آنچه در غزه در حال وقوع است، نه یک درگیری مذهبی و نه صرفاً یک اختلاف ملی است. این یک پروژه استعماری، شهرکسازی و نژادپرستانه است که بر ویرانههای یک سوگنامه (تراژدی) جعلی اروپایی، یعنی آنچه بهعنوان «مسئله یهود» شناخته میشود، بناشده و به سرزمینی تحمیل شده است که در آن هیچ نقشی نداشته است. امروز، بعد از بیش از یک قرن از آغاز پروژه صهیونیستی، بیش از هفت دهه از روز نکبت، و تقریباً دو سال از نسلکشی در غزه، بار دیگر باید تأکید کرد، همانطور که شاهد حملههای اسرائیل به سوریه، یمن، ایران، عراق و قبلاً مصر بودیم و هستیم، متوجه میشویم که اهالی غزه صرفاً از فلسطین دفاع نمیکنند، آنها از معنای کامل آزادی و عدالت در این جهان دفاع میکنند.
اروپا و آمریکا پس از خروج از جنگهای بزرگ خود، بهظاهر تعهد خود را به قوانین بینالمللی و حقوق بشر اعلام کردند. با این حال، وقتی نوبت به فلسطین و غزه رسید، به تمام شعارهای خود پشت پا زدند، زیرا بهطور آشکار پروژه صهیونیستی از همان مرحلههای اولیه خود، یک طرح استعماری- مهاجرتگرایانه با حمایت قدرتهای غربی بود. این پروژه با هدف محو هویت فلسطینیها نهتنها از طریق تصرف زمین، بلکه با حذف آنها از روایت جهانی، و به تصویرکشیدن آنها بهعنوان مانع پیشرفت، بهعنوان «تهدید جمعیتی» یا حتی بهعنوان «وحشتافکن (تروریست)»هایی که مانع نوگرایی هستند، انجام شده است.
البته این تجاوز مستمر اروپاییآمریکایی صهیونیستی، به انکار بسنده نکرد، بلکه متجاوزان و اشغالگران صهیونیست، با حمایت همهجانبه غرب وحشی، یکی از گستردهترین عملیاتهای پاکسازی قومی دوران نوین را انجام دادند. بیش از 750 هزار فلسطینی در سال 1948 بهاجبار آواره شدند. بیش از 530 روستا ویران شد. با وجود قطعنامه 194 سازمان ملل، حق بازگشت از پناهندگان سلب شد. امروزه، بیش از شش میلیون پناهنده فلسطینی همچنان از حق بازگشت خود محروم هستند. این پاکسازی قومی یک رویداد تصادفی نبود، بلکه هسته اصلی این پروژه بود. بعدها، اشغال از طریق سیاست «ایجاد واقعیتها در محل»، یعنی ساخت شهرکها، تصرف زمین، تخریب خانهها، وضع قوانین نژادپرستانهای که بین یهودیان و غیریهودیان تبعیض قائل میشود، و در نهایت تبدیلشدن به یک رژیم آپارتاید تمامعیار، به گسترش خود ادامه داد. این نظام در مواردی مانند استقرار یک نظام حقوقی دوگانه، یکی برای یهودیان و دیگری برای اعراب، دادگاههای نظامی برای فلسطینیها و دادگاههای مدنی برای اسرائیلیها، زیرساختهای تفکیکشده اعم از جادهها، آب، برق و حتی شبکههای مخابراتی، نظام صدور مجوز و ایست بازرسی که رفت و آمد را به شیوهای بینظیر در سراسر جهان در اختیار میگیرد، خودنمایی میکند. همه اینها در حالی اتفاق میافتد که اشغالگران همچنان خود را «تنها دموکراسی در خاورمیانه» معرفی میکنند؛ در حالی که زشتترین شکل تبعیض نژادی و استعمار را اعمال میکنند.
از زمان فاجعه تأسیس دولت صهیونیستی در سال 1948 در سرزمین فلسطین، که در فرهنگ فلسطینی بهعنوان «نکبت» شناخته میشود، مردم فلسطین اشغال نظامی مداوم، استعمار سامانمند شهرکنشینان، محاصره خفهکننده، کشتارجمعی، مصادره زمین، یهودیسازی اورشلیم و محرومیت از اساسیترین حقوق مدنی و سیاسی خود را تحمل کردهاند. در کرانه باختری، گسترش شهرکسازی در روز روشن انجام میشود، غیرنظامیان فلسطینی در ایستهای بازرسی با خونسردی کشته میشوند، اردوگاههای پناهندگان و شهرها در عملیات نظامی موردحمله قرار میگیرند، کودکان دستگیر میشوند، خانهها تخریب میشوند و زمینهای کشاورزی با بولدوزر صاف میشوند.
در اورشلیم، پروژههای یهودیسازی سرعت میگیرند. محلههای فلسطینی با کارزارهای آوارگی اجباری روبهرو هستند. فلسطینیها از ساخت و ساز در شهر خود منع میشوند، در حالی که گروههای شهرکنشین تشویق میشوند تحت حمایت نظامی به مسجدالاقصی، بهعنوان بخشی از تلاش برای تقسیم زمانی و مکانی مسجد و تحمیل واقعیتهای جدید به قیمت ازدسترفتن حقوق تاریخی، مذهبی و ملی، حمله کنند.
در مورد غزه، اوج این بیعدالتی تاریخی را شاهد هستیم؛ نقطهای اشتعالی که تمام تناقضهای روایت غرب و تمام زشتیهای سیاستهای نظم بینالمللی را آشکار کرده است. حالا دیگر غزه خود فرقان است. وقتی از غزه صحبت میکنیم، صرفاً منطقهای را توصیف نمیکنیم که ۱۷ سال تحت محاصره بوده است. ما در مورد بزرگترین زندان روبازی که جهان تاکنون شناخته است صحبت میکنیم که اشغالگران صهیونیستی ایجاد کردهاند؛ جایی که بیش از دومیلیون تن در محاصرهاند و از اساسیترین حقوق انسانی خود محروم هستند. از نظر تاریخی چنین وضعیتی برای چنین مدتی طولانی، بیسابقه است. این سرزمین، که پس از نکبت 1948 به محل سکونت صدها هزار پناهندهای که شبهنظامیان صهیونیست از خانهها، زمینها و شهرهای خود آواره کرده بودند، تبدیل شد، در عمل به آزمایشگاهی برای آزمایشهای اشغالگران و پژوهشگران اروپایی و آمریکایی، در بررسی روشها و آثار مجازات جمعی، محاصره و گرسنگی، تبدیل شده است.
از سال 2008، اسرائیل علاوه بر تجاوز نظامی مداوم، پنج جنگ ویرانگر را علیه غزه آغاز کرد که با محاصره، کشتار از طریق ابزارهای متعدد، محدودیتهای سفر و ممنوعیتهای تردد همراه بود. نسلکشی مداوم که در ۷ اکتبر 2023 آغاز شد، وحشیانهترین و خونینترین نسلکشی در تاریخ نوار غزه است. اما این نسلکشی در خلأ پدیدار نشده است. این ادامه جوهره پروژه صهیونیستی است که به دنبال نابودی مردم فلسطین و انکار وجود آنهاست.
این اشغال و تجاوز تا به امروز بیش از 60 هزار فلسطینی، از جمله ۱۷ هزار کودک، را کشته و بیش از ۱۳۷ هزار نفر را زخمی کرده است که نیمی از آنها زن و کودک هستند. هزاران ساختمان ویران شده است. مدرسهها، بیمارستانها و پناهگاهها بهعمد هدف قرار گرفتهاند. برق، آب و دسترسی به دارو قطع شده است و نرخ آوارگی از 90 درصد فراتر رفته است. در حالی که جمعیت باقیمانده در بحبوحه فروپاشی تقریباً کامل هر جنبه اساسی زندگی، برای زنده ماندن تلاش میکنند.
در بسیاری از موارد، مرگ دیگر تنها ناشی از بمباران نیست، بلکه گرسنگی، تشنگی، شیوع بیماری و هدف قرارگرفتن نظاممند مراقبتهای بهداشتی نیز در آن دخیل هستند. اشغالگران اسرائیلی دهها بیمارستان را در غزه بمباران کردند، آتش زدند و از کار انداختند و از ورود تجهیزات پزشکی و تخلیه مجروحان برای درمان جلوگیری کردهاند. این هدف قراردادن مکرر بیمارستانها که باعث غیرفعالشدن 36 بیمارستان در دورههای متفاوت شده است، بخشی از یک کارزار نظاممند هماهنگ، بین آمریکا، اروپا و اسرائیل، برای ازبینبردن کامل زیرساختهای مراقبتهای بهداشتی غزه است.
همچنین، اشغالگران جنایتکار با هدف قراردادن عمدی معلمان و دانشگاهیان، مرتکب نسلکشی آموزشی شدهاند و حملههای آنها هزاران دانشآموز را کشته است. کودکان، از جمله دانشآموزان، ۱۸درصد از کل موارد قطع عضو، در مجموع 4500 مورد، را تشکیل میدهند که نتیجه مستقیم نسلکشی جاری است. این جنگ، طبق تعریفهای حقوقی بینالمللی، تمام نشانههای نسلکشی را داراست. طبق کنوانسیون پیشگیری و مجازات جرم نسلکشی 1948، این معیارها آشکارند: قصد آشکار و اعلامشده برای نابودی یک گروه خاص؛ کشتار جمعی سامانمند و محرومیت از وسایل زندگی؛ تحریک عمومی مردم توسط مقامات سیاسی و نظامی که با تکرار آشکار عبارتهایی مانند «جمعیت غزه را نابود کنید» و «برق، آب و غذایشان را قطع کنید» خواستار «محو غزه» هستند؛ امتناع مداوم از اجازهدادن به کمکهای بشردوستانه، ضمن هدف قراردادن کسانی که سعی در ارائه آن دارند.
حملههای هوایی همچنان غیرنظامیان را بدون هیچ توجیه قانونی یا بشردوستانه، در میان سکوت شرمآور بینالمللی و همدستی آشکار غرب، هدف قرار میدهند و هنوز اجساد هزاران نفر زیر آوار مانده است، زیرا نیروهای اسرائیلی از بیرونکشیدن آنها جلوگیری میکنند.
این جنایت به بمباران و کشتار محدود نشده است. این جنایت به یک فریب سیاسی عمدی که اسرائیل و ایالاتمتحده انجام میدهند، یعنی چیزی شبیه به یک نمایش دوگانه، با هدف خرید زمان، فرونشاندن خشم بینالمللی و اجازهدادن به ادامه نسلکشی تحت پوشش مذاکرات دروغین، گسترش یافته است. جهانیان شاهد هستند، هر بار که آتشبس به اجماع جهانی نزدیک میشود، دولت آمریکا با موضعی مبهم وارد عمل میشود و ادعای نگرانی برای «حفاظت از غیرنظامیان» را مطرح میکند، در حالی که به تأمین سلاح اسرائیل و ارائه حمایت سیاسی در شورای امنیت سازمان ملل ادامه میدهد. آنچه امروز شاهد آن هستیم، مذاکره واقعی نیست. این یک رزمایش (مانور) مشترک بین اشغالگران و ایالاتمتحده است که با هدف دورزدن اراده جهانی، تحریف مفهوم آتشبس و تبدیل پرونده غزه به ابزار چانهزنی، جدا از عدالت یا حقوق، انجام میشود.
وقتی درباره فلسطین و غزه صحبت میکنیم، نه درباره یک مسئله بشردوستانه که به گوشه اخبار رانده شده باشد و نه درباره یک «منازعه سیاسی» بین دو طرف صحبت میکنیم. ما درباره یک قطبنمای جهانی، آینهای که انحرافهای نظام بینالمللی را منعکس میکند، و نبردی که در آن میراث استعمار، نژادپرستی، سلطه غرب، تبعیض طبقاتی و نئولیبرالیسم نظامی با هم تلاقی میکنند، صحبت میکنیم. بنابراین، مسئولیت ما، بهعنوان حامیان آرمان عادلانه فلسطین، فراتر از همبستگی نمادین یا صدور بیانیههای محکومیت است. این مسئولیت با محور قراردادن مجدد آرمان فلسطین در هسته مبارزات رهاییبخش جهانی و وجدان جمعی جنبشهای عدالتخواه در سراسر جهان آغاز میشود. باید روایتی صهیونیستی را که به دنبال ربودن داستان، اهریمن جلوهدادن قربانی و توجیه جنایت به نام «دین یا امنیت» است، از بین برد. همچنین، باید با استفاده از تمام ابزارهای حقوق بینالملل و عدالت کیفری، و با شروع از دیوان کیفری بینالمللی، برای پاسخگوکردن اشغالگران کوشید.
فلسطین به آزمایشگاهی جهانی برای سرکوب تبدیل شده است؛ جایی که ابزارهای هوش مصنوعی برای نظارت و وحشتافکنی (ترور) آزمایش میشوند، از تحریف رسانهای علیه قربانیان استفاده میشود، روایتهای مقاومت، جرمانگاری میشوند و به متجاوزان مصونیت از مجازات اعطا میشود. مسئولیت ما بسیار عظیم است، زیرا میدانیم - و خوب میدانیم - که این نبرد، نبردی منزوی نیست. این نبرد بهطور عمیق با مبارزه مردم جنوب جهان۲ علیه ستم اقتصادی، غارت محیط زیست، استبداد سیاسی و چهره جدید امپریالیسم مرتبط است. آنچه در غزه اتفاق میافتد، نه یک مسئله محلی است و نه اختلاف بر سر مرزها، بلکه یک چالش جهانی برای وجدان بشریت، برای اعتبار قوانین بینالمللی و برای مفهوم عدالت جهانی است.
سالهای گذشته ثابت کردهاند که اشغال نهتنها یک جنایت مداوم است، بلکه افشای آشکاری از همدستی غرب و تناقض آشکار بین شعارهای بلندپروازانه و عمل واقعی است. آنها از «حقوق بینالملل» صحبت میکنند، در حالی که از نهادی فراتر از قانون حمایت میکنند. آنها از «حقوق بشر» صحبت میکنند، در حالی که برای یک ماشین نسلکشی با برند صهیونیسم، تا بن دندان سلاح و بودجه میفرستند. آنها از «مبارزه با نژادپرستی» صحبت میکنند، در حالی که نظام آپارتایدی را توجیه میکنند که هیچ تفاوتی با نظامی که آفریقای جنوبی تحمل کرد، ندارد. آنها از «آزادی بیان» صحبت میکنند، در حالی که هر کسی را که با فلسطین و غزه ابراز همبستگی کند، حتی در دانشگاهها و تریبونهای عمومی غربی، تحت آزار و اذیت قرار میدهند. با این حال، با وجود همه اینها، مردم غزه شکست نخوردهاند و شکست نخواهند خورد. آنها ظلم و ستم را تحمل کردهاند، با قتل عامها مقابله کردهاند، بر تفرقهها غلبه کردهاند و نسلی پس از نسل، با وجود نسلکشی، خیانت و محاصره، آرمان خود را زنده نگه داشتهاند.
آینده غزه آزمونی برای آینده بشریت است. یا ما برای آزادی و کرامت پیروز میشویم، یا تسلیم دوران جدیدی از استعمار خواهیم شد که در لباس نوگرایی پنهان شده است؛ یا مجرم را به سزای اعمالش میرسانیم، یا شاهدان خاموش یک جنایت کاملاً تحققیافته میشویم. حالا باید صداها را بلند کرد و از غزه حمایت کرد. فلسطین تنها نیست. عدالت، حتی اگر با تأخیر اجرا شود، بالاخره اجرا خواهد شد. با وجود دیوارها، تانکها و بمبها، مردم جهان هنوز قدرت صحبتکردن دارند، و همانطور که شاعر فلسطینی زمانی گفته است: رودخانه راه خود را به دریا خواهد یافت. مهم نیست شب چقدر طولانی باشد، مهم نیست چند آتش روشن باشد. فلسطین آزاد، از نهر تا بحر، فلسطین آزاد خواهد بود، از بحر تا نهر، فلسطین برای همیشه آزاد است.
پینوشتها
1. متن حاضر بازنوسی سخنرانی محمد مکرم بلاوی، مدیرکل اتحادیه نمایندگان پارلمانی قدس است، که در کنفرانس بینالمللی در مورد مدیترانه شرقی و دریای سیاه در روزهای ۱۸ و ۱۹ جولای 2025 در مرک
استراتژی ملّی (USMER) ارائه کرده است.
2. اصطلاح Global South به یک جنبش جهانی در جهت عدالت اجتماعی، اقتصادی و سیاسی اشاره دارد و به مبارزات مردم در همه جای جهان، علیه ستم، فقر، نابرابری و استعمار نوین میپردازد.