عکس رهبر جدید

طرح درس‌های سواد اطلاعاتی؛ ایستگاه بعدی کجاست؟

  فایلهای مرتبط
طرح درس‌های سواد اطلاعاتی؛ ایستگاه بعدی کجاست؟
همه کسانی که کودکی و نوجوانی خود را در جهان آنالوگ گذرانده‌اند، جنگ (آلبوم)‌های عکس را دیده‌اند. ذخیره تعداد محدودی عکس از وقایع زندگی که دوربین آنالوگی که در هر خانواده در نهایت یکی دو نفر داشتند، گرفته شده و بعد از چاپ در جُنگ قرار داده شده بودند. اما حالا دیگر کمتر بچه‌ای جُنگ عکس دارد. در عوض، چندین گیگ از حافظه داخلی تلفن همراه مادرها و رایانه‌های پدرها به هزاران هزار عکسی اختصاص دارد که از حالت‌های نوزاد دلبندشان از لحظه تولد تا شش‌ماهگی‌اش گرفته‌اند و گاهی هم در شبکه‌های اجتماعی به نمایش گذاشته‌اند. این مثال ساده از تغییر مسیر [فناوری] عکاسی به کمک فاوا، بهانه‌ای است برای روشن‌شدن یک واقعیت کلان‌تر، تا بتوانیم آینده را بهتر پیش‌بینی کنیم و برای آن آماده‌تر شویم: قطار پرشتاب فناوری اطلاعات و ارتباطات روی چه ریل‌هایی در حال توسعه است و ایستگاه بعدی آن کجاست؟

دیجیتالی شدن

مثال جُنگ عکس را در نظر بگیرید. این نوع بایگانی (آرشیو) اگرچه جذاب و خاطرهانگیز است، اما ایرادهای مشخصی هم دارد: جاگیر است، ممکن است در اسبابکشی گم شود، حین ورق زدن چایـی رویش بـریـزد و آسیب ببینـد، یا بهمرور رنگ تصویرها بریزند و عکس خودبهخود از بین برود. در عوض، امروزه ذخیرهسازی تصویرها آسان و کمهزینهتر از چاپ آنهاست و نگهداری آنها در رایانه کمدردسرتر از تهیه جُنگ عکس. اما چطور؟

تولد رقمی، طبق آنچه در طرحدرس قبل دیدیم1، فناوری را از وابستگی به ماده عبور داد. مزیتهای این رهایی از ماده، مثل کمشدن حجم فیزیکی یا کاهش احتمال آسیب و از بینرفتن یا پایینآمدن هزینهها، آنقدر وسوسهانگیز بود که فناوران را ترغیب کرد در فرایندی تدریجی، از همه فناوریهای آنالوگ نسخهای رقمی هم تولید کنند.

این مهاجرت گسترده از آنالوگ به دیجیتال، مهمترین و اصلیترین محور توسعه فناوریهای اطلاعاتی و ارتباطی در چند دهه اخیر است. در لایه اطلاعات، بایگانیهای آنالوگ، مثل کتابهای کهن و نسخههای خطی، یا نوارهای قدیمی فیلم یا صوت سخنرانیها و موسیقیهای ضبطشده قدیمی یا تصویر تابلوها و نقاشیهای برجسته تاریخی که سالها در انبارها و موزهها و کتابخانهها خاک میخوردند و نگهداریشان پرزحمت و دسترسی عمومی به آنها دشوار بود، آرامآرام به جهان دیجیتال کوچ داده شدند. حاصلش شد بایگانیهایی مثل مجموعه صوت همه سخنرانیهای شهید مطهری2 یا بایگانی برخط نشریات فارسی دانشگاه منچستر3 یا بایگانی نسخههای خطی فارسی کنگره آمریکا4 یا پیادهسازی و گردآوری احادیث کتابهای شیعی در پایگاه جامعالاحادیث نور5. و ثمره این دیجیتال شدن را همه ما چشیدهایم: دسترسی همهجایی و همهوقتی و ارزان به منابع اطلاعاتی، کاهش خطر ازبینرفتن آنها و قابلیت ارجاع و اتصال مباحث و منابع از طریق «ابَرپیوند» (هایپرلینک6) به یکدیگر، که امکان مطالعه و بررسی چندجانبه موضوعات را فراهم میآورد. (برای مثال نمودار (گراف) ارتباط آیات قرآن را در پایگاه «الکتاب»7 ببینید.)

و البته دیجیتالی شدن ثمره مهمتری هم داشت: تولید اطلاعات آسان و فراگیر شد. در واقع، حالا که ابزار تولید اطلاعات فراگیر است، میزان تولید هم جهش میکند.

 به مثال عکاسی برگردیم. در گذشته، در هر خانواده در نهایت یک دوربیـن بود و آن هـم جاگیـر و پردردسر با تعداد حلقه فیلمهای عکاسی محدود، که فقط برای ثبت صحنههـای خـاص ارزش خـرجکـردن داشت. اما حالا دوربیـن آنقـدر همهگیـر است که کوچکتـرین اتفاقات روزمـره هـم با تلفـن همـراه قابـل ثبـت و ذخیره باشند. حاصلش میشود اینکه کودکان عصر دیجیتال در جُنگ عکسشان، در نهایت 100 عکـس از کـل 15 سـال اول زندگیشـان پیدا مـیشد و بچههـای امـروزی فقـط از سـال اول تولدشـان چند گیگ تصویـر ذخیـرهشـده دارند. این پدیـدهای است که «انفجار اطلاعات» نامیده میشود.

اما مشـابه همیـن گـذار از آنالـوگ به دیجیتـال در لایه ارتباطات و رسانـه نیز رقم خورده است: نامه پستی به رایانـامـه تغییر شکل داده است، رادیوها دیجیتال شدهاند، تلویزیون به کمک گیرنده(آنتن)های دیجیتال کیفیت و پایداری بالاتری از تصویر ارائه میکند. در جلوههای ویژه فیلمها، دیگر از عروسک و نمونک (ماکت) استفاده نمیشود و همهچیز درون رایانه اتفاق میافتد. تلفنهای ثابت آنالوگ جای خود را به تلفن همراه و تلفنهای ثابت دیجیتال دادهاند و اساساً ارتباط مجازی صوتی و تصویری بر بستر دیجیتال جایگزین ارتباط حضوری _ و در این اواخر حتی آموزش _  شده است.

و همـه اینهـا مؤید همـان لفظ «انقلاب» دیجیتال هستند؛ گویی گونهای از رسانه و اطلاعات و ارتباطات نیست که فناوران، روح دیجیتال را به آن ندمیده باشند!

 

تلفن همراهگونه (موبایلیزه) شدن

احتمـالاً شمـا هـم حیـن وبگـردی در وبگاههـا یـا کنجکاویهـای صفحـه بـه صفحـه در ویکـیپدیا یا مرور مجـرا (کانال)هـای «آیا میدانید» در پیامرسانها، تصویرهای اعجاببرانگیزی از این جنس دیدهاید: نخستین رایانهها که فضایی به اندازه یک اتاق اشغال میکردند8 یا اولین کارت حافظه که میشد 5 مگابایت اطلاعات روی آن ذخیـره کـرد، اما بیش از یک تـن وزن داشت9 یـا دوربیـن عـکاسـی جـورج لاورنـس که 400 کیـلـوگـرم وزن داشت و 15 نفر خدمه10 اولـین پویشگر و چاپگر. در کنار این دیدههـای مجـازی، احتمـالاً تجربههـای واقعـی هم داشتهاید: مثلاً با آن تلفنهای ثابت قدیمی که شمارهگیری چرخشی داشتند تماس گرفتهایـد یـا آن تلـفنهایهمراه اولیه که اندازه یک آجر بودند را به خاطر دارید یا تجربه کار با رایانههای شخصی با آن جعبه (کیس)های بزرگ و نمایشگرهای حجیمشان را داشتهاید؟ همه این مثالها، از دیدههای مجازی تا تجربههای واقعی، یک ایراد مشترک داشتند: حجیم بودند و جابهجاییشان پردردسر. اینجاست که دومین محور توسعه فاوا، «تلفن همراهگونه شدن11» کلید میخورد.

واژه «موبایل»، فارغ از کاربرد عرفی امروزیِ آن، که به فناوری تلفن همراه اطلاق میشود، در اصل واژهای با ریشه فرانسوی است به معنای «هر چیزی که بهآسانی و راحتی قابلجابـهجایـی و حمـل باشـد» و این عموماً دومین گامی است که شرکتهـای حوزه فاوا بعد از اختـراع یک فناوری اطلاعاتـی و ارتباطی به سمت آن حرکت میکنند. یعنی بعد از تثبیت فناوری و کسب اطمینان از بازار مصرفی آن، به سراغ قابل متحرکسازی آن، بهمنظور افزایش جذابیت و فروش محصول میروند؛ مثلاً با «کوچک‌‌کردن» رایانههای حجیم به رایانههای خانگی12یا «بیسیمکردن» و «باتریخورکردن» همان رایانه و تولید رایانه قابل حمل یا «جیبیکردن» آن و تولید تلفن همراه.

 

شبکهشدن

جُنگهای عکس یک مشکل دیگر هم داشتند. بسیار پیـش مـیآمد که عکسی از ما در جُنگ دیگران بود و ما خودمـان آن عکـس را نداشتیـم و از وجـودش بیخبر هم بودیم. این موضوع حتی بعد از هجرت به جهان دیجیتال هم حل نشد. چه بسیار عکسهایی که دوستان ما از ما در تلفن‌‌های همراهشان دارند و خودمان آنها را نداریم. کاش میشد عکسهایمان به اشتراک گذاشته میشدند و مثلاً دوستانمان با مشخصکردن ما در آن عکس، به ما اطلاع میدادند که آن تصویر به ما هم ارتباط دارد. ایده آشنایی است، نه؟!

این اشتراکگذاری و به عبارتی «شبکهشدن» سومین ریل توسعه فاواست. یعنی بعد از آنکه فناوری، دیجیتالی شد، حالا آنها را به هم وصل میکنند. این کار برای کاربران آسانـی به همراه دارد: شبکه بانکی شتاب، شبکه رانندگان و مسافران سرویسهای حملونقل برخط و بازارهای فروش اینترنتی کالا و خدمات، همگی مثالهایی هستند از شبکهشدن اجزایی که قبلاً از هم جدا بودند و حالا در کنار هم کار ما را آسان کردهاند.

در کنار اینها، شبکهشدن جذابیت استفاده از محصول را هم بالا میبرد. درست مثل بازیهای رایانهای که میتوان تنهایی بازی کرد، اما لذت شبکه و گروهی بازیکردنشان چیز دیگری است. شبکههای اجتماعی هم بر پایه همین میـل توسعـه پیـدا کـردهانـد. کاربـران با اشتـراکگذاری اطلاعاتشان با هم، جهان گستـردهتـری از تصویـر، فیلم، مقاله، تجربه و خاطره را تجربه میکنند.

و البتـه که اینهـا مزیتهـای کاربـران بود. شبکهشدن اطلاعات و ارتباطات، برای صاحبان قدرت، رسانه و بستر، مزیتهای نانوآبدارتری دارد؛ تشکیل مهداده و تحلیل و فروش آن...

 

همگراشدن

و حالا گام آخر: اگر ابزاری هست که عکس بگیرد، چرا نتواند صدا را هم ضبط کند؟ یا حتی فیلم بگیرد؟ حالا که تصویر و صدا و فیلم میگیرد، چرا نتواند آنها را همانجا پخش کند؟ نمیشود این ابزار، ساعت را هم در گوشهای نمایش دهد؟ برقراری تماس تلفنی چطور؟ ضربان قلب را هم اگر بتواند ثبت کند خیلی خوب میشود و همینطور تا آخر! و این چهارمین محور توسعه فناوری اطلاعات و ارتباطات است؛ اینکه تا میشود، همهچیز در هم فرو رود و به هم بچسبد و «همگرا» شود.

رایانه‌‌های کیفی ترکیب به هم چسبیدهای از نمایشگر، صفحهکلید، موشواره، جعبه حافظه و پردازنده و چندین متر کابل و سیم هستند. در گذشتهای نهچندان دور، تنها شکل ممکن از رایانه تصور میشد. تبلتها هم گویی صفحهکلید رایانه‌‌های کیفی را در خود بلعیدهاند و همگراتر شدهاند. دور از انتظار نیست اگر بهزودی دیتا فراتابها و چاپگرها هم در رایانک‌‌های هوشمند ادغام شوند.

 

جمعبندی: فکر فردا باید کرد...

این چهار ریل توسعه فناوری اطلاعاتی و ارتباطی هیچچیز عجیبی نداشتند، چراکه این روند درست مقابل چشم ماست و مصداقهای آنها را هر روز میبینیم و از آنها استفاده میکنیم. اما مرور آن و خودآگاهشدن به آن مهم است تا:

نخست) بتوانیـم آینـده را پیشبینـی کنیم: این مسیر مبتنـی بـر این چهـار ریـل ادامه دارد. یعنی باید در انتظار «‌‌دیجیتالیترشدن» همهچیز، از خودرو و یخچال و لباسشویی گرفته تا کتاب و چراغ و پنجره، باشیم. اگر چیزهایی در اطرافمان هستند که هنوز بهآسانی قابل حمل نیستند، باید بدانیم بهزودی «تلفن همراهگونه» میشوند. وقتی دیجیتال شدند، به سمت «شبکهشدن» با هم میروند. مثلاً یخچالی که با شبکه به تلفن هوشمند شما متصل است و هشدار میدهد کدام مواد غذایـی به اتمـام رسیـدهاند. و در نهایت همهچیز «همگراتر» میشود؛ مثلاً فناوریهای پوشیدنی مثل عینک آفتابی رقمی یا موشواره انگشتری.

دوم) توسعه فناوری را تصادفی ندانیم: اینطور نیست که فناوران دور هم جمع شوند و بر اساس بخت و قرعه تصمیم به توسعه یک فناوری بگیرند. برعکس، مسیر توسعه کاملاً با برنامه و مشخص است. اگر این باور در ما شکل گرفت، هم از رفتوآمد فناوریها کمتر ذوقزده میشویم و هم نسبت به پذیرش بیقیدوشرط آنها حساستر خواهیم بود.

 

 

پینوشتها

1. یادداشت طرحدرس سواد اطلاعاتی. ماهنامه رشد فناوری آموزشی. آذر 1401

2. http://www.mortezamotahari.com/fa/soundsubject.html?SubjectID=6160

3. https://luna.manchester.ac.uk/luna/servlet/Manchester~18~18

4. https://www.loc.gov/collections/persian-language-rare-materials/

5. https://hadith.inoor.ir/fa/home

6. hyperlink

7. http://rel.alketab.org/#2:2

8.  به روایتی، اولین رایانههای مدرن و قابل برنامهریزی دنیا «زد 4» (Z4) و «هاروارد مارک 1» (Harvard Mark I) بودند که در برههای از جنگ جهانی دوم به ترتیب توسط آلمانها و آمریکاییها برای انجام محاسبات طراحی ادوات نظامی استفاده میشدند. این رایانهها فضایی در حدود 23 متر مکعب اشغال میکردند و نزدیک به 4 تن وزن داشتند!

9. اولین «درایو دیسک سخت» (Hard Disk Drive) که شرکت IBM در سال 1956 ساخت، 5 مگابایت اطلاعات ذخیره میکرد، بیش از یک تن وزن داشت و 10 نفر برای جابهجایی آن لازم بود.

 10. دوربین معروف به ماموت ساختهشده توسط آقای لاورنس در سال 1900 بود که 400 کیلوگرم وزن داشت و برای این طراحی شده بود که از قطار جدید بلند و لوکس شرکت راهآهن «شیکاگو و آلتون» عکس بگیرد.

11. Mobilization

12. pc

۱۳۲
کلیدواژه (keyword): رشد فناوری آموزشی، تربیت رسانه‌ای، طرح درس‌ های سواد اطلاعاتی،سواد اطلاعاتی،ایستگاه بعدی کجاست، صدرا فیروزمند
نام را وارد کنید
ایمیل را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید