عکس رهبر جدید
۰
سبد خرید شما خالی است.

مدرسه دوست‌دار محیط‌ زیست

مدرسه دوست‌دار محیط‌ زیست

اینکه چرا یک مدرسه باید دوستدار محیط زیست باشد، پرسشی بنیادی است که معمولاً درگیربودن مدیران مدرسه‌ها با موضوعات روزمره، فرصت پرداختن به آن را نمی‌دهد؛ موضوعی که بی‌توجهی به آن می‌تواند بقای یک سرزمین را به تهدید بکشد. شاید اکنون، آنچه مدرسه‌های ما آن را احساس می‌کنند، در تعطیلی به دلیل ناترازی انواع انرژی یا غیرحضوری‌شدن به خاطر آلودگی هوا و همچنین قطع برق، آب و گاز در برخی ساعت‌های حضور در مدرسه و مانند آن، محدود باشد، اما بررسی دقیق روندها در این زمینه، نتایجی به‌مراتب سخت‌تر و سنگین‌تر را در آینده به تصویر می‌کشد.

در این مجموعه مقاله‌ها به نقش مدرسه در ابعاد گوناگون زیست‌محیطی پرداخته می‌شود؛ نقشی که توجه مدیران و گردانندگان مدرسه‌ها به آن، می‌تواند کمک کند هم مدرسه از بحران‌های زیست‌محیطی و ناترازی در انرژی و کمبود منابعی طبیعی همچون آب آسیب کمتری ببیند و هم افراد جامعه در این مسیر با آگاهی بیشتر و مؤثرتر و مسئولانه‌تر حرکت کنند.

 

چرا باید محیط زیست را دوست داشت؟

روند تخریب محیط زیست در کشور عزیز ما تا جایی خطرناک و نگران‌کننده است که اگر به همین شکل ادامه پیدا کند، با اندوه و افسوس فراوان، نباید تعجب کرد که در فلات مرکزی ایران، شهرهایی تاریخی، ارزشمند و دوست‌داشتنی همچون اصفهان و یزد، خالی از سکنه شوند و در وضعیتی خوش‌بینانه، تنها فضاهای خدماتی و اقامتی محدودی پیرامون مکان‌های تاریخی خاص در این شهرها به‌منظور اسکان مسافران و گردشگران، ساخته و تجهیز شوند. این تنها تخیلی سیاه و وحشت‌آفرین نیست، واقعیتی تلخ و محتوم برای ادامه همین روند از تخریب محیط زیست در فلات مرکزی ایران، برای بیشتر شهرها و روستاهای آن است.

این نگرانی‌ها به فلات مرکزی، که با کم‌آبی مواجه است، محدود نمی‌شود. عواقب وخیم خشک‌شدن دریاچه ارومیه برای پیرامون آن، خطرهایی جدی که جلگه به‌نسبت پرآب خوزستان به دلیل وجود ریزگردها در هوا و همچنین آلودگی آب‌ها در زمین دارد، یا تخریب جنگل‌های خطه سرسبز شمال ایران و در نتیجه آن وقوع سیلاب‌های مرگبار و خسارت‌آفرین در آن منطقه و فرونشست‌های جدی زمین در برخی از نقاط شمال شرق ایران و بسیاری موارد دیگر که همه آن‌ها نگران‌کننده و نیازمند توجه هستند، به ما این موضوع مهم را گوشزد می‌کنند که بزرگ‌ترین تهدید برای ایران عزیز، تهدیدهای زیست‌محیطی هستند.

بنابراین، موضوع توجه به محیط زیست و حفاظت از آن بسیار ضروری است و نیازمند عزمی ملی برای مقابله با آسیب‌هایی است که به آن وارد می‌شوند. با این توصیف، در یک نگاه ساده و حتی منفعت‌طلبانه می‌توان گفت، هر کس که خودش و دیگران را از جامعه‌ای که در آن قرار دارد دوست دارد، قطعاً لازم است محیط زیستش را هم دوست داشته باشد.

 

مدرسه‌ای که همه را دوست دارد

دوست‌داشتن هر موضوعی، وقتی از شعار به واقعیت تبدیل می‌شود که به مراقبت‌کردن از آن منجر شود. مادر فرزندش را بسیار و واقعاً چه‌بسا بیش از هر چیزی دوست دارد. برای همین، بیش از هر چیزی برای مراقبت از او تلاش می‌کند. حتی حاضر است از خودش بگذرد تا بتواند از فرزندش به‌خوبی مراقبت کند.

یکی از ویژگی‌های مدرسه‌های سبز یا پایدار1 که دوستدار محیط زیست‌اند، توجه به مثلث مراقبت است. در این مدرسه‌ها، مثلثی از جنس مراقبت، که اصول حاکم بر مدرسه را تشکیل می‌دهد، موردتوجه قرار می‌گیرد. مراقبت از خود با توجه به ‌سلامت و رفاه، مراقبت از یکدیگر یا افراد جامعه با توجه به همه فرهنگ‌ها و نسل‌های امروز و آینده، و مراقبت از محیط زیست اعم از محیط زیست دور یا نزدیک، تعریف می‌شود (Harris, 2008). مراقبت در نوع اول گویای این معناست که مدرسه‌های پایدار برای فراهم‌کردن محیط سالم، راحت و امن برای دانش‌آموزان، معلمان و کارکنانشان تلاش می‌کنند
(Olson & Kellum, 2003). این سلامت به شکل‌های گوناگون باید تأمین شود. اما آیا می‌توان از خود و حتی جامعه مراقبت کرد، بدون اینکه از محیط زیست خود مراقبت کنیم؟

پاسخ روشن است. بر اساس این پاسخ روشن می‌توان چنین تعریف کرد که: مدرسه‌های دوست‌دار محیط زیست، مدرسه‌هایی هستند که افراد خود و جامعه خود را چنان دوست دارند و از آن‌ها مراقبت می‌کنند که حتی نسل‌های بعدی که در این جامعه زندگی می‌کنند، بتوانند از سلامت و رفاه لازم برخوردار باشند.

 

خطرهای نزدیک یا دور

در گذشته، گاهی اوقات مدرسه‌ها به دلیل بارش برف تعطیل می‌شدند. معمولاً برفی که بیش از ده تا پانزده سانتی‌متر یا بیشتر روی زمین می‌نشست، می‌توانست به‌صورتی محتمل مدرسه‌ها را به تعطیلی بکشاند. اما در این سال‌ها انواع رویدادها در نازل‌ترین سطح خود، در ابتدا فوری مدرسه‌ها را تعطیل یا غیرحضوری می‌کنند؛ رویدادهایی مانند آلودگی هوا، افت فشار گاز، کمبود یا ناترازی در تولید برق و مواردی مشابه آن‌ها که گاهی اثرات دامنه‌داری را ایجاد می‌کنند. حتی گاهی سرمای شدید در نقاطی که چند صد کیلومتر با تهران یا شهرهای بزرگ دیگر فاصله دارند، به تعطیلی مدرسه‌های این شهرها منجر می‌شوند تا شبکه سراسری برق با اختلال کمتری مواجه شود. شاید هم مدرسه شما تعطیل نشود، اما در همان ابتدای کلاس، ارائه چندرسانه‌ای محتوا در یک کلاس به دلیل قطع برق، متوقف شود یا سرمای محیط کلاس‌ها به افت کیفیت محیطی در آن‌ها منجر شود. موضوع کمبود آب یا قطع آن هم می‌تواند شرایط اداره یک مدرسه را بحرانی کند.

درست است که همه این موارد از بحران‌های زیست‌محیطی ناشی نمی‌شود و برخی از آن‌ها به دلیل وجود کمبودهای مهم دیگری است، اما نشانه‌های واقعی پیرامون ما با توجه به همین نمونه‌ها و موارد مشابه آن می‌گویند، خطرهای زیادی از جنس بحران‌های زیست‌محیطی، ناترازی در انرژی و منابع طبیعی همچون آب و مانند آن، که به شکل مستقیم یا غیرمستقیم با آن‌ها روبه‌رو خواهیم شد، به‌مانند خطر پیش روی سرنشینان یک خودرو یا هواپیما که از مسیر درست خود خارج شده است و لحظه‌به‌لحظه به صخره‌ای بزرگ نزدیک می‌شود، آن به آن، به شکلی نزدیک‌تر احساس می‌شوند. پس معلوم می‌شود که فرصت برای اقدام درست بسیار اندک است و باید دست‌به‌کار شد. در این رابطه به‌ جز بررسی آسیب‌هایی که مدرسه‌ها متحمل می‌شوند، سهم آن‌ها در مقابله و مواجهه مسئولانه با این موضوع اهمیت دارد.

 

مدیران مدرسه‌ها کجای این قصۀ پرغصه قرار دارند؟

ممکن است مدیر یک مدرسه با خود بگوید این مطالب چه ارتباطی به حوزه کاری من دارند؟! این موضوع‌ها باید در سازمان حفاظت از محیط زیست، وزارت نیرو و نفت و به‌طور کلی در نهادهایی فرادست مدرسه‌ها موردتوجه قرار گیرند. با این جمله می‌توان هم مخالف بود و هم موافق. مخالفت با این جمله از آن ناحیه است که به نظر می‌رسد هر موضوعی بخواهد به شکل درستی به سرانجام برسد، باید از مدرسه‌ شروع شود. کشورهایی توسعه درستی پیدا می‌کنند که آموزش‌وپرورش و مدرسه‌های توسعه‌یافته‌ای دارند. زیرا یکی از مهم‌ترین عناصر فرهنگ‌ساز در هر جامعه مدرسه است. با نگاهی جامعه‌شناختی، در تعامل بین فرهنگ و جامعه، فرهنگ ظرفیت هدایتگری در رفتار و مشارکت در هر موضوعی را دارد و با توجه به فرهنگ و تغییر در ابعاد گوناگون آن، می‌توان سمت‌وسوی کنش‌های انسان‌ها را نیز تغییر داد و مشارکت آن‌ها را در راستای توسعه پایدار افزایش داد (صالحی و شاطری، 1403).

همان‌گونه که در آخرین شماره سال گذشته اشاره شد، درست است که مواجهه با موضوع ناترازی در بخش انرژی و مسائل زیست‌محیطی نیازمند تدبیر و عزم ملی و همه‌جانبه است، اما توجه به این موضوع در سطح مدرسه از چندنظر اهمیت دارد. انجام برخی اقدامات ترکیبی در این راستا در مدرسه، به فرهنگ‌سازی در نسل‌های آینده منجر می‌شود. دانش‌آموزی که در یک مدرسه بیاموزد نسبت به حفظ انرژی، آب، مسائل زیست‌محیطی و مصرف درست منابع موجود در آن،‌ درست عمل کند، مسئولیت‌پذیر باشد و بی‌تفاوت نباشد، این مسئولیت‌پذیری را به‌تدریج با خود به خانه و در ادامه به جامعه بیرون از مدرسه می‌برد و می‌تواند در خارج از محیط مدرسه هم مؤثر واقع شود (تابش، 1404). دانش‌آموزی که در بهترین ساعت‌های شبانه‌روز در مدرسه دارای مدیران حساس و دوست‌دار محیط‌زیست زندگی می‌کند، این سبک از زندگی‌کردن ممکن است از حداقل یک سال تا حتی سیزده سال2 به طول انجامد و او را به شخصیتی بسیار اثرگذار در عرصه جامعه تبدیل خواهد کرد. او یاد می‌گیرد که اگر خودش و دیگران را دوست دارد، باید محیط زیستش را هم دوست داشته باشد و این دوست‌داشتن را با مراقبت از محیط زیست خود و دیگران به معنای همه مردم روی زمین، از نسل حاضر تا نسل‌های بعدی، به واقعیت برساند.

بنابراین، مدرسه موفق، در این زمینه برای دانش‌آموزانش به‌مثابه آزمایشگاه بهبود اثرات زیست‌محیطی، در چارچوب فعالیت‌های مدرسه است و می‌تواند به تقویت رابطه افراد مدرسه با جامعه پیرامونی و درک نیازهای آن‌ها منجر شود. در این شرایط، به کمک شیوه‌های نوین یادگیری، جوانانی پرورش می‌یابند که برای یک عمر زندگی توأم با چنین رویکردهایی آماده هستند (MacDiarmid, 2014).

اما با مدیرانی که ضرورت توجه به این موضوع را به نهادهای دولتی و فرادست مدرسه‌ها نسبت می‌دهند، از یک زاویه مهم باید موافقت داشت، زیرا بسیاری از اتفاق‌هایی که در این زمینه در مدرسه باید رخ دهند، به زیرساخت‌هایی فراتر از علاقه و حساسیت مدیر مدرسه در این رابطه نیازمند است و بدون حمایت نهادهای مورد اشاره، امکان تحقق عملی پیدا نمی‌کند. ولی با این حال، همین اکنون مدرسه‌هایی هستند که بدون چنین حمایت‌هایی به‌طور نسبی، خیلی بهتر از سایر مدرسه‌ها در این زمینه نقش‌آفرینی می‌کنند که می‌توان گفت حمایتگر اصلی آن‌ها احساس مسئولیت و خلاقیت مدیران و گردانندگان آن مدرسه‌هاست و البته اگر حمایت‌های فرامدرسه‌ای رخ می‌دادند، نتایجی بس درخشان‌تر برای آن مدرسه‌ها حاصل می‌شد.

بنابراین، از مدیرانی که خود و جامعه خود را دوست دارند می‌توان انتظار داشت تمام توان خود را به کار ببندند تا با حمایت‌های زیرساختی دولت و نهادهای فرادستی، مدرسه دوست‌دار محیط زیست داشته باشند و دانش‌آموزان آن‌ها با برنامه‌ای منسجم و سازمان‌یافته و با مشارکت عملی به‌دور از هر نوع شعارزدگی در این مسیر حرکت کنند.

 

مشارکت عملی دانش‌آموزان

یک اصل اساسی در جهت مدیریت درست مدرسه دوستدار محیط زیست، به‌حاشیه‌راندن شعارها و فراهم‌کردن بستری است که مشارکت عملی دانش‌آموزان در این زمینه را مقدور سازد. در بخشی از مقاله شماره هشتم سال تحصیلی (160) گذشته که به جهت حجم بالای مطالب آن مقاله، در قسمتی قرار گرفت که چاپ نشد و به کمک رمزینه قابل‌دسترس بود، اشاره شد که مشارکت عملی دانش‌آموزان در این زمینه به سه عرصه کوچک محدود می‌شود و امکان تعریف پیدا می‌کند. در این قسمت به این سه عرصه به‌‌شکلی خلاصه‌تر اشاره می‌شود و به آن‌ها یک عرصه چهارمی هم اضافه می‌شود (تابش، 1404).

عرصه اول تلاش مدرسه برای بیرون‌آوردن این موضوع از پشت صحنه به صحن علنی مدرسه است. هر تلاشی در این زمینه می‌تواند یک پیوست نمایشی و تبلیغاتی هم داشته باشد. اگر ما بتوانیم در طراحی محیط مدرسه، نمایش مناسبی از مسائل و فعالیت‌های زیست‌محیطی داشته باشیم، می‌توانیم آن مدرسه را به ابزاری برای یادگیری این مسائل تبدیل کنیم (Schiller, 2012).

عرصه دوم درگیرکردن بخشی از دانش‌آموزان علاقه‌مند به حضور در این تلاش‌هاست. عنوان‌هایی چون حافظان انرژی یا محیط زیست و مانند آن هم می‌توانند بر لباس یا بازوبند مخصوص این افراد نصب شوند. آن‌ها بر انجام درست فعالیت‌هایی مانند زمان‌بندی استفاده از تجهیزات پرمصرف نظارت و گزارش‌ها و بازخوردهای لازم را تهیه و ارائه می‌کنند.

عرصه سوم عرصه عموم افراد در مدرسه است که باید با عرصه‌های اول و دوم همکاری کنند، به صورتی که کل دانش‌آموزان خود را جزئی از یک حرکت عمومی در مدرسه و در نهایت در جامعه بینند.

عرصه چهارم که باید به سه عرصه پیشین اضافه شود، عرصه کل جامعه است. مدیریت مدرسه باید تلاش کند در این رابطه به فراتر از مدرسه خود فکر کند. پیش از این هم اشاره شد که تأثیر این نوع مدرسه‌ها به دانش‌آموزان آن محدود نیست و می‌تواند در زمینه اثرگذاری شکل گسترده‌تری به خود بگیرد. در واقع مدرسه‌های این‌چنینی، هم برای دانش‌آموزان خود نمونه‌ای کارآمد در آشنایی با مسائل زیست‌محیطی و مانند آن هستند و هم می‌توانند برای جامعه خود چنین نقشی را ایفا کنند. این مدرسه‌ها می‌توانند سوخت موتور محرک در توسعه پایدار در سطح جامعه باشند. آن‌ها در مدل‌سازی اعمال و رفتار در جامعه نقش بسیار مهمی دارند تا بتوانند امتداد توسعه پایدار برای نسل‌های آینده را تضمین کنند (Harris, 2008).

 

یادگیری در بستر مشارکت عملی

تحقق عرصه‌های چهارگانه در مشارکت عملی دانش‌آموزان در این زمینه، بسترهای توسعه پایدار در جامعه را فراهم می‌کند. این فعالیت‌ها بهتر است از سنین پایه شروع شوند؛ فعالیت‌هایی که از همان سال‌های ابتدایی در دبستان بتوانند به تغییر نگرش در دانش‌آموزان منجر شوند و در طول تحصیل آن‌ها به شکلی عمیق در اندیشه‌شان نهادینه شوند و در نهایت ایجاد تغییرات پایدار در رفتار دانش‌آموزان موردتوجه قرار گیرد (ولی‌الهی، 1393). تغییر نگرش و ایجاد رفتار پایدار نیازمند به‌کاربستن روش‌های گوناگونی برای یادگیری است. آنچه مشخص است، منظور از این روش‌ها، تدریس رسمی و سخنرانی برای دانش‌آموزان در این حوزه نیست، بلکه آن‌ها باید آن را به شکل عینی و عملی احساس کنند، با آن درگیر شوند و آن را در زندگی به‌گونه‌ای ببینند که آن زندگی فضایی برای یادگیری معنای سبک زندگی پایدار بر پایه توسعه پایدار در مدرسه باشد.

به عبارت دیگر، این توسعه پایدار تنها یک موضوع در کلاس درس نیست، بلکه چنان اهمیت دارد که گویی باید حتی در تمام آجرها و ملات مدرسه و در راه دسترسی به آن مدرسه حضور داشته باشد (Harris, 2008). چه‌بسا مدرسه‌های فعال در این زمینه بتوانند مدرسه و زندگی در آن را منبع یادگیری در همه موضوعات زیست‌محیطی قرار دهند (Jackson et al., 2009). با چنین رویکردی، به دانش‌آموزان کمک می‌شود در بستر تربیت محیط‌زیست‌محور، مفهوم پایداری و مسائل زیست‌محیطی را به‌خوبی درک و احساس کنند.

از سوی دیگر، افرادی که بر اثر تربیت محیط‌زیست‌محور، مسئولیت‌پذیر و آگاه درباره وضع موجود محیط‌زیست و چالش‌ها و فرصت‌های آینده آن رشد کرده‌اند، خود را جزئی از یک کل، یعنی محیط بیرونی و اجتماع، می‌دانند و به مرور در بزرگ‌سالی نیز به ایفای نقش‌های پررنگ‌تر در حل مسائل محیط‌زیستی جامعه، پذیرش مسئولیت فردی و جمعی در قبال تغییرات آب‌وهوایی و نسل آینده، علاقه‌مندی به محیط‌زیست، حفظ جنگل‌ها، کاهش ردپای بوم‌شناختی(اکولوژیکی) و پیامد آگاهی از خود تمایل نشان می‌دهند (برومند و امیری، 1403).

 

بیم‌ها و امیدها؛ سرمایه‌های حرکت

وقتی برای مدیر یا گرداننده مدرسه، توجه به موضوعی به‌نسبت فراموش‌شده در انبوه موضوعات روزمره شکل گیرد، می‌توان از او انتظار داشت خودش برای توسعه آن به حرکت درآید و پس از آن، مدرسه و اجزای آن را حرکت دهد. بیم خطراتی که به آن‌ها اشاره شد، یا امید به آینده روشن به کمک مدرسه و مشارکت عملی دانش‌آموزان آن، سرمایه‌هایی هستند که گردانندگان مدرسه‌ها می‌توانند بر پایه آن‌ها حرکت کنند. چکیده سخن در این مقاله، بیان تهدیدهای جدی و خطرناک و در عین حال توجه به فرصت ارزشمند نهفته در مدرسه‌هاست. تهدیدهایی که بسیار جدی‌تر از آن هستند که در این مقاله به آن‌ها پرداخته شد و فرصت‌هایی که بسیار ارزشمندتر از آن هستند که این تهدیدها بتوانند ایجاد ناامیدی کنند. این ایستگاه اول است. این ایستگاه، درک تهدید و خطر است که ترسی ارزشمند فراهم می‌کند تا زمینه یک حرکت برای برون‌رفت از آن تهدید شکل بگیرد. در ایستگاه‌های بعدی، به چگونگی نقش ساختمان یک مدرسه و برنامه‌ها و رویدادهای درون آن، هم به‌عنوان حامی محیط زیست و هم به مثابه ابزار یادگیری این موضوعات، پرداخته می‌شود. همچنین، به چگونگی توجه به حفظ انرژی و تولید انرژی‌های پاک، توجه به منابعی حیاتی مانند آب، چگونگی نقش مدرسه در مقابله با آلودگی هوا، بازنگری در مفهوم زباله و بازیافت آن در مدرسه‌ها و طراحی اقلیمی و همساز با عناصر مهم در اقلیم مدرسه، اشاره خواهد شد.

 

سخن آخر

در پایان باید گفت، مدیرانی که اهمیت3 و ضرورت4 این موضوع را باور داشته باشند، می‌توانند به کمک حداقل‌ها و با حداکثر تلاش مبتنی بر باورهای خود، به نتایجی دست پیدا کنند تا در نهایت و در طول زمان، ایران عزیز ما، از همه خطرهایی که در این زمینه او را تهدید می‌کند، نجات پیدا کند. باور باید داشت، هرچند تا آن روز به زمانی به‌نسبت طولانی نیاز داریم، اما آن روز می‌تواند به برکت حرکت امروز مدیران مدرسه‌های ما فرا برسد. و اصلاً شگفت نیست که در آن روز بشنویم، نهضتی که از سال‌های نخستین قرن حاضر در مدرسه‌های ایران شروع شد، منجر به آن شد که ایران اسلامی یکی از موفق‌ترین کشورهای دنیا در دوستی و مراقبت از محیط زیست خود و نجات چندین نسل از جامعه خود و جهان پیرامونش شده است؛ جایگاهی که در گذشته از آن این کشور بوده است.

 

 

پی‌نوشت‌ها

1. مدرسه‌های پایدار یا سبز، مدرسه‌هایی مبتنی بر رویکردهای توسعه پایدارند؛ توسعه‌ای که نیازهای در حال حاضر را بدون به‌خطرانداختن توانایی نسل‌های آینده برای رفع نیازهای خود تأمین کند.

2. از پیش‌دبستان تا دوازدهم

3. موضوعی است که مهم است و ارزش توجه‌کردن را دارد.

4. باری است که بر زمین مانده است و ضرورت دارد برداشته ‌شود.

 


۱۷
کلیدواژه (keyword): رشد مدیریت مدرسه، فضای آموزشی، مدرسه دوستدار محیط زیست، محمد تابش
نام را وارد کنید
ایمیل را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید

۱۳۳ نفر
۳۲,۵۱۸,۸۶۴ نفر
۴,۷۳۵ نفر
۶,۹۶۰ نفر
۲۲,۴۶۴,۳۵۵ نفر