند، شاید استفاده از هوش مصنوعی چندان اشکال نداشته باشد. بهعنوان مسئولی که نیاز دارد کارش سریعتر انجام شود تا متقاضی معطل نماند، این خوب است. ولی به نظرم درست نباشد از همان ابتدای کار بچهها را به سمت ابزارهای هوش مصنوعی سوق بدهیم.
سؤال اینجاست که چطور میتوانیم همین خواستهها را از معلمهای بچههایمان داشته باشیم؟ چون شاید معلمان هستند که بچهها را سوق میدهند. مهم است که آنها هم از الگوهای جهانی یا ملی استفاده کنند. مثلاً من دیدهام حتی بعضی دبیران اطلاعات درسها را به هوش مصنوعی میدهند و تمام اسلایدهای یک سالشان آماده میشود!
ببینید، این اصلاً کار بدی نیست! معلم دنبال این است که کارش سریعتر و باکیفیتتر انجام شود. هدفش آموزش است. اگر با کمک هوش مصنوعی بتواند اسلاید بهتری تهیه کند، چرا که نه؟ هوش مصنوعی میتواند به تهیه محتوای باکیفیتتر مثل پردهنگار (پاورپوینت) با موشن و عکسهای خوب کمک کند و جلوی افت کیفیت آموزش را بگیرد. اما نباید دانشآموز را کاملاً به سمت هوش مصنوعی سوق دهیم. بچه باید آموزش ببیند، نه اینکه بگوییم بیخیال آموزش پاورپوینت شو، خواستهات را به هوش مصنوعی بگو، خودش برایت میسازد! او باید یاد بگیرد چطور بدون ابزار هوش مصنوعی، خودش با نرمافزاری مثل پاورپوینت کار کند. جاهایی که فرصت و زمان دارد، باید خودش تمرین کند. استمرار در تمرین خیلی مهم است.
مخاطبان این مجله دانشجومعلمان هم هستند. استفاده از فناوریهای نوین در آموزش برایشان خیلی مهم است. دانشجویانی که بهروزترند، غرق استفاده از این ابزارها میشوند، اما شاید معلمان باتجربهتر کمتر. شما به این دانشجومعلمان و معلمانی که الان سر کلاس هستند، در مورداستفاده مثبت از فناوریهای نوین، اعم از فضای مجازی و هوش مصنوعی، چه توصیههایی دارید؟
هر ابزار هوش مصنوعی که بتواند کار آموزش را بهتر، باکیفیتتر و سریعتر انجام دهد، من کاملاً با آن موافقم و تشویق میکنم که بروند سراغ یادگیریاش. الان ارتباط با هوش مصنوعی خیلی ساده شده و حتی به زبان فارسی هم جوابگوست.
بسیار پیشنهاد میکنم معلمان از هر ابزاری که کیفیت آموزش را بالا ببرد، استفاده کنند. اما نکته مهم این است که خودشان باید به آن موضوع مسلط شوند، چون در نهایت باید جوابگوی سؤالهای دانشآموزان باشند. در غیر این صورت، ممکن است بعد از مدتی، هوش مصنوعی جایگزین معلم شود.
معلمان در شکلدهی به ذهنیت نسل آینده نقش مهمی دارند و بهخوبی میتوانند حس مسئولیتپذیری نسبت به کشور و میهن را در دانشآموزان تقویت کنند، بهگونهای که این حس، فارغ از مسیر آینده آنها، همواره چراغ راهشان باشد. این مهم زمانی محقق میشود که با بهرهگیری از ظرفیتهای موجود کشور و ارتباط بیشتر با مجامع علمی و دانشگاهی، دانش و مهارتهای خود را بهخصوص در زمینه فناوریهای نوین و علوم کاربردی روز و مرتبط با آموزش دانشآموزان تقویت کنند.
پینوشت
1. Efficiency