عکس رهبر جدید
۰
سبد خرید شما خالی است.

عمل گرای پیشرو

  فایلهای مرتبط
عمل گرای پیشرو
هر که به نیکی عمل آغاز کرد / نیکی او روی بدو باز کرد (نظامی)

 

جان دیویی در سال 1859(سالی که کتاب اصل انواع چارلز داروین منتشر شد) در ایالت ورمونت آمریکا دیده به جهان گشود.

بینش اجتماعی و اخلاقی دیویی را تربیت مذهبی وی به‌عنوان عضو فرقه‌ پروتستان مجمع‌گرا تعین بخشید. دیویی در طول خدمت خود در دانشگاه شیکاگو، «مدرسه آزمایشگاه»1 را تأسیس و مدیریت کرد. در این مدرسه، روش فعالیت متضمن بازی، سازندگی، مطالعه‌ طبیعت و ابراز وجود بود (گونه‌ای از مدرسه‌ تجربی).



عمل‌گرایی یا اصالت عمل2

چارلز اس.پرس، ویلیام جیمز، جورج هربرتمید و جان دیویی ایده‌ها را بر پایه‌ پیامدهای آن‌ها در عمل قضاوت می‌کردند. جان دیویی را پدر آموزش‌وپرورش پیشرو خوانده‌اند. بخشی از آثار مکتوب ایشان عبارت‌اند از: تجربه و تعلیم و تربیت، دموکراسی و آموزش‌وپرورش، هنر به‌عنوان تجربه، مدرسه و اجتماع، کودک و برنامه‌ درسی، چگونه می‌اندیشیم، رغبت و تلاش در آموزش‌وپرورش، آزادی و فرهنگ، طبیعت و سلوک انسانی (تجربه و طبیعت) و طلب یقین.



برگزیده‌ای از سخنان دیویی

- تصور مبنایی مدرسه، آزمایشگاه‌بودن آن است... همانند هر آزمایشگاه دیگری، این آزمایشگاه دو هدف عمده دارد:

1. عرضه، آزمایش، حقیقت‌یابی و نقادی گزاره‌ها و اصول نظری؛

2. افزودن به مجموعه‌ واقعیت‌ها و اصول در حیطه‌ تخصصی خود.

- زندگی اجتماعی ساده‌شده (مدرسه) باید در مقیاسی کوچک، به‌طور کلی فعالیت‌هایی را که برای زندگی بنیادی هستند، فراهم کند.

- روش فلسفی همانند روش علمی وجه آزمایشی دارد (تفکر جنبه‌ آزمایشی دارد).

- آموزش‌وپرورش حقیقی در محیط باز یا مردم‌سالارانه (دموکراتیک) به‌طور مؤثرتری جریان پیدا می‌کند؛ محیطی که از مطلق‌ها که مانع آزادی پژوهش می‌‌شوند، فارغ است.

- تفکر اصیل موقعی تحقق می‌یابد که فرد با مشکلات روبه‌رو شود و براساس روش علمی به حل آن‌ها بپردازد.

- آموزش‌وپرورش دو بعد دارد: محافظه‌کاری (انتقال میراث فرهنگی و تداوم فرهنگی) و بازسازی (تجدید حیات).

- کنش‌های سه‌گانه‌ مدرسه عبارت‌اند از: ساده‌کردن، پالودن3 و متعادل‌کردن.

- هدف انحصاری آموزش‌وپرورش، رشد یا همانا بازسازی تجربه4 است، به‌گونه‌ای که به هدایت و تنظیم تجربه‌های بعدی بینجامد.

- اگر هدف‌ها و غایت‌های تعلیم و تربیت در قالب زندگی جاری کودک قرار می‌گرفت، احتمال اینکه کودک به یادگیری مواد برنامه علاقه نشان دهد، بیشتر بود، زیرا در آن حال برنامه برای او به‌صورت وسیله‌ لازمی برای نیل به هدف‌های موردقبول درمی‌آمد. پیوسته رابطه‌ میان وسایل و غایت‌ها را مدنظر داشته باشیم. علم و عمل نباید جدا باشند.

- اگر هدف‌های تربیتی بر فعالیت‌های واقعی زندگی مبتنی باشند، مانند خود زندگی متعدد و متنوع خواهند بود.

- تنها هدف اساسی تعلیم و تربیت، تعلیم و تربیت بیشتر است. بدین طریق، هدف و فرایند آموزش‌وپرورش یک چیز می‌شود. پس تجربه‌ تربیتی تجدیدنظر مداوم در اقدام‌ها و کارهای کودک است که در پرتو نتیجه‌ تجربه‌های گذشته‌ او صورت می‌گیرد. همین تجدیدنظر مداوم در فرایند تربیتی است که آن را امری مترقی می‌سازد و همین امر است که دیویی را پیشرو نهضت تعلیم و تربیتی مترقی کرده است.

- اجتماع خوب آن است که در آن حد اعلای تجربه‌ مشترک، نه‌تنها بین افراد متعلق به همان اجتماع، بلکه بین اعضای آن و اعضای سایر جامعه‌ها موجود باشد. شکل اجتماعی که به نظر دیویی به بهترین وجه این صفت‌ها را داراست، مردم‌سالاری (دموکراسی) است.



مبناهای فلسفی

مبناهای فلسفی جان دیویی بدین شرح هستند:

1. معرفت‌شناسی آزمایش‌گرایانه؛

2. هنر کامل تفکر؛

3. اندامگان (ارگانیسم) و محیط‌زیست؛

4. رد مطلق‌های متافیزیکی؛

5. ارزش‌شناسی به‌عنوان ارزش‌گذاری آزمایشی؛

6. اندیشه و عمل.



چهار ویژگی تعلیم و تربیت از نگاه دیویی

- تعلیم و تربیت ضرورت زندگی است.

- تعلیم و تربیت به‌مثابه‌ کنش اجتماعی است.

- تعلیم و تربیت به‌مثابه‌ راهنمایی است.

- تعلیم و تربیت به‌مثابه‌ رشد است.

دیویی بر ماهیت تعاونی تجربه مشترک انسانی تأکید می‌کند. برای او آموزش‌وپرورش اصلاً اقدامی اجتماعی و مظهر تبادل و مبادله افکار در زمینه تجربه است. معذلک تبادل و مبادله افکار در تجربه بسته به اینکه، صورت تعلیم و تربیت واقعی یا تنها صورت دست‌پرورده کردن جوانان داشته باشد، کاملاً متفاوت است.

به نظر دیویی اولین ملاک تشخیص یک هدف تعلیم و تربیتی معتبر آن است که زاییده فعالیت‌های فعلی و جاری باشد. ملاک دیگر هدف در نظر او، انعطاف‌پذیری است. چون تعیین هدف نوعی پیش‌دستی نسبت به آینده است و آینده محاط در ناپایداری است.

نشانه‌های یک برنامه خوب در نگاه دیویی آن است که؛ با مقاصد تجربیات شخصی کودک رابطه مستقیم داشته باشد، کودک با عمل کردن روی برنامه، نسبت به تجربه‌اش دید روشن‌تری پیدا کند (بر اساس کارآمدی آن ارزشیابی می‌کنند).

در نظریه یادگیری مسئله محور دیویی، معلم به‌عنوان تکیه‌گاه5 به جای کارگردانی6 یادگیری او را هدایت می‌کند.

تجربه به‌عنوان عمل و آزمایش کلید و عامل اصلی درک حقیقت و طبیعت عالم واقع است. تجربه معادل آزمایش و معرفت است. تفکر جنبه‌ آزمایشی دارد و هوش توانایی حل مسئله است.

هدف آموزش‌وپرورش در مدرسه دیویی، آن بود که کودک را در حل مشکلات و مسائلی که در جریان زندگی روزمره و در محیط طبیعی اجتماعی خاص خود با آن‌ها مواجه می‌شود، کمک نماید.

به باور دیویی مدرسه و محیط اجتماعی آن، محلی است برای تمرین عملی زندگی اجتماعی. از این جهت مدرسه باید تا آنجا که ممکن است شبیه زندگی واقعی و عناصر آن باشد. مدرسه در واقع همان زندگی اجتماعی در مقیاسی کوچک‌تر است اما با عناصر واقعی و آزمون‌پذیر بودن یعنی قابلیت تمرین و تکرار و بازسازی تجربه‌ها. او برای مدرسه صفاتی قائل شده است که این صفات می‌توانند فرد را برای ورود مؤثر در اجتماع بزرگ‌تر موفق بدارند. ساده‌سازی تجارب مدرسه‌ای به میزانی که برای متربی قابل درک و فهم بوده و ظرفیت تجربه کردن را در او برانگیزد. پالودن به معنای کم کردن و حذف عوارض منفی از محیط مدرسه و تجربه‌اندوزی متربی. هم‌چنین متعادل ساختن جنبه‌های مختلف رشد در مدرسه. او تعلیم و تربیت را یک ضرورت انکارناپذیر پنداشته و می‌گوید مدرسه با فراهم آوردن زمینه بازسازی تجارب محیطی همسان با زندگی واقعی، کنش اجتماعی متربیان را سامان داده و مجال رشد را برایشان رقم می‌زند. عمل و فعل متربی مرکز ثقل عقاید اوست. متربی باید عمل کند و تجربه بیندوزد تا از این رهگذر (آزمایش و تجربه‌اندوزی) به حل مسائل نائل آید.

حل مسئله‌ای که در نگاه او همان هوش است، هوشی که توانایی برون‌رفت از مشکلات را به وجود می‌آورد. دیویی نقش و کسوت معلمان را راهبری و هدایت‌گری می‌داند، در نگاه او معلمان و مربیان باید تکیه‌گاه و داربست‌های یادگیری و آموختن باشند.



پی‌نوشت‌ها

 

1. Laboratory school

2. Pragmatism

3. Purify

4. Reconstruction of experience

5. Resource person

6. Directing

 



۲۳
کلیدواژه (keyword): رشد معلم، مربیان بزرگ، تعلیم و تربیت، فلسفه‌ تربیت، یادگیری مسئله محور، عمل گرای پیشرو، دکتر عبدالامیر گیلک
نام را وارد کنید
ایمیل را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید

۱۷۵ نفر
۳۲,۵۲۱,۴۶۶ نفر
۷,۳۳۷ نفر
۶,۹۶۰ نفر
۲۲,۴۶۶,۸۲۸ نفر