عکس رهبر جدید
۰
سبد خرید شما خالی است.

ساحل امن و آرام نسل‌ها

  فایلهای مرتبط
ساحل امن و آرام نسل‌ها

انسان در سنین کودکی و نوجوانی درگیر انبوهی از تلاطم‌هاست. زندگی او به‌مثابه قایقی است که موج‌های ریزودرشت می‌توانند آن را به این‌سو و آن‌سو ببرند و با اندک غفلتی غرق کنند. اینکه چرا یک انسان نابالغ ممکن است اسیر موج‌ها شود، تا حدودی به نیاز او بـرای پهلو گرفتن در ساحلی آرام و امن برمی‌گردد که البته فعلاً موضوع بحث ما نیست. اما اینکه چگونه می‌توان حیات یک نوجوان یا کودک را به کشتی استواری در امواج با ناخدایی کاربلد تبدیل کرد، ضرورت و فوریتی انکارناشدنی دارد. نوجوان و جوان اگر همچنان در این تلاطم‌ها دست‌وپا بزند یا به سمت و سویی ناصحیح برود، کل جامعه به خطر می‌افتد؛ چراکه او بزرگ‌ترین سرمایه یک ملت برای رقم‌زدن تحول و پیشرفت است و سردرگمی یا کج‌روی‌اش جامعه را دچار دردسرهای جدی و گاه غیرقابل‌جبران می‌کند. پس لازم است نسل‌های ما هر چه زودتر از این امواج رهایی یابند. سؤال اینجاست که چنین امر مهمی چگونه محقق می‌شود؟ چه چیزی قادر است انسان را در طوفان‌ها به نخلی تناور تبدیل کند و کشتی او را به ساحلی امن برساند؟ چه کسی مسئول تحقق این آرزوی بزرگ است؟ اگر دنبال‌کننده مطالب شماره‌های پیشین بوده باشید، پاسخ درست را می‌دانید: «هویت‌بخشی» به نسل‌ها، اکسیر اعظم این هدف است و کانون هویت‌بخشی، مدرسه است و محور آن، معلم.

پیش از این، از معنای هویت و ضرورت هویت‌بخشی به نسل‌ها سخن گفتیم، جایگاه و نقش معلم در هویت‌بخشی را به‌اجمال مورد بحث قرار دادیم و از چالش‌های معلمی در این مسیر حرف زدیم. اکنون نوبت آن است که بدانیم این مرهم را بر کجای زخم زندگی انسان باید گذاشت؟ به تعبیر بهتر، باید روشن شود هویت چه ابعادی دارد و هریک از آن ابعاد، در حیات فردی و اجتماعی انسان چه نقشی خواهد داشت؟

 

هویت دینی

انسان با جهان‌بینی‌اش شناخته می‌شود. هیچ انسان یا جامعه‌ای نیست که بینشی مخصوص به خود نسبت به عالم هستی نداشته باشد. جهان‌بینی تفسیری است که انسان از دنیا و پدیده‌های آن دارد و نسبتی است که میان اجزای عالم برقرار می‌داند. این نگرش، خواه‌ناخواه مسیر زندگی انسان را تعیین می‌کند و به او جهت می‌دهد؛ برنامه‌ای برای زندگی. به‌عنوان مثال، کسی که جهان‌بینی توحیدی دارد و تمام عالم را بنده خدا و در برابر عظمت او ناچیز می‌پندارد، هرگز ترسی از کسی به دل راه نمی‌دهد و کسی جز خدا را شایسته آن نمی‌بیند که در مقابلش زانو بزند. چنین دیدگاهی انسان را به‌سوی برقراری اهداف و ارزش‌هایی متعالی چون آزادی، عدالت و رفع فاصله طبقاتی سوق می‌دهد.

اثر ایجاد و تقویت هویت دینی در نسل‌ها، پیونددادن آن‌ها با فطرت و سرشت طبیعی خودشان و عالم هستی مبنی بر حرکت تکاملی است. در نتیجه تقویت هویت دینی، دامن عقل انسان از هواها و هوس‌ها نیز پیراسته می‌شود. بدین‌ترتیب استعدادها و ظرفیت‌های او بیشتر شکوفا می‌شوند. معنابخشی به زندگی، ایجاد جامعه اخلاق‌محور و عاری از رذایل، تأمین نیاز اساسی انسان به معنویت، کاهش خلأهای روحی و آسیب‌های روانی، داشتن انگیزه بی‌پایان برای حرکت تحولی و پیشرفت‌گرایی و رفع مشکلات متعدد آحاد جامعه در قالب دستورات دینی از ثمرات فراگیری و تثبیت هویت دینی در میان مردم جامعه هستند.

معلم اگر در صدد تقویت هویت دینی در میان دانش‌آموزان است، باید بکوشد ابتدا این هویت در خودش به نحو احسن متجلی باشد. شاگردان آیینه تمام‌نمای معلم خود هستند و خارج از متون درسی، شخصیت، هویت، اخلاق و سلوک معلم بر دانش‌آموزان تأثیرگذار است.

آنچه در مرحله بعد باید مدنظر واقع شود، ایجاد گرایش به دین، معنویت و اخلاق است. این یک راه میانبر برای هویت‌بخشی به کودکان و نوجوانان است. توجه کنیم اطلاعات دینی لزوماً هویت‌بخش نیستند، بلکه باید در آن‌ها گرایش و شوق زیادی نسبت به دین ایجاد شود تا بتوانند موتور محرکه آن‌ها برای تحقق هویت دینی باشند. قرارگرفتن در فضاهای معنوی، همکاری و تعاون در رقم‌زدن رویدادها و مراسم دینی، دریافت درست مفاهیم عالی و جذاب دین، به‌خصوص ارزش‌های فطری، از اهم مواردی هستند که به تقویت گرایش افراد کمک می‌کنند.

از سوی دیگر، دین فقط یک مقوله اخروی نیست و رسالت مهم آن آبادکردن دنیای انسان‌هاست. از رهگذر آبادکردن دنیاست که دین سعادت اخروی را برای انسان به ارمغان می‌آورد. این نکته‌ای است که در تربیت دینی نسل‌ها و تقویت هویت دینی در آن‌ها باید لحاظ شود. باید بکوشیم به دانش‌آموز بقبولانیم که با دین، زندگی بهتر می‌شود. دانش‌آموز باید با مصداق‌های متعدد روبه‌رو شود تا کارآمدی دین را دریابد و به‌علاوه، ناکارآمدی‌های موجود را نه در نسبت با دین، بلکه از منظر فاصله‌گرفتن از ارزش‌های دینی تحلیل و تفسیر کند. در نتیجه چنین نگرشی، فرد به جای اینکه عامل ناکارآمدی‌ها را دین بداند و از دین‌داری فاصله بگیرد، با مشاهده هر کژکارکردی، از موضع مطالبه‌گر وارد می‌شود و عمل به دین را از دیگران مطالبه می‌کند.

مرحله بالاتر در هویت‌بخشی دینی، تبدیل انسان دین‌دار منفعل به کنشگر فعال اجتماعی است. هویت دینی آنجا متکامل می‌شود که فرد دین‌دار بپذیرد یک «مسلمان مسئول» است. مسلمان‌بودن و مسئول‌بودن لازمه یکدیگرند. بی‌تفاوتی در قاموس انسان دین‌دار جایی ندارد. او در قبال فقر، بی‌عدالتی، اسارت انسان‌ها در هواها و هوس‌ها، جهل آحاد جامعه و عقب‌ماندگی‌ها وظیفه دارد. وظیفه او هم البته غرزدن و فقط فریادزدن نیست، او باید برای برطرف‌کردن خلأهای جامعه، متناسب بااستعداد خود، به میدان بیاید. انسان مسلمانی که جهان‌بینی توحیدی‌اش او را به میدان می‌آورد تا تحولات را رقم بزند، تجلی‌گاه اوج هویت دینی است. اینجا همان مرتبه شهید حاج قاسم سلیمانی‌هاست.

 

هویت ملی

هویت ملی به تعبیری تمام داشته‌های یک فرد را شامل می‌شود. به تعبیر دیگر، «هویت ملی مجموعه‌ای از نشانه‌ها و آثار مادی، زیستی، فرهنگی و روانی است که سبب تفاوت جوامع از یکدیگر می‌شود» (حاجیانی، 1379: 193-228). این بعد از هویت شامل ابعاد و عناصری چون فرهنگ، زبان، جامعه، سیاست، دین و جغرافیاست. دانش، دانشمندان، مفاخر و اندوخته علمی از عناصر هویت ملی یک ملت هستند. رسم‌الخط، زبان، ادبیات، شعر، موسیقی و هنر از مؤلفه‌های هویت ملی هستند. تاریخ و حوادث آن با تمام فراز و نشیب‌هایش بخشی از هویت ملی هر جامعه را حکایت می‌کنند. آداب‌ورسوم، پوشش، قومیت، سبک زندگی و روابط، بخش دیگری از مؤلفه‌های هویت ملی را نمایندگی می‌کنند. معماری، مظاهر تمدنی و محصولات مادی نیز عناصری دیگر از هویت ملی هستند. این مؤلفه‌ها همگی بیانگر گستردگی هویت ملی و البته اهمیت آن‌اند. اصالت انسان‌ها و احساس اعتمادبه‌نفس در آن‌ها، در گروی تقویت هویت ملی است. اگر هویت ملی در افراد جامعه متزلزل شود، تبار فکری، فرهنگی و تاریخی آن‌ها متزلزل می‌‌شود و به افرادی بی‌افتخار، بی‌دستاورد و بدون پیشینه بدل می‌شوند.

همان‌گونه که خودتحقیری در برابر دیگران، هویت ملی را متزلزل می‌کند، تشخص و احساس بزرگی‌کردن نیز هویت ملی را در افراد تقویت می‌‌کند. معلمان باید بکوشند با وجود برخی نقاط منفی، احساس اعتماد‌به‌نفس را در دانش‌آموزان تقویت کنند و از بروز حس تحقیر در مقابل بیگانگان در دانش‌آموزان جلوگیری کنند. یکی از مؤلفه‌هایی که به ملت‌ها اعتماد‌به‌نفس و هویت می‌بخشد، قهرمانان آن‌ها هستند. ملت بی‌قهرمان، اعتماد‌به‌نفس پایین‌تری دارد و ملتی که قهرمان دارد و قهرمان‌های خود را می‌شناسد، به‌مراتب بر پیشینه افتخارآمیز خود تکیه بیشتری خواهد داشت و از این رهگذر احساس اعتماد‌به‌نفس و قدرت می‌کند.

بکوشیم بدون خودتحقیری، نقاط درخشان و افتخارآمیز خود را به دانش‌آموزان بنمایانیم و از این منظر در وجود آن‌ها هویت اسلامی و ایرانی را تقویت کنیم. همه عرصه‌ها و ابعاد هویت، واجد نقاط درخشانی هستند که گاهی یکی از آن‌ها می‌تواند سرنوشت یک ملت را عوض کند.

 

منبع

حاجیانی، ابراهیم (1379). «تحلیل جامعه‌شناسی هویت ملی در ایران و طرح چند فرضیه». فصلنامه مطالعات ملی. ش ٥.

۱۰۸۶
کلیدواژه (keyword): رشد معلم، هویت‌بخشی، ساحل امن و آرام نسل‌ها، حجت‌الاسلام سجاد کرمی
نام را وارد کنید
ایمیل را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید

۴۱۰ نفر
۳۴,۴۵۰,۰۰۶ نفر
۱,۸۱۶ نفر
۸۰,۸۰۲ نفر
۲۴,۰۱۸,۰۰۴ نفر