عکس رهبر جدید
۰
سبد خرید شما خالی است.

فاصله کلاس تا نیاز نوجوان

  فایلهای مرتبط
فاصله کلاس تا نیاز نوجوان




پرده اول

در فروردین سال 1403 دعوت شدم در مجله رشد نوجوان، صفحه‌ای با عنوان گفت‌وگو با نوجوان را تنظیم و تدوین کنم. اولین چیزی که در ذهنم نقش بست، این بود که به سراغ نوجوانان بروم و برای انتخاب موضوع‌های گفت‌وگو از ایشان کمک بگیرم. برای این منظور یک دبیرستان دوره‌ اول دخترانه در شهر اردکان و یک دبیرستان دوره اول پسرانه در شهر یزد پیشنهاد شد. به میان جمع حدود 30 نفری دانش‌آموزان رفتم و پس از معرفی خود، با ایشان طرح مسئله کردم.

دانش‌آموزان در گروه‌های سه‌نفره، 12 موضوع انتخابی خود را روی برگه‌ای نوشتند و آن را روی دیوار نصب کردند تا بتوانند موضوع یکدیگر را مشاهده کنند. سپس به گروه‌های خود بازگشتند و از بین موضوعات گروه خود و گروه‌های دیگر، هشت عنوان را که اولویت بیشتری داشتند، انتخاب کردند. در نهایت، از بین پیشنهاد‌های مدرسه‌های پسرانه و دخترانه، این 14 عنوان انتخاب شدند:

از آن پس، با موضوعات انتخاب‌شده با عنوان‌های طرح‌شده، به سراغ دانش‌آموزان نوجوان شهرهای یزد، شیراز، بم، نیشابور، بیرجند، تهران و کاشان رفتم و با ایشان گفت‌وگو کردم (این گفت‌وگوها از مهر 1403 تا اردیبهشت 1404 در رشد نوجوان به چاپ رسیده است)، این تجربه در کنار تجربه معلمی 30 ساله و تجربه همکاری دوازده ساله با رشد معلم، به جرئت می‌توانم بگویم تجربه خاص و متفاوتی بود. در بدو ورود و شروع گفت‌وگو، فضای ایجادشده سرد و غریب بود. کم‌کم اعتماد ایجاد شد و فضای امن به نوجوانان این احساس را داد که حرف‌هایشان بدون هیچ قضاوت و مداخله‌ای شنیده می‌شود.

پای درد دلشان باز شد. چه صحبت‌های نغز و نیکویی و چه طراوتی کلامشان داشت!

با اینکه سال‌ها با این دوره سنی کلاس داشتم، اما فضای گفت‌وگو با ایشان رنگ و طعم دیگری داشت. چقدر بالغانه و شنیدنی بود حرف‌هایشان!

همان نوجوانان نسل آلفا که ما در ارتباط با ایشان حیرت‌زده‌ایم!

شاید یکی از دلایلش موضوعات انتخابی خودشان بود که بر اساس نیازها و دغدغه‌هایشان تنظیم شده بود.

طبق توافقمان با سردبیر مجله رشد نوجوان، مطالب برای سه تا چهار صفحه چاپ‌شده تنظیم می‌شد، اما مگر حرف‌های این دوستان نسل آلفا پایان‌یافتنی بودند؟ چقدر از ایجاد این فضا که خودشان راهبری و مدیریت می‌کردند، احساس خوب و هیجان‌های وصف‌ناشدنی داشتند، آن‌گونه که پس از پایان زمان گفت‌وگو (حدود دو ساعت) تمایل داشتند این گفت‌وگو ادامه‌دار باشد.

از سوی دیگر، این فعالیت در فضای مدرسه، بین مدیر و معلمان نیز کار بدیع و عجیبی به‌نظر می‌رسید. انگار مدرسه قطاری است سریع‌السیر. از وقتی دانش‌آ‌موزان سوار بر آن می‌شوند، باید بی‌وقفه و پرشتاب حرکت کند تا دانش‌آموزان را به مقصد پایان سال (امتحان‌های خرداد) یا آزمون‌های سراسری ورود به دانشگاه برساند. بی‌آنکه فکری برای مسیر سفر شده باشد و به نیازهای اکنون و حالای دانش‌آموزان وقعی نهند.

غافل از اینکه دانش‌آموزان در رنج بسیار هستند و نیازهای اکنونشان نه شناخته می‌شود، نه بررسی، و نه فردی از کارکنان مدرسه صلاح می‌بیند به این موضوعات ورود کند.

 

پرده دوم

از طرف گروه ادبیات فارسی و مطالعات اجتماعی استان یزد برای برگزاری یک دوره آموزشی و توانمندسازی دبیران دعوت‌شدم. در مقدمه این دوره، که بر اساس الگوی سه‌ضلعی نهضت ارتقای کلاس و مدرسه طراحی شده بود، سکان هدایتگر آن، نوشتن هدف از جنس شایستگی است؛ یعنی نوشتن اهداف آموزشی بر اساس موضوع‌های درسی، مهارت‌های کاربردی مورد‌نیاز دانش‌آموزان آن پایه تحصیلی، نگرش در رفتارهای خاص آن سن و پایه. برای نوشتن هدف از جنس شایستگی، لازم است معلم غیر از تسلط به دانش پایه و موضوع درس، به نیازهای واقعی، چالش‌ها، عادت‌ها، مهارت‌ها و رفتارهای دانش‌آموزان کلاسش واقف باشد و آن را با درس خود بیامیزد تا دانش‌آموزان برای زندگی‌‌کردن بهتر در حال و آینده آماده شوند. از این رو، در این کارگاه، پس از معرفی خود، از معلمان حاضر در جلسه که حدود 60 نفر بودند (تقریباً به اندازه دانش‌آموزانی که قبلاً نیازهای خود را بیان کرده بودند و موضوعات مورد علاقه خود را برای گفت‌وگو در مجله نوشته بودند) خواهش کردم برگه کوچکی بردارند و پاسخ سؤال مرا روی آن بنویسند تا برگه‌ها را جمع‌آوری کنم. سؤالم این بود: به نظر شما اولویت اصلی نوجوان و نیازهایش در کلاس درس و مدرسه چیست؟ حداقل به پنج مورد به ترتیب اولویتی که صلاح می‌دانید اشاره کنید. سکوتی در سالن حکم‌فرما شد. معلمان کمی تعجب و تحیر کردند. سپس مشغول نوشتن شدند. پس از مدتی برگه‌ها جمع‌آوری شد. نوشته‌های آن‌ها برایم بسیار جالب بود.

 

تعدادی از آن‌ها را بلند‌بلند خواندم. پاسخ‌ها عجیب به نظر می‌‌رسیدند. مواردی که معلمان یادداشت کرده بودند، در این دسته‌ها تقسیم‌بندی شده‌اند:

و عبارت‌های مشابه آن‌ها!

پس از لختی تأمل، موضوع‌هایی را که دانش‌آموزان پیشنهاد داده بودند تا درباره‌شان گفت‌وگو شود، روی پرده نمایش دادم و از تجربه چندماهه‌ام که به‌صورت خاص با آن‌ها گفت‌وگو داشتم و مطالب چاپ‌شده در رشد نوجوان، گفتم.

تقریباً بین نیازهای دانش‌آموزان و پیش‌بینی معلمان ارتباط معناداری وجود داشت!

جالب است که در هر دو دسته چندان حرف جدی‌ای از نوع درس‌خواندن، نوع درس‌دادن، آزمون چندگزینه‌ای (تست‌زدن)، محتواهای آموزشی و شیوه‌های نوین نبود!

با وجود اشتراک زیاد بین نیازهای بیان‌شده، سؤال بسیار مهمی که پیش می‌آید این است:

نوجوانان عزیزمان که سرمایه‌های اصلی سرزمینمان هستند از این همه وقت و هزینه که صرف آموزش می‌شود چه عایدی‌‌ دارند؟ در این دو دهه اخیر که همه جا فقط حرف آموزش دبیر و تحول در فضای کلاس و مدرسه است، چه تغییر جدی‌ای در فضای نوجوانی رخ داده است؟

این شکاف جدی بین نیازهای نسل امروز، نظام آموزشی و معلمان و والدین بچه‌ها چگونه برطرف خواهند شد؟

 

پرده سوم

در سند تحول بنیادین آموزش‌‌و‌پرورش نقش معلم و دانش‌آموز چنین تعریف شده است:

نقش دانش‌آموز:

نقش معلم:

گفته وزیر:

این تعریف‌ها و انتظارها به نقش اکنون معلمان در کلاس درس چه ربطی دارند؟‌

آیا این انتظارها بدون کارشناسی و هدف تعریف شده‌اند؟

آیا صرفاً برای مطالعه‌اند؟

جالب است که عموم معلمان از این تعریف خبر ندارند و نقش اصلی خود را آموزش خط‌به‌خط کتاب درسی می‌دانند.

شاید هنوز یکی از عوامل این شکاف نسلی، نقش و تعریف قدیمی معلمی است که محتوای خاصی (صرفاً دانشی) باید با روش‌های محدودی به دانش‌آموزان منتقل شود. اگر تعریف‌های جدید سند را برای خود به‌عنوان معلم بپذیریم، به استفاده از روش‌های امروزی نیاز داریم که خیلی هم سخت و پیچیده نیستند و برای دانش‌آموزان جذاب‌ترند.

 

پیشنهادها برای تسهیل‌ نقش معلمی در فضای امروز جامعه آموزشی

1. استفاده از الگوهای متفاوت تدریس، غیر از شیوه سخنرانی و پرسش و پاسخ؛

2. سهیم‌کردن دانش‌آموزان در آماده‌سازی محتوای آموزشی و ارائه آن در قالب گروه‌های چند‌نفره؛

٭ تحقیق و جست‌وجو در خصوص مطالب درسی

٭ فهم و درک کامل مطالب و مطالعه دقیق آن‌ها

٭ ارائه آن به شیوه‌های متفاوت از جمله سخنرانی و سمینار، ارائه پوستر، تهیه تکه‌فیلم (کلیپ) و پادپخش (پادکست)، تهیه کار برگ آموزشی و...

3. ایجاد فرصت‌هایی برای مشارکت والدین و همراهی ایشان در بازدیدهای خارج از مدرسه، تشکیل کلاس در خارج مدرسه و به‌وجودآوردن موقعیت‌های ارتباط‌های اجتماعی و علمی؛

4. دعوت از افراد متخصص و کارشناس به کلاس درس، برای گفت‌وگو و مناظره حول موضوع‌های درسی؛

5. به‌کارگیری ابزارها و روش‌های متنوع نوشتن و مستند‌سازی به منظور تقویت مهارت‌های عمومی دانش‌آموزان برای کسب اطلاعات صحیح و تحلیل آن‌ها.

البته لازم است آموزش اولیه و اجرای این روش‌ها از دوران ابتدایی آغاز شود تا تمام دانش‌آموزان به‌صورت صحیح و اصولی با این شیوه‌ها آشنا شوند.

از طرف دیگر، نگرانی‌ اولیای مدرسه و خانواده‌ها در این دوران نسبت به آموزش فرزندان کمتر است و معلم کمتر در معرض نقد و مداخله قرار می‌گیرد.

نظام ارزشیابی توصیفی هم به انجام دقیق این شیوه‌ها کمک می‌کند و معلم می‌تواند در رشد توانمندی‌ها و افزایش مهارت‌های عملی دانش‌آموزان نقش بسزایی ایفا کند. در حال حاضر، امکانات و ابزار هوش مصنوعی به‌صورت گسترده می‌توانند نیازهای معلمان را برای به‌کارگیری این شیوه‌ها تأمین کنند.

به امید روزی که با درایت و تدبیر بتوانیم شکاف نسل‌ها را به حداقل برسانیم و فضای کلاس و مدرسه را کارآمدتر کنیم.

 


۱۵
کلیدواژه (keyword): رشد مدرسه فردا، تجربه، فاصله کلاس تا نیاز نوجوان،نسل زد، فرزانه نوراللهی
نام را وارد کنید
ایمیل را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید

۸۲ نفر
۳۲,۵۲۰,۱۱۳ نفر
۵,۹۸۴ نفر
۶,۹۶۰ نفر
۲۲,۴۶۵,۵۴۳ نفر