عکس رهبر جدید
۰
سبد خرید شما خالی است.

مهم‌ترین رقیب من، تویی یا من؟

  فایلهای مرتبط
مهم‌ترین رقیب من، تویی یا من؟
یکی از مهم‌ترین مهارت‌ها، برنامه‌ریزی برای رقابت است.

بعضی از آدم‌ها هدف‌گذاری و برنامه‌ریزی‌های روشنی دارند، مثلاً فهرستی از هدف‌هایشان را می‌نویسند و به دیوار می‌زنند یا دفتر برنامه‌ریزی دارند. بعضی‌ها ولی فکر می‌کنند که هدف‌گذاری روشنی ندارند یا اصلاً سعی می‌کنند هدف‌گذاری نکنند، شاید چون این کار به آن‌ها قدری اضطراب می‌دهد یا از فواید هدف‌گذاری خیلی خبر ندارند.

جزء هر کدام از این دو دسته که باشید، باز جایی از ذهنتان هدف‌هایی دارید که سعی می‌کنید به آن‌ها برسید، چه از آن‌ها خبر داشته باشید و چه کاملاً بی‌خبر باشید. یکی از چیزهایی که در هدف‌گذاری ما بسیار مهم است، رقابت است. امّا چطور؟ با چه کسی؟

 

فکر کنید وقتی می‌خواهید درس بخوانید و برای امتحان آماده شوید، هدفتان این باشد: می‌خواهم از فلانی جلو بزنم!

در این حالت اگر نمره‌ی شما بالاتر از دوستانتان باشد، احساس غرور می‌کنید یا برعکس وقتی نمره‌ی شما از همکلاسی‌هایتان پایین‌تر می‌شود، احساس شرمساری می‌کنید. اگر این‌طور هستید، یعنی شما براساس مقایسه با دیگران در ذهنتان هدف‌گذاری می‌کنید. پس پیروزی یا شکست شما در مقایسه با بقیه معنی می‌گیرد.

از آن‌طرف، اگر هدفتان این باشد که نسبت به نمره‌ی قبلی خودتان نمره‌ی بالاتری بگیرید، اگر به جای تمرکز روی سؤال‌هایی که ممکن است در امتحان بیاید، روی فهمیدن درس و پیدا کردن کاربردهایش تمرکز دارید و حتّی از منابع غیردرسی و جست‌وجو و پرسش کردن برای درک بهتر استفاده می‌کنید و دنبال مقایسه با بقیه نیستید، یعنی هدف‌گذاری شما براساس پیشرفت خودتان است، نه بقیه.

 

خب حالا بیایید ببینیم هر کدام چه نتیجه هایی دارد.

وقتی با دیگران رقابت می‌کنید:

بیش‌تر اضطراب دارید.

زودتر ناامید می‌شوید.

زودتر دست از تلاش می‌کشید. (چرا؟ چون ناامید می‌شوید.)

هر چه یاد می‌گیرید، زود فراموش می‌کنید. (چون هدف شما یادگیری عمیق نبوده. فقط شکست رقیب بود.)

ممکن است احساس رقابت به حسادت تبدیل شود و این می‌تواند برای خودتان آزاردهنده باشد.

 

وقتی با خودتان رقابت می‌کنید:

حس حسادت ندارید، پس کم‌تر مضطرب می‌شوید.

بیش‌تر یادگیری طولانی مدّت برایتان مهم می‌شود. (در نتیجه از یادگیری لذّت می‌برید و از ترس امتحان درس نمی‌خوانید.)

چون مضطرب نیستید، می‌توانید برنامه‌ریزی کنید و یاد بگیرید برای رسیدن به هدف آرام و پیوسته تلاش کنید. این باعث می‌شود شما همیشه رو به پیشرفت باشید و ناامید نباشید. (چون کسی نیست که از شما جلو بزند!)

این‌ها همه باعث تقویت اعتماد به نفس می‌شود.

شاید شما در محیطی باشید که دیگران (حتّی پدر و مادر یا معلّمان، شما را با بقیه مقایسه کنند، چون خودشان این‌طور یاد گرفته‌اند، امّا خبر خوب این‌که خودمان می‌توانیم مدل فکری‌مان را با تمرین عوض کنیم. خودمان را با خودمان مقایسه کنیم و همیشه سعی کنیم یک قدم از دفعه، قبلمان بهتر باشیم. درس‌ها را درک کنیم و ببینیم چطور در زندگی به کارمان می‌آیند. علاقه‌هایمان را پیدا کنیم و سعی کنیم در آن بهتر و بهتر باشیم. راه خوبی است اگر با والدین و معلّم و حتّی دوستانمان هم در این مورد حرف بزنیم. یادتان هست در مورد ذهن رشدپذیر در شماره‌ی 1 حرف زدیم؟ به نظر شما این دو مفهوم چقدر و چطور به هم ربط دارند؟

اگر به یاد ندارید، می‌توانید با اسکن رمزینه‌ی زیر آن مطلب را بخوانید.

۸۱۲
کلیدواژه (keyword): رشد دانش‌آموز، مهارت
نام را وارد کنید
ایمیل را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید

۱,۸۶۸ نفر
۳۴,۲۹۵,۹۱۴ نفر
۵۳,۱۴۰ نفر
۲۵,۲۹۶ نفر
۲۳,۸۹۶,۵۰۸ نفر