مقدمه
آموزشوپرورش از مهمترین پایههای تعالی هر جامعه است. در روشهای یادگیری کلاسیک، معمولاً وظیفهی آموزشوپرورش را یاددادن مطالب توسط معلم و حفظ آنها توسط دانشآموز تلقی میکردند. معلم مطالبی را به شاگرد منتقل میکرد و شاگرد آنها را بعدها به دیگران انتقال میداد. کسی حق به چالشکشیدن معلم را نداشت. طبیعی است این کودکان در آینده با مشکلاتی در حل مسائل خود و دیگران روبهرو میشدند؛ زیرا تفکر نقاد نداشتند و اینگونه تفکر را آموزش ندیده بودند؛ بنابراین، در مواجهه با مسائل هم توانایی کاربرد روشهای نقد و بررسی موشکافانه، تجزیهوتحلیل و سپس قضاوت و داوری دربارهی آن را نداشتند.
آنچه در زندگی بسیار به درد میخورد، تفکر نقاد است. این نوع تفکر به کودک کمک میکند، درست و غلط را تمیز دهد و در داوریها جانب صحیح را بگیرد. داشتن این نوع از تفکر از نیازهای مبرم و ضروری جامعهی ماست که باید از کودکی به آن پرداخت. کودکی که با این نوع تفکر پرورش یابد، تحتتأثیر تبلیغات سوء و تهاجم فرهنگی دشمن قرار نخواهد گرفت. کودکی که بیاموزد چگونه بیندیشد، دلیل بخواهد و به ملاکها و معیارها برای تشخیص و داوری توجه کند، هرگز در بزرگسالی تحتتأثیر هر تفکری قرار نخواهد گرفت.
آموزش فلسفه به کودکان و نوجوانان
مرز بین فلسفهپردازی و اندیشیدن آنقدر باریک است که میتوان آنها را یکی در نظر گرفت. در واقع، بررسیِ عمیق و ریشهای موضوعات گوناگون را فلسفهپردازی میگوییم. آنچه امروزه بهعنوان آموزش فلسفه به کودکان مطرح میشود، بهمنظور آموزش و پرورش تفکر نقادانه در کودکان و نوجوانان مطرح شده است.
کودکان ذهنِ خلاق و کنجکاو و آزاداندیشی دارند که نیاز به رشد و پرورش دارد. اگر روحیهی جستوجوگری کودکان را پرورش دهیم، جوشش فکری آنها به بزرگسالی انتقال پیدا میکند و اگر روحیهی حیرت و تازگی را در بچهها سرکوب کنیم، به بزرگسالانی وابسته و پیرو تبدیل میشوند. علاوه بر آموزش، میتوان با جایزهدادن صحیح به کودکان روحیهی کاوشگری آنها را تقویت کرد.
رشد مهارتهای شناختی
مهمترین هدف تقویت تفکر انتقادی کودکان، تقویت مهارتهای شناختی آنهاست. رشد مهارتهای شناختی، از طریق پرورش این تواناییها در بچهها امکانپذیر است:
- طبقهبندی و سازماندهی اطلاعات؛
- کشف روابط بین اطلاعات سازماندهیشده؛
- تشخیص درستی و نادرستی اطلاعات؛
- توانایی فرضیهسازی و استدلال؛
- نتیجهگیری و حل مسئله.
بهبود مهارتهای ارتباطی و اجتماعی
ایجاد و حفظ روابط پایدار و سازنده با دیگران یکی دیگر از اهداف آموزش فلسفهپردازی به بچههاست. رشد تفکر اجتماعی، از طریق دستیابی به این اهداف امکانپذیر است:
- بهبود روابط میانفردی؛
- تقویت علاقه اجتماعی؛
- کمک به دوستیابی و روابط همسالان؛
- ایجاد روحیهی مشارکت و کارِ گروهی؛
- رعایت قانون و مقررات؛
- افزایش نظم و مسئولیتپذیری در کودکان؛
- آموزش تصمیمگیری مستقل.
بهبود مهارتهای هیجانی
برای درک درست جهان اطراف، ابتدا باید احساسات و عواطف خودمان را بهدرستی بشناسیم و از رفتارهای تکانشی خودداری کنیم. بچهها تا حدودی عجول و زودرنج هستند و همین موضوع، مدیریت تعارضات را برایشان سخت میکند. یکی از اهداف آموزش فلسفه نیز «تقویت مهارتهای خودتنظیمی هیجانی» در کودکان است:
- پرورش دروننگری و خودآگاهی؛
- درسگرفتن از تجربهها؛
- جستوجو و دستیابی به احساس هویت؛
- تقویت عزتنفس، اعتمادبهنفس و افزایش خودکارآمدی در کودکان؛
- پرورش دوستی و روحیهی همدلی.
بهبود خلاقیت و روحیهی زیباییشناسی
کودکان از روحیهی خلاق و شهودی نیرومندی برخوردارند. آنها عاشق مسیرهای جدید، گشتوگذار در طبیعت و توجه به زیباییهای آن هستند و هیچ پاداشی بهاندازهی طبیعتگردی برایشان ارزشمند نیست. تقویت روحیهی شهودی، خلاقانه و فارغ از روزمرگی کودکان، برای ذهن کاوشگر و آزاداندیش حیاتی است و جزو اهداف آموزش تفکر انتقادی محسوب میشود.
آگاهی از ارزشهای فرهنگی
وقتی خودمان را عضوی از گروه بزرگتری مانند قوم، کشور یا فرهنگ بدانیم، احساس تعلقپذیری، عزتنفس و کارآمدی بیشتری میکنیم. جوامع و افراد موفق، از هویت جمعی ساختاریافته و منسجمی برخوردار هستند. بنابراین، یکی دیگر از اهداف آموزش فلسفه به کودکان شناخت میراث فرهنگی و آشنایی با آدابورسوم و بازخوانی آثار برجستهی ادبی و شناخت فرهنگ کنونی جامعه است.
بهبود مهارتهای کلامی
به اعتقاد روانشناسان، رشد مهارتهای زبانی و عقلی به یکدیگر وابسته هستند؛ یعنی با افزایش مهارتهای تفکری، تواناییهای کلامیمان نیز بهتر میشود و با افزایش مهارتهای کلامی، استدلال منطقیمان نیز بهبود پیدا میکند. به همین دلیل، رشد قابلیتهای زبانی، یکی دیگر از اهداف آموزش فلسفه به کودکان پیشدبستانی، دبستانی و بالاتر است. والدین نیز باید با گفتوگو دربارهی موضوعات متعدد، مانند حرفزدن با کودکان دربارهی پول، به بهبود مهارتهای کلامی فرزندان کمک کنند.
روش آموزش فلسفه به کودکان و نوجوانان
روشهای آموزش فلسفه به کودکان از تنوع بسیار زیادی برخوردارند و با نیازهای رشدی سنین متعدد هماهنگ هستند. این روشها رویکردی فعال، پویا، فلسفی، گفتوگومحور و بازیوار دارند. برخی از مهمترین روشهای کلاس آموزش فلسفه را در ادامه بهصورت موردی بیان میکنیم:
- بحث گروهی با همسالان؛
- پرسش و پاسخ؛
- بارش مغزی؛
- مداخلهی راوی؛
- متنخوانی؛
- بیان آزادانهی افکار و تخیلات؛
- کاوشگری علمی.
نتیجهگیری
کنجکاوی و پرسشگری یکی از نیازهای اساسی و حیاتی کودکان است. والدین، معلمان و مربیان باید به این نیاز اساسی بچهها توجه کنند. یکی از برنامههای طراحیشدهی مفید و مؤثر برای تقویت تفکر انتقادی کودکان، برنامهی آموزش فلسفه است. این برنامه در پی دستیابی به اهدافی مانند پرورش مهارتهای شناختی، افزایش آگاهیهای فرهنگی و بهبود تعاملات اجتماعی بچههاست. برنامه آموزش فلسفه با ارائهی محتواهای جذاب و کاربردی، مانند داستانهای برگرفته از زندگی روزمره و استفاده از روشهایی مانند بحث گروهی، به تقویت قوهی استدلال کودکان کمک میکند.