عکس رهبر جدید
۰
سبد خرید شما خالی است.

کلاسمونه

  فایلهای مرتبط
کلاسمونه

مریم برای بارِدوّم کتاب‌های قفسه را زیر و رو کرد: «ای بابا! انگار آب شده و رفته توی زمین!»

راضیه دستش را به قفسه تکیه داد: «چی آب شده؟»

مریم نفسش را با فشار از بین لب‌های غنچه‌شده‌اش بیرون داد: «کتاب قصّه‌های خوب برای بچّه‌های خوب، نیست که نیست. همین دیروز اینجا بود!»

دلارام همان‌طور که لقمه‌اش را از کیسه در می‌آورد، با نیشخند جلو آمد: «لابد دلش برای کتاب داستان‌های مثنوی تنگ شده، رفته پیش اون.»

مریم برگشت سمت دلارام: «منظورت چیه؟»

دلارام جواب داد: «یه هفته است کتاب داستان‌های مثنوی هم رفته توی زمین.»

راضیه سیبش را بوکرد: «چاره‌ای نداریم، باید بریم توی زمین.»

مریم گفت: «حالا به خانم کریمی چی بگیم؟ چند بار تأکید کرد کتاب‌ها رو از کلاس بیرون نبریم!»

خانم کریمی، معلّم کلاس سوّم، تعدادی کتاب آورده بود تا هر کسی خواست، توی کلاس آن‌ها را بخواند و سر جایش بگذارد.

راضیه به دیوارهای کلاس اشاره کرد: «نگاه کن! دیوار کلاسمون مثل پوست پلنگ شده. همه جاش لکّه‌لکّه ‌است.»

مریم ادامه داد: «هر بارم به خانم مدیرگفتیم، جواب شنیدیم این کارها پول زیادی می‌خواد!»

دلارام یک گاز به لقمه‌اش زد و گفت: «بدون پولم که دیوار کلاس درست نمی‌شود!»

زهرا که تا آن موقع ساکت سرش توی کاغذ بود، سرش را بلند کرد و گفت: «شایدم بشود!»

دلارام با چشمان گرد‌شده پرسید: «واقعاً؟»

زهرا رفت بین بچّه‌ها. کاغذی را جلوی بچّه‌ها گرفت و گفت: «بله، اینم شروعش. تازه، با کمک همدیگر می‌تونیم کلّی کارهای خوبِ خوب دیگه هم برای رشد کلاسمون انجام بدهیم.»

 

فهرست کارهایی که زهرا برای رشد کلاس نوشته بود، با کمک بچّه‌ها کامل شد. سمانه که از بچّه‌های فعّال کلاس بود، گفت: «چه کارهای جالبی! ولی همه‌ی این کارها رو که نمی‌شه یه دفعه انجام داد! سپیده که معمولاً کمتر حرف می‌زد و بیشتر فکر می‌کرد، گفت: «بهتره اوّل چند تا از آن‌ها رو که ضروری هستند و خودمون می‌تونیم انجام بدیم، با ستاره مشخّص کنیم.»

مریم و زهرا گفتند: «ما می‌تونیم گل‌ها رو بکشیم و با کمک بچّه‌ها ا‌ون ها را ببُریم و روی دیوار بچسبونیم.»

دلارام گفت: «اگه تو کلاسمون سطل بازیافت داشته باشیم، به حفظ محیط زیستمونم کمک می‌کنیم.»

همه‌ی بچّه‌ها نظرشان این بود که برای نگه‌داری بهتر کتاب‌ها، برای کتابخانه به‌صورت نوبتی مسئول انتخاب کنند.

سپیده گفت: «برای اینکه کلاسمون با یاد خدا شروع بشه، هر روز یکی از سوره‌های کتاب درسی قرآن رو همخوانی کنیم.»

چند تا از بچّه‌ها گفتند: «ما می‌تونیم جعبه‌ی نظرهای بچّه‌ها در باره ی رشد کلاس رو درست کنیم تا کلاسمون بهتر و بهتر بشه.»


۱۴۵
کلیدواژه (keyword): رشد نوآموز، پویش، کلاسمونه، سمیرا مهرآور
نام را وارد کنید
ایمیل را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید

۱۰۳ نفر
۳۲,۵۱۸,۹۸۶ نفر
۴,۸۵۷ نفر
۶,۹۶۰ نفر
۲۲,۴۶۴,۴۶۲ نفر