عکس رهبر جدید
۰
سبد خرید شما خالی است.

عددها وارد می‌شوند!

  فایلهای مرتبط
عددها وارد می‌شوند!

 

 

انسان‌های نخستین تا وقتی چیزی برای شمردن نداشتند، خیالشان راحت بود. روزها می‌رفتند شکار و شب‌ها جلوی غار، دور آتش لَم می‌دادند و بساط کباب و خالی‌بندی راه می‌انداختند و شجاعت خودشان را به رخ یکدیگر می‌کشیدند. وقتی هم که شب‌ها خوابشان نمی‌برد، روی دیوار غارها شروع می‌کردند به نقاشی.

اجداد بیش‌فعال ما هنگامی‌که گوسفندهایشان را به صحرا می‌بردند، اگر گرگی، شیری یا پلنگی مخفیانه به آن‌ها دستبرد می‌زد، شک می‌کردند، اما متوجه نمی‌شدند چه تعدادی کم شده است. تا اینکه تصمیم گرفتند از مغزشان بیشتر کار بکشند.

برای همین آن‌ها داخل یک کاسه‌ سفالی به تعداد دام‌هایشان سنگ‌ریزه جمع می‌کردند. صبح‌ها هر گاو یا گوسفندی که راهی صحرا می‌شد، یکی از سنگ‌ریزها را از کاسه بیرون می‌آوردند تا اینکه با رفتن آخرین گوسفند، کاسه هم خالی می‌شد. عصر‌ها هم وقتی دام‌ها بر‌می‌گشتند، به افتخار ورود هر کدام، یکی از همان سنگ‌ریزه‌ها را داخل کاسه می‌انداختند. این‌طوری با ورود آخرین حیوانِ زبان‌بسته، اگر هنوز سنگ‌ریزه‌هایی بیرون کاسه مانده بود، می‌فهمیدند یک جای کار می‌لنگد و تعدادی از آن‌ها گم و گور شده‌اند.

در این میان، بعضی‌ها که مخشان بهتر کار می‌کرد، «چوب‌خط» را اختراع کردند. با خروج هر گوسفند یا گاو، روی چوب یک خط صاف می‌کشیدند. موقع بازگشت آن‌ها هم روی هر خط‌ صاف، یک خط مورب می‌کشیدند.

 
 

- مخاطبان گرامی؛ برای مشاهده متن کامل این مطلب به فایل PDF پایین همین صفحه مراجعه فرمایید.

 


۱۷
کلیدواژه (keyword): رشد برهان متوسطه اول، اولین ها، عددها وارد می شوند، حبیب یوسف زاده
نام را وارد کنید
ایمیل را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید

۲۰۱ نفر
۳۲,۵۱۹,۵۸۱ نفر
۵,۴۵۲ نفر
۶,۹۶۰ نفر
۲۲,۴۶۵,۰۳۷ نفر