عکس رهبر جدید
۰
سبد خرید شما خالی است.

هدایت با تشویق و تنبیه

  فایلهای مرتبط
هدایت با تشویق و تنبیه

 

از بین مواردی که به‌عنوان غایت زندگی انسان مطرح است، رشد را می‌توان یکی از کاربردی‌ترین آن غایت‌ها معرفی کرد. در منطق این غایت، برای انسان مرتبه‌هایی از منفعت بر اساس ساختار وجودی‌اش در نظر گرفته شده است که با فعال‌کردن هر مرتبه، امکان و توان صعود به مرتبه‌های بالاتر فراهم می‌شود (اخوت و دیگران، 1397: 33). بعد از گذشتن از هفت سال اول زندگی، وابستگی انسان به دیگران کمتر می‌شود؛ اما هنوز تا مستقل‌شدن کامل فاصله‌ی زیادی را باید طی کند. در این دوران که با عنوان «دوران دوم رشد تفکر اجتماعی» از آن یاد می‌شود، افراد نه آن‌قدر وابسته‌اند که لازم باشد در همه‌ی امور آن‌ها دخالت کرد و نه آن‌قدر غیروابسته‌اند که بتوان همه‌چیز را به عهده‌ی خود آن‌ها گذاشت. بر اساس همین موضوع بخشی از وظایف بر عهده‌ی والدین و اولیای جامعه و بخشی دیگر بر عهده‌ی خود افراد است.‌ بر همین اساس در این دوره آنچه مورد تأکید قرار می‌گیرد، تقویت هم‌فکری و خارج‌شدن از تعصب و پیش‌داوری‌هاست. این موضوع با مشورت صورت می‌پذیرد. مشورت به فردی که در این دوره قرار دارد، می‌آموزد که تصمیم‌گیری امور در واقع به عهده‌ی خود فرد است و او می‌تواند از دیگران در این خصوص استفاده کند (اخوت، 1392: 14).

مشورت یکی از ضروریات زندگی انسان است که در همه‌ی مراحل زندگی حضور فعال دارد و هیچ‌گاه از زندگی انسان قطع نمی‌شود؛ ولی شروع آموزش آن از این دوره آغاز می‌شود. هفت سال دوم همچنین به «هفت سال ادب» شناخته می‌شود که همزه‌اش را برداشته‌اند و به‌عمد یا به‌سهو، دبستان شده است. من و شما آمده‌ایم که اینجا ادب بشویم؛ یعنی جهت پیدا بکنیم، بی‌رویه نگاه نکنیم، نشنویم، مطالعه نکنیم، از هر طرف حرکت نکنیم. انسان موحد و مؤمن در تمام لحظات عمرش یک مقصد دارد. در همه‌ی رفتارهایش یک نیت دارد. این یعنی شرایطی را فراهم کنیم که انرژی فرزند ما و توانایی‌های او در جهتی به‌خصوص رشد کند، نه اینکه من آن را شکل بدهم، بلکه خود او به سمت موردنظر بیاید. خودش رعایت کند. می‌خواهیم کم‌کم به سن بلوغ و تکلیف برسد. تکلیفش را خودش بفهمد نه اینکه من به او بگویم. پس ادب، فراهم‌کردن شرایطی است که طرف بتواند خودش درست تشخیص بدهد، خودش درست تفکر کند، درست دقت پیدا کند، تمییز بدهد، بین حق و باطل و زشت و زیبا، حق و زیبا را انتخاب کند و کار درست را انجام دهد (غفرانی و رضازاده، 1397، صص 44 و 45). ادب‌داشتن به‌معنای در ضابطه قرارگرفتن است و به این منظور لازم است متربی ابتدا در تشخیص حدود و حقوق خود و دیگران و از همه مهم‌تر، حدودی که لازم است برای خداوند مراعات کند، مساعدت و کمک و سپس در پاسداشت رعایت حرمت‌ها و عمل بر اساس تشخیص یاری شود. با توجه به این توضیحات، دوره‌ی دوم را می‌توان دوره‌ی ظهور عبودیت یا دوره‌ی ظهور ادب نیز نام نهاد (اخوت و دیگران، 1397: ص 33).

نظر به حضور مؤثر اولیا، انسان در این دوره‌ی رشدی و ارتباطی که به‌سبب تلاش برای ظهور مشورت و ادب صورت می‌گیرد، مبحثی در این مورد تحت عنوان «تشویق و تنبیه» مطرح می‌شود.

تشویق و تنبیه نشانه‌‌ی زنده‌بودن انسان و نشانه‌ی سرحال‌بودن او و علامتی برای میل و انگیزه‌ی دستیابی به کمال است. در تشویق به میل انسان به گرفتن پاداش‌ و در تنبیه، به میل انسان به دورشدن از عذاب و تنبیه توجه می‌شود. هر دو میل به خداخواهی انسان برمی‌گردد و میل به تشویق بیشتر از تنبیه است؛ ولی با این حال، به دلیل فطری‌بودن این امیال، انسان در صورت انجام کار اشتباه، تمایل دارد کسی او را تنبیه کند و از روند اشتباه دوری گزیند.

تشویق در عرف به‌معنای سوق‌دادن افراد به انجام یا ترک کاری با محرک‌های بیرونی یا درونی، همراه با ایجاد هیجان در آن‌هاست و برای کارهایی که از نظر عقلی یا عرفی نفع و مزیتی دارند، به کار می‌رود. در جامعه با توجه به باورها، اعتقادات و فرهنگ‌ها معمولاً کالایی یا سخنی برای تهییج و تشویق به افراد عطا و بیان می‌شود. این امر برای افراد کم‌سن‌وسال بیشتر اتفاق می‌افتد و هرچه فرد بزرگ‌تر می‌شود، این‌طور به نظر می‌رسد که به تشویق کمتر نیاز دارد. انسان موجود عجیبی است؛ گاه کار بسیار سختی را با هزاران مانع، به‌دلیل میل و رغبت، به‌آسانی انجام می‌دهد و گاه انجام کار آسانی به‌دلیل دوست نداشتن آن، بسیار برایش سخت است. با رغبت می‌توان میل ناخوشی به چیزی را از بین برد.

رغبت زمانی ایجاد می‌شود که فرد بتواند نسبتی مناسب و مطلوب بین خود و آن چیز برقرار کند که در فارسی به آن دوست‌داشتن و در عربی به آن «حب» می‌گویند. حب به معنای دوست‌داشتنی است که همراهی با آن امری حیاتی و دوری از آن سبب ضرر و فقدان تلقی می‌شود. حب عامل اتصال چیزی به فرد است و به‌عنوان ذخیره‌ی نعمت و هدایت یا گمراهی محسوب می‌شود. هر رغبتی بر مبنای حبی ایجاد می‌شود.

بنابراین رغبت‌داشتن به‌صورت مسستقیم با طلب و اراده رابطه دارد و تا رغبت نباشد، اراده و طلب برای انجام امری به وجود نمی‌آید. رغبت‌داشتن سِرُّ انجام عمل با طوع، یعنی دلخوشی است و از این حیث با اطاعت که در قرآن بیان شده است، ارتباط دارد. با توجه به شکوفایی بخشی از ساختار وجودی انسان در هر دوره از زندگی، ترغیب نیز در هر دوره‌ی رشد شکل خاص به خود می‌گیرد و هر اشتباهی در این زمینه، می‌تواند زحمات تربیتی والدین و مربی را هدر دهد. در دوره‌ی دوم رشد، کودک وارد محیط آموزش مستقیم و ارائه‌ی تکلیف می‌شود و نیاز او به تشویق افزایش پیدا می‌کند. چون کودک تفکر کاملاً فعالی ندارد، تشویق باید همچنان بر مدار محبت باشد. محبت با تکریم و عزیزداشتن کودک اتفاق می‌افتد که گاهی حتی ممکن است با به‌سختی‌افتادن کودک همراه باشد؛ اما سبب تشویق است.

نمونه‌ی تشویق‌های مناسب برای این دوره:

1. نگاه و توجه‌ محبت‌آمیز؛

2. تشویق‌های کلامی و امتیازدهی‌های از‌پیش‌تعیین‌شده یا دفعی؛

3. عطای چیزی با شور و حرارت؛

4. از همه مهم‌تر، بزرگداشت کودک و گرامی‌داشتن او نزد دیگران.

تشویق‌های بی‌ضابطه که سبب توقع کودک در دریافت پاداش در ازای کوچک‌ترین کارها می‌شود، از تشویق‌های نابجاست. در کنار تشویق، معمولاً از موضوعی به نام «تنبیه» نام می‌بریم. تنبیه در معنای عمومی نوعی جزاست که فرد را آگاه می‌کند تا کار اشتباهی را که موجب متضررشدن خود یا دیگران می‌شود، انجام ندهد و نبود آن موجب هلاکت و خسران است.

 

راه‌های ایجاد بازدارندگی و تنبیه

- آگاهی از خطرهای پیش رو: آگاهی بیشتر = رهب (ترس) بیشتر

- بیان نتیجه‌های نامطلوب و منفی: شرط این مورد معتبربودن نتیجه‌ها نزد فرد است.

- ایجاد محدودیت: بیشتر اوقات لازم نیست فرد از این محدودیت آگاه شود.

- ایجاد هزینه و غرامت: این مورد باید متناسب با توان فرد باشد.

- ایجاد کراهت از کارهای اشتباه.

- بالابردن مراقبت و توجه: با توجه به درونی‌بودن مراقبت، باید نسبت به آن رغبت وجود داشته باشد.

تنبیه در این دوره بیشتر با سؤال‌کردن و فعال‌‌کردن مراقبت درونی در کودک صورت می‌گیرد. ترجیح بر آن است که کودک، خودش تنبیه خودش را تعیین کند. مهم آن است که گزاره «برای هر اشتباهی باید هزینه‌ای بپردازم»، برای فرزند فعال شود. اگر در صورت حق انتخاب با سکوت کودک رو‌به‌رو شدیم، باید به او کمک کنیم که تنبیهی برای خودش تعیین کند. به قدرت انتخاب او کمک کنیم. در این سن باید بسیاری از اشتباهات را نادیده گرفت؛ زیرا تکرار تنبیه در طول روز و هفته، از ابهت آن در ذهن کودک به‌شدت کاسته می‌شود. باید تنبیه در ذهن کودک کار امیدبخشی باشد که سبب جبران بدی‌ها می‌شود. هر قدر تنبیه برای کودک بیرونی‌تر شود یا اینکه به‌گونه‌ای القا شود که در زندگی هیچ تنبیهی او را تهدید نمی‌کند، با تقوا و طهارت بیشتر فاصله می‌گیرد. تشویق‌کنند و تنبیه‌کننده و تشویق‌شونده و تنبیه‌شونده باید سیر را به‌سمت درونی‌شدن حرکت دهند و فرد به‌سمت تقوای درونی حرکت کند. با وجود تمام محاسن تشویق و تنبیه، اگر درونی نشوند و فرد پیوسته در انتظار تشویق و تنبیه دیگران باشد، نمی‌تواند در موقعیت‌های متعدد خود را از خطا و لغزش حفظ کند.

امام علی (علیه السلام) می‌فرمایند: «اساس تشویق و تنبیه دیگران، هدایت آن‌هاست» (اخوت، 1401).

 

 

۳
کلیدواژه (keyword): رشد آموزش ابتدایی، مقاله، هدایت با تشویق و تنبیه،مراحل رشد،دوران دوم رشد تفکر اجتماعی،مشورت با کودکان،مریم السادات پورمسجدی میبدی
نام را وارد کنید
ایمیل را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید

۱۹۸ نفر
۳۲,۵۱۹,۵۸۱ نفر
۵,۴۵۲ نفر
۶,۹۶۰ نفر
۲۲,۴۶۵,۰۳۶ نفر