عکس رهبر جدید

آیا تک‌پای مرغ به تنهایی راهگشاست

آیا تک‌پای مرغ به تنهایی راهگشاست

وقتی کارگر یا کارمندتان به شما مراجعه میکند و میگوید ایدهای دارد تا کاری که به او سپردهاید بهتر انجام شود، در واقع میخواهد روشی به شما معرفی کند که کار محوله را از روش دیکتهشده توسط شما بهتر انجام دهد. با او چه برخوردی میکنید؟ فرض کنید در کارگاه شیرینیپزی خودتان، یکی از نیروهایتان بیاید و بگوید میتواند با روشی، طعمی به شیرینی خامهای بدهد که خامهاش خوشمزهتر بشود و شیرینیاش هم به اندازه باشد. این هم نمونهای از تعارض در محل کار است. بهخصوص اگر آدم یکدندهای باشید! در مقابل او چه میگویید؟

یا مثلاً یک مشتری با نارضایتی بیرون رفته و دو کارمندتان بر سر اشتباهات یکدیگر و رسیدگی به مشتری با هم بحثشان شده است. رسیدگی را گردن یکدیگر میاندازند. بین آنها چه میکنید؟ یا مثلاً روی مکانی که میخواهند میزها را بچینند، اختلاف پیدا کردهاند. حالا چطور؟!

روش مدیریت این بگومگوها متنوع است. سه روش را در شمارههای قبل مثال زدهایم. میخواهیم روش بعدی را توضیح دهیم.

مرغ یکپا!

خیلی وقتها شما بهعنوان مدیر میتوانید با مرغتان که یکپا دارد، تعارضها را حلوفصل کنید که بروند پی کارشان! به همین راحتی. یعنی حرف حرف خودتان باشد و با یک دستور، فوری غائله را بخوابانید.

به نظر شما روش بدی است؟

به نظر من این روش نه همیشه خوب است و نه همیشه بد. بستگی دارد چقدر موضوع پراهمیتی باشد یا اینکه چقدر ارزش داشته باشد که خودتان و مجموعه زیر نظرتان روی آن وقت بگذارید یا چقدر زمان برای حلکردن موضوع داشته باشید.

برخی مواقع پیش میآید که موضوع آنقدر کماهمیت است که بگومگو و تعارض درباره آن فقط هدردادن وقت و انرژی است. مثلاً بحث چیدن میزها پیشپاافتاده و کماهمیت است. البته این کماهمیتی به معنای شلختگی در آن نیست، به معنای زیادی سختنگرفتن است. اگر این موضوع مورد جروبحث کارمندانتان واقع شد، فکر میکنم شما هم موافق باشید که بهترین راهحل، یک دستور از طرف شما بهعنوان مدیر مجموعه است و تمام.

یا تصور کنید زمانی دارند روی چیدمان میزها بحث میکنند که ده دقیقه دیگر میخواهید در را باز کنید تا مشتریان بیایند. منطقی است موضوع باید بهسرعت حل شود.

اما در موارد دیگر ممکن است این مرغ یکپای آقا یا خانم مدیر که شما باشید، کارها را خرابتر کند. فرض کنید در مثال مشتری ناراضی و جروبحث کارکنان مجموعه، شما بخواهید کار را با این دستورات حل کنید. طبیعی است شما یکی از دو طرف را مسئول میکنید تا کار را انجام دهید. در این حالت شما مشکل را حل کردهاید، اما مشکل بزرگتری به وجود آمده به نام کارمند ناراضی! طرف دوم ممکن است تصور کند شما به او اهمیتی نمیدهید یا او را مقصر میدانید. حالا هرچقدر هم آدم مقتدری به نظر برسید، بعد از این تصمیم، مشکلاتتان دو تا میشود؛ یا نباید این کار را بکنید یا باید دنبال یک راهحل برای مشکل دوم هم باشید.

یا زمانی که یکی از کارکنانتان برای ارائه نظرش به شما مراجعه میکند، یعنی بعد از فکرکردن و بالا و پایینکردنهای بسیار به سراغ مدیر خودش آمده است تا با ایدههایش، هم خودش رشد کند و هم مجموعه را رشد دهد، اگر شما برخورد سختی با او داشته باشید و حرفش را پس بزنید و روی روش خودتان پافشاری کنید، باز هم ممکن است از نظر خودتان یا بقیه مدیر مقتدری به نظر برسید، اما در واقع راه رشد کارکنانتان را بستهاید. آنها دیگر هیچگاه برای موفقیت کسبوکار شما بیشتر از حقوقشان تلاش نمیکنند! تا کاری را به آنها نگویید، خودشان انجام نخواهند داد و به سمت آن هم نخواهند رفت.

دلیلش واضح است. آنها میدانند در مجموعه هیچ گوشی برای شنیدن حرفهایشان وجود ندارد. هیچ راهی برای افزایش کیفیت مجموعه با نظر کارکنان نیست. در واقع راه پیشرفتشان بسته شده و اینها نتیجه همان روش مرغ یکپای آقا یا خانم مدیر است.

پس این راهکار، مثل سایر راهکارهایی که تاکنون گفتهایم، هم میتواند خوب باشد و هم بد؛ به اهمیت موضوع، زمان تصمیمگیری و اهمیت موضوع بستگی دارد.

ممکن است مشکلات را برطرف کند، یا به جای حلکردن مشکل اولیه، چند مشکل دیگر هم به وجود بیاورد!

در شمارههای بعد درباره راهکارهای دیگر با شما صحبت خواهیم کرد.

۵۱
کلیدواژه (keyword): رشد هنرجو، مهارت مدیریت، آیا تک پای مرغ به تنهایی راهگشاست، سعید نیری
نام را وارد کنید
ایمیل را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید