عکس رهبر جدید

دوستان زمین

  فایلهای مرتبط
دوستان زمین

ویزویز مگسها نمیگذاشت غازو و خرگوشه چُرت بزنند. غازو نگاهی به باغ کرد و پرسید: «بزغالهها دارند چهکار میکنند؟»

خرگوشه جستی زد و گفت: «وای! دارند از روی زمین آشغال برمیدارند!»

دوتایی دویدند. خرگوشه داد زد: «نباید با اینها بازی کنید!»

یکی از بزغالهها گفت: «بازی نمیکنیم. زمین را نجات میدهیم.»

غازو قاهقاه خندید و گفت: «چی؟»

یکی از بزغالهها گفت: «ما دلمان میخواست بازی کنیم، ولی دیدیم همهجا پر از آشغال شده است.»

غازو نگاهی به اطراف کرد و گفت: «کی این کار را کرده؟»

بزغالهها شانه بالا انداختند. خرگوشه گفت: «آشغالریزها باید از باغ ما بروند.»

بزغالهها خوششان آمد و تکرار کردند: «آشغالریز! آشغالریز! از باغ ما برو! از باغ ما برو!»

غازو گفت: «ما هم روی همین زمین زندگی میکنیم.»

غازو یکتکّه پوست موز پیدا کرد. به نظرش آشنا رسید. یادش آمد خودش آن را توی باغ انداخته است. یک چاله کند و پوست موز را در آن گذاشت. چاله را پر از خاک کرد تا چند وقت دیگر کود شود. خرگوشه هم یکتکّه پلاستیک را از روی زمین برداشت.

خرگوشه یادش آمد بعضی از آشغالها را خودش ریخته است. بزغالهها هنوز با صدای بلند میگفتند:

«آشغالریز! آشغالریز! از باغ ما برو! از باغ ما برو!»

غازو با خجالت گفت: «به نظرت زمین، ما آشغالریزها را میبخشد؟»

خرگوشه با غصّه گفت: «اگر بهموقع نجاتش بدهیم، ...»

غازو گفت: «پس بجنب! بجنب!»

و دوتایی دنبال بزغالهها دویدند.

۱۹۱
کلیدواژه (keyword): رشد کودک، زمین ما، دوستان زمین، الهام جمشیدی‌مهر
نام را وارد کنید
ایمیل را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید