عکس رهبر جدید
۰
سبد خرید شما خالی است.

پدرم یک کارآفرین خستگی ناپذیر بود

پدرم یک کارآفرین خستگی ناپذیر بود
دلنوشته‌ «کاترین زنگ»

 

 

من یک کارآفرین پوشاک هستم. کسب‌وکار کوچکی دارم. در این راه پدرم الگوی من بود. او الهام‌بخش من شد تا بر شکست‌ها و ناهمواری‌های سر راهم غلبه کنم و هرگز تسلیم نشوم. پدرم یک قهرمان بود.

از زمانی که کودکی بیش نبودم، شاهد تلاش‌های پدرم بودم. او از هیچ‌چیز، چیزی جدید ابداع می‌کرد. دفترش در برجی چند ده طبقه قرار نداشت، یک اتاقک کوچک بود پر از ابزار و ادوات و قطعه‌های چوب. آن مکان برای من یک فضای جادویی بود؛ جایی که ایده‌ها جان می‌گرفتند.

پدرم در خانواده‌ای فقیر به دنیا آمد. درس و مدرسه را دوست داشت، اما خانواده توانایی مالی نداشت تا پدرم به تحصیلاتش ادامه دهد. بنابراین در شانزده‌سالگی از ادامه تحصیل باز ماند و برای کمک مالی به خانواده شروع به کار کرد. پدرم نمی‌خواست شاهد فقر و رنج و گرسنگی خانواده باشد. هرچند پدربزرگم شغل خوبی داشت، اما حقوقش برای سیرکردن شکم خانواده‌ای پنج‌نفره کافی نبود.

پدرم برای کارکردن راهی شهری بزرگ شد تا درآمد بیشتری به دست آورد. از آنجا که تحصیلات خوبی نداشت، خیاطی تنها شغلی بود که در آن مشغول به کار شد. مدت چهار سال، هر روز به مدت چهارده ساعت کار می‌کرد. برای کسب در آمد بیشتر و مستقل‌شدن چندین بار تلاش کرد کارگاه پوشاک خودش را راه‌اندازی کند، اما شیوه سنتی این کار، که سالیان سال به آن عادت کرده بود، نداشتن تحصیلات کافی و دوربودن از فناوری‌های نوین در این حرفه، مانع از رونق‌گرفتن کسب‌وکارش می‌شد و او دوباره به‌عنوان کارگر ساده در کسب‌وکاری جدید مشغول به کار می‌شد.

در اینجا بود که فرصت پیدا کرد با تجارت بین‌المللی آشنا شود. این شد که تصمیم گرفت شرکت بازرگانی خودش را راه بیندازد. پدرم به همه اعضای خانواده قول داد این آخرین تلاشش خواهد بود، چرا که چهل سال داشت و می‌دانست که خانواده دیگر تحمل بحران مالی را ندارد. من با پوست و گوشت خود می‌توانستم لمس کنم که همه تلاشش این بود که در کسب‌وکارش موفق شود و زندگی بهتری برای ما فراهم کند.

هر چند در شیوه مدیریت کارگاه تجربه داشت، اما مدیریت یک شرکت کاملاً متفاوت بود. پدرم قبلاً در هیچ شرکتی سابقه کار نداشت و در مورد استخدام افراد تحصیل‌کرده و همین‌طور فرایند نوع پرسش‌ها و مصاحبه‌ها برای جذب نیروی انسانی، هیچ‌ شناختی نداشت. به‌علاوه، زبان انگلیسی هم نمی‌دانست و این ضعف و چالش بزرگی در تجارت بین‌المللی محسوب می‌شود. با این حال، بر اساس تجربه‌های شخصی، موفق شد افرادی را استخدام کند. اما در ابتدا، مانند هر کارآفرین (استارتاپ) دیگر، شرایط کسب‌وکار خیلی خوب پیش نرفت. استخدام کارمندان غیرحرفه‌ای و ناتوان که در مسیر راهش سنگ‌اندازی می‌کردند و یا مشتریانش را از چنگش درمی‌آوردند، از یک سو، و ناآشنایی با زبان انگلیسی از سوی دیگر، به کسادی کار در دو سال اول منجر شد. اما او با درس‌گرفتن از شکست‌های قبلی موفق شد در انتخاب کارمندان دقت بیشتری کند.

همه این ناکامی‌ها سبب شدند کسب‌وکارش دوباره رونق بگیرد. پدرم هرگز تسلیم نشد. همیشه به راه‌حل‌ها فکر می‌کرد و به توانمندی‌هایش ایمان داشت. پدرم کارآفرینی را برای خودش نمی‌خواست، بلکه آن را نوعی فراهم‌آوردن فرصت برای دیگران می‌دانست. وقتی به پدرم نگاه می‌کنم، او را صرفاً یک فرد موفق نمی‌دانم، بلکه الگویی می‌دانم که به من یاد داد رؤیاهایم را دنبال کنم. پدر من با شور و شوق فراوان و پشتکار ایده‌هایش را به واقعیت تبدیل می‌کرد.

او به من یاد داد موفقیت در کار بسیار سخت به دست می‌آید و پایداری و باورکردن خود و ایستادن روی پا، پس از زمین‌خوردن، و ادامه‌دادن کار، حتی وقتی که تقریباً ناممکن است، می‌تواندمرا پیروز کند. پدرم دیدگاه مرا به جهان پیرامونم شکل داد و الهام‌بخش من شد. او به من یاد داد کارآفرینی صرفاً تولید محصول یا داشتن ایده نیست، بلکه باورداشتن خود است؛ وقتی که دیگران شک دارند.

پدرم هرگز در برابر ناملایمات تسلیم نمی‌شد. او در برابر همه دشوارهای مسیر راهش لبخند می‌زد. آستین‌هایش را بالا می‌زد و دوباره شروع می‌کرد. او فقط یک تاجر نبود، بلکه یک رؤیاپرداز بود و به من آموخت که برای رسیدن به جایی که می‌خواهیم به آن برسیم، باید تلاش کنم. من پیشه او را تحسین می‌کنم. او به جوان‌ها می‌گفت موفقیت فقط در داشتن پول نیست، بلکه در این است که زمین بخوری و باز بلند شوی.

سال بعد، وقتی مردم از موفقیت‌های بزرگ شهرشان حرف می‌زدند، نام پدرم را بر زبان می‌آوردند؛ مردی که از هیچ شروع کرد و همه‌چیز را با عشق و پشتکار ساخت.

 


۵
کلیدواژه (keyword): رشد هنرجو، کارآفرینی، دل نوشته‌ کاترین زنگ، پدرم یک کارآفرین خستگی ناپذیر بود، مجید عمیق
نام را وارد کنید
ایمیل را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید

۱۱۷ نفر
۳۲,۵۱۸,۹۹۱ نفر
۴,۸۶۲ نفر
۶,۹۶۰ نفر
۲۲,۴۶۴,۴۶۴ نفر