عکس رهبر جدید
۰
سبد خرید شما خالی است.

کفش جدید موچی

کفش جدید موچی

بازیگران: قصّه‌گو، موچی، مامان‌مورچه، مَلخ، جیرجیرک، موچول.

قصّه‌گو: موچی توی لانه بازی می‌کند. مامانش از راه می‌رسد...

مامان‌مورچه: «موچی جانم! دوست داری امسال کفشدوزک چه‌جور کفشی برات بدوزه؟»

موچی (با خودش فکر می‌کند): کفش خال‌خالی که دارم. کفش گُل‌گُلی، کفش توپ‌توپی... (بلند رو به بچّه‌ها) حالا چه کفشی بگیرم؟

قصّه‌گو: موچی کمی فکر می‌کند، امّا نمی‌داند چه کار کند؟ پس می‌رود سراغ دوستانش!

(ملخ کنار گل بپّربپّر می‌کند) موچی: «ملخ جان! تو بگو! چه‌جور کفشی بگیرم؟»

ملخ: «کفشی که بتونی با اون بِپّربِپّر کنی!»

موچی: «ولی من کفش بِپّربِپّری دارم!»

(جیرجیرک کمی آن‌طرف‌تر نشسته، جیرجیر می‌کند) موچی: «جیرجیرک! تو بگو! چه‌جور کفشی بگیرم؟»

جیرجیرک: «معلومه! کفشی که موقع راه رفتن صداهای خیلی قشنگ بده!»

موچی: «ولی من کفش سوت‌سوتکی دارم!»

قصّه‌گو: یک‌دفعه موچی صدایی می‌شنود. انگار صدای موچول است! گوش کنید! (موچول پایش را گرفته و آخ و واخ می‌کند.)

موچی: «چی شده موچول؟»

موچول (پایش را بالا می‌گیرد): «از بس گندم به انبار بردم، پادرد گرفتم موچی جان! این کفشام خیلی اذیتم می‌کنن.»

قصّه‌گو: موچی از پادرد موچول خیلی ناراحت می‌شود. تندی به سمت لانه می‌دود.

مامان‌مورچه: «فهمیدی چه‌جور کفشی می‌خوای موچی جان؟»

موچی: «بله! یک جفت کفش محکم و قشنگ که وقتی موچول می‌پوشه تا گندم انبار کنه، پاهاش درد نگیرن!»

مامان‌مورچه: چه خوب شد عزیزم!  (و با هم از صحنه بیرون می‌روند.)

قصّه‌گو: مامان‌مورچه و موچی با هم می‌روند پیش کفشدوزک تا به او بگویند یک جفت کفش خوب برای موچول بدوزد.

۴۵۰
کلیدواژه (keyword): رشد کودک،نمایش،نمایش کودک،نمایش کودکانه،کفش جدید موچی، زهرا زرگر،
نام را وارد کنید
ایمیل را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید

۲۷۳ نفر
۳۴,۴۳۵,۶۶۵ نفر
۶۸,۲۷۷ نفر
۱۵,۷۹۳ نفر
۲۴,۰۰۲,۹۸۶ نفر