چند روز پیش، در نشستی با والدین و دانشآموزان یک مدرسه، متوجه اختلاف عمیق بین نسلی در والدین و دانشآموزان، از دو بُعد نگرش و استفاده از فناوری، شدم. این اختلاف و تنش باورنکردنی زمانی بیشتر نمایان میشد که دانشآموزان میگفتند بسیاری از اوقات ناخواسته زمانی طولانی غرق در شبکههای اجتماعی میشوند و گاهی برخلاف میل باطنی، بیش از پنج ساعت از وقت مفید خود را در این شبکهها سپری میکنند. برای پیشگیری از این کار، والدین نیز به لحاظ نگرانی از آینده فرزندان خود به اقداماتی دست میزنند که چندان خوشایند فرزندان نیست و موجب ناراحتی و اختلاف در خانواده میشود؛ چرا که بخشی از این زمان، علاوه بر رعایتنشدن مسائل ارگونومیکی حفظ سلامت جسمی و روانی، صرف دریافت و استفاده محتواهای نامناسب دانشآموزان از پیامرسانها و شبکههای اجتماعی میشود.
در همین راستا، طی نشستهای مجزایی با معلمان و دبیران، سؤالهای بسیاری مطرح و درباره آنها بحث و گفتوگو شد. از جمله:
- آیا دانشآموزان باید گوشی شخصی داشته باشند یا فقط باید از گوشی مشترک با والدین استفاده کنند؟
- میزان نظارت و کنترل والدین بر مدتزمان، نحوه استفاده و محتوای مورداستفاده دانشآموزان در گوشی تلفن همراه چگونه باید باشد؟
- آیا در شرایط کنونی امکان کنترل فرزندان در فضای مجازی به شکل واقعی وجود دارد؟
- چگونه میتوان فرزندان را در استفاده صحیح از فناوریهای نوین و شبکههای اجتماعی همراهی و راهنمایی کرد؟
- چگونه میتوانیم دانشآموزان را برای زندگی پرمخاطره و مبهم آینده آماده کنیم؟
سؤالهای فراوانی از این قبیل مطرح شدند که البته همه ما در زندگی با موارد مشابه فراوانی روبهرو هستیم و بیشتر اوقات قادر به ارائه پاسخ درست و قانعکننده نیستیم. زمانی این مسائل حادتر میشود که دانشآموزان شاهد تعارض، تضاد و تفاوت دیدگاههای فراوانی نیز در این زمینه باشند. اینجاست که بحث داشتن سواد رسانه1 و سواد دیجیتال2 مطرح میشود و پرداختن به آن ضروری به نظر میرسد.
سواد رسانهای به مجموعهای از مهارتها و تواناییها گفته میشود که به افراد کمک میکنند پیامهای رسانهای را دریافت، درک، تحلیل، ارزیابی، تفسیر، تولید و منتشر کنند. همچنین، فرد توانایی تشخیص اعتبار پیامها، فهم فنهای اقناع و دستکاری، شناسایی سوگیریها و توانایی خوانش و نگرش انتقادی نسبت به محتوای پیامها را کسب کند. این مهارتها به افراد، اعم از والدین، دانشآموزان و معلمان امکان میدهد با نگاه نقاد و آگاهانه، اطلاعات منتشرشده در رسانهها (از قبیل تلویزیون، شبکههای اجتماعی، روزنامهها، فیلمها و غیره) را بررسی کنند و تحت تأثیر تبلیغات، شایعات یا اخبار جعلی قرار نگیرند.
سواد رسانهای در واقع پلی میان «مصرف منفعلانه» و «کنش فعالانه» در فضای رسانهای است. همچنین، بررسی آگاهانه و نقادانه پیامهای رسانهای، شناخت اهداف پنهان و آشکار رسانهها، محفوظ و مصونماندن از تأثیرات مخرب رسانهها، تولید محتوای مفید و مؤثر، و آمادهبودن برای تأثیرگذاری علمی و عملی در مراحل گوناگون زندگی، از مزیتهای داشتن سواد رسانهای است.
ابعاد سواد رسانه
- درک و تحلیل پیام: شناخت اهداف پنهان و آشکار پیامهای رسانهای؛
- تفکر انتقادی: توانایی تشخیص اخبار جعلی و اطلاعات نادرست از اخبار و اطلاعات واقعی؛
- شناخت سازوکارهای رسانهها: فهم نحوه تولید و انتشار محتوا؛
- مدیریت مصرف رسانهای: کنترل میزان و نوع استفاده از رسانهها؛
- تولید محتوای آگاهانه: مشارکت مسئولانه در تولید محتوا.
در کنار سواد رسانهای، سواد دیجیتال مطرح میشود. سواد دیجیتال بر ابزارها، فناوریهای دیجیتال مانند انواع دستگاهها و سختافزارها، نرمافزارها و برنامههای کاربردی و امثال آن متمرکز است. سواد دیجیتال مهارتهایی مانند کار با رایانه، گوشی تلفن همراه، رایانک، اینترنت، نرمافزارها، برنامههای کاربردی گوشی همراه، توانایی جستوجو، تولید، ویرایش و در مجموع دانش نظری و مهارتهای فنی در حوزه فناوری است.
سواد دیجیتال در واقع بهدنبال چگونگی استفاده از فناوری است، اما سواد رسانهای بهدنبال دریافت، درک، تفسیر، ارزیابی، تولید و توزیع پیام است. امروزه داشتن سواد دیجیتال از الزامات اولیه سواد رسانهای است. بر همین اساس، آموزش و ارتقای سواد دیجیتال و سواد رسانهای، بهعنوان دو بال آگاهیدهنده و مهارتبخش، برای دانشآموزان و والدین، هم از بُعد نظری و هم از بُعد عملی، بسیار ضروری است. با این حال، عصر دیجیتال با وجود داشتن مزیتهای زیاد، برای کاربران چالشهای فراوانی نیز به وجود آورده است. برای نمونه، مورد رخنه قرار گرفتن (هکشدن) اطلاعات و حملات فضای رایانهای، یکی از دغدغههای مهم والدین در استفاده فرزندانشان از دستگاههای هوشمند است. به همین دلیل، آموزش سواد رسانهای و دیجیتال در دنیای نوین فناوری امروزی یک ضرورت به حساب میآید. بر همین اساس، بعضی از مباحث و سرفصلهای آموزش سواد رسانهای و دیجیتال به دانشآموزان میتواند شامل این موارد باشد:
- حفظ هویت فردی و حریم خصوصی در فضای مجازی؛
- ارسال ایمن و صحیح پیامها در شبکههای اجتماعی؛
- نحوه به اشتراکگذاری صحیح اطلاعات در فضای مجازی؛
- شناخت بازیها، ویدئوها و برنامههای کاربردی مفید تلفن همراه؛
- آگاهی از مدت استاندارد استفاده از دستگاههای هوشمند و رایانه.
آموزش سواد دیجیتال و رسانهای مزیتهایی برای دانشآموزان به همراه خواهد داشت؛ از جمله:
- سواد دیجیتال و رسانهای زمینهساز افزایش مهارت تفکر انتقادی است و موجب میشود دانشآموزان محتوای دریافتشده از پیامرسانها را با دیدگاه انتقادی و موشکافانه بررسی، ارزیابی و نقد کنند.
- سواد رسانهای به دانشآموزان یاد میدهد محتوای نامعتبر را از محتوای معتبر تشخیص دهند. این مهارت بر قدرت تحلیل آنها میافزاید.
- سواد دیجیتال و رسانهای مسیر ایدهپردازی و خلاقیت در تولید محتوا را به دانشآموزان نشان میدهد و سطح مهارتهای زندگی در شرایط کنونی را بالا می برد.
- سواد دیجیتال و رسانهای کمک میکند دانشآموزان بیش از آنکه تأثیرپذیر باشند، تأثیرگذار شوند.
- سواد رسانهای تنها به فهم محتوا محدود نمیشود، بلکه مخاطب را به کنشگری اجتماعی بدل میکند تا در برابر شایعات و اخبار جعلی روشنگری کند.
پیشنهادها
- مدیران، معلمان و والدین باید پس از آشنایی و تسلط کامل، درباره این پدیدهها با دانشآموزان صحبت کنند، شیفتگی آنها را درک کنند و به هرگونه نگرانی بالقوه پاسخ مناسب بدهند.
- بحثهای گروهی، نقد و تحلیل آسیبها و خطرات فضای مجازی بین دانشآموزان ترویج شود.
- مهارتهای تفکر انتقادی خلاق، بهجای تفکرات اسفنجی، در دانشآموزان تقویت شود.
- دانشآموزان در راستای حفظ تعادل و اولویتدادن به تکلیف مدرسه و بهرهگیری از فناوریهای نوین در مسیر رشد و پیشرفت فردی و اجتماعی تشویق شوند.
به امید روزی که تمامی دانشآموزان سرزمینمان با داشتن دانش و مهارت کافی در سواد دیجیتال و رسانهای، آگاهانه و روشنگرانه از فضای مجازی بیشترین استفاده مطلوب را در مسیر کسب علم و دانش ببرند.
پینوشتها
1. Media Literacy
2. Digital Literacy