مقدمه
در سند تحول بنیادین با عنوان «بیانیه ارزشها» دو گزاره مهم به این شرح آمدهاند:
گزاره 7: نقش معلم بهعنوان هدایتکننده و اسوهای امین و بصیر در فرایند تعلیموتربیت و مؤثرترین عنصر در تحقق مأموریتهای نظام تعلیموتربیت رسمی کشور، از اهمیتی بسزا برخوردار است.
گزاره 12: به منزلت علم نافع، هدایتگر و توانمندساز و مقام و جایگاه عالم و معلم باید بیشازپیش توجه شود (شورای عالی انقلاب فرهنگی،139٠).
بررسی عوامل مؤثر بر پیشرفت و توسعه در جامعههای پیشرفته نیز نشان میدهد که همه این کشورها از آموزشوپرورش توانمند و کارآمد برخوردارند. تبلور آموزشوپرورش نیز در تربیت نیروهای انسانی متعهد، دانشمند، متخصص و ماهر است. سند تحول بنیادین، پس از دو گزاره اشارهشده، چهار راهکار نیز برای تبیین برنامه عمل آموزشوپرورش ارائه داده است:
- راهکار 2/1٠: تقویت انگیزه ارتقای شغلی در آنان، بر اساس نظام معیار اسلامی؛
- راهکار 3/11: ادامه تحصیل با توجه به رتبهبندی معلمان؛
- راهکار 3/11: آموزشهای ضمن خدمت؛
- راهکار 6/11: ارتقای توانمندیهای معلمان (همان منبع).
در هر کشور، شایستگیهای معلم با سند چشمانداز برنامه درسی ملی آن کشور، با نظریههای آموزش و یادگیری، با کیفیت فرهنگی، با دیدگاههای اجتماعی و نیز با رویکردهای متنوع یادگیری مرتبط است (عابدی و رضاعلی، 1395).
بهسازی و توانمندسازی معلمان
با درنظرگرفتن این شایستگیها و ترسیم مسیرهای راهبردی میتوانیم شاهد معلمی در تراز سند تحول بنیادین باشیم. معلمی که با داشتن ویژگیهای ارزشی، اخلاق اسلامی، صلاحیتهای حرفهای و اعمال روشها و فنون تدریس نوین میتواند در هدایت و زمینهسازی و بالندگی و پرورش ساحتهای گوناگون دانشآموزان، با احتساب پذیرش تفاوتهای فردی، کشف و هدایت استعدادهای متنوع فطری و پاسخگویی به نیازها، علاقهها و رغبت دانشآموز و یادگیرنده مؤثر باشد.
اما چرا مدیران باید به بهسازی و توانمندسازی معلمان توجه کنند و در برنامهریزی سالانه مدرسه خود برای آن جایگاهی ویژه در نظر بگیرند؟ برای پاسخ میتوان به این موارد اشاره کرد:
- تا معلمان از ویژگیهای روانی، عقیدتی و اخلاقی متناسب با رسالت معلم و مربی برخوردار شوند و بهعنوان الگوی مطلوب و سرمشق آرمانی زندگی دانشآموزان، دانش و اطلاعات کافی و درحدلازم برای اشتغال به تدریس در هر رشته و هر دوره تحصیلی را کسب کنند.
- تا معلمان مهارتها و آمادگی فنی را برای بهکارگرفتن روش مطلوب عرضه و انتقال اطلاعات و مهارتها کسب کنند؛ بهصورتی که کلاس درس آموختن و یادگیری را برای آموزنده سهل و آسان کند و محیط مدرسه نوجوانان را به کسب ارزشهای تربیتی زمان سوق دهد.
- تا معلمان با روشهای جدید تدریس و تدریس مؤثر آشنایی کامل پیدا کنند.
- تا معلمان با اصول روانشناسی تربیتی و اصل تشویق و تنبیه در یادگیری آشنا شوند.
- تا شیوههای گوناگون ارزشیابی را برای کسب اطمینان از بازده فعالیتهای آموزشی کلاس درس فرا گیرند.
- تا بیاموزند به شأن و کرامت انسانها احترام بگذارند و انسانهایی توانمند، خلاق و متعهد بسازند تا در آینده جامعه با کار و تلاش فرزندان خود به جایگاه اصلی خویش برسد.
اما مدیران مدرسهای چگونه میتوانند برای آموزش و توانمندسازی همکاران خود در مدرسه اقدام کنند؟ با توجه به موارد گفتهشده، پیشنهادهایی مطرح میشوند که مدرسه با توجه به ظرفیتهای خود میتواند برای آنها برنامهریزی کند:
1. تقویت شورای معلمان: این ظرفیت قانونی در آییننامه اجرایی مدارس نیز آمده است. شورا میتواند با برنامهریزی و توجه به نتایج نیازسنجی آموزشی، بخشی از زمان را به یادگیری معلم اختصاص دهد.
2. برگزاری کارگاه آموزشی: مدیران مدرسهها میتوانند با هماهنگی استادان مراکز تربیت معلم استان خود، مدرسان واحد ضمن خدمت اداره آموزشوپرورش و کارشناسان خبره، بهصورت فوقبرنامه و در زمان تعطیلی مدرسه یا روزهای پنجشنبه، فرصت بحث و گفتوگوی معلمان خود با کارشناسان را فراهم کنند.
3. آموزش مجازی: با تشکیل گروههای معلمی در فضای مجازی، از انعطاف زمانی بیشتری برای آموزش معلمان برخوردار خواهیم شد. البته فعالیت گروهها باید با تنظیم مقررات و رعایت قوانین مربوط همراه باشد. چون گاهی فعالیت در فضای مجازی ممکن است به هدف ضدتربیتی تبدیل شود.
4. فرصتهای مطالعاتی: مدیر مدرسه میتواند با توجه به نیازهای آموزشی همکاران، در جلسههایی فردی، با توافق روی موضوع، برای معلمان فرصتهایی مطالعاتی مانند بازدید از مدرسههای موفق، مطالعه پژوهشها و یافتههای جدید حوزه تعلیم و تربیت ترتیب دهد. نتیجه این مطالعهها میتواند در جلسههای شورای معلمان یا گروه مجازی مدرسه ارائه شود.
5. حضور معلمان دانشجو: در بسیاری از مدرسهها تعدادی معلم در حال ادامه تحصیل هستند. مدیر میتواند از ظرفیت علمی این همکاران که در حال انجام پروژههای علمی یا کارهای تحقیقی هستند، در مسیر اهداف آموزشی و تربیتی استفاده کند.
بهسازی و توانمندی معلمان بهعنوان فرایندی گسترده و چندجانبه قابل توجه است. آنها مبدأ هرگونه تحولی در مدرسه هستند، چرا که با معلومات، مهارتها و آمادگیهایی که در دوران تربیت خود در دانشگاه فرهنگیان یا دورههای آموزشی بدو استخدام کسب میکنند، قادرند چهره مدرسه را به نحو چشمگیری دگرگون و محیطهای آموزشی را به فضاهایی آکنده از محبت، صمیمیت، رشد و بالندگی مبدل کنند. همچنین جو کلاس را فرحبخش و لذتآور سازند و با شیوههای مناسب انتقال عناصر و عوامل فرهنگی به دانشآموزان و با بهکارگیری روشهای مطلوب تربیتی، زمینه رشد شخصیت و هویت آنان و دانشآموز تراز سند تحول بنیادین را فراهم کنند.