کودک در مسیر رشد یاد میگیرد که آهسته حرکت کند. سپس روی پای خود بایستد و با کمک والدین راه رفتن را فراگیرد. او در مسیر رشد میآموزد که باید از خطاهای گذشته درس بگیرد و مسیر خود را بهتر طی کند. در بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی، رهبر عظیمالشأن انقلاب اسلامی به ما تذکر میدهد: «برای برداشتن گامهای استوار در آینده، باید گذشته را شناخت و از تجربه درس گرفت. اگر از این راه غفلت شود، دروغها بهجای حقیقت خواهند نشست و آینده مورد تهدیدهای ناشناخته قرار خواهد گرفت.»1
نقش معلمان و مربیان بیش از دیگران است. در میدان رزم فرهنگی و تربیتی، دشمنان انقلاب اسلامی با انگیزههای قوی، تحریف و دروغپردازی درباره گذشته و حتی زمان حال را دنبال میکنند و از پول و همه ابزارها برای این کار بهره میگیرند. در این میان، وظیفه معلمان دوچندان است، چرا که باید درسهای انسانساز خود را با قوت دنبال کنند. کلاسهای درسی که به نسل آینده انقلاب اسلامی یادآور میشود ما انقلاب اسلامی را از نقطه صفر شروع کردیم، یادآور میشود «همهچیز علیه ما بود؛ چه رژیم فاسد طاغوت که علاوه بر وابستگی و فساد و استبداد و کودتایی بودن، اولین رژیم سلطنتی در ایران بود که به دست بیگانه، و نه به زور شمشیر، بر سر کار آمده بود و چه دولت آمریکا و برخی دیگر از دولتهای غربی، و چه وضع بهشدت نابسامان داخلی و عقبافتادگی شرمآور در علم و فناوری و سیاست و معنویت و هر فضلیت دیگر.»2
یادآور میشود که نوجوان و جوان پرشور و بانشاط آن روزها، در اوج این فشارها، حتی هیچ تجربه پیشینی و راه طیشدهای نداشت که از آن برای از بين بردن این همه ظلم استفاده کند! یادآور میشود که نوجوان و جوان آن روز کولهباری داشت از امید؛ کولهباری از قدرت عظیم ایمان و انگیزه و معلمی داشت آسمانی که او را در این مسیر رهبری میکرد.
معلم جبهه گام دوم انقلاب اسلامی پای تخته میرود و عدد چهل را بزرگ مینویسد. عدد چهل که هر ذره آن از خون هزاران شهید شکل گرفته است. معلم موقع نوشتن عدد چهل بغضش میترکد، اشکهایش روان میشود و خاطره «چهار محمد» را در کلاس درس میگوید. معلم از کوچههای همین محله میگوید، از روزی که با سه محمد دیگر همکلاسی، کپی شناسنامههایشان را دستکاری کردند تا سنشان یکسال زیادتر شود و بتوانند در مسجد محل برای اعزام به جبهه ثبتنام کنند. از محمدهایی میگوید که چون شنا بلد بودند، در گردان غواصها جا گرفتند و روزهای آموزش، با تب شدید بر اثر سرماخوردگی، در آب سرد تمرین کردند.
معلم وقتی اشکهایش بیشتر میشود که میخواهد به فرزندان کلاس درسش خاطرات عملیات کربلای چهار را بگوید. یادش میآید که در همین سنها بودند که سه محمد برای همیشه پر کشیدند و او را تنها گذاشتند. یادش میآید کربلای چهار برای نفر چهارم کربلایی نبود. برای نفر چهارم شام بود و او شد روایتگر روزهای سخت گام اول.
لبخند معلم پس از اشکهایش نویدبخش امید است و نشاط. معلم باز دست به گچ میشود و کنار عدد چهل، روی تختهسیاه، هفت دایره میکشد و در میان آنها مینویسد: «ثبات و امنیت کشور و تمامیت ارضی و حفاظت از مرزها؛ پیشرفت در عرصه علم و فناوری و ایجاد زیرساختها؛ به اوج رساندن مشارکت مردمی در مسائل سیاسی و موضوعات اجتماعی؛ ارتقای شگفتآور بینش سیاسی آحاد مردم و نگاه آنان به مسائل بینالمللی؛ سنگین کردن کفه عدالت در تقسیم امکانات عمومی کشور؛ افزایش چشمگیر عیار معنویت و اخلاق در فضای عمومی جامعه؛ ایستادگی روزافزون در برابر قلدران و زورگویان و مستکبران جهان.»3
سپس معلم به نسل گام دوم انقلاب اسلامی میگوید: اینها محصول این چهل سال هستند؛ محصول رشادتها و تلاشهای محمدهای بسیاری که از جانشان گذشتند تا گام اول انقلاب اسلامی در اوج این فشار طی شود.
و حال این تختهسیاه و گچ هنوز هست. منتظر دست معلمانی است که بگویند چگونه نوجوانها و جوانها، انقلاب اسلامی را رقم زدند و سپس در چهل سال گام اول بهخوبی از آن محافظت کردند. منتظر دست معلمانی است که گچ را به دست همین نوجوانها و جوانهای انقلاب اسلامی بدهند و بگویند: رویشهای انقلاب اسلامی! تحقق گام دوم به دست شماست. منتظریم ببینیم چگونه این نقش زیبا را بر تخته ثبت میکنید!
اللهم اجعلنا مجدد دینک و محیی شریعتک
پینوشتها
1. بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی، مقام معظم رهبری (حفظه الله)
2. همان
3. همان