امروزه «ذائقهسازی مغایر با فطرت کودکان»، از مهمترین چالشهای دلسوزان تعلیموتربیت مطلوب است. فقدان شناسایی صحیح نیازهای اساسی و فطری کودک و غلفت از آنها برابر است با فرصتدادن به بدخواهان رشد و تعالی کودکان، برای تولید محتواهای متضاد با ویژگیها، اقتضائات و نیازهای فطری ایشان. در قرن حاضر و چند دهه متمادی اخیر، تربیت و منزلت انسانی دچار تزلزل و انحراف شده است، بهطوری که برخی از دلسوزان و دغدغهمندان تعلیموتربیت واژهها و عبارتهای تلخی برای آن بهکار میبرند؛ ازجمله «قرن مدعیان دروغین تعالی انسان» یا «عصر تهدید حقوق اساسی و حقیقی بشر».
بدیهی است توجه به این نگرش برای تمام دورهها و سنین رشد و تربیت انسان اهمیت دارد، اما برای دوره بنیادین و پایه تربیت یا همان دوره اوان کودکی به عنوان دوره اساسی رشد و تربیت انسان جایگاه ویژه ای دارد. با این اوصاف، امروز مسئولیت تربیت کودک بیش از هر وقت دیگری اهمیت دارد، اما این ساختن و تربیتکردن مسلتزم شناخت دقیق مسئلهها و نیازهای تربیتی کودک است. نیازهای فطری در یک سلسله مراتب شامل نیازهای زیستی- بدنی، روانی- شناختی، اجتماعی- عاطفی، و اخلاقی- معنوی قابل شناسایی و دسته بندی هستند.
هرچند آگاهی و شناسایی نیازها در اوان کودکی بیشتر متوجه نیازهای زیستی است و کودک بهتدریج با سایر نیازها آشنا میشود، اما در دنیای امروز فرد با سرعت بیشتری نسبت به روزگار گذشته از سایر نیازهای اساسی و خدادادی خود آگاهی مییابد. لذا تربیت مطلوب کودک، باید ضمن شناسایی صحیح نیازها و مسئلههای متربی، به شکوفاشدن استعدادها و برآوردن صحیح نیازهای اساسی و فطری وی منجر شود. استعدادهای کودک فقط به خواندن و نوشتن و انباشتن حافظه محدود نیست. او مستعد و نیازمند تفکر، تعقل، انتخاب، کنجکاوی، استدلال و ارادهکردن هم هست.
مداخله بههنگام باآگاهی از نیازهای فرد فرد متربیان یا تکتک فرزندان محقق میشود. لذا تربیت و یادگیری اثربخش امری بالینی، مستمر و هوشمندانه است و توجه به نیازهای فطری و ایجاد فرصتهای یادگیری و کسب تجربه برای کودک، نقشی حیاتی و سرنوشتساز دارد. بهطوری که بنای رفیع تربیت صحیح دورههای سنی بالاتر بر پایه شناخت نیازهای فطری و اقتضائات در سنین اولیه کودکی گذاشته میشود.
خشت اول گر نهد معمار کج
تا ثریا می رود دیوار کج
نشانهگیری دقیق
از اینکه در جوامع بهظاهر دلسوز و مدافع حقوق انسانها، اما در حقیقت بدخواهان امنیت و سعادت بشر، این همه نویسنده و هنرمند برای کودکان مینویسند و انواع فیلمهای کودکانه تولید میکنند، نباید تعجب کنیم؟! اینکه صدها شبکه ماهوارهای برای مخاطبان فارسیزبان و بهطور خاص کودکان ایران عزیز، به تولید برنامه و محتواهای فرهنگی و اعتقادی مغایر با ارزشهای انسانی و دینی به زبان فارسی میپردازند و شبانهروز کار میکنند و در فضاهای مجازی با محتواهای جذاب، اما مغایر با نیازها و استعدادهای خدادادی و فطری، برای کودک و نوجوان اثر خلق میکنند، جای تعجب ندارد؟! چون کسانی که میخواهند ریشههای اخلاق و فطرت بشر را دچار آفت کنند، خوب به مسئله تربیتپذیری از دوران خردسالی پی بردهاند و دقیق نشانه گرفتهاند. زیرا پایههای تربیت از طفولیت مستحکم یا متزلزل میشود.
جامعه امروز بسته و محدود نیست. دنیای رسانه و ارتباطات جمعی پر از توافقها و تضادهای ارزشی و فطری است. درجامعه چندبعدی ارزشهای متضاد هم وجود دارند. در چنین شرایطی باید آگاهانه، ماهرانه و همسو با دنیای کودکانه، وی را در موقعیت و محیط «طیب» یا همان محیط غنی و سرشار از فرصتهای متناسب با ویژگیهای فطری قرار داد. این موقعیتها به معنای تربیت مجزا (ایزوله) نیست، بلکه تدبیری برای شکلگیری تربیت توحیدی از خردسالی است.
اما نکته مهم این است که ایجاد فرصتها و موقعیتها برای کودکان باید جذاب، متنوع، برآمده از اقتضائات و روحیه آنان و در راستای نیازهای واقعیشان باشد؛ نیازهایی از قبیل نیاز به دانستن، کنجکاوی، دستکاری اشیا در محیط پیرامون، تحرک، بازی و نشاط، و همچنین نیاز به مراقبت و دریافت محبت فراوان از والدین، نیاز به الگوی صحیح در عفاف و حیا، و حتی نیاز به بخشش و اغماض در بروز خطاها.
نقطه مقابل این نگرش، تربیت تحمیلی، بزرگسالانه و دور از پاسخگویی به نیازها و اقتضائات کودکی است. همواره باید از دید کودک به مسئلههای تربیت و یادگیری او نگریست. یادمان باشد مربی، پدر یا مادربودن به ما این حق را نمیدهد که فرزندمان را « فقط کنترل» کنیم، بلکه به ما این «مسئولیت» را میدهد که خودمان را کنترل کنیم. مربی، پدر یا مادربودن به ما این حق را نمیدهد که فرزندمان حرف ما را گوش کند، بلکه این «مسئولیت» را میدهد که به او گوش کنیم.
دستاندرکاران تعلیموتربیت نسل آینده وظیفه دارند، بیش از آنکه در چارچوب فکری پرورشدهندگان نیازهای کاذب و غیرفطری کودکان در دنیای ساختگی آنان غوطهور و متأثر از آنها باشند، با هوشمندی و هدفگذاری صحیح به تربیت فرزندانمان همت مضاعف کنند و روشهای خود را برای تربیت نسلهای بعد ارتقا دهند و تنها به تکرار گذشته اکتفا نکنند.
بهار طبیعت یادآور رشد، طراوت و سرزندگی است. در بهار امسال آرزومند هدفگذاری دقیق در تربیت اصیل و موافق با فطرت توحیدی فرزندانمان برای شما مخاطب محترم، بهویژه والدین و مربیان عزیز هستم؛ بهنحوی که با شناسایی و بررسی صحیح نیازها و چالشها در تربیت و یادگیری کودکان، با بهرهمندی نوآورانه از منابع و روشهای معتبر علمی و تجربی موفق، بیش از گذشته کوشا و موفق باشیم.