عکس رهبر جدید

خون‌سرد باش

خون‌سرد باش
برای اینکه بتوانید داستان‌ بنویسید ذوق هنری و توانایی قصه‌گویی کافی نیستند. با این‌ها در نهایت می‌توانید یک متن ادبی یا یک روایت بنویسید. داستان‌نویسی یک فن است. یعنی یک مجموعه فرمول و فن هست که حتماً باید یاد بگیرید. داستان خوب زمانی شکل می‌گیرد که آن قصه‌ها و ذوق‌های هنری با این فن‌ها ترکیب شوند. در شماره قبل قرار گذاشتیم از اینجا به بعد بیشتر درباره فن داستان‌نویسی صحبت کنیم و در هر شماره به چند اشتباه رایج داستان‌نویسان جوان هم اشاره کنیم.

پیرنگ چیست؟

میگویند پیرنگ اسکلتبندی داستان است. اگر پیرنگ داستان درست طراحی نشود، بقیه عناصر داستان در جای درست قرار نمیگیرند.

به این شکل دقت کنید.

 

حادثه 1                 حادثه 2               حادثه 3

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

                                زمان

 

خط  افقی پایین گذر زمان را نشان میدهد. فرض کنید زمان داستان یک ساعت است. در این یک ساعت چند حادثه در داستان رخ میدهد. پیرنگ داستان یعنی این حادثهها علت و معلول هم باشند. یعنی چون «حادثه 1» اتفاق میافتد، «حادثه 2» هم اتفاق بیفتد. و در نتیجه «حادثه 3» پیش بیاید. یعنی هر حادثهای در داستان باید علتی داشته باشد و خودش باعث علت حادثه دیگری شود. دقت کنید که این حادثهها نمیتوانند جابهجا شوند. یعنی نمیتوان داستان را از حادثه 2 شروع کرد و بعد به  حادثههای 1 و 3 رسید.

یک مثال:

- حادثه 1: علی تا دیروقت بیدار میماند و تلویزیون نگاه میکند.

- حادثه 2: علی نمیتواند به موقع بیدار شود.

- حادثه 3: علی از امتحان جا میماند.

- حادثه 4: ....

در مثالی که زدم این روابط علت و معلولی کاملاً مشخص هستند. البته هنوز یک داستان کامل شکل نگرفته است، بنابراین میتوان حادثههای دیگری را هم به همین ترتیب به آنها اضافه کرد تا داستان به پایان برسد.

 

نویسنده خونسردی که انشا نمینویسد

یکی از رایجترین اشتباههایی که نویسندههای تازهکار مرتکب میشوند همین است که داستاننویسی را با انشانویسی اشتباه میگیرند. یعنی داستان را پر میکنند از جملههای زیبا و پراحساس. غافل از اینکه حاصل کار در نهایت داستان خوبی نمیشود. یادتان باشد که نوشتن داستان، ردیف کردن جملههای زیبا و انشانویسی نیست. همانطور که یک داستان یک دلنوشته یا یک انشا نیست.

در انشا و متن ادبی استفاده از کلمههای شاعرانه مهم است، ولی در داستان باید با سادهترین کلمهها، یک مفهوم شاعرانه و حسبرانگیز را نشان داد.

وظیفه داستان نمایشدادن جهان بیرون است. این کار باید با سادهترین جملهها اتفاق بیفتد. به قول نویسندهها باید جملهها عینی باشند. پس لازم نیست از انواع توصیفها و استعارهها برای شرح یک موقعیت استفاده کنید. به نظر کار راحتی است. ولی اینطور نیست. نوشتن به زبان ساده داستانی کار دشواری است و نویسندهها بعد از سالها تلاش و تجربه به این نقطه میرسند.

میگویند نویسنده باید خونسرد باشد. یعنی در نوشتن سختترین صحنهها هم خودش احساساتی نشود و تلاش نکند خواننده را تحت تأثیر قرار دهد. مثلاً اگر میخواهد از مرگ یک شخصیت صحبت کند، خیلی ساده و سرراست صحنه را توصیف کند و بگذرد؛ بدون اینکه خودش شیون و زاری به راه بیندازد. و بدون اینکه متن را پر کند از صفتها و قیدهای منفی. این روش تأثیر بسیار بیشتری بر خواننده میگذارد.

نویسنده در انتقال تجربه انسانی به خواننده تنها دو وظیفه دارد. اول: اینکه خوب ببیند و بعد آنچه را دیده است، با جملههای سالم و درست به خواننده منتقل کند.

 

زبان داستانی چیست

ما دو نوع زبان داریم: زبان گفتار و زبان نوشتار رسمی. اگر دقت کرده باشید، ما آنطور که در مقالهها مینویسیم، حرف نمیزنیم و برعکس. پس زبان گفتار و زبان نوشتار با هم فرق دارند. زبان داستانی چیزی حد وسط زبان گفتار و زبان نوشتار است. اصلاً میتوان گفت «زبان معیار داستانی» شبیه زبان روزمره است.

 

به طور خلاصه، در زبان معیار داستانی:

- جملههای کوتاه مینویسیم.

- میتوانیم جای ارکان جمله را تغییر دهیم. یعنی میشود جای فعل و فاعل ... را عوض کنیم.

- از کلمههای شکسته استفاده نمیکنیم. مثلا :«میشینم» اشتباه است و «مینشینم» درست.

- فقط در دیالوگها (یعنی گفتوگوی شخصیتها) است که میتوانیم از کلمههای شکسته استفاده کنیم.

- از کلمههای ساده استفاده میکنیم. یعنی اگر کلمهای را در زبان گفتار استفاده نمیکنیم، در داستان هم آن را نمیآوریم.

 

 

راههای ارتباطی شما برای فرستادن متن و داستان، رایانامه مجله است به نشانی :

  nojavan@roshdmag.ir

یا شماره پیامک 3000899596

۱۰۱
کلیدواژه (keyword): رشد نوجوان، مهارت نویسندگی، خون‌سرد باش، مریم فردی
نام را وارد کنید
ایمیل را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید