عکس رهبر جدید
۰
سبد خرید شما خالی است.

جغرافیای تاریخی رودان

  فایلهای مرتبط
جغرافیای تاریخی رودان
مطالعات تاریخی مبنایی برای شناخت وضع موجود شهرهاست. تحقیق و بررسی جغرافیای تاریخی شهر، یعنی مطالعه و آگاهی از چگونگی تکامل و شکل‌گیری شهر در طی زمان برای شناخت وضعیت امروز شهر، برنامه‌ریزی و آینده‌نگری، امری ضروری‌ است. جغرافیای تاریخی تجدید بنای جغرافیای یک مکان در دوره گذشته، بازسازی و بازنمود محیط جغرافیایی و مسائل فضایی مکانی براساس شناخت توان‌ها و امکانات منطقه برای تحلیل الگوها و فرایند‌های فعلی است. در منابع جغرافیایی به دو مکان با نام رودان یکی در استان کرمان (رفسنجان) و دیگری در استان هرمزگان اشاره شده است. بنا به مستندات تاریخی رودان کرمان (رفسنجان) تحت‌تأثیر عوامل طبیعی و انسانی در طی تاریخ از بین رفته است. مطالعه جغرافیای تاریخی ناحیه رودان، ما را با ابهامات و چالش‌هایی روبه‌رو می‌کند نظیر اینکه «آیا وقتی جغرافی‌دانان قدیم در منابع سده دوم و سوم از رودان صحبت می‌کنند، منظور همین رودان فعلی است؟ موقعیت و محدوده جغرافیایی رودان قدیم و رودان جدید کجاست؟» سؤالات مطرح شده عبارت‌اند از اینکه: «آیا درگذشته‌های دور، رودان یک ناحیه جغرافیایی بزرگ را شامل می‌شد؟ آیا پیوندی بین این دو مکان جغرافیایی وجود دارد؟ عوامل پیوستگی این دو ناحیه جغرافیایی چیست؟ روش مطالعه استنادی- کتابخانه‌ای و نوع تحقیق توصیفی- تحلیلی است. نتایج نشان می‌دهد که دو رودان در گذشته‌های دور اشتراکات و پیوند جغرافیایی داشتند و جزء یک محدوده جغرافیایی واحد یعنی مغستان، ایالت کرمان یا فارس بودند.

مقدمه

گرچه درباره رودان تحقیقات و مطالعات بسیاری انجام شده است، لیکن در برخی منابع و پیشینه تحقیق سردرگمی‌هایی مشاهده می‌شود. قدیمی‌ترین آثار که به رودان، توابع مربوط به آن، کوه‌ها و قوم بارز اشاره کرده‌اند کتاب‌های جغرافی‌دانان اسلامی سده سوم است. علاوه بر آن‌ها سدید‌السلطنه در کتاب خلیج فارس و باستانی پاریزی در کتاب وادی هفت‌ واد و مقاله «بزرکوه» نیز به خاستگاه و ویژگی قوم بارز پرداخته‌اند. همچنین معتمدی در کتاب رودان، بهشت جنوب به توصیف ویژگی‌ تاریخی، جغرافیایی و فرهنگی رودان پرداخته است. در این مقاله براساس شواهد و مدارک تاریخی با توجه به برخی معیارهای جغرافیایی طبیعی و انسانی، از جمله موقعیت جغرافیایی، ویژگی طبیعی نظیر جریان رودها، وجود رشته‌کوه‌ها، ملاک‌های جغرافیای انسانی، نظیر وجه تسمیه، مهاجرت، کوچ عشایر، فشار حاکمان و رویدادهای تاریخی، ایلات و گویش مشترک، تلاش می‌شود اشتراکات و افتراقات این دو رودان را بیابیم و به پیوند این دو واحد جغرافیایی پی ببریم. رودان در گذشته منطقه تاریخی وسیعی را شامل می‌شده است که عوامل مختلف انسانی و طبیعی، نظیر خشکی و کویری بودن منطقه، وجود ریگ‌های روان، مجاورت جغرافیایی، واقع‌شدن در مسیرهای تجاری و کاروانی، تاخت و تاز اقوام مختلف، فشار حاکمان، اقتضای زندگی ایلی- عشیره‌ای، ییلاق و قشلاق  و حرکت به دنبال دام باعث مهاجرت افراد این منطقه به نواحی اطراف از جمله سواحل خلیج‌فارس و هرمزگان شده است. نتایج نشان می‌دهد که این دو رودان در گذشته‌های دور تحت تابعیت یک اقلیم یا ایالت بوده و قرابت جغرافیایی- تاریخی و مراودات فرهنگی و تجاری داشته‌اند. وجود اسامی مشترک مانند رودان، جبال بارز، شهر بارز و شهر دهبارز، ایلات و قبایل و گویش‌های مشابه، اتحاد وحدت جغرافیایی این دو رودان را نشان می‌دهد.

روش مطالعه استنادی- کتابخانه‌ای و نوع تحقیق، توصیفی تحلیلی است. مطالعه با استفاده از منابع و مدارک قدیم و جدید، انجام شده است.

 

 موقعیت و محدوده جغرافیایی

رودان، امروزه شهری در شمال شرق استان هرمزگان به مرکزیت دهبارز است که از شمال به شهرستان کهنوج (استان کرمان) و حاجی‌آباد، از شرق به شهرستان منوجان (استان کرمان)، از غرب به شهرستان بندرعباس و از جنوب به شهرستان میناب محدود می‌شود (اطلس جامع گیتا‌شناسی، 1387: 30-29). رودان رفسنجان در استان کرمان، یعنی شمال غرب رفسنجان، در محل فعلی روستای شهر آباد و ملک‌آباد و در مسیر جاده ابریشم قرار داشته که در زیر طوفان شن مدفون شده و از بین رفته است (سمرقندی، 1353: 269-268؛ باستانی پاریزی، 1365، ج نخست: 27؛ بهرامی احمدی، 1371: 35، 40 و 72؛ عبداللهی‌نیا، 1384: 67 و 70).

 

 پیشینه تاریخی

آثار تاریخی منطقه رودان حکایت از قدمت سکونت در رودان از ادوار پیش از تاریخ دارد. سنگ‌نگاره‌ای به خطوط میخی و هیروگلیف در فاصله 15 کیلومتری شمال شهر رودان وجود دارد که قدمت آن را به پیش از حکومت هخامنشیان (550 تا 330 ق م) نسبت داده‌اند. از مهم‌ترین این آثار چند قلعه و تپه باستانی است که قدمت برخی از آن‌ها به پیش از اسلام برمی‌گردد (معتمدی، 1380: 101-97 و 105-103؛ پازوکی طرودی و شادمهر،1384: 442؛ فرهنگ جغرافیایی آبادی‌ها، ج 123، 1362: 21-20).

تعیین حدود مناطق جغرافیایی در ادوار مختلف تاریخی اهمیتی ویژه دارد و مرزبندی‌‌های سیاسی- جغرافیایی گاه بر اتفاقات تاریخی اثر گذارده است. در گذشته‌های دور، این دو رودان زمانی جزء منطقه وسیع‌تری به نام مغستان یا هرمز باستانی یا کهنه، منطقه‌ای در دهانه رود‌ آنامیس (رود میناب امروزی) بودند. گستردگی منطقه در آن زمان شامل مناطقی از کرمان تا قسمت‌های دریایی، یعنی تا جنوب و جنوب غربی بود. این مناطق تحت کنترل ملوک هرموز (حک. قرون سوم تا دهم) قرار داشت. آب و هوای قسمت‌های شمالی مغستان (که آن را در محل رودان فعلی ذکر کرده‌اند) تا حدود زیادی مساعد بود. به این دلیل ملوک هرمز و تجار معتبر، تابستان را در آنجا به سر می‌بردند. (اقبال آشتیانی، 1368: 44؛ فلور، 1367: 209-206؛ صداقتی، 1391: ‌96-87).

عشایر ایل جبال بارز در ناحیه جبال بارز زندگی می‌کنند. جبال بارز، شامل ارتفاعاتی از توابع شهرستان جیرفت کرمان، از شمال به جنوب امتداد دارد و شهرستان‌های بم و جیرفت در قسمت شمال و جنوب آن قرار گرفته‌اند. پس از آنکه انوشیروان، قوم کوهستانی موسوم به بارز (اقوام همین ناحیه کوهستانی نزدیک کرمان) را به اطاعت درآورد، بازماندگان آن‌ها را به قسمت‌های مختلف کشور انتقال داد و به آن‌ها مسکن اعطا کرد. ابن‌ اثیر نیز که بیشتر مطالب این عهد خود را از طبری گرفته است، یادآوری می‌کند که انوشیروان حدود مملکت را تا سند، زابلستان و طخارستان رساند و با قوم بارز جنگ‌ها کرد و بقایای آن‌ها را از محل سکونتشان کوچ داد، که در آن حدود، کوهستان قُفص مرکب از هفت (کوه‌بند) نودا، از آن جمله کوهستان بارز که ساکنان آن جمعی از عشایر بیابانگرد بودند که به شماره نمی‌آمدند و از حیث کثرت و خشونتی که داشتند کسی نمی‌توانست بر آن‌ها چیره شود و نابودشان کند. مردم آن در تمام ایام بنی‌امیه همچنان زردشتی مانده بودند و در زمان بنی‌عباس با وجود اسلام آوردن همچنان منکر بودند تا زمان تسلط یعقوب لیث که رؤسا و پادشاهان آنان اسیر شدند و کوهستان از وجود بیابان‌گردان پاک شد (طبری، ج2، 1387:‌180؛ فرمانفرما، 1380 :‌56). براساس نوشته‌های اصطخری، ابن حوقل و بلاذری، مهاجران زرتشتی به کوه‌های جبال بارز و مناطق کوهستانی اطراف پناهنده شدند و سپس به جنوب مهاجرت کردند. ناحیه رودان یکی از محدوده‌های سکونت و زندگی قوم معروف بارز از جمله طوایف و تیره‌های ساکن حاشیه جنوبی کرمان به‌شمار می‌رود و پس از پراکنده شدن، گروه‌هایی از آن‌ها در این محدوده ساکن شدند (اصطخری، 1927: 126؛ ابن حوقل، 1938: 280؛ بلاذری1866: 392-391)، از این روست که نام دهبارز، مرکز شهرستان رودان امروزی در استان هرمزگان از همین قوم گرفته شده است، یعنی در واقع این دو مکان جغرافیایی منشأ ایلاتی یکسان و مشترکی دارند. قبل از اسلام، دین مردم ناحیه وسیع رودان که بین ولایت کرمان و فارس قرار داشت، زردتشتی بود. بزرگانی به این ناحیه آمدند و مردم را به اسلام دعوت کردند، از جمله عبدالله‌بن اسحاق که در زمان مستعین در قرن دوم به این ناحیه آمد، در رودان با خوارج جنگید و همراه محمد‌بن عبدالله‌بن طاهر مردم رودان را به اسلام دعوت کرد (یعقوبی، ج2، بی‌تا: 598؛ خطیب، 1330: 158، پانویس1). در منابع معتبر از فتح جیرفت و نواحی میان آن تا هرمز که رودان نیز از توابع آن‌ها به‌شمار می‌رفت. سخن رفته است. این مناطق در سال‌های خلافت عثمان و به‌دست مجاشع‌بن مسعود فتح شده بود (بلاذری، 1866: 392-391).

 

 

رودان در سده ششم از لحاظ آبادانی و بزرگی با ابرقوه برابری می‌کرده است؛ شهری که منبر داشت و در آن خطبه می‌خواندند و نماز جمعه برگزار می‌شد. یاقوت حموی از قول اصطخری آن را ناحیه‌ای به‌طول شصت فرسخ (360 کیلومتر) ذکر کرده است. در نتیجه با توجه به وسعت و گستردگی ناحیه رودان می‌توان دو رودان (رفسنجان کرمان و هرمزگان) را تقریباً نواحی مجاور یا خیلی نزدیک به هم دانست

 

در دوره اسلامی رودان شهری در مرز پارس و اسپاهان (حدود‌العالم، 1340: 136)، رکن شرقی اقلیم پارس یا حد فاصل کرمان و فارس (ابن بلخی، 1374: 121) و به‌عنوان ناحیه یا شهری بزرگ، مستحکم و تسخیر‌ناپذیر با آبادی‌های متصل به هم وصف شده (اصطخری، 1927: 126، ابن حوقل، 1938: 280؛ حدود‌العالم، 1340: 136-104) که دارای قلعه‌ای محکم و استوار، هشت دروازه، مسجد جامع و قنات بود که اسکافیان (پیروان محمد‌بن عبدالله اسکافی) و معتزله در آن ساکن بودند (مقدسی، 1877:‌ 438، 443). رودان در سده ششم از لحاظ آبادانی و بزرگی با ابرقوه برابری می‌کرده است (ادریسی، ج1، 1409: 431-427)؛ شهری که منبر داشت و در آن خطبه می‌خواندند و نماز جمعه برگزار می‌شد (دمشقی، 1865: 176)، یاقوت حموی از قول اصطخری آن را ناحیه‌ای به‌طول شصت فرسخ (360 کیلومتر) (اصطخری، 1927: 98، یاقوت حمودی، 1866: ذیل موضوع) ذکر کرده است. در نتیجه با توجه به وسعت و گستردگی ناحیه رودان می‌توان دو رودان (رفسنجان کرمان و هرمزگان) را تقریباً نواحی مجاور یا خیلی نزدیک به هم دانست.

رودان گاهی تابع ایالت کرمان و گاهی تابع ایالت فارس بود. نام رودان، حداقل از قرن چهارم در منابع به‌عنوان یکی از توابع ولایت کرمان آمده است (ابن حوقل، 1938: 263 و 280؛ مقدسی،1877: 438-437؛ یاقوت حموی، 1866: ذیل موضوع). ولایت کرمان از طرف جنوب تا کناره‌های تنگه هرمز و دریای عمان گسترش داشت که ابن حوقل و ابن فقیه حدود آن را این‌گونه بیان کردند: شرق آن، متصل به سرزمین مکران و غرب آن، ولایت فارس، شمال آن، خراسان و جنوبش به دریای فارس منتهی می‌شد (ابن‌حوقل، 1938 :‌266؛ قزوینی، 1998: 247). در حقیقت قسمت اعظم استان هرمزگان و به عبارتی رودان امروزی نیز، جزء ایالت کرمان به‌حساب می‌آمد.

ظاهراً در نیمه اول قرن چهارم در تقسیمات سیاسی حکومت آل‌بویه این ولایت از کرمان جدا و به ایالت فارس ملحق شد (اصطخری،1927: 101؛ مقدسی، همان). اما در دوران حکومت آلب‌ارسلان سلجوقی (465-455) که ایالت کرمان به قاوُرد (466-442) سپرده شد، بار دیگر رودان به تابعیت ایالت کرمان درآمد (ابن بلخی، 1374: 121؛ عبداللهی‌نیا، 1384: 67-66). در سال 583 ق لشکر‌ غُز به کرمان و رودان تسلط یافتند و در زمان حکومت ترکان بر کرمان در سال 683 ق سلطان جلال‌الدین تا سرحد کرمان پیش‌ رفت و اشراف کرمان، رودان را به وی تفویض کردند (ابن بلخی، 1374: 121؛ شاه بلخی، قسم دوم، 1373: 699-698، منشی کرمانی، 1362:‌ 18، 55 و 59). در سال 713 ق جنگ سختی در رودان اتفاق افتاد که مردم بسیاری کشته شدند و بسیاری نیز از دیار خود به اطراف گریختند و دیگر بازنگشتند (فرمانفرما، 1380:‌370). در دوره حکومت آل مظفر، سپاه محمد مظفر مبارز‌الدین در سال 741 بر کرمان و رودان رفسنجان مسلط شد ( مؤلف ناشناخته، تاریخ شاهی، 1355: 66؛ باستانی پاریزی، ج نخست، 1365: 96). نام رودان همچنان تا قرن هشتم به‌عنوان یکی از ولایات کرمان در منابع آمده است، اما ظاهراً جنگ بین امیر مبارز‌الدین محمد مظفر (حک: 765-713) با یکی از یاغیان در سال 746 ق در این منطقه (حافظ ابرو، ج1، 1375: 174) و به‌ویژه تاخت و تاز شاه منصور (حک: 795-793) از شاهان آل مظفر (باسورث1، 1996: 264) در حدود سال 794 ق ویرانی ولایت را در پی داشت (کتبی، 1364: 132؛ حافظ ابرو، 1375 : ج3، 125؛ مستوفی بافقی، ج1، 1385: 156). از آنجا که آبادانی شهرهای بیابانی به تأمین امنیت راه‌های بازرگانی وابسته بود و به‌دلیل هجوم اقوام از اطراف از جمله قوم بلوچ، هر روز از کاروان‌های تجاری که راهی فارس، سیستان و سپاهان بودند و از رودان می‌گذشتند و چهره تجاری به شهر می‌دادند، کاسته شد و این رکود به تدریج موجب کاهش جمعیت و انحطاط رودان شد که زوال آن تقریباً از قرن پنجم شروع شده بود (عبداللهی‌نیا، 1384: 60).

همچنین از نظر جغرافیایی، رودان رفسنجان در منطقه خشک و کویری قرار داشت که اطراف آن و سراسر ناحیه از سمت شمال، شرق و شمال غربی را تپه‌های ریگ روان فرا گرفته بود. حرکت و  جابه‌جایی این تپه‌های ریگ روان تحت‌تأثیر بادهای شدید پاییز و بهار شهر را تهدید می‌کرد. از سده هفتم به بعد این عامل باعث افول شهر و کاهش جمعیت شد که تا قرن دهم ادامه یافت. مردم که از حرکت این ریگ‌ها به ستوه آمده بودند به تدریج آنجا را ترک و به نقاط دیگر کوچ کردند. احتمالاً طوفان کم‌سابقه ریگ ‌روان، قسمت عمده شهر را پوشاند و در خود مدفون کرد. بدین ترتیب شهر رودان (رفسنجان) از قرن نهم و دهم هجری در اثر پیشروی شن‌های روان به مرور از صفحه تاریخ محو شد (بهرامی احمدی، 1371: 59 و 73-72). بنابراین به نظر می‌رسد عوامل طبیعی (حرکت ریگ‌های روان) در کنار عوامل انسانی چون جنگل‌ها، تهاجمات، غارتگری‌ها و رویداد‌های تاریخی، بزرگ‌ترین علت ناپایداری و مهم‌ترین عامل زوال رودان رفسنجان بوده است که موجب از بین رفتن آن و مهاجرت مردم شد (عبداللهی‌نیا، 1384: 114 و 176-175).

 

با استناد به تألیفات مختلف مربوط به تاریخ ایران در قرن هشتم که از رودان کرمان (رفسنجان) یاد کرده‌اند (معلم یزدی، 1326: 226؛ کتبی، 1364: 46, 64 و 132؛ حافظ ابرو، ج1، 1375: 160، 244، 265 و 479 ؛ همو،ج2: 1380: 300؛ ج3، 163و 179؛  نطنزی،1383: 147؛ سمرقندی، ج1، 1353: 227 و 292؛ خواندمیر، ج3، 1333: 289) از قرن دهم به بعد نامی از رودان  رفسنجان در منابع نمی‌یابیم. احتمالاً بعد از مدفون‌شدن رودان زیر ریگ‌های روان ، باقی مردم رودان رفسنجان از جمله تجار به‌خاطر تجارت یا عشایر و طوایف در جست‌وجوی مرتع برای دام یا شرایط طبیعی نامناسب منطقه خشک و کویری به نواحی اطراف مهاجرت کردند و در آن‌جا ساکن شدند. گرچه رودان رفسنجان تخریب شد و از بین رفت، ولی واژه‌های ولایت، بلوک و ناحیه یعنی منطقه رودان که شامل رودان هرمزگان هم می‌شد بخش وسیعی را در بر می‌گرفت، چرا که  از رودان تحت عنوان بلوک و ناحیه هم نام برده شده است (کیهان، ج دوم،1311: 234؛ شوارتس،1372: 245).

چند سال پس از سقوط صفویان در گیرودار تاخت‌و‌تاز افاغنه در ایران، از رودان در گزارش‌های کارکنان شرکت هند شرقی هلند یاد شده است. طبق این گزارش‌ها، در سال 1140 ولایت رودان با هجوم لشکر افغان مورد تاراج قرار گرفت و همچون دیگر نواحی آن حدود، بسیاری از اهالی آن به بردگی درآمدند و در بندرعباس به فروش گذاشته شدند (فلور،1367: 48، 58،60، 116، 121و130). در واقع، بقایای ولایت رودان که رودان هرمزگان را شامل می‌شده، پابرجا بوده است.

 

در دوره قاجاریه (1343-1210)، ولایت رودان به همراه منطقه احمدی، در مجموع یکی از بلوکات لارستان فارس به حساب می‌آمد. در سال 1226 که بندرعباس و آبادی‌های اطراف آن به سلطان مسقط به اجاره داده شد، زمینه جدایی رودان از لارستان نیز فراهم آمد. در سال‌های بعد، حاکم عرب بندرعباس با پرداخت هزینه بیشتر، رودان و احمدی را به قلمرو خود ضمیمه کرد. این وضع تا اوایل دوره ناصرالدین‌شاه (1313-1264) ادامه داشت. اما در 1270 که دولت ایران خواست این مناطق را به تاجری از اهالی شیراز اجاره دهد، میان سلطان مسقط و دولت ایران جنگی درگرفت که در نتیجه آن، اعراب مسقطی از این مناطق اخراج و بار دیگر رودان و احمدی به لارستان الحاق شد. در نزاع بین طرفین، قلعه کُمیز رودان که اعراب مسقطی در آن پناه گرفته بودند، ویران شد (خورموجی، 1344، 131 و 136-134؛حسینی فسایی، ج1382،1: 804-801). عبدالله‌خان، پسر سردار ایروانی محمد‌حسن خان در 1270 به دستور ناصرالدین‌شاه، سپاهی به فرماندهی امام علی‌خان و کمک رضاقلی‌خان به رودان گسیل داشت و آن‌جا را تسخیر کرد (احمدی کرمانی،1371 :96).  در آن سال‌ها، بلوک رودان و احمدی شامل 21 آبادی بود که بر مسیر یکی از راه‌های مواصلاتی بندرعباس به شهرهای ایالت کرمان واقع بود (آبوت2 ،1855: 54؛ اسمیت3، 1867: 233- 231؛ حسینی فسایی، ج2، 1382: 1349-1348). سپس رودان در 1291ش جزء متصرفات میرزامحمد فسائی شد (حسینی فسائی، ج 1، 784:1382).

 

 

از طرفی پسوند «کان» ممکن است صورت تغییر‌یافته‌ای از کهن به معنای قنات و کاریز باشد، چرا که از گذشته‌های دور در رودان، قنات‌های متعددی وجود داشت. هم‌چنین برخی معتقدند «رودکان» ممکن است منسوب به رودی باشد که از کوه‌های معدن سرچشمه می‌گرفته است، هم‌چنین  «کان»  اغلب  به معنای معدن نیز هست و احتمالاً به‌دلیل وجود معادن متعدد، از جمله معدن فاریاب، کرومیت، گوگرد، منگنز، پنبه نسوز، آهن و نفت  که از گذشته در این شهرستان وجود داشته ، این نام به آن اطلاق شده است

 

رودان در تقسیمات کشوری 1316 با نام دهستان رودان احمدی در استان جنوب و شهرستان عباسی قرار داشت و در 1323جزء استان هشتم بندرعباس در بخش میناب بود (ایران، قانون تقسیمات کشوری 1316: 5 و7؛ جغرافیا و اسامی دهات کشور، ج 1329،2: 402 و 411)  و در 1325 رودان احمدی بلوکی در ولایت فارس بود (کیهان، ج2، 1311: 236). سدیدالسلطنه در این‌باره آورده است: «احمدی و رودان سابقاً جزء بندرعباس بوده است که در روزگار وی به همراه سبعه‌جات ضمیمه فارس و جزو تیول قوام‌الملک گردید.» (ص 246). بلوک رودان و احمدی تا اواخر دوره رضاخان پهلوی همچنین جزئی از استان فارس به‌شمار می‌رفت (سدیدالسلطنه کبابی، 1363: 588-577). و در سال‌های 1345 و 1355ش رودان  دهستانی در استان فرمانداری کل ساحلی بنادر و جزایر خلیج فارس به حساب می‌آمد. (ایران، وزارت کشور، تقسیمات کشوری 1355: 27، اصلاح عربانی،1345: 484). در تقسیمات کشوری آن زمان بیشترین گستره استان هرمزگان تا سال 1345 در محدوده استان کرمان قرار داشت. در سال 1346 هرمزگان از استان کرمان جدا شد. رودان در 1365 دهستانی در بخش رودان احمدی در شهرستان میناب و تابع استان هرمزگان بود (ایران، فهرست واحدهای تقسیمات کشوری 1365: 20؛ رزم‌آرا، 1355: 128). با توجه به اوضاع سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و همچنین گستره جغرافیایی و افزایش میزان جمعیت، رودان در اسفند 1368 با مرکزیت شهر دهبارز به شهرستان تبدیل شد (ایران، وزارت کشور، نشریه تاریخ تأسیس عناصر و تقسیمات کشوری 1382: ذیل «استان هرمزگان»؛ فرهنگ جغرافیایی آبادی‌های استان هرمزگان، ج6، 5:1383). با ایجاد تغییرات جدید در دو دهه اخیر، این شهرستان اینک متشکل از چهار بخش و نیز سه شهر دهبارز، بیکاه و زیارتعلی است (وزارت کشور، نشریه تاریخ تأسیس شهرها، 1390: ذیل «استان هرمزگان).

رودان به معنای رفت‌و‌آمد کردن همسایگان، آرام نگرفتن، جست‌وجو کردن زمین برای آب و علف به‌منظور فرود آمدن در آن است (دهخدا، 1377: ذیل واژه). این مفهوم به ویژگی عشایری و تجارت رودان اشاره می‌کند، چرا  که  بیشتر جمعیت  رودان ایلات و عشایر کوچ‌رو بودند که به دنبال دام خود و در جست‌وجوی مرتع به ییلاق و قشلاق می‌پرداختند. رودان در فصل زمستان یکی از مناطق قشلاق برای عشایر کوچنده از استان کرمان بوده و هر ساله عشایر پهنه‌های وسیعی از این منطقه را به‌عنوان قشلاق تحت قلمرو خود دارند. عشایر کوچ‌رو شامل طوایف و تیره‌های سلیمانی، آینه‌ای، جبال بارزی، لری، بلوچ، غربا، کوهشاهی، مهنی، کمانچی، سنجری، نوشادی، کوچی و  قتلو هستند و از مناطق ییلاقی بردسیر، جیرفت و بافت کرمان به مناطق قشلاقی و گرمسیری رودان استان هرمزگان کوچ عمودی دارند. هم‌چنین رودان محل قشلاق ایل عرب از ایلات خمسه فارس است. چادرنشینان ایل عرب نیز بخشی از فصول سرد سال را در رودان می‌گذرانند. رودان در طول تاریخ گذرگاه قبایل مختلف از سواحل خلیج فارس به‌سوی فلات داخلی به‌ویژه کرمان بود (حسینی فسائى، ج2، 1382: 1578-1576؛ دومورینی ، 1375: 33، 36 ؛  فرهنگ آبادیهای استان هرمزگان شهرستان رودان، ج6 ،1383: 20؛ مرکز آمار ایران، نتایج سرشماری اجتماعی ـ اقتصادی عشایر کوچنده کل کشور‌، 1377: 160).

امروزه در شهرستان رودان هرمزگان، ایلات جبال بارزی، رائینی، مهنی، کماچی‌سنجری، پشتکوهی غَربا و طوایف مستقل سالاری، لورَک و سبزی‌بلوچ زندگی می‌کنند. وجود قبایل مشترک از جمله قرائی، کماچی سنجری، لری کوه‌پنجی، لورک، مهنی، کوهشاهی، رائینی، عرب بدوئی، غربا، بلوچ، بوجاقچی، افشار، امیری کوه‌ینجی، سالاری و پشتکوهی در رودان هرمزگان و استان کرمان نیز نشان می‌دهد که ایلات رودان کرمان (رفسنجان) به نواحی ساحلی خیلج فارس و رودان هرمزگان ییلاق و قشلاق داشته‌اند و این ملاک یعنی ییلاق و قشلاق و کوچ عشایر پیوند جغرافیایی و فرهنگی این دو رودان را اثبات می‌کند (مرکز آمار ایران، نتایج سرشماری اقتصادی اجتماعی عشایر1377: همان‌جا، ستوده،1385: 38، 49، 84، 97، 123، 239، 271، 272، 335، 349، 360، 407، 416، 441، 444 و480).

همچنین از حدود هزاره سوم قبل از میلاد میان شهرهای کویری و سواحل خلیج فارس ارتباط بازرگانی وجود داشت. عامل اصلی رونق رودان رفسنجان در گذشته نیز تجارت، واقع شدن در گذر راه‌ها و مسیرهای کاروان‌رو بود. ناحیه رودان  در روزگار باستان در مسیر دو جاده مهم لاجورد (جاده ادویه) و ابریشم قرار داشت و رونق اقتصادی آن مدیون این موقعیت جاده‌ای بود. جاده انحرافی ابریشم از مرکز ایران تا خلیج فارس امتداد داشت و جاده  لاجورد یکی از مهم‌ترین مسیر‌های حمل‌و‌نقل کالا و جایگاهی برای مبادلات تمدنی و فرهنگی محسوب می‌شد که بلخ و سیستان را به‌ هم متصل می‌کرد و تا فارس ادامه داشت (بهرامی احمدی،1371: 14-13و 66-65؛ عبداللهی‌نیا، 1384: 58،8). در حقیقت، رودان در طول تاریخ در محل تلاقی راه مواصلاتی سه ولایت فارس، کرمان و یزد  (ابن بلخی، 1374: 161؛ رزم‌آرا، 1355: 74) در مسیر تجاری بین ایالت کرمان و مراکز تجاری خلیج فارس بر سر راه‌های کرمان، سیستان و بلوچستان و یزد قرار داشته است (باستانی پاریزی، مقدمه سلجوقیان و غز در کرمان، 1365: 12؛   اسمیت3، 1867: 233- 231 ؛ عبداللهی نیا، 1384: 24).

همچنین جَغین در بخش مرکزی شهرستان رودان هرمزگان واقع در کنار رودخانه رودان، بِرَنطین(برنتین) کنار رودخانه میناب (جعفری، ج 3،1368: 177و334 ) و کُمیز (کومین) سه مکان تاریخی در شهرستان رودان هرمزگان هستند که در مسیر راه‌های بازرگانی هرموز کهنه به جیرفت واقع شده بودند و اقتصاد آن‌ها مبنی بر راهداری و تجارت بود که در گذشته قلعه‌هایی برای مراقبت از مسیرهای تجاری، به‌ویژه در کمیز احداث شد (خورموجی،ج2، 1344:‌ 134). امروزه شهرستان رودان هرمزگان نیز در مسیر ارتباطی بندرعباس و میناب به کهنوج و منوجان کرمان قرار گرفته است (اطلس راه‌های ایران، 1374: 103 ـ 102) . ناحیه رودان جزء  هرمز باستانی سپس  ایالت کرمان بوده است که ایالت کرمان منطقه وسیعی را تا خلیج فارس در بر می‌گرفت. رودان امروزی نیز از سمت شمال و شرق با استان کرمان هم مرز و مجاور است بنابراین موقعیت جغرافیایی، تقسیمات اداری و ایالتی آن زمان، موقعیت مواصلاتی و ارتباطات تجاری این دو رودان نشانگر تحکیم پیوند و اتحاد جغرافیایی این دو رودان در گذشته‌های دور است. طبق  این شواهد احتمال اینکه این دو رودان در یک ناحیه واحد و وسیع (هرمزباستانی، ایالت کرمان یا ولایت فارس) بوده باشند، تقویت می‌‌شود.

نام رودان که به آن رودکان نیز می‌گفته‌اند، دلالت بر وجود رودهای بسیار در این ناحیه نیز دارد. وجود رودخانه‌های مختلف‌، سیل‌گیر بودن منطقه و امکان طغیان سیل موجب این‌گونه نام‌گذاری‌ها شده و نشانگر عصری از تاریخ است که در این منطقه اندیشه احترام به آب،  پرستشگاه‌های متعدد از آناهیتا، ایزد آب، باران و فراوانی وجود داشته است (عبداللهی،1384: 35). در گویش بومی نیز رودان را رودُن5 می‌گویند که معنای آن همان رودان یا رودها و جمع رود است. رود رودان از جمله رودهای مهم این ناحیه، تنها رود دائمی شهرستان رودان هرمزگان است که  از حوضه سریج ـ بندرعباس خلیج‌فارس و دریای عمان به طول 40 کیلومتر از کوه سروستان در 84 کیلومتری شمال غرب کهنوج سرچشمه گرفته، در جهت شمال شرق به جنوب غرب در شهرستان رودان جریان دارد و به رود میناب می‌ریزد. رود جغین رود دیگری است که در شهرستان رودان جریان دارد و به رود میناب می‌پیوندد (فرهنگ جغرافیایی رودهای کشور،ج4، 1384: 232؛ جعفری، ج2،  1368: 242؛ معتمدی ،1380: 59). از شعبه‌های رودخانه رودان، کندر، بَهادُرَک، سَرکهَنان، شور، رهبران و زوئیه است. علاوه بر رود، قنات‌ و چا‌ه‌ها از دیگر منابع آبی این شهرستان هستند که برای کشاورزی استفاده می‌شوند (فرهنگ جغرافیایی آبادی‌ها، ج 123، 1362: 88 ـ 87). رودان به برکت زمین حاصل‌خیز، برخورداری از طبیعتی سرسبز و آب فراوان رودخانه‌ای که از میان آن می‌گذرد،  از دیرباز مورد توجه بوده است و به همین دلیل نیز مکان‌های زیستی در آن شکل گرفته‌اند، الف و نون نشان آبادانی و جایی است که آب و میوه فراوان دارد (بهرامی احمدی،1371: 42).

از طرفی پسوند«کان» ممکن است صورت تغییر‌یافته‌ای از کهن به معنای قنات و کاریز باشد، چرا که از گذشته‌های دور در رودان، قنات‌های متعددی وجود داشت. همچنین برخی معتقدند «رودکان» ممکن است منسوب به رودی باشد که از کوه‌های معدن سرچشمه می‌گرفته است، همچنین  «کان»  اغلب  به معنای معدن نیز هست و احتمالاً به‌دلیل وجود معادن متعدد، از جمله معدن فاریاب، کرومیت، گوگرد، منگنز، پنبه نسوز، آهن و نفت  که از گذشته در این شهرستان وجود داشته، این نام به آن اطلاق شده است (دهخدا،1377: ذیل «کهن»؛ فرهنگ جغرافیایی آبادی‌ها، ج 123، 1362: 17 و 88 ـ 87 ؛ فرهنگ جغرافیایی آبادی‌ها، ج، 6. 1383: 22؛ معتمدی، 1380: 73-70؛ عبداللهی‌نیا،1384: 22).

علاوه بر این دو رودان، «رودان» نام شهری کوچک در سیستان است که در بین راه سَراوان به بُست واقع بود (اصطخری،1927: 238، 248؛ حدودالعالم،1340: 104). «رودان» همچنین نام روستایی در ولایت خوارزم است (یاقوت‌حموی،1866: ذیل موضوع).

 

 نتیجه‌گیری

مطالعه جغرافیای تاریخی مناطق و شهرها، امکان شناخت توان‌های بالقوه و بالفعل آن‌ها در گذشته را  به‌منظور احیا، برنامه‌ریزی و استفاده از پتانسیل این مکان‌ها فراهم می‌کند. در این مطالعه، ملاک‌های طبیعی و انسانی نظیر شرایط جغرافیایی و طبیعی‌، آب و هوا، منابع آب، رود، کوه، مراتع، مهاجرت، کوچ عشایر، وجود نام‌ها، ایلات و گویش مشابه در دو رودان نشان می‌دهد که این دو رودان، یعنی رودان رفسنجان و رودان هرمزگان، به‌ویژه به‌دلیل موقعیت جغرافیایی و مواصلاتی از دیرباز، ارتباطات تجاری، مراودات فرهنگی، اتحاد و پیوستگی جغرافیایی و تاریخی داشتند. شرایط نامناسب طبیعی و کویری، حرکت ریگ‌های روان و خشکی اقلیم رودان رفسنجان موجب مهاجرت تدریجی مردم به اطراف و احتمالاً رودان هرمزگان شده است. هم‌چنین خصلت عشایری مردم، کوچ و ییلاق –  قشلاق عشایر کرمان به رودان نیز موجب سکونت تدریجی آن‌ها در رودان هرمزگان شده است. بنابراین شواهد و مدارک نشان می‌دهد که از گذشته‌های دور بین دو رودان پیوند جغرافیایی - تاریخی و فرهنگی وجود داشته است، به‌طوری که  این دو رودان تحت تابعیت و تقسیمات اداری و ایالتی یک منطقه جغرافیایی هرمز باستانی، ایالت کرمان یا فارس بودند.

 

 

 

پی‌نوشت‌ها

1. Bosworth

2. Abbott

3. Smith

4.  Rudon

 

 

منابع

1. ابن‌بلخی(1374). فارسنامه ابن بلخی، براساس متن مصحح ستبرغ و نیکلت. به کوشش منصور رستگار سنایی. شیراز: بنیاد فارس‌شناسی.‏

2. ابن حوقل،  (1938). صورئ‌الأرض، چاپ کرامرس،لیدن.

3. ابن فقیه، احمد‌بن محمد همدانی(1967). مختصر البلدان، لیدن، طبع بریل.

4. احمدی کرمانی، یحیی (1371). فرماندهان کرمان. تصحیح محمد ابراهیم باستانی پاریزی، تهران.

5. ادریسی، محمدبن محمد (1409)، نزهئ المشتاق فی إختراق الآفاق، بیروت.

6. اقبال آشتیانی، عباس (1368). مطالعاتی در باب بحرین و جزایر و سواحل خلیج فارس، تهران: مجلس.

7. اطلس جامع گیتاشناسی (88 ـ 87 (1387 ). مؤسسه جغرافیایی و کارتوگرافی گیتاشناسی.

8. اطلس راه‌های ایران (1374). سازمان جغرافیایی و کارتوگرافی گیتاشناسی.

9. اصطخری، ابراهیم‌بن محمد  (1927). المسالک و الممالک. بیروت،

10. اصلاح عربانی،  ابراهیم (1345). راهنمای شهرهای ایران، تهران.

11.ایران، وزارت کشور، (1316).  قانون تقسیمات کشوری و وظایف فرمانداران و بخشداران. تهران.

12. ایران، وزارت کشور (1355). تقسیمات کشوری.

13.ایران، وزارت کشور(1365).   فهرست واحدهای تقسیمات کشوری.

14. ایران، وزارت کشور(1382)، نشریه تاریخ تأسیس عناصر و تقسیمات کشوری.

15.ایران، وزارت کشور(1385). نشریه عناصر و واحدهای تقسیمات کشوری.

16. باستانی پاریزی، محمد ابراهیم(1354). «برزکوه»، مجله هنر و مردم، تیر و مردادماه، شماره 154-153، ص183-170

17. باستانی پاریزی، محمد ابراهیم(1365)، وادی هفت‌واد، بحثی در تاریخ اجتماعی و آثار تاریخی کرمان. ج نخست، دانشگاه تهران.

18. بلاذری، احمدبن یحیی؛ (1866).فتوح البلدان. لیدن.

19. بهرامی احمدی،  حمید (1371). «شهرهای گمشده». پژوهشی در جغرافیای تاریخی رفسنجان. تهران.

20. پازوکی طرودی، عبدالکریم و شادمهر، ناصر (1384). آثار ثبت شده ایران در فهرست آثار ملی. تهران.

21. جعفری، عباس (1368). رودها و رودنامه‌های ایران. ج دوم، تهران: گیتاشناسی.

22. جعفری، عباس (1369)، کوه‌ها و کوه‌نامه‌های ایران. ج سوم، تهران: گیتاشناسی.

23. جغرافیا و اسامی دهات کشور(1329).  چ2، وزارت کشور، اداره کل آمار و ثبت احوال، ج2، استان‌های 7،6،5 و 8.  تهران.

24.حافظ ابرو، عبدالله (1375). جغرافیای حافظ ابرو، تهران.

25. همان (1380)، زبدئ التواریخ. تصحیح سیدکمال حاج سیدجوادی‏. تهران‏.

26. حدودالعالم من‌المشرق الی‌المغرب، (1340). چاپ منوچهر ستوده، تهران.

27.حسینی فسایی،  میرزا حسن(1382)، فارسنامه ناصری. چاپ منصور رستگار فسایی‏. تهران: امیرکبیر.

28. خطیب، سعید(1330). تذکرئ‌الاولیاء یا مدارات کرمان. محرابی کرمانی، سید‌محمد هاشمی کرمانی، و حسین کوهی. تهران.

29. خواندمیر، غیاث‌الدین‌بن همام‌الدین (1333). تاریخ حبیب السیر فی اخبار أفراد البشر. چاپ محمد دبیر سیاقی. تهران.

30. خورموجی، محمدجعفر(1344)، حقایق‌الاخبار ناصری. چاپ حسین خدیوجم، تهران.

31. رزم آرا ،حسینعلی(1355). فرهنگ جغرافیایی ایران(آبادی‌ها). تهران، 1339-1338.

32. دمشقی، عبدالله (1865). نخبئ الدهر فی عجائب البر و البحر. طبع فی مدینئ بطربوع المحروسئ فی مطبعئ الأکادمیئ الامبراطوریئ.

33. دومورینی، گوستاو(1375). عشایرفارس (اصلاحات اداری). ترجمه جلال‌الدین رفیع‌فر. تهران.

34. دهخدا، علی اکبر(1377). لغت نامه. زیر نظر محمد معین و جعفر شهیدی. تهران.

35. صداقتی، محمد (1391). «تعیین حدود مغستان، خاستگاه ملوک هرموز». پژوهش‌های تاریخی دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه اصفهان، دوره جدید، سال چهارم، شماره سوم، پیاپی، 15، پاییز، صص96-86.

36. طبری، محمد‌بن جریر(1387). تاریخ طبری. بیروت.

37. عبداللهی‌نیا، علی(1384). تاریخ رفسنجان،کرمان. مرکز کرمان شناسی.

38. سدید‌السلطنه، محمد‌علی‌خان(1371)، سرزمین‌های شمالی پیرامون خلیج ‌فارس و دریای عمان درصد سال پیش (1332ـ 1324ق)، مغافی التالی و منار الیالی، به کوشش احمد اقتداری. تهران.

39. سدیدالسلطنه کبابی، محمدعلی (1363)، بندرعباس و خلیج فارس «اعلام الناس فی احوال بندرعباس». چاپ احمد اقتداری، تهران.

40. ستوده، منوچهر(1340). نامنامه ایلات و عشایر و طوایف. تهران مرکز دائرئ المعارف بزرگ اسلامی.

41. سمرقندی، عبدالرزاق (1353). مطلع‌سعیدین و مجمع بحرین. به کوشش عبدالحسین نوایی. تهران.

42. شاه بلخی، محمدبن‌خاوند (1373). روضئ‌الصفاء ج 4، 5 و 6. شاه بلخی معروف به میرخوند تلخیص عباس زرناب. تهران.

 43. شوارتس، پاول(1372). جغرافیای تاریخی فارس، ترجمه کیکانوس جهانداری. تهران: انجمن آثار و مفاخر فرهنگی.

44. فرهنگ جغرافیایی آبادی‌های کشور جمهوری اسلامی ایران (1363)، ج 123، میناب. تهران.

45. فرهنگ جغرافیایی آبادی‌های استان هرمزگان (1383)، ج6، شهرستان رودان. تهران.

46. فرهنگ جغرافیایی رودهای کشور (1384)، ج4. تهران: سازمان جغرافیایی نیروهای مسلح.

47. فلور،  ویلم(1367)، «اشرف افغان بر تختگاه اصفهان (روایت شاهدان هلندی)». ترجمه ابوالقاسم سری. تهران: کیهان.

 48. مسعود (1311)، جغرافیای مفصل ایران، ج دوم. تهران.

49. فرمانفرما، فیروز میرزا (1380). سفرنامه کرمان و بلوچستان، تهران: اساطیر.

50. قزوینی، زکریا( 1998). آثار البلاد و اخبار العباد قزوینی. بیروت .

51. کتبی، محمود ‏(1364). تاریخ آل‌مظفر، تصحیح عبدالحسین نوایی‏، چ2. تهران‏.

52. مرکز آمار ایران (1377). نتایج سرشماری اجتماعی اقتصادی عشایر کوچنده کل کشور 1377.

53. مرکز آمار ایران(1382). نتایج تفضیلی سرشماری عمومی کشاورزی استان هرمزگان، 1382.

54. مستوفی بافقی، محمد مفید(1385)، جامع مفیدی، تصحیح ایرج افشار.تهران.

55. معتمدی، عبدالهادی(1380). رودان، بهشت جنوب، بندرعباس.

56. مقدسی، محمدبن احمد‌ (1877). احسن التقاسیم فی‌معرفئ‌الاقالیم. چاپ و خویه، لیدن، 1877.

57. معلم یزدی ، معین‌الدین بن جلال‌الدین محمد (1326). مواهب الهی در تاریخ آل‌مظفر. تصحیح سعید نفیسی. تهران.

58. منشی کرمانی، ناصرالدین(1362). سمط‌العلی للحضره‌العلیا،  به کوشش عباس اقبال و محمد قزوینی. تهران‏.

59. بی‌نام (1355). تاریخ شاهی. تصحیح محمد ابراهیم باستانی پاریزی‏. تهران‏.

60. نطنزی، معین‌الدین (1383)‏. منتخب التواریخ معینی‏. تصحیح پروین استخری‏. تهران‏.

61. وزارت کشور(1390). نشریه تاریخ تأسیس شهر‌ها، 1390ش، ذیل «استان هرمزگان».

62. همان، نشریه تاریخ تأسیس شهرستان‌ها ،1390ش، ذیل «استان هرمزگان».

63. یاقوت حموی(1866)؛ معجم‌الیلدان‌، چاپ فردیناند و و ستنفلد لایپزیگ، 1873-1866.

64.یعقوبی، احمد‌بن اسحاق. تاریخ یعقوبی‌، بیروت: دارصادر، بی‌تا .

65. Abbott K .E (1855), “Geographical Notes, taken during a Journey in Persia in 1849 and 1850”, Journal of Royal geographical society of London, V. 25, London.

66. Bosworth C. Edmund(1996), The new Islamic dynasties: A chronological and genealogical manual, Edinburgh.

67. Smith EUAN(1867), “Perso-Baluch Frontier mission, 1870, 1871”, Eastern Persia: An Account of the Journeys of the Persian Boundary Commission, 1870-71-72, Vol.1, London 1876.

۱۴۸۸۷
کلیدواژه (keyword): جغرافیای تاریخی، رودان، کرمان، هرمزگان، رفسنجان
نام را وارد کنید
ایمیل را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید

۲۶۹ نفر
۳۴,۱۹۸,۲۰۴ نفر
۷,۱۱۹ نفر
۱۳,۴۲۷ نفر
۲۳,۸۲۷,۷۲۱ نفر