عکس رهبر جدید

دکتر برکه

  فایلهای مرتبط
دکتر برکه

فیلو میخواست آب بخورد. کرگدن هم تالاپتالاپ دنبال او راه میرفت. ناگهان فیلو ایستاد. خرطومش را توی هوا چرخاند و گفت:«اوه ... چه بوی بدی میآید!» کرگدن دماغش را بالا گرفت و نفس عمیقی کشید وگفت: «اوه... چه بوی بدی میآید!» یکهو خرگوشک را دیدند. خرگوشک نفسنفسزنان گفت: « ماهیها. ماهیها  لای زبالهها گیر کردهاند! کنار برکه پر از پلاستیک و قوطیهای فلزی و زباله شده است. باید ماهیها را نجات دهیم.»

سهتایی بهطرف برگه دویدند. فیلو و کرگدن توی آب رفتند و شروع کردند به جمع کردن زبالهها. خرگوشک گفت: «من میروم دنبال دکتر فیلا. شاید او بتواند ماهیها را نجات دهد.» کمی بعد دکتر فیلا آمده بود. از این ماجرا غُصّه خورد و گفت: «امروز شما دکتر برکه هستید. بهترین کار جمعکردن این زبالههای خطرناک است.»

فیلو و کرگدن یادشان رفت چقدر تشنه بودند. حالا فقط یک چیز دلشان میخواست؛ اینکه هیچکس توی برکه زباله نریزد.

۱۲۲
کلیدواژه (keyword): رشد کودک، چی بهتره، دکتر برکه، مریم سعیدخواه
نام را وارد کنید
ایمیل را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید