حس دیروز شما در جایگاه معلم و امروز شما در جایگاه مدیر مدرسه چگونه است؟
در سمت معلمی، تمرکز من بیشتر بر یک کلاس درس و چند دانشآموز خاص بود؛ اما امروز مسئولیت سنگینتری دارم. باید شرایطی فراهم کنم که همهی معلمان و دانشآموزان مدرسه رشد کنند.
منظورتان از اینکه میگویید باید شرایطی فراهم آورم که معلمان و دانشآموزان رشد کنند، چیست؟
فکر میکنم با شیوهی مشارکتی، بهتر میتوان این مسیر را پیمود. برای انجام کارهای پرورشی و آموزشی جلساتی با همکاران تشکیل میدهیم و وظایف را مشخص میکنیم. همچنین همهی همکاران در انجام طرحهای آموزشی و پرورشی، هم پیشنهاد میدهند و هم مشارکت میکنند. همیشه تأکید ویژهای بر روشتعاملی با مشارکت معلمان، اولیا و دانشآموزان در تصمیمگیریها داشتهام و دارم. هر سال هم یک یا چند فعالیت ناب و خلاقانه با مشارکت همکاران و اولیا در مدرسه طراحی و اجرا میکنیم.
در مورد فعالیت ناب و خلاقانه توضیح بیشتری بدهید.
مثلاًً برای کتابخوانی، مسابقهی «بهگوشباش» را طراحی کردیم که هر هفته، پنجشنبهها، فایل کتابی که انتخاب کردهایم و سؤالات مربوط به آن را در اختیار دانشآموزان قرار میدهیم و آنها برای افزایش درک مطلب به سؤالات پاسخ میدهند. بعد هم از نفرات برتر تقدیر میشود. یا هر هفته طرح «یک مهارت» را داریم که ضمن آن، مهارتهای زندگی را به دانشآموزان آموزش میدهیم. به این صورت که شنبهی هر هفته یک مهارت در مدرسه معرفی میشود و دانشآموزان برای آن مهارت یک نقاشی، تکهفیلم، فایل صوتی یا داستان آماده میکنند و آن هفته تمامی آموزشهای ما در مدرسه حول همان مهارت است.
آیا در زمان تدریس هم از ایدهی خاصی استفاده میکردید؟
بله، در تدریس همیشه از روش بازیمحور استفاده میکردم و نتیجهی آن تألیف کتاب بازی زبانآموزی است که تجربهی سالها پژوهش و فیشبرداریهای روزانهی من است. بازیها از نوع بازیهای سادهی کلاسی هستند که با ابزار ساده قابلیت اجرا دارند و میتوانند برای معلمان ابتدایی مفید باشند. این کتاب در سال 1402 به چاپ رسیده است.
ارتباط شما با دانشآموزان چطور است؟
در کل، کار با بچهها برای من همیشه لذتبخش بوده و هست. ارتباطم با دانشآموزان صمیمی و حمایتی است و تلاش میکنم همیشه شنوندهی حرفهایشان باشم.
آیا برای شنیدن حرفهای دانشآموزان فرصت کافی دارید؟
بله، بنده سعی میکنم بخشی از زمان حضورم در مدرسه را به موضوعات آموزشی بپردازم و حتی در کلاسهای درس، دقایقی را به صحبت با دانشآموزان و شنیدن حرفهای آنها اختصاص میدهم.
وضعیت دیروز و امروز مدرسه را چطور میبینید؟
من در مدرسههای متعددی مشغول به تدریس بودم؛ اما مدرسهای که اکنون مدیریت آن را بر عهده دارم، در سال تحصیلی 1404 ـ 1403 با تلاش گروهی توانسته است به سطح بالاتری از نظم، کیفیت آموزشی و نشاط دانشآموزی برسد. با فعالیتهایی مثل ایجاد بازارچهی صنایعدستی، تولید کتاب صوتی و منشور اخلاقی که شامل آموزش ارزشهای اخلاقی بهصورت دو هفته یک بار بود، شوق و نشاط و انگیزه و نظم در مدرسه ایجاد شد.
آخرین کار پژوهشمحوری که در سال تحصیلی 1404-1403 در مدرسه طراحی و اجرا کردهام، چاپ اولین کتاب صوتی تعاملی و بازیمحور در ایران است که عکس دانشآموزان مدرسه در صفحات کتاب بهعنوان راوی قصهها چاپ شده و همچنین صدای دانشآموزان مدرسه بهصورت رمزینه در این کتاب قابل پخش است. به این صورت که دانشآموز کتابهای داستان را در منزل میخواندند و صدای خود را در هنگام خواندن داستانها ضبط میکردند و بهصورت فایل صوتی برای ما میفرستادند. ما این فایلهای صوتی را که در حقیقت کتاب صوتی هستند، در کانال کتاب صوتی مدرسه برای استفادهی همهی دانشآموزان قرار میدهیم. بازیهای تعاملی فراوانی هم برای این کتاب طراحی کردهام. برای هر بازی یک رمزینه طراحی شده است و کاربر میتواند با پویش رمزینهها بازیها را انجام دهد. در نهایت همهی این بازیها و فعالیتها منجر به پرورش درک مطلب میشود.
به غیر از مدیریت مدرسه، فعالیت دیگری هم دارید؟
در کنار مدیریت مدرسه، در زمینهی مشاورهی آموزشی برای معلمان و مربیان فعالیت دارم و گاهی اوقات در کارگاههای «ارتقای مهارتهای تدریس» فعالیت میکنم. همچنین در ارائهی دورههای آموزشی تعاملی برخط نیز فعال هستم.
اگر خاطرهای از زمان تدریس یا مدیریتتان دارید، بفرمایید.
معلمی و محیط مدرسه همیشه با خاطرات خوب همراه است. وقتی برای تولید کتاب صوتی به دانشآموزان فراخوان دادیم، بسیار ناامیدکننده شروع شد؛ چون هم تولید کتاب صوتی برای دانشآموزان جدید بود و هم آنها علاقهای به خواندن و تولید فایل صوتی نداشتند. کمکم با انجام برخی اقدامات، دانشآموزان به این موضوع علاقهمند شدند. روزی یکی از اولیا پیش من آمد. از بنده تشکر کرد و گفت: «ما خانوادهی کتابخوانی هستیم؛ اما پسرم اصلاً به کتابخواندن علاقه نداشت، هر اقدامی که بلد بودیم، انجام دادیم و پسرم کتابخوان نشد. با طرح کتاب صوتی که در مدرسه اجرا کردید، نهتنها پسرم به کتابخواندن علاقهمند شده است، بلکه تمام کتابهای موجود در کتابخانهی شخصیاش را هم خوانده است. به پیشنهاد خودش برای خرید کتابهای جدید به کتابفروشیهای متعدد مراجعه کردیم و برایش کتابهای زیادی خریدیم. پسرم تقریباً هر روز یک کتاب را میخواند و این کار برای او تبدیل به یک عادت شده است. برای تولید کتاب صوتی مدرسه، زمان زیادی وقت میگذارد که این موضوع مرا بسیار خوشحال میکند.» بعد از رفتن اولیای دانشآموز، نفس راحتی کشیدم و بسیار خوشحال شدم از اینکه تأثیرگذار بودهام. تأثیرگذاری مثبت روی افراد همیشه لذتبخش است و این خاطرات همیشه من را در مسیر آموزش امیدوار و دلگرم نگه میدارد.
چه برنامهای برای آیندهتان دارید؟
میخواهم و تلاش میکنم مدرسه را به یک مدرسهی نوآور و پیشتاز در سطح منطقه تبدیل کنم. با امید به خدا، برای نشر و آموزش فعالیتهای صورتگرفته به سایر مدرسهها نیز آماده هستم.