عکس رهبر جدید
۰
سبد خرید شما خالی است.

امیرکبیر، ایران و کاشان

  فایلهای مرتبط
امیرکبیر، ایران و کاشان
کاشان همواره یکی از شهرهای مهمّ ایران بوده است. در گذشته‌های خیلی دور، در منطقه‌ای از کاشان به نام سیلک، شهری آباد وجود داشت. آثار و بقایای کشف‌شده از سیلک شگفت‌انگیزهستند. کوزه‌ها و اشیای سفالی و فلزی که در آنجا یافت شده‌اند، نشان می‌دهند که اهالی سیلک علم و دانش زیادی داشته‌اند.

شهر کاشان بازارها، مسجدها، مدرسه‌ها و محلّه‌های زیادی داشته و با اینکه بارها مورد حمله‌ قرار گرفته است، پابرجا و برقرار مانده است. وجود مقبره‌ی امامزاده‌ها، دانشمندان و بزرگانی مثل محتشم کاشانی، ملّامحسن فیض‌کاشانی، باباافضل و سهراب سپهری، به اهمیت این شهر افزوده‌ است. خانه‌های قدیمی کاشان جاذبه‌ی خاصّی دارند؛ خانه‌هایی که حیاط، اتاق‌ها، بادگیرها، و تزئینات آن‌ها چشم را خیره می‌کنند. خانه‌ی بروجردی‌ها، خانه‌ی طباطبایی‌ها از جمله جاذبه‌های معماری کاشان هستند.

کاشان در گذشته شهری صنعتی بود. قالی‌بافی و پارچه‌بافی این شهر همواره شهرت بسیار داشته است.

 

امیرکبیر و کاشان

امیرکبیر که بود و چرا به کاشان رفت؟

در دوره‌ی قاجار، وقتی محمّدشاه از دنیا رفت، پسرش ناصر در تبریز بود. او باید به تهران می‌آمد تا جانشین پدرش شود، امّا او حتّی خرج سفر خود و همراهانش را نداشت! در آن زمان، مسیرهای طولانی را با کالسکه یا وسیله‌هایی مثل آن می‌پیمودند. اطرافیان ولیعهد، به امیرکبیر روی آوردند تا هزینه‌ی سفر او را تأمین نماید. امیرکبیر، در آن زمان مردی قدرتمند در آذربایجان بود. او بازرگانان ثروتمند تبریز را فرا خواند و از آن‌ها کمک خواست. آنان نیز مبلغ مورد نیاز را در اختیار امیرکبیر قرار دادند. بدین ترتیب ولیعهد جوان به تهران آمد و به کمک امیرکبیر، شاه شد.

ناصرالدّین‌شاه از حکومت و کشورداری چیزی نمی‌دانست؛ بنابراین امیرکبیر را، که به وی مدیون بود و اعتماد داشت، صدر اعظم کرد. اکنون امیرکبیر میراث حاکمان قبلی را در اختیار گرفته بود و آن چیزی نبود جز بی‌نظمی، آشفتگی، و عقب‌ماندگی کشور و هزار مشکل دیگر!

امیرکبیر اقدامات مهمّی را برای سامان‌دادن به اوضاع انجام داد؛ او حاکمان نالایق را برکنار و امنیت را برقرار کرد. مدرسه‌ی دارالفنون را تأسیس کرد تا متخصّصان مورد نیاز، در آنجا آموزش ببینند، روزنامه تأسیس کرد، کشاورزی را سر و سامان داد و اقدامات دیگری که شرح آن‌ها را باید در کتاب‌های تاریخی خواند.

شهر کاشان به تولید انواع پارچه معروف بود. پارچه‌بافان این شهر با وسایل دستی و قدیمی کار می‌کردند، در حالی که در سایر کشورها، دستگاه‌های پارچه‌بافی جای ابزارهای قدیمی را گرفته بودند.

امیرکبیر، دو نفر را مأمور کرد که دو دستگاه حریربافی بخرند و به کاشان ببرند. بدین ترتیب این صنعت در کاشان یک گام بزرگ به جلو رفت. اگر کارهای امیرکبیر ادامه پیدا می‌کرد، پیشرفت‌های بیشتری در ایران به وجود می‌آمد. امّا برکنارکردن افراد نالایق و جلوگیری از دخالت‌ روس‌ها و انگلیسی‌ها در کارهای کشور، دشمنان زیادی برای او به وجود آورد. دشمنان او علیه صدر اعظم نزد شاه بد می‌گفتند. آن‌ها به شاه هشدار می‌دادند که اگر امیرکبیر بر قدرت بماند، دیر یا زود  خود او را برکنار می‌کنند. این بدگویی‌ها عاقبت اثر کرد. شاه وی را برکنار کرد و به او گفت به کاشان برود و حاکم آنجا شود. اقدام غیرمنصفانه‌ و ضربه‌ی شدیدی بود! امیرکبیر به‌ناچار با خانواده‌اش عازم کاشان شد. امّا دشمنان به خصوص انگلیسی دست‌بردار نبودند؛ آن‌ها در گوش شاه می‌خواندند که مقامات مملکتی با امیرکبیر در ارتباط هستند و فقط او را قبول دارند. بنابراین، شاه دستور قتلش را صادر کرد. مأموران شاه به باغ فین، که امیرکبیر آنجا ساکن بود، آمدند. مأموران به آنجا رفتند و ایشان را به شهادت رساندند. اکنون حمّام فین کاشان، یادآور آن ماجراست.

۱۰۸۲
کلیدواژه (keyword): رشد دانش‌آموز، ایران شناسی، امیرکبیر، ایران و کاشان، مسعود جوادیان
نام را وارد کنید
ایمیل را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید

۵۲۰ نفر
۳۴,۳۱۱,۴۱۳ نفر
۶۸,۶۳۹ نفر
۲۵,۲۹۶ نفر
۲۳,۹۰۵,۸۳۴ نفر