عکس رهبر جدید
۰
سبد خرید شما خالی است.

تحلیل اصل ولایت در عرفان و تصوف اسلامی

  فایلهای مرتبط
تحلیل اصل ولایت در عرفان و تصوف اسلامی
ولایت از اصول اساسی عرفان و تصوف در همه دوره‌ها و در میان همه جریان‌های متصوفه است. ولایت، چیرگی و امامت مراد بر نفس خود و مرید در همه زمینه‌هاست. اولیا‌ء‌الله در تربیت و هدایت مرید همچون صافی، آلودگی‌های وجودی او را پاک می‌کنند. مطابق اصل ولایت، مرید بی‌چون و چرا پیرو شیخ و مراد خود است؛ زیرا «که سالک بی‌خبر نبود ز راه و رسم منزل‌ها». در عرفان و تصوف، انسان کامل صاحب ولایت و نگین انگشتر عالم آفرینش است، ولی خدا با تزکیه نفس و پالایش روح خویشتن، صاحب کرامات می‌شود. در دوره‌های انحراف و ابتذال تصوف، عده‌ای از عرفای گندم‌نمای جو‌فروش به بحث کرامات دامن زدند و خود نیز به کرامات‌سازی پرداختند.
مقدمه

مسئله ولایت یکی از مهمترین عناصر تصوّف اسلامی و از اصول بنیادین آن است. بر همین اساس در اسرارالتوحید آمده است: «مدار تصوف و طریقت بر پیر است.» (منور، 1381: 46)معنای واژگانی ولایت، نزدیکی (نسفی، 1371: 316/1) و محبت (هجویری، 1375: 266) و ولایت نیز به معنی امارت (همان:266)، سلطنت، تولیت و امامت است. همچنان که مؤلف «مجمعالبیان» آورده است، وِلایت و وَلایت مانند وِکالت و وَکالت، وِصایت و وَصایت به جای یکدیگر به کار میروند و به معنی واحد گرفته میشوند (طبرسی، 1406: 6/470). در معنای اصطلاحی نیز «ولایت آن باشد که او (ولی) را ولایت باشد بر نفس خویشتن، و بر صفات خویشتن، و بر کلام خویشتن، و سکوت خویشتن، و قهر در محل قهر، و لطف در محل لطف» (شمس تبریزی، 1377: 86-85).

نویسنده این مقاله با استفاده از روش کتابخانهای- توصیفی، اصل ولایت در عرفان و تصوف اسلامی و مسائل مرتبط با آن را به اجمال بررسی کرده و تا حد امکان کوشیده است که اطلاعات حاصل را به زبانی ساده و خلاصه بیان کند.

 

ولایت و انواع آن

تحلیل اصل ولایت در عرفان و تصوف اسلامی بحث درباره عرفان و تصوف، بدون تبیین اصل ولایت راه به جایی نخواهد برد. صوفیان نخستین چون بایزید بسطامی و ابراهیم ادهم از ولایت سخن گفتهاند اما حکیم ترمذی آن را بهصورت نظریهای نسبتاً کامل و منسجم درآورد.  (زرینکوب،38310:1).

عارفان و صوفیان در ولایت به آیه مشهور «انما ولیکم الله و رسوله والذین امنوا الذین یقیمون الصلائ و یؤتون الزکائ و هم راکعون» استناد میکنند. طبق این آیه، ولایت الهی منحصر در سه مرتبه است:

الف) حضرت حق تعالی

ب) پیامبر اسلام

ج) مؤمنین (اولیاءالله) که درکتب صوفیه تعداد آنها به صورتهای متفاوتی ذکر شده است. هجویری تعداد آنها را به شکل هرمی اینگونه ذکر میکند: «از ایشان چهار هزارند که مکتومانند و مر یکدیگر را نشناسند جمال حال خود هم ندانند و اندر کل احوال از خود و از خلق مستورند... اما آنچه اهل حل و عقدند و سرهنگان درگاه حق جلجلاله سیصدند که ایشان را اخیار خوانند و چهل دیگر که ایشان را ابدال خوانند و هفت دیگر که مرایشان را ابرار خوانند و چهارند که مرایشان را اوتاد خوانند و سه دیگرند که مرایشان را نقیب خوانند و یکی که او را قطب خوانند و غوث خوانند.  و این جمله مر یکدیگر را بشناسند  و اندر امور به اذن یکدیگر محتاج باشند و بدین، اخبار مروی ناطق است و اهل سنت بر صحت این مجتمع» (هجویری،1375: 269 ).

 

ادامه مطلب در وبگاه

 

۱۰۸۱
کلیدواژه (keyword): آموزشی,تحلیلی,عرفان,ولایت,مراد,انسان کامل,کرامت,
نام را وارد کنید
ایمیل را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید

۱۱۲ نفر
۳۲,۷۳۸,۵۰۷ نفر
۱,۱۶۰ نفر
۲۲,۶۶۲ نفر
۲۲,۶۵۰,۰۳۶ نفر