شبها، وقتی حیوانات جنگل میخوابند، من روی بلندترین شاخهی درخت بلوط مینشینم و زیر نور ماه کتاب میخوانم. گاهی هم با تلسکوپ چوبیام ستارگان را تماشا میکنم.
دیشب که غرق خواندن کتاب بودم، صدای گریهی سنجاب کوچولو را از شاخهی بغلی شنیدم.
از تعجّب سرم یک دور چرخید...
گفتم: «هوهو! سنجاب کوچولو، چرا گریه میکنی؟»
با هقهق گفت: «توی مهمانی جنگل، ده تا کیک بلوط شکلاتی خوردم... دلم خیلی درد میکند!»
گفتم: «هوهو! دوایت پیش من است: شربتی که حالت را خوب میکند.»
سنجاب کوچولو اولش ترسید و گفت: «وای! نکند پف دمم بخوابد! نکند موهای خوشگلم کمرنگ شوند!» بعد با اخم شربت را سر کشید و گفت: «چقدر تلخ!»
ولی کمی بعد، زد زیر خنده و گفت: «آخیش! دلم خوب شد!»
سرم را تکان دادم و گفتم:
«هوهو! این دارو را دانشمندان داروساز ایرانی از گیاه زعفران ساختهاند.»
سنجاب کوچولو گفت: «هورا برای دانشمندان ایرانی! حالا میتوانم یک کیک بلوط شکلاتی دیگر هم بخورم؟»
هوهو! تا دیدار بعدی از بالای درخت بلوط!
برای بزرگترها
دانشمندان ایرانی با استفاده از مادّهی مؤثّر زعفران و فنّاوری نانو توانستهاند به محصول پایدار ضدّسرطان دست یابند.
پرسشهای بوفی
1. سنجاب کوچولو برای خوب شدن دلدردش باید چه چیزی میخورد؟
یک کیک شکلاتی بزرگ
یک داروی مقوی
2. چرا بعضی داروها با گلها و گیاهان ساخته میشوند؟
چون گیاهان خاصیّت درمانی دارند.
چون زنبورها گلها را دوست دارند.
3. اگر پرخوری کنیم چه میشود؟
ممکن است دلدرد بگیریم.
گربهها از ما میترسند.
5. چه موقع باید دارو بخوریم؟
وقتی دکتر بگوید.
وقتی میخواهیم با فیلها فوتبال بازی کنیم.
6. اگر بخواهیم سالمتر بمانیم، چه کار کنیم؟
غذاهای طبیعی و سالم بخوریم.
با درختها مسابقهی دو بدهیم.