اول تا یادم نرفته بگویم هر کسی آزاد است هر چه که فکرمیکند به زبان بیاورد. این حقِ خدادادی اوست!
اما طرف مقابل هم حق دارد انتخاب کند: گوش بدهد یا گوش ندهد! یا به قولی یک گوشش در باشد و گوشِ دیگرش دروازه. حالا چرا این حرفها را گفتم؟ الان میگویم. دیروز نشسته بودم توی پارک. روی یکی از آن صندلیهای تا بُنِ دندان آهن. حتماً میدانید که از چه نوع صندلی حرف میزنم! حتماً میدانید!
دو تا نوجوان هم سن و سال شما نشسته بودند رو به روی من و مثلاً داشتند بحث سیاسی میکردند. اولی لبولوچهاش را آویزان کرده بود و طوری به دومی نگاه میکرد که با خودم گفتم عنقریب است جروبحثشان بشود و کار بیخ پیدا کند! حالا چرا اینطور فکر کردم؟ چون دومی داشت میگفت: «کشوری مثل آمریکا همه چیز توش هست! رفاه، آزادی، دلار، کار، صنعت، اختراع، و ...»
و هی داشت میگفت و من هم مثل اولی چشم از دومی برنمیداشتم. حالا چرا اولی لبولوچه آویزان بود؟ چون مثل من یا مثل خیلیهای دیگر این حرفها را بارها شنیده بود. اتفاقاً میخواستم دهن باز کنم و چیزی بگویم که اولی لبخندی انداخت کُنج لبش و گفت: «امثال کشورهایی مثل آمریکا هر چی دارند از افراد مهاجر است. چون کشوری که خوی سلطهگری دارد، بهجز تولید ابزار کشتار، مثل همان سلاحهایی که به رژیم مردمکُش صهیونیستی داده، چیز بیشتری از خودش ندارد!»
خُب! من حرف اولی را بیشتر قبول داشتم و دارم. میدانید چرا؟ چون هیج وقت یادم نمیرود همین آمریکا بود که با تجهیزات کشتار و وحشت افکنی (ترور)، چند نفر از برجستهترین دانشمندان هستهای ما را به شهادت رساند!
لابد میخواهید بگویید آمریکا نبود، صهیونیستی بود! بله با عرض معذرت میخواهم بگویم که سگِ زرد برادر شغال است. اینها ممکن است کاسهشان از هم جدا باشد، اما سفرهشان یکی است. چون قراردادی با هم دارند که نگذارند کشوری مثل ما که همه ظرفیتهای علمی را دارد، قد علم کند!
اگر هم قد علم کند، هزار و یک تهمت و افترا به آن میبندند که شما وحشت افکن(تروریست) هستید، شما ضد پیمان (کنوانسیون) فلان و بهمان هستید، شما میخواهید بمب اتم بسازید و الی ماشاالله حرفهای صد من یک غازِ دیگر!»
اصلاً چرا راه دور برویم؟ همین شهید محسن فخریزاده! برای یکبار هم که شده زندگینامهاش را بخوانید. متوجه خواهید شد که به عنوان یک نمونه از شهدای نخبه کشور ما، فقط میخواست ما را از زیر یوغ کشورهایی مثل آمریکا و گرگِ هارش، صهیونیستی نجات بدهد. البته قرار نیست در این فرصت کوتاه من فرمولهایی را که شهید فخریزاده بر اساس آنها به کشفیاتی رسیده بود، توضیح بدهم، پس اجازه بدهید در ادامه ایشان را معرفی کنم و بعد از شما بخواهم زندگی این شهید را مرور کنید. مطمئنم که تأثیر عجیبی روی شما خواهد گذاشت. متأسفانه شهید فخریزاده تا همین حالا هم که صدها مقاله و مطلب دربارهاش نوشتهاند، هنوز هم گمنام است. لذا این تو هستی که باید با دانستن و فهمیدن، و شناخت از او، به همسنوسالهای خودت معرفیاش کنی. چون فخریزاده سرمایه و گنج ناتمام معرفت علمی این مملکت بوده و هست!شهید محسن فخریزاده کیست؟ ببینید! قرار نیست صرفاً بدانیم که او زاده کجا و کجا به شهادت رسیده است؟ اصلاً اگر خودش هم در قید حیاتِ بود، با این نوع معرفی مخالفت میکرد. اما خُب نمیشود هم که چیزی نگفت!
شهید محسن فخریزاده
شهید محسن فخریزاده فروردین سال 1340 در شهر مقدس قم به دنیا آمد. هفتم آذر سال 1399 هم با شگردهای جاسوسی و طراحیهای خاص زیر نظر صهیونیستها، به درجه شهادت رسید. تحصیلاتش در رشته فیزیک بود و بعدها هم در راستای همین رشته، به تلاش در جهت تقویتِ صنایع موشکی و هستهای پرداخت. خدمات او به کشورمان قابل شمارش نیست. اما اگر نشان درجه یکِ «نصر» را عالیترین نشان علمی بدانیم، او مفتخر به دریافت این نشان شده بود!
شهید محسن فخریزاده استاد «دانشگاه امام حسین(ع)» هم بود و پژوهشهای دفاعی او از جایگاه معتبر داخلی و خارجی برخوردار است. او جزو پنج شخصیت ایرانی بود که نام و آوازهاش بین پانصد شخصیت قدرتمند جهان ذکر شده است. اما او که خاری در چشم دشمنان ایران بود، از طرف آمریکا و به این دلیل که در فعالیتهای هستهای ایران شرکت دارد، در فهرست افراد تحریمشده قرار گرفته بود!
حالا کمی کاملتر درباره این دانشمند نخبه کشورمان بدانیم: دوران کودکی او در محیطی مذهبی و علمی گذشت و از همان ابتدا در مدرسه استعدادهای علمی خود را نشان داد. علاقه او به مباحث علمی، بهویژه فیزیک و ریاضی، باعث شد که در دوره دبیرستان در این زمینهها پیشرفت کند و در نهایت تصمیم گرفت وارد رشته فیزیک شود.بعد از انقلاب اسلامی سال 1357، عضو «سپاه پاسداران انقلاب اسلامی» شد و در جبهههای کردستان به فعالیتهای فرهنگی مشغول شد.
در سال ۱۳۷۲ دوره کارشناسی ارشد مهندسی هستهای را در «دانشگاه صنعتی اصفهان» به پایان رساند و در سال 1396 موفق به دریافت درجه دکترا از «دانشگاه صنعتی امیرکبیر» شد. در سال 1376 به عضویت هیئت علمی دانشکده فیزیک دانشگاه امام حسین(ع) درآمد و پس از آن بهعنوان رئیس پردیس «دانشگاه صنعتی مالکاشتر» انتخاب شد.در سال ۱۳۹۸ در آزمایشگاه پدافند زیستی «سازمان پژوهش و نوآوری دفاعی» موفق به ساخت واکسن ایرانی کرونا شد و با این اقدام بینظیر در جریان مقابله با کرونا نقش مهمی داشت. شهید محسن فخریزاده با قرآن مجید انس داشت. از این کتاب الهی بهرههای علمی میبرد و آن را محور اختراعات و تولیدات فناورانه قرارداده بود. این دانشمند حکیم و بزرگ در فلسفه و شعر و شاعری دست داشت و در برخی از علوم و تولیدات علمی، حرف نو داشت و اهل فکر و ابتکار و نوآوری بود.
و...
شهید فخریزاده را نمیشود با این کلمههای ناقص من خواند و فهمید. نمیشود هم او را توضیح داد. پس به چند جمله اکتفامیکنم. این جملهها چکیده نظرهای دوستانش است که محسن آدمی چندوجهی بود. در همه وجه هم شجاعت و شهامت حرف اول رامیزد. اگر مدیر بود، مدیری شجاع بود که به رشد و بالندگی کشورش فکرمیکرد. او کسی بود که میخواست بین علم و دین راهی پیدا کند. در واقع فیزیک برای او دریچهای بود تا ارزشهای والای انسان را از همین مبحث پیدا کند!
خُب حرفهای من در باره شهید محسن فخریزاده، دانشمند و نخبه هستهای کشورمان، تمام نشده است. شما هم نخواهید که پایان این نوشته، پایان دانستنتان باشد. بخوانید و تحقیق کنید تا کشورمان در آینده با آگاهی و علم شما به رشد و بلوغ برسد.